MobLand

MobLand

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

MobLand S01E05 Funeral for a Friend 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی و امیررضا 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-04-27
Allalaadimised: 547
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫صبح بخیر، خوابالو

‫« آنـچـه گـذشـت »

‫آرچیه

‫همراه یه پیرزن اسکاتلندی ‫توی یه تابوت پیداش کردن

‫یکی خبرچینه

‫من و تو

‫یه نقطه مشترک داریم، جن

‫ازم بپرس چیه، یالا

‫بپرس

‫جفتمون عاشق هری هستیم

‫یه لطفی بهم بکن

‫دیگه هیچوقت با هیچکس خارج از خانواده

‫در مورد هری صحبت نکن

‫حرفم رو کامل متوجه شدی؟

‫کارت خوب بود

‫به‌نظرت می‌تونی بهش نزدیک‌تر بشی؟

‫اشتباه بود؟ کاری که کردیم؟

‫الان همه دقیقاً دارن همون کاری که

‫ما می‌خوایم رو انجام میدن

‫وقتی تامی رو تکه‌پاره کردی ‫یه پیغامی رو رسوندی

‫و حالا قراره یه پیغام دیگه بفرستیم

‫می‌خوام خودت ترتیبش رو بدی

‫و منم تماشات می‌کنم

‫فقط به یه چیز گوش میدم، حس ششمم

‫و هرچی حس ششمم بهم گفت

‫حقیقت همونه

‫احمقانه‌ست، رفیق. معلومه تله‌ست

‫قطعاً صددرصد بدون‌شک تله‌ست

‫به محض اینکه ‫پامون رو توی اون کلیسا بذاریم...

‫- مرده‌سوزخونه ‫- حالا هرچی

‫ما و اونا. ما و استیونسون‌های لعنتی

‫تازه از اینم بدتر، رفیق

‫یادت نره، می‌خواد توی ‫مراسم ختمش هم شرکت کنیم

‫عجب گیری کردیما

‫- که توی خونه‌ی خودشه ‫- چی؟

‫و فقط من و تو نیستیم، خب؟

‫همه‌مونیم، کل خانواده

‫- خب؟ جن، بلا ‫- حرف نداره

‫می‌دونم. کس‌کش خیلی زرنگه

‫عجبا

‫عالیه، مگه نه؟

‫خب، یه لیوان دیگه می‌خوری؟

‫آره زحمتشو بکش، رفیق

‫ممنون

‫میگما، اسم اون ‫نگهبانی که گفتی چی بود؟

‫- رازبی ‫- آره

‫- آره ‫- لعنتی...

‫چطور مگه؟ یادت اومد کیه؟

‫آره، یادمه

‫چرا حرفشو پیش کشیدی؟

‫تازگی دیدمش، رفیق

‫- کجا؟ ‫- همین چند روز پیش

‫وقتی رفتم خونه‌ی سالمندان

‫باید اونجا یه تخت

‫برای مامان ماریا جور می‌کردم، خب؟ ‫وقتی داشتم می‌رفتم

‫دیدم توی اتاق نشیمن نشسته ‫داشت با یکی صحبت می‌کرد

‫نمی‌دونم زنش بود یا خواهرش یا کی

‫- مطمئنی خودش بود؟ ‫- آره بابا، صددرصد

‫سال‌هاست به اون کس‌کش فکر نکرده بودم

‫می‌دونم رفیق. لامصب تمام خاطراتش یادم اومد

‫زنگ زد

‫- بابا ‫- کوین

‫می‌خوام تو و هری امروز صبح بیاین اینجا

‫هرچه سریع‌تر

‫جلسه‌ی شورای جنگ داریم

‫باشه، الان میایم

‫باباست. میگه هرچه سریع‌تر بریم خونه

‫باشه. گند زده شد ‫توی یکشنبه‌ی جن، مگه نه؟

‫سلام هری

‫سلام عزیزم. واقعاً... ‫واقعاً متاسفم. مجبورم...

‫مجبورم برم کاتس‌ولدز

‫پس قرار نیست با هم چاشت بخوریم؟

‫ازش بپرس می‌دونه ‫من فردا امتحان دارم یا نه

‫ببین... یه مسئله‌ای پیش اومده

‫بهش بگو چپق کراکم رو پیدا کردی

‫جمعه‌ی این هفته باید...

‫یه مراسمی هست، باید بریم

‫چه مراسمی؟

‫تشییع جنازه‌ی تامی استیونسون

‫شوخیت گرفته لامصب؟

‫- ای‌کاش شوخی بود ‫- چی شده؟

‫مامان؟

‫هری، چرا باید تو...

‫چرا باید ما... ‫من که تابحال تامی رو ندیده بودم

‫حتی اگر تامی استیونسون رو می‌دیدم ‫ هم نمی‌شناختمش

‫می‌دونم، می‌دونم، ولی...

‫ریچی کل خانواده رو دعوت کرده

‫تله‌ست

‫می‌دونم ناجور به‌نظر میاد

‫ولی فکر کنم امنه. بهم اعتماد کن

‫بلا هم میاد؟

‫آره

‫خب، از قضا

‫بین گزینه‌هایی که دارم

‫به فکر خودکشی هم بودم، پس...

‫به جهنم

‫- باشه ‫- خیلی‌خب

‫بعداً می‌بینمت

‫قضیه چی بود؟

‫مامان؟

‫خب، برای مراسم ختم ‫خانواده‌ی استیونسون چی بپوشم؟

‫جلیقه‌ی ضدگلوله؟

‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

‫- مامان ‫- سلام عزیزم

‫چطوری هری؟

‫سلام

‫- سلام هری ‫- صبح بخیر

‫- امیدوارم گرسنه باشی ‫- به‌نظر خیلی خوشمزه میاد

‫یالا دیگه، بتمرگ

‫- ممنون ‫- بیا داداش. بشین

‫جن چی گفت؟

‫بدجوری عصبانیه، رفیق

‫آره. بلا هم چندان شوق نداره

‫بره مراسم ختم پسری که تابحال ندیده

‫که توش ممکنه تیر بخوره

‫همم

‫صبح بخیر، برندن

‫زود بیدار شدی ‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

‫آره، بابا. به کوین زنگ زدم

‫و بلا گفت

‫همه اومدن کاتس‌ولدز

‫گفت جلسه‌ست

‫- درسته ‫- خب...

‫- قضیه چیه؟ ‫- جلسه داریم

‫- برندن ‫- چرا من توی جلسه نیستم؟

‫خب، چون برای جلسه

‫دعوتت نکردم، برندن

‫ادی، لطفاً بیا سر میز عزیزم

‫شرط می‌بندم سرافینا اونجاست، مگه نه؟

‫نه، برندن. سرافینا اینجا نیست

‫- کیه؟ ‫- حدس بزن

‫بدش به من

‫بفرما

‫برندن...

‫استیونسون‌ها هریگن‌ها رو

‫برای تشییع جنازه‌ی تامی دعوت کردن

‫- تف توش ‫- آره

‫برای همین جمع شدیم ‫تا ببینیم می‌خوایم چیکار کنیم

‫وایسا ببینم

‫کل خانواده رو دعوت کرده؟

‫- آره، برندن ‫- من چی؟

‫بعداً می‌بینمت. روز خوبی داشته باشی

‫مامان؟ مامان؟ الو؟

‫دوستش دارم. واقعاً دارم

‫ولی خدایی، عجب بی‌شعور نفهمیه

‫عجب کس‌کش‌هایین

‫باید بهشون دست مریزاد گفت

‫حرکت خیلی زیرکانه‌ایه، خب...

‫به‌نظر میاد ریچی پیر

‫ما رو توی تنگنا گذاشته

‫کی می‌خواد شروع کنه؟

‫واضحه که ریچی می‌خواد

‫همه‌مون رو یه جا جمع کنه ‫تا بتونه قتل عاممون کنه

‫بیخیال، کِو

‫دلت نمی‌خواد تو چشمای ریچی نگاه کنی

‫و بهش بگی چقدر بهش تسلیت میگی؟

‫به‌نظر من بهتره بریم

‫همیشه از تشییع‌ جنازه‌های خوب خوشم میومده

‫غذا و نوشیدنی مجانی میدن

‫و خیلی دلم می‌خواد ‫پرده‌های وران رو ببینم

‫همم. هری؟

‫حس ششم تو چی میگه؟

‫به‌نظر من که هوشمندانه‌ست

‫معمولاً همچین کلمه‌ای رو ‫به ریچی نسبت نمیدم

‫ولی... حقیقت اینه که...

‫چه بریم چه نریم برامون داستان میشه

‫فکر نکنم ریچی دنبال جنگ باشه

‫برای کسب‌و‌کار خوب نیست

‫ولی اگر می‌خواست، می‌تونست با کشتن من

‫توی مودی شروع کنه، درسته؟

‫می‌دونم می‌شد... می‌شد اینو

‫- به حساب تلافی گذاشت ‫- تو که عضو خانواده‌ی هریگن نیستی

‫پس تلافی به‌حساب نمیاد

‫فوقش یه ضدحال باشه

‫ادی، خواهش می‌کنم

‫خفه‌خون بگیر. بخاطر توئه

‫- که الان توی این مخمصه گیر افتادیم ‫- راست میگم دیگه

‫ادی

‫هری، ادامه بده

‫بعیده اتفاقی توی مرده‌سوزخونه

‫یا مراسم ختم بیفته، خب؟

‫چون پلیس و رسانه‌ها رفت‌وآمدها رو

‫زیر نظر دارن

‫ریچی اینو می‌دونه

‫زیادی تو چشمه

‫همین که اینقدر در ملاعامه

‫باعث میشه حس کنم ‫فقط برای ظاهرسازیه تا اینکه

‫برای قتل‌عام باشه ‫بیشتر برای قدرت‌نماییه

‫می‌خواد اینو بدونین که بو برده

‫و می‌خواد تحقیرتون کنه

‫ولی ریچیه دیگه، می‌دونین؟

‫و یه ریچی عصبانی، کینه‌‌جو و داغ‌دیده‌ست

‫پس بخوام رک و پوست‌کنده بگم ‫ هرچیزی ممکنه

‫و اگر رفتیم...

‫داریم دست خالی وارد قلمروی دشمن میشیم

‫و باعث میشه بدجوری معذب

‫و آسیب‌پذیر باشیم

‫پس، اگر قراره بریم ‫باید یه توافقی بکنیم

‫مثلاً... نمی‌دونم والا ‫بیاین 14 لیوان

‫شامپاین نخوریم ‫و فراموش نکنیم کجاییم

More Farsi Persian subtitles for MobLand

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left