Esimesed 200 rida.
رزماری گفت قضیه چیه؟
فقط همونی رو گفت که بهت گفتم که "فوراً بیاین جلسه"
برای گفتگو بین سازمانهاست؟
بهنظر میومد چیزیه که ازش خبر نداشتیم
یا قضیه اینه یا یه نفر پروتکلها و حد وظایفش رو فراموش کرده
حالا لازم نیست خودتو خیس کنی، سالی
وقتی بچههای سازمانت گند زدن ما میایم جمعش میکنیم
صورتحسابشو بفرست لانگلی (سازمان سیا)
آره، تا الان که توی ویتنام گل کاشتین
برو درتو بذار
قربان، به محض اینکه تونستیم اومدیم
آقایون...
یه مشکل خیلی بزرگ داریم
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
لامصب محمولهی باارزشی بود
بینظیر بود
توسط بدبینترین و خل و چلترین نابغهی میلیاردر دنیا ساخته شده بود
و تو گذاشتی دزدیده بشه
- سَکس، ببین... - فقط یه ماشین گرونقیمت نبود
لامصب برای پرداخت هزینهی معامله با روسها بود
از طرف هاروارد هیوز کوفتی بود
اصلاً میفهمی
- قیمت اون ماشین چقدر بود؟ - خیلی
چشم بسته غیب گفتی، حرومی! سوال تاکیدی بود
اشتباه یه چیزه، مامور هیز
و قصور در انجام وظیفهی مداوم یه چیز دیگهست
فقط دو هفته نبودم و این دفتر به گند کشیده شده
مامور ابوت میگه از دستورات ایشون
و مامورهای باتجربهتر سرپیچی میکردی
بدون اجازه وارد یه مرکز درمانی شدی اونم برای چی؟
که مامور سابق محترم و نمونهای مثل برین رو آزار بدی، که الان مُرده؟
داشتم یه سرنخ موثق رو دنبال میکردم
مگه گفتم میتونی حرف بزنی؟
نه قربان. نگفتین
پس داشتی با تخمهات بازی میکردی
درحالیکه یه جفت جاروفروش دورهگرد پسرمو به باد کتک گرفته بودن
باید خدا رو هزار مرتبه شکر کنی که پسرم حالش خوبه
ممکن بود اونم همراه ماشین میلیون دلاری از دست بدم
یه میلیون دلار؟
صریحاً بهت گفته شده بود نزدیک برین نشی
بهت گفتن تعادل نداره...
ازرا سکستون داره یه نقشهای با روسها میریزه
معاملهی بزرگیه میخوای به اسنوبرد دسترسی پیدا کنی؟
خب، من بهش نزدیک شدم، قربان فقط چند قدم فاصله دارم
چند قدم؟
- قربان، این... - بهتره کمتر از
سه قدم کوفتی باشه!
دو قدمه، قربان
نقشهای که ریختم میتونه جواب بده. مطمئنم
فقط ازتون میخوام 48 ساعت بهم وقت بدین، قربان
روسی بلدی؟
چون مترجم کوفتیم رو به جرم فرار مالیاتی دستگیر کردن
برو بیرون بابا! برو بیرون! دیگه حوصلهتو ندارم
سَکس، ببین، میتونم کمک کنم
هیچ کمک دیگهای از توی لعنتی نمیخوام
از خونهم گمشو بیرون دیگه اینجا جایی نداری
اوووف!
از گرند کنیون هم میشد صدای داد و فریادی که سرت کشید رو شنید!
خفهخون بگیر!
عید چهارم جولای امسال فرصت مناسبی برای تمام مردم آمریکاست
که به معنای عمیقتر حوادث سرنوشتساز فیلادلفیا فکر کنند
صد و نود و شش سال قبل در چنین روزی
جان آدامز در نامهای به همسرش آن معنا را اینگونه بهطور خلاصه بیان کرد
نوشت: "بهخوبی میدانم هزینهی حفظ این اعلامیه"
"چقدر سختی، خون و ثروتی خواهد بود"
"با اینحال، از میان این همه تاریکی میتوانم پرتوهای زیبای نور و شکوه را ببینم"
"بهخوبی میبینم که هدف ارزش این همه هزینه را دارد"
تموم شد رفت. اخراج شدم، بالتیموری منو از تشکیلات انداخت بیرون
خب، دوباره برگرد داخل
به رئیسم قول دادم در عرض 48 ساعت یه چیزی گیر میارم
یه نقشهی کامل برای مترجم روسیه دارم...
نقشهتو ببوس بذار کنار
چون مترجمش رو به جرم فرار مالیاتی گرفتن
آره، میدونم. خودم کاری کردم بگیرنش
حالا واسه ما مامور مالیات هم شدی؟ چرا گفتی بگیرنش؟
قراره من مترجم جدید سکستون باشم
برو پی کارت بابا جوری میگی انگار روسی بلدی
آخه چطوری روسی یاد گرفتی لامصب؟
مادرم توی دانشگاه ایالتی مورگان استاد ادبیات تطبیقیه
تخصصش توی فرهنگ گوتیک جنوبی و اسلاوشناسیه
با کتابهای زورا نیل هرستون و داستایوفسکی و تولستوی
که روی میز آشپزخونه تلنبار شده بودن بزرگ شدم
یاد گرفتم روسی و آلمانی بخونم و صحبت کنم
پس ازت میخوام پای منو به تشکیلات باز کنی
وقتی سَکس حتی باهام حرفم نمیزنه چطور میتونم سفارشتو بکنم؟
بابات چی؟
اگر سکستون بهش اعتماد داره شاید بتونه کمک کنه
میگی از بابام بخوام برات دروغ بگه؟
سَکس قدیمیترین دوستشه
و چیزایی که ما در مورد جویی میدونیم رو نمیدونه
خب، شاید وقتشه بهش بگی
بابام بقدر کافی دلش شکسته
تا مطمئن نشدم بهش نمیگم
راهی جز این نداریم
دو روز وقت دارم که توی این پرونده معجزه کنم
پس یا باباتو راضی کن کمکمون کنه یا جفتمون به فنا میریم
گیریم جیم تونست راضیش کنه بهنظرت باباش میتونه کمکمون کنه؟
آره، وید الیس سالها مشاور سکستون بوده
- مشاور؟ - مثل تام هیگن که مشاور ویتو کورلئونه بود
وایسا ببینم، متوجه...
- تابحال پدرخوانده رو ندیدی؟ - نه
مامور فدرالی و هنوز پدرخوانده رو ندیدی؟
- نینا، دارم سربهسرت میذارم - خداروشکر
- پنج بار دیدمش - فکر کردم باید یه همکار دیگه پیدا کنم
- شنیدم برادوک امروز صبح شستت - چیزی نبود که از پسش برنیام
حالا میبینیم
صبح بخیر، عجلهای نیستا
ولی دیدم هنوز برای آیاواسبیال ثبتنام نکردی
لیگ سافتبال بینادارات
دفتر فینیکس ما قراره هفتهی بعد با دفتر یوما بازی کنه
چندان علاقهای به بیسبال ندارم
سافتباله، و خیلی کیف میده
و خیلی خوب میشه اگر چند تا خانم هم اسم بنویسن
فعلاً فقط من و لوئلا از بخش حسابداری هستیم
و اون جونشم دربیاد نمیتونه هیچ توپی بگیره
- بهش فکر میکنم - عالیه
راستی، مامور تالیور گزارش بررسی داروهای برین رو آورده
توی اتاق کنفرانسه
مکس! چه عجب. عالی شد
ممنون
تضمین میکنم حسابی خوش میگذره و هوای تازه میخوری
یعنی میگی بیمارستان داشته بهش الاسدی میداده؟
- داشتن به برین روانگردان میدادن؟ - اونم به میزان زیاد
همچین کاری هیچ توجیه درمانی داره؟
من که دلیلی براش پیدا نکردم
ولی قطعاً باعث میشده دچار حالت گریز دائمی بشه
که بهنظر بیاد خل و چل شده
شخصاً از همچین توصیفی استفاده نمیکنم ولی اینطور بهنظر میاد
هیز، ایکاش به نصیحتم گوش میکردی
نمیتونم بیخیال این پرونده بشم
بهنظرم داریم به چیز مهمی میرسیم
همین نگرانم میکنه
هرکی اینکارو با برین کرده
اصلاً دلم نمیخواد ببینم همینکارو با تو بکنه
خب؟
کلاید میگه نصف بیمارهای کرکبریج داروهاشون رو
از دکترهای خارج از بیمارستان میگیرن از جمله برین
که یعنی یه دکتر خارج از بیمارستان داشته چیزخورش میکرده
دکتره کی بوده؟
توی پروندهش نوشته کسی به اسم دکتر "بن ویسیلی"ـه
بزن بریم
یه چیزی گم شده
باید پیدا بشه...
فوراً و قبل از وقوع فاجعه
جالبه
امروز صبح با سالیوان جلسه داشتم...
و یه شخص دیگه
چقدر کلهگنده بوده؟
در این حد بگم توی اتاقی جلسه داشتیم که بیضیشکله
گندش بزنن
خب، بگو ببینم...
چی گم شده؟
این آدرس دکتر "بن ویسیلی"ـه؟
عجیبه
بن ویسیلی
ویس...
ویس... ویسی...
بن ویس...
ویسیبن، ویس...
واروواژهست
حروفش. ببین، جابهجاشون کنی میشه "نامرئی"
برین دیوونه نبوده
قضیه هرچی که هست پای افبیآی و سیا وسطه
و همچنین روسها، هاوارد هیوز سکستون، جویی و اگزاویر
و لامصب هرچی که هست دارن سرش با همدیگه همکاری میکنن
نیکسون تاکید میکند که کاخ سفید هیچ ارتباطی
با ورود غیرقانونی و نصب شنود در دفتر کمیتهی دموکراتها ندارد
و دیگر در مورد این مسئله اظهارنظر نخواهد کرد
جناب نیکسون...
شارلوت حالا مجبورت میکنه ماشین هم تزئین کنی؟
میخواد توی رژهی آزادی شرکت کنیم
ولی نوارچسب کوفتی نمیچسبه
رژهی آزادی؟
رژهی "لژیون آمریکایی" برای کهنهسربازهاست
شاید سَکس هم اومد یه دوری زد
خب، همینطوری اونجا واینستا، پسرجون کمکم کن خوشگلترش کنم
بابا، باید یه چیزی بهت بگم
در مورد جویی
داشتم سعی میکردم بفهمم اون شب چه اتفاقی افتاده بوده
چیزایی فهمیدم که خوشم نمیاد
حرفتو رک و راست بزن، پسر
ظاهراً واقعاً قتل بوده
کی دستورشو داده؟
فکر کنم سَکس بوده
ببین، میدونم میخوای چی بگی ولی تمام سرنخها به اون میرسه
پاریس گیلفورد سی-4 رو به سَکس فروخته بود
امکان نداره
اصلاً چرا باید...؟ اون که دلیلی براش کشتنش نداشت
من چه میدونم. شاید جویی چیزی فهمیده بوده که سَکس نمیخواست بفهمه
ولی خودم با پاریس حرف زدم
برام مهم نیست!
داری اشتباه میکنی همهش زیر سر اون مامور فدرالهست
داره باهات بازی میکنه، جیمی داره با ذهنت بازی میکنه
نه، بابا. یه سرنخهایی پیدا کرده
نمیدونم به کجا میرسه ولی جویی توش نقش داشته
داره به حل کردنش نزدیکتر میشه فقط باید...
برای نزدیک شدن به سَکس به کمک ما احتیاج داره
"کمک ما"؟ روانی شدی
اگر میتونستم خودم انجامش میدادم ولی سَکس امروز صبح اخراجم کرد
- اخراجت کرد؟ واسه چی؟ - مهم نیست
No comments yet. Be the first to leave one.