Esimesed 200 rida.
بیا اینجا
منو که میشناسی؟
همه میشناسنت
یانگ جون رو هم که میشناسی؟
بهش بگو وقتشـه
برو
اینجا چه خبره؟
سلام. اوضاع و احوال؟
مثل اینکه شماها از محدودهی لانگ زی خارج شدید
عیبی نداره
همه گهگداری راهشون رو گم میکنن
خوشحال میشم مسیر درست رو نشونتون بدم
اونی که راهش رو گم کرده تویی، مادرجنده
قضیه سریع بیخ پیدا کرد
معمولاً اول یهخرده تیکه میندازن،
چند تا جواب دندونشکن میدن،
بعدش نوبت تبرچه میشه، در جریانی دیگه؟
راهتو بکِش برو، کُسخل
ما یه روز کنار هم با آمریکاییها جنگیدیم
حالا مای لینگ خیال کرده میتونه توی محدودهی هاپ وی
تریاک قایم کنه؟
این برخلاف معاهدهست
و ایضاً، عقل سلیم
پس، ملاسهاتون رو بردارید و گورتون رو گُم کنید،
واِلا ازتون میگیرمش؛
اونوقت باید برای مای لینگ توضیح بدید که
چطوری تریاکها رو از دست دادید و دهنتون هم سرویس شد
باز هم تا سه ثانیهی دیگه با اون تبرچه جِرِت میدم
گوشهاتو باز کن، کُسمغز…
- دو - نمیدونم به خیالت
- قراره چه اتفاقی بیفته - یک
به هر حال، عاقبت خوشی نداره
- خیلیخب، بریم، بچهها! - بریم!
بریم سروقتشون!
یالا، بچهها. بریم!
یالا
سلام. اوضاع چطوره؟
واقعاً اون دره رو ندیدی؟
خفه شو و کمکم کن بلند شم
پلیس سان فرانسیسکو!
دست نگه دارید!
آهای!
پاشو!
پلیس! تکون نخورید! بیحرکت!
آسام!
تکون نخور
دستهاتو بیار بالا
نمیخواد نگران دستهام باشی
جداً؟
نکنه فکر کردی سرعت لگدت از یه شاتگان ۱۲ گِیجی بیشتره؟
بالاخره این محله رو سر و سامون دادن؛
اونوقت شما و لانگ زی
باز دارید اینجا رو به هم میریزید
خودت هر روز داری با یه لشکر پلیس میای اینجا و
همه رو میگیرید زیر مشت و لگد
چون اینجا خر تو خره
از وقتی که شما پلیسها شروع به سرکوب توی محلهی چینیها کردید، اینجوری شده
گوش کن، من زمان شورش اینجا بودم و
داشتم از شما چینیها محافظت میکردم
ما نیازی به محافظت شما نداریم
فقط میخوایم تو کار و کاسبیمون دخالت نکنید
منظورت کسب و کار انجمنتونـه
منظورم تمام کار و کاسبیهایی هست که
پلیسها سر این قوانین کُسشعر درش رو تخته کردن
ملت دارن از گرسنگی میمیرن
اونوقت جنگ محلهای شما چطور قراره شکمشون رو سیر کنه؟
لعنتی!
بزن به چاک
لاشی
استون، شلیک نکن! از اینجا میریم
- چی داری میگی؟ - دعوا تمومـه
نیومدیم دوباره دعوا راه بندازیم
یالا! بیاید برگردیم!
بیل، کیر توش
چیزی تو ذهنتـه؟
از زمان فوت رئیس،
چشمت دنبال پُستش بوده
ولی داری دست و بالمون رو میبندی
مطمئنی میخوای اینجوری با رئیس پلیس جدید صحبت کنی؟
فعلاً که رئیس پلیس نشدی
« مـبـارز »
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » :. Ali99 & Cardinal .:
آقای گریر کجاست؟
هی، گریر!
گریر!
آقای گریر
خوشحالم دوباره میبینمتون
- کُلش ۱۰۰ دلار؟ - طبق قول و قرارمون
بهشون میخوره قدیمی باشن
با ۱۰۰ دلار تفنگ قدیمی نصیبتون میشه
با ۲۰۰ دلار، تفنگ جدید
بهت که گفتم. خودت ۱۰۰ دلاری رو انتخاب کردی.
خودم انتخابم رو یادمـه
فقط میخوام مطمئن شم سالمن
خودم همهشونو امتحان کردم
واقعاً؟
من هم باید حرفت رو باور کنم؟
آهای، آهای
آهای چی؟
آخه کی دلش واسه یه چینیِ پُراِفاده تنگ میشه؟
حرفی نداری؟
یک…
صد…
دلار
انصافاً چینیِ باخایهای هستی
«یکصد دلار»
حالا هم گورتو گم کن
« این مکان به دستور پلیس سان فرانسیسکو پلمپ شده است »
پلیسهای ایکبیری
الان دیگه سوزن هم ،تو محلهی چینیها بندازی
به یکی از پلیسها میخوره
قبلاً جوخهی محلهی چینیها رو جدی نمیگرفتیم
حالا نصف پلیسهای شهر رو گذاشتن اینجا تا تا دهنمونو صاف کنن
همش سیاستـه
آمریکاییها میخوان قبل از انتخابات شاخ و شونه بکِشن
آره، ولی چرا باید در هر جا که من دوست دارم رو تخته کنن آخه؟
بالاخره یه حلوازردهفروشیِ درست و حسابی پیدا کردم
که یهو زدن مغازهی آقای گائویان رو بستن
توی همین گیر و دار مای لینگ هم معاهده رو نقض میکنه
ولی بهخاطر این پلیسهای لامصب
حتی نمیتونیم تلافی کنیم
اینطوری هم باجهامون مالیدهست، هم افرادمون رو از دست میدیم
اگه نتونیم یهجوری این قوانین رو دور بزنیم
- به گا میریم - آره
یانگ جون
باعث افتخاره که تشریف آوردی
ولی من اعصابم بدجور خُرده
فقط واسه این اومدم سراغت که افرادم دو هفته پشت سر هم
دست خالی برگشتن
میدونم، شرمندهام
ولی پلیسها ماه قبل دو بار مغازهمون رو بستن
همهمون دوران سختی رو میگذرونیم
ولی باز هم باید بدهیهامون رو بدیم
من مشکلی با پرداخت حق حفاظت ندارم، ولی…
حس نمیکنم ازمون محافظت کرده باشید
واقعاً میخوای اینطوری باهام صحبت کنی؟
من دستم تنگتر از این حرفهاست
دارم رک بهت میگم
اگه پدرت بود درک میکرد
پدرم دیگه رئیس انجمن نیست
من رئیسم
پس اگه جای تو بودم،
دیگه اسم اونو نمیآوردم
اگه الان میدیدت…
پیازچرون دیوث
آهای، بیا…
بیا قضیه رو بسپاریم به هانگ، خب؟
عیبی نداره. ناسلامتی تو رئیس انجمنی
نباید خودت حق حفاظتها رو بگیری…
رئیس
بهنفعته مراقب لحن کیریت باشی، پیری
ردیفش کن
یانگ جون. آهای، آهای
اون تو چه گوهی خوردی؟
چی؟
چرا اونطوری جلوم رو گرفتی؟!
داشتی یه پیرمرد رو کتک میزدی
میخواستم حساب کار دستش بیاد
طرف بهم بیاحترامی کرد
اگه دنبال احترامی،
راهش از کوره دررفتن نیست
دیگه جلوی انظار ملت تو روی من در نیا
اوضاع داره خطرناک میشه
کیر توش
تعداد پلیسها بیشتر شده
میریزن، مغازههامون رو میبندن و به داراییهامون خسارت میزنن
اتحاد شاید تنها سلاحی باشه که
در برابر دشمنمون داریم
جیانگ یائو و لانگ زی
همیشه رابطهی دوستانهای داشتن
ولی واقعیت اینـه که انجمنهای بیشتر
یعنی چنددستگی بیشتر
به همین خاطر…
بنا به درخواست شما
و طبق شرایطی که قید کردید،
انجمن جیانگ یائو باافتخار عضوی از لانگ زی میشه
عهد میکنیم که شمشیر، خون
و روحمون تحت فرمان لانگ زی و رهبرش،
مای لینگ باشه
کانگ پاک
مطمئنم بعد از سالها رهبریِ این انجمن،
پیوستن به ما برات تصمیم سختی بوده
درسته
ولی وقتی حق انتخاب نداری،
انتخابت مشخصـه
لی یانگ میگه که تو مبارز بزرگ…
و مرد شریفی هستی
امیدوارم تو هم در کنار ریشسفیدها عضو شورام بشی
باعث افتخارمـه
خب، پس…
به لانگ زی خوش اومدید
من خودم ایرلندیام. متولد دوبلینام
اینکه امکان استخدام کارگران ایرلندیها وجود نداره
نه تنها برای من، که مطمئناً برای تمام اعضای این شورا
دردناکـه
ولی هزینهی اَلوار جیبهامو خالی کرده؛
دیگه بودجه ندارم
اگه بودجهی یه حقوق بخور و نمیر رو هم ندارید،
یه جای کارتون میلنگه
چینیها میتونن با همچین دستمزدی سَر کنن
No comments yet. Be the first to leave one.