Freaky Tales

Freaky Tales

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Freaky Tales 2024 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-APEX
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-04-25
Allalaadimised: 100
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫اوکلند سال 1987 خیلی افسارگسیخته بود

‫مردمش، فرهنگش، موسیقیش

‫حالا که بهش فکر می‌کنم

‫حس می‌کنم یه ربطی ‫به اون رنگ سبز روشن داشته

‫و منظورم رنگ لباس فرم ‫تیم اتلتیکس‌ توسری‌ خورمون هم نیست

‫اگر توام اون‌موقع بودی ‫احتمالاً یادت میاد منظورم چیه...

‫مثل یه برق توی هوا بود

‫حتی یه بار دیدم ‫از چشم‌های یه یارویی زده بود بیرون

‫بی‌شوخی

‫تمام مردم شهر در مورد اینکه

‫این چیز سبز کیهانی از کجا اومده ‫تئوری خاص خودشون رو داشتن

‫بعضیا فکر می‌کردن یه هدیه از طرف فضایی‌هاست

‫بقیه نگران بودن که نکنه ‫یکی از نشونه‌های آخرالزمان باشه

‫حتی یه بازیکن بسکتبال ‫یه آموزشگاه درست کرد

‫که به دانش‌آموزهاش یاد می‌داد چطوری

‫از قدرتش برای مبارزه ‫با پلیدی‌ها استفاده کنن

‫همونطور که گفتم، افسارگسیخته بود

‫ولی هیچوقت چندان بهش فکر نکردم

‫از نظر من، اونم یکی دیگه از ‫ اون چیزهای عجیبی بود

‫که باعث می‌شد "خلیج" اونقدر خفن باشه

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« سمینار بیداری ذهن اسلیپی » ‫« مرکز یادگیری معنوی سایتاپیکس »

‫سلام، من اسلیپی فلوید هستم ‫(فلوید خوابالو)

‫این آخر هفته برای سمینار بیداری ذهن اسلیپی

‫با اسپانسری مرکز یادگیری سایتاپیکس

‫در ورزشگاه اوکلند به من ملحق بشین

‫در کارگاه آموزشیم، بهتون یاد میدیم

‫چگونه در موقعیت‌های استرس‌زا ‫هوشیار و آرام باشین

‫مربی‌های سایتاپیک دارای مجوز ‫ ابزارهای لازم برای ارتباط با

‫ نیروی حیات کیهانی رو به شما ارائه میدن

‫و این توانایی رو بهتون میدن که با ‫شیاطین درونی و بیرونی خودتون مبارزه کنید

‫بهم اعتماد کنین، دلتون نمی‌خواد ‫جلسه‌ی یکشنبه رو از دست بدین

‫پس این آخرهفته مهمان من باشین ‫تمام سنین می‌تونن تشریف بیارن

‫سمینار بیداری ذهن اسلیپی...

‫برق از سرتون می‌پرونه!

‫« داسـتـان‌هـای عـجـیـب »

‫« بخش اول: یک دست صدا ندارد »

‫« ضدحمله‌ی گیلمن »

‫« پسران گمشده » ‫« ایشتار »

‫پسر، فیلمش خیلی خفن بود

‫پس بابابزرگه تمام مدت ‫قضیه‌ی خون‌ آشام‌ها رو می‌دونست

‫ولی به خودش زحمت نداد ‫به هیچکدوم از اعضای خانواده‌ش بگه؟

‫خب برای همین ایده‌ش تازه‌ست ‫انتظار همچین چیزی رو نداری

‫فقط میگم اگر شما حرومیا می‌دونستین ‫خون‌آشام‌ها به‌صورت مخفیانه

‫توی محله‌مون زندگی می‌کنن ‫و چیزی به من نمی‌گفتین

‫کلاهمون می‌رفت تو هم

‫تینا. نمی‌خوام بزنم تو برجکت

‫ولی اگر یه فرقه‌ی مخفی خون‌آشام‌ها ‫بین‌مون زندگی می‌کردن...

‫خودمون تا الان عضوش شده بودیم

‫بزن قدش

‫نکته‌ی خوبی بود

‫- کیرم دهنت، لزبین کثافت! ‫- از وانت پیاده شو

‫تا ببینی چی میشه! ‫باهاتون شوخی ندارم!

‫- بیا کیرمو بخور، جنده‌ی سیاه‌سوخته! ‫- می‌دونستم جراتشو ندارین

‫برین پی کارتون!

‫- جنده! ‫- شماها چی می‌خواین، کونیا؟

‫کون لقتون!

‫برگردین فرزنو، بون‌هدهای کثافت! ‫(بون‌هد: عضو افراطی نئونازی)

‫بعداً شما بی‌سر و پاها رو می‌بینیم!

‫نازی‌های آشغال

‫بیاین بریم

‫پسر، خودت می‌دونی منم اهل "فرزنو" هستم

‫آره، خیلی سعی کردم فراموشش کنم

‫دیروز یه یارویی از "لاکی" رفت بیرون ‫و منم دنبالش رفتم

‫دنبالش رفتی؟ یعنی ‫یه غریبه رو تعقیب کردی؟

‫مگه خودت تابحال کسی رو تعقیب نکردی؟

‫نه بابا، این روانی بازیا چیه

‫تو تابحال کسی رو تعقیب کردی، لوس؟

‫نه

‫- حالا هرچی ‫- خیلی‌خب

‫اینقدر جوری نگام نکن ‫که انگار عجیب غریبم

‫اولین باریه میای گیلمن؟

‫نه، قبلاً یه بار اومده بودم ‫می‌خوای کارت عضویتم رو ببینی؟

‫- نه ‫- نه بابا

‫گول خوردی

‫« نژادپرستی، دعوا، مواد، مشروب ‫تبعیض جنسیتی و همجنس‌گراهراسی ممنوع »

‫مراقب باش! یا خدا!

‫- پسر، حالت خوبه؟ ‫- خوبی؟

‫ایول!

‫« گور بابای ریگان »

‫بزنین بریم!

‫هی، تروی!

‫- توی وانت منتظرم باشین ‫- باشه

‫بله بابا؟

‫می‌دونستی بازیگر "اسپلش" ‫(تام هنکس)

‫قبلاً توی بازی‌های ‫تیم اتلتیکس هات‌داگ می‌فروخته؟

‫من گوشت نمی‌خورم

‫منظورم این نیست که...

‫منظورم بازیگر "اسپلش"ـه

‫- فیلمشو دیدی؟ ‫- همون فیلم پری دریاییه؟

‫- آره ‫- نه ندیدمش

‫مهمونی مجردی چی؟

‫به قیافه‌م می‌خوره

‫مهمونی مجردی رو دیده باشم؟

‫اولین زن لختی که تو عمرم دیدم ‫توی اون فیلم بود

‫اولینت؟ صحیح

‫چون از اون‌موقع تا الان یه عالمه دیدی

‫چند تایی دیدم!

‫گندش بزنن

‫بون‌هدهای لعنتی برگشتن

‫- اون نازی‌های کثافت اومدن ‫- بیرونن

‫گندش بزنن، دوباره؟

‫بیخیال بچه‌ها. امشبو بیخیال شین

‫- کون لقت یهودی! گم‌شو برو کنار ‫- اومدیم داوطلب بشیم

‫و دهن شماها رو سرویس کنیم!

‫ای بابا! بسه دیگه!

‫بسه! بسه! بسه!

‫لوسید!

‫هی!

‫- پسر! ‫- چیه گنده‌ لات؟

‫بون‌هد کثافت!

‫درود بر هیتلر!

‫ولم کن عوضی

‫حالت خوبه؟

‫- آره. تو خوبی؟ ‫- آره

‫- کون لقتون! مهمونی تمومه، بی‌عرضه‌ها! ‫- بی‌عرضه‌ها!

‫- خداحافظ! ‫- بزدل!

‫بعداً می‌بینمتون، کونی‌های بی‌سر و پا

‫آخ، سرده

‫بایدم سرد باشه

‫- درد می‌کنه؟ ‫- نه

‫باشه، گنده لات

‫منظوری نداشتم

‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

‫- نه ‫- خفه بابا

‫تابحال شده خواب ببینی ‫و وسطش بفهمی خوابه؟

‫- نه ‫- من دیشب دیدم

‫توی اتاقم تنها بودم

‫هیچکس نبود

‫ساکت بود

‫برای همین فهمیدم ‫دارم خواب می‌بینم

‫خونه‌م هیچوقت بی‌سروصدا نیست

‫برای همین شروع کردم به رقصیدن

‫داشتم یه چیزی می‌خوردم ‫یادم نمیاد چی بود

‫پاپ‌تارتی چیزی بود

‫ولی بعدش گفتم...

‫"چرا توی خونه موندم؟"

‫کل دنیا مال من بود

‫برای همین رفتم بیرون

‫و شروع کردم به پرواز و اینا

‫خیلی خفن بود

‫تو بودی چیکار می‌کردی؟

‫توی خواب؟

‫آره، همه‌ش زاییده‌ی تخیلاتته

‫می‌تونی هرکاری خواستی بکنی ‫بدون هیچ عواقبی

‫چیه؟

‫هیچی. داشتم... داشتم فکر می‌کردم

‫صورتت گل انداخته، بگو دیگه

‫داشتم... به پرواز فکر می‌کردم

‫همین... منم پرواز می‌کنم ‫خیلی باحال میشه

‫چقدر تو حوصله‌سربری بابا

‫توام همین‌کارو کردی

‫اگر من حوصله‌سربرم ‫توام حوصله‌سربری

‫باشه لوئیس، به درک

‫بهم نگو

‫بابا اومد خونه!

‫به نفعته همراه دوست‌پسرت اون داخل نباشیا!

‫برو پی کارت!

‫چی گفت؟

‫هیچی

‫گشنه‌ت نیست؟

‫ادی مانی

‫- ادی مانی؟ آره ‫- اوه!

‫- "مگه نمی‌دونی من کیم؟" ‫- چی؟

‫چی؟

‫داشت آواز می‌خوند، می‌دونی؟

‫فقط کافیه نذاریم بیان داخل

‫چشم بسته غیب گفتی؟ ‫خیلی سعی کردیم

‫تعدادشون خیلی زیاده

‫تعداد ما بیشتره

‫آره

‫خیلی‌خب، روراست حرفمو می‌زنم

‫- پلیس ‫- نه

‫یکم تحقیق کردم

‫می‌تونیم با ساعتی 11 دلار پلیس‌های ‫برکلی رو خارج از شیفتشون استخدام کنیم

‫- زنگ زدی پلیس؟ ‫- که سوال بپرسم، آره

‫قضاوت نکنین ‫تمام گزینه‌ها روی میزه

‫برای همین اینجا جمع شدیم

‫انصافاً پلیس‌های برکلی ‫با پلیس‌های اوکلند فرق می‌کنن

‫- همه‌مون اینو می‌دونیم ‫- آره گل گفتی

‫بیخیال بچه‌ها ‫اگر پلیس اوکلند نبود

‫گروه پلنگ‌های سیاه هم وجود نداشت

‫به‌نظرم رای بگیریم

‫هرکی میگه پلیس‌های ‫خارج از شیفت برکلی رو استخدام کنیم

‫دستشو بیاره بالا

‫کیا مخالف هستن؟

‫خب حالا باید چیکار کنیم؟

‫می‌جنگیم

‫اونا می‌خوان باهاشون درگیر بشیم

‫نمی‌تونیم خشونت‌شون رو ‫با خشونت بیشتر پاسخ بدیم

‫- چرنده ‫- من به اون اصول و ارزش‌هایی

‫که روی اون تابلو نوشته باور دارم

‫ولی حاضری براشون بجنگی؟

‫خشونت ممنوع یعنی خشونت ممنوع

‫این مال داخل ساختمونه

‫عه، پس خشونت اون بیرون اشکالی نداره؟

‫نژادپرستی، تبعیض جنسی ‫و همجنس‌گراهراسی چی؟

‫اونا هم بیرون اشکالی ندارن؟

‫الان بحثمون سر نازی‌هاست، لری

‫- آره ‫- موافقم

More Farsi Persian subtitles for Freaky Tales

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left