Esimesed 200 rida.
میدونید این روزها
دو نوع مهاجر ایرانی وجود داره
اونهایی که قبل از انقلاب از ایران رفتن
و اونهایی که بعد از انقلاب از ایران رفتن
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
در سال ۱۹۸۸ رستم علوی
مردی ساده از شهر لاله جین
و یک سرباز وظیفه
و شهره دختر یک شالیکار
و زرنگ محلی
با دوستان و خانواده شون جشنی میگیرن
با کلی تخلف در پوشش
که ملاها رو به سکته میندازه
ازدواج میکنن و صاحب پسری میشن
که با عشق اسمش رو میذارن بدیع
اون طرف دنیا در سال ۱۹۸۹
یه زوج ایرانی به اسم های
فرد و تسا به فرودگاه پیرسون تورنتو میرسن
ما بیشتر پاریسی هستیم تا ایرانی
بدیع در حال بزرگ شدن به سیاست هم علاقه داشت
در مغازه سفالگری پدرش کار میکرد
و به پرورش مرغ های خانواده
با پسرعموش آرش کمک میکرد
در تورنتو تسا و فرد صاحب دختری میشن
که با عشق اسمش رو میذارن شارون
در ایران قلب بدیع یه لحظه می ایسته
شارون مثل بیشتر دخترها بزرگ میشه
سرگرمی هاش شامل آرایش کردن
هنر هی نه
نه نه نه نه
و آشپزی بود
در ایران بدیع و والدینش
سوار هواپیما به مقصد تورنتو میشن
قلب شارون یه لحظه میایسته
اوه شارون
شارون
شارون میدونم میدونم
عزیزم دیرت میشه
اشکال نداره مامان
چرا با ماشین نمیری
مامان الان وقتش نیست لطفا
میدونم فقط نمیخوام دیر کنی
آره ولی ماشینم تو راهه
روز امتحانه
اوه
و عالی انجامش میده
مامانی صبر کن نه واقعا باید برم
هی حدس بزن کی قراره
امتحان املاک رو عالی پاس کنه
آره خوبه خوبه
هنوز میخوای با آدام ملاقات کنی مگه نه
بله مامان
مشاور املاکی که براش جور کردم
وای ماشینم رسید
صبر کن مامانی
ممنون
اوه آدام مشاور املاک خیلی خوبیه مامان
مامانی بس کن دیگه با این فارسی حرف زدن
موفق باشی
ببخشید شما ایرانی هستید
ببخشید
فکر کردم شاید ایرانی باشید
اوه نه من ایرانی نیستم کانادایی هستم
هی رفیق برو به درک
چی
فارسی بلد نیستی
من فکر کردم بلدی
تو ریچموند هیل زندگی میکنی شبیه ایرانی ها هستی و اسمت
ببین من واقعا باید درس بخونم
متاسفم
هی
اه
ببخشید
از پیاده رو برو کنار احمق
چیزی که شارون اون لحظه نمیدونست
این بود که برخورد با این احمق
سرنوشتش بود یا تقدیرش
نه نه نه بیا
چی شد من باید پاس بدم به این یارو
داداش من اینجا خالیم
کاملا خالی عزیزم
لعنتی
داداش
امتحان چطور بود
خب
هر چی بدیع تو باید سریعتر بنویسی
سخت بود
برای امتحان جراحی لگن درس خوندی
عجب دانشجوی پزشکی
ببین بیخیال نصیحت نکن
من باید برم
هی
داداش با دوچرخه اومدی
آره چطور
داداش از ظهر داره برف میاد
چی
آره
ولی الان بهاره
بچه ها یواشتر
ببخشید
کانادای لعنتی
جای خیلی خوبیه
خیلی قوم گرا هستند
چطور با اینجا آشنا شدی
مادربزرگم تو آشپزخونه کار میکنه ولی
فقط صحبت ساخت آپارتمان اینجاست پس
واقعا اینجا
اوه طرفدار نوسازی محله ای
این خیلی خوب به نظر میاد
اوه
درباره چالش ۳۶ سوال شنیدی
نه اون چیه
ظاهرا دو نفر از همدیگه
۳۶ تا سوال خاص میپرسن
و عاشق هم میشن
ظاهرا
باشه قبول میکنم
یه لحظه وایسا الان میارمش
بذار ببینم باید توی یادداشت ها باشه
سوال اول
میتونی دعوت کنی
هر کسی رو برای شام
زنده یا مرده کی رو دعوت میکنی
اوه نمیدونم
پدربزرگم
تو ببخشید مثلا میتونی هر کسی رو دعوت کنی درسته
میتونه جالب باشی
یکی مثل جان اف کندی یا عیسی
مثل عیسی مسیح
داری سعی میکنی باهوش به نظر برسی یا چیزی
این رمانتیک نیست هیچ کدوم از اینا رمانتیک نیست
باشه وای خدای من
من نمیخوام اشکالی نداره
نگران نباش گوش کن
این من نیستم گوش کن
مطمئنم بازی جالبیه
هست واقعا بازی جالبیه
خیلی جالبه فقط
من همیشه با این موفق میشم
فقط بعضی از اون سوالا خیلی شخصیه
و ما هنوز اونقدر صمیمی نیستیم
آره ولی مثل
تو میخوای باشی درسته
آدام هیز نباش
هیز هیس
این صدای خنده مادربزرگمه
تو
سلام
شاید من یکم نه هیس
اوه تو حق حرف زدن نداری
تو باعث شدی باسنم گلی بشه
من نگاه نمیکنم این تله ست
حس میکنم تله ست این کیه
سلام
جمعه ها کار بهتری نداری انجام بدی
که بیای اینجا و مخ مادربزرگمو بزنی
تعجب آوره نه
منظورم اینه میدونی توجه جلب میکنی
ولی به نظر خیلی از خود راضی میای
اوه برو بابا
تازه چرا جمعه ها کمک نمیکنی
نمیخوام از کمک کردن فرار کنم
اوه چطور میتونی مامانی رو ناامید کنی
من مسئولیت های دیگه ای دارم
اوه آره اوهوم
آره آره
خب فکر کنم مسئولیت های دیگت به کمکت نیاز دارن
یا یه پیش بند اه هر چی
فقط صداتونو بیارید پایین باشه ممنون
لعنتی
یه درس سریع بدیم خب
اون نوشیدنی های خوشمزه رو میبینید
اون چای ایرانیه که بهش چایی هم میگن
ولی هیچوقت چای نه
تو هر دورهمی ایرانی یه پای ثابته
گاهی با قلیون هم همراه میشه
یه پیپ تنباکوی بزرگ اشتراکی
ولی شخصا فنجون چای من نیست
اون ساندویچ دقتتو خیلی برده بالا
اولا این ساندویچ نیست لقمه ست
یه چیزن لعنتی
نه یه چیز نیستن لعنتی
ببین چطور کباب تو لقمه ست
نمیتونم تحمل کنم لقمه لقمه
آرش نظر تو چیه
برای عید نوروز چیکار میکنید
اوه آره کاملا نادیده بگیر
درباره چی حرف میزدیم اشکالی نداره
هیچی احتمالا مشغول هیلو ۳ بازی کردنیم
میدونی اون بازی ده ساله قدیمی شده
باشه اون اوج من بود
پس بذار داشته باشمش خب اوهوم
چیز بهتری داری برامون
یه چیزی پنجشنبه تو پرشین پالاس هست
بیای بریم اونجا
عالیه پس بریم اونجا نه
چرا؟
چون خیلی تقلبین
کیا
No comments yet. Be the first to leave one.