Warrior - Third Season

Warrior - Third Season

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 3

Väljalaske info

Warrior 2019 S03 720p HMAX WEB-DL DDP5 1 x264-NTb JiG
Kommenteerib JiG
زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن هماهنگ با نسخه وب از جیگ چندقسمت سینک نبود برای اطلاعات بیشتر به کانال زیر مراجعه کنید @Bluray1080pJiG

Sildid

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
Avaldatud: 2023-09-07
Allalaadimised: 51
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫بیا اینجا

‫منو که می‌شناسی؟

‫همه می‌شناسنت

‫یانگ جون رو هم که می‌شناسی؟

‫بهش بگو وقتشـه

‫برو

‫اینجا چه خبره؟

‫سلام. اوضاع و احوال؟

‫مثل اینکه شماها ‫از محدوده‌ی لانگ زی خارج شدید

‫عیبی نداره

‫همه گهگداری راه‌شون رو گم می‌کنن

‫خوشحال میشم مسیر درست رو نشون‌تون بدم

‫اونی که راهش رو گم کرده تویی، مادرجنده

‫قضیه سریع بیخ پیدا کرد

‫معمولاً اول یه‌خرده تیکه میندازن،

‫چند تا جواب دندون‌شکن میدن،

‫بعدش نوبت تبرچه میشه، ‫در جریانی دیگه؟

‫راهتو بکِش برو، کُسخل

‫ما یه روز کنار هم با آمریکایی‌ها جنگیدیم

‫حالا مای لینگ خیال کرده می‌تونه ‫توی محدوده‌ی هاپ وی

‫تریاک قایم کنه؟

‫این برخلاف معاهده‌ست

‫و ایضاً، عقل سلیم

‫پس، ملاس‌هاتون رو بردارید و ‫گورتون رو گُم کنید،

‫واِلا ازتون می‌گیرمش؛

‫اون‌وقت باید برای مای لینگ ‫توضیح بدید که

‫چطوری تریاک‌ها رو از دست دادید و ‫دهن‌تون هم سرویس شد

‫باز هم تا سه ثانیه‌ی دیگه ‫با اون تبرچه جِرِت میدم

‫گوش‌هاتو باز کن، کُس‌مغز…

‫- دو ‫- نمی‌دونم به خیالت

‫- قراره چه اتفاقی بیفته ‫- یک

‫به هر حال، عاقبت خوشی نداره

‫- خیلی‌خب، بریم، بچه‌ها! ‫- بریم!

‫بریم سروقت‌شون!

‫یالا، بچه‌ها. بریم!

‫یالا

‫سلام. اوضاع چطوره؟

واقعاً اون دره رو ندیدی؟

‫خفه شو و کمکم کن بلند شم

‫پلیس سان فرانسیسکو!

‫دست نگه دارید!

‫آهای!

‫پاشو!

‫پلیس! تکون نخورید! بی‌حرکت!

‫آسام!

‫تکون نخور

‫دست‌هاتو بیار بالا

‫نمی‌خواد نگران دست‌هام باشی

‫جداً؟

نکنه فکر کردی سرعت لگدت ‫از یه شاتگان ۱۲ گِیجی بیشتره؟

‫بالاخره این محله رو سر و سامون دادن؛

‫اون‌وقت شما و لانگ زی

‫باز دارید اینجا رو به هم می‌ریزید

‫خودت هر روز داری ‫با یه لشکر پلیس میای اینجا و

‫همه رو می‌گیرید زیر مشت و لگد

‫چون اینجا خر تو خره

‫از وقتی که شما پلیس‌ها شروع به سرکوب ‫توی محله‌ی چینی‌ها کردید، این‌جوری شده

‫گوش کن، من زمان شورش اینجا بودم و

‫داشتم از شما چینی‌ها محافظت می‌کردم

‫ما نیازی به محافظت شما نداریم

‫فقط می‌خوایم تو کار و کاسبی‌مون ‫دخالت نکنید

‫منظورت کسب و کار انجمن‌تونـه

‫منظورم تمام کار و کاسبی‌هایی هست که

‫پلیس‌ها سر این قوانین کُسشعر ‫درش رو تخته کردن

‫ملت دارن از گرسنگی می‌میرن

‫اون‌وقت جنگ محله‌ای شما ‫چطور قراره شکم‌شون رو سیر کنه؟

‫لعنتی!

‫بزن به چاک

‫لاشی

‫استون، شلیک نکن! ‫از اینجا میریم

‫- چی داری میگی؟ ‫- دعوا تمومـه

‫نیومدیم دوباره دعوا راه بندازیم

‫یالا! بیاید برگردیم!

‫بیل، کیر توش

‫چیزی تو ذهنتـه؟

‫از زمان فوت رئیس،

‫چشمت دنبال پُستش بوده

‫ولی داری دست و بال‌مون رو می‌بندی

‫مطمئنی می‌خوای این‌جوری ‫با رئیس پلیس جدید صحبت کنی؟

‫فعلاً که رئیس پلیس نشدی

« مـبـارز »

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » :. Ali99 & Cardinal .:

‫آقای گریر کجاست؟

‫هی، گریر!

‫گریر!

‫آقای گریر

‫خوشحالم دوباره می‌بینمتون

‫- کُلش ۱۰۰ دلار؟ ‫- طبق قول و قرارمون

‫بهشون می‌خوره قدیمی باشن

‫با ۱۰۰ دلار تفنگ قدیمی نصیبتون میشه

‫با ۲۰۰ دلار، تفنگ جدید

‫بهت که گفتم. ‫خودت ۱۰۰ دلاری رو انتخاب کردی.

‫خودم انتخابم رو یادمـه

‫فقط می‌خوام مطمئن شم سالمن

‫خودم همه‌شونو امتحان کردم

‫واقعاً؟

‫من هم باید حرفت رو باور کنم؟

‫آهای، آهای

‫آهای چی؟

‫آخه کی دلش واسه ‫یه چینیِ پُراِفاده تنگ میشه؟

‫حرفی نداری؟

‫یک…

‫صد…

‫دلار

‫انصافاً چینیِ باخایه‌ای هستی

‫«یکصد دلار»

‫حالا هم گورتو گم کن

‫« این مکان به دستور پلیس سان فرانسیسکو ‫پلمپ شده است »

‫پلیس‌های ایکبیری

‫الان دیگه سوزن هم ،تو محله‌ی چینی‌ها بندازی

‫به یکی از پلیس‌ها می‌خوره

‫قبلاً جوخه‌ی محله‌ی چینی‌ها رو جدی نمی‌گرفتیم

‫حالا نصف پلیس‌های شهر رو گذاشتن اینجا تا ‫تا دهن‌مونو صاف کنن

‫همش سیاستـه

‫آمریکایی‌ها می‌خوان قبل از انتخابات ‫شاخ و شونه بکِشن

‫آره، ولی چرا باید در هر جا که من ‫دوست دارم رو تخته کنن آخه؟

‫بالاخره یه حلوازرده‌فروشیِ ‫درست و حسابی پیدا کردم

‫که یهو زدن مغازه‌ی آقای گائویان رو بستن

‫توی همین گیر و دار ‫مای لینگ هم معاهده رو نقض می‌کنه

‫ولی به‌خاطر این پلیس‌های لامصب

‫حتی نمی‌تونیم تلافی کنیم

‫این‌طوری هم باج‌هامون مالیده‌ست، ‫هم افرادمون رو از دست میدیم

‫اگه نتونیم یه‌جوری این قوانین رو دور بزنیم

‫- به گا میریم ‫- آره

‫یانگ جون

‫باعث افتخاره که تشریف آوردی

‫ولی من اعصابم بدجور خُرده

‫فقط واسه این اومدم سراغت که ‫افرادم دو هفته پشت سر هم

‫دست خالی برگشتن

‫می‌دونم، شرمنده‌ام

‫ولی پلیس‌ها ماه قبل ‫دو بار مغازه‌مون رو بستن

‫همه‌مون دوران سختی رو می‌گذرونیم

‫ولی باز هم باید بدهی‌هامون رو بدیم

‫من مشکلی با پرداخت حق حفاظت ندارم، ولی…

‫حس نمی‌کنم ازمون محافظت کرده باشید

‫واقعاً می‌خوای این‌طوری باهام صحبت کنی؟

‫من دستم تنگ‌تر از این حرف‌هاست

‫دارم رک بهت میگم

‫اگه پدرت بود درک می‌کرد

‫پدرم دیگه رئیس انجمن نیست

‫من رئیسم

‫پس اگه جای تو بودم،

‫دیگه اسم اونو نمی‌آوردم

‫اگه الان می‌دیدت…

‫پیازچرون دیوث

‫آهای، بیا…

‫بیا قضیه رو بسپاریم به هانگ، خب؟

‫عیبی نداره. ناسلامتی تو رئیس انجمنی

‫نباید خودت حق حفاظت‌ها رو بگیری…

‫رئیس

‫به‌نفعته مراقب لحن کیریت باشی، پیری

ردیفش کن

‫یانگ جون. آهای، آهای

‫اون تو چه گوهی خوردی؟

‫چی؟

‫چرا اون‌طوری جلوم رو گرفتی؟!

‫داشتی یه پیرمرد رو کتک می‌زدی

‫می‌خواستم حساب کار دستش بیاد

‫طرف بهم بی‌احترامی کرد

‫اگه دنبال احترامی،

‫راهش از کوره در‌رفتن نیست

‫دیگه جلوی انظار ملت ‫تو روی من در نیا

‫اوضاع داره خطرناک میشه

‫کیر توش

‫تعداد پلیس‌ها بیشتر شده

‫می‌ریزن، مغازه‌هامون رو می‌بندن و ‫به دارایی‌هامون خسارت می‌زنن

‫اتحاد شاید تنها سلاحی باشه که

‫در برابر دشمن‌مون داریم

‫جیانگ یائو و لانگ زی

‫همیشه رابطه‌ی دوستانه‌ای داشتن

‫ولی واقعیت اینـه که انجمن‌های بیشتر

‫یعنی چنددستگی بیشتر

‫به همین خاطر…

‫بنا به درخواست شما

‫و طبق شرایطی که قید کردید،

‫انجمن جیانگ یائو باافتخار ‫عضوی از لانگ زی میشه

‫عهد می‌کنیم که شمشیر، خون

‫و روح‌مون تحت فرمان لانگ زی و رهبرش،

‫مای لینگ باشه

‫کانگ پاک

‫مطمئنم بعد از سال‌ها رهبریِ این انجمن،

پیوستن به ما برات تصمیم سختی بوده

‫درسته

‫ولی وقتی حق انتخاب نداری،

‫انتخابت مشخصـه

‫لی یانگ میگه که تو مبارز بزرگ…

‫و مرد شریفی هستی

‫امیدوارم تو هم در کنار ریش‌سفیدها ‫عضو شورام بشی

‫باعث افتخارمـه

‫خب، پس…

‫به لانگ زی خوش اومدید

‫من خودم ایرلندی‌ام. متولد دوبلین‌ام

‫اینکه امکان استخدام ‫کارگران ایرلندی‌ها وجود نداره

‫نه تنها برای من، ‫که مطمئناً برای تمام اعضای این شورا

‫دردناکـه

‫ولی هزینه‌ی اَلوار جیب‌هامو خالی کرده؛

‫دیگه بودجه ندارم

‫اگه بودجه‌ی ‫یه حقوق بخور و نمیر رو هم ندارید،

‫یه جای کارتون می‌لنگه

‫چینی‌ها می‌تونن با همچین دستمزدی سَر کنن

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left