Esimesed 200 rida.
برو، برو!
دهنمون سرویسه
خب، قطعاً یه نقشه لازم داریم
هم مسلحتر از ما هستن هم موقعیتشون بهتره
برای همچین چیزی نقشه داری؟
شاید. فیلم بوچ کسیدی و ساندنس کید رو دیدی؟
آره، آخر فیلم میمیرن
نمردن بابا، تصویر ثابت موند و فیلم تموم شد
دقیقاً، همون لحظهای که قرار بود تمام اسلحههای شهر آبکششون کنن
- ولی بیننده که ندید - مُردن بابا
نشون از مردنشون داشت
بالتیموری، الان تنها نقطهقوتی که داریم عنصر غافلگیریه
با سرعت و قدرت بریزیم سرشون تا زنده بمونیم و فردا رو ببینیم
میخوای جای نیومن باشی یا ردفورد؟
نیومن، معلومه
- واقعاً قراره اینکارو بکنیم؟ - آره
با شمارش من
- یک - تف توش. واقعاً قراره اینکارو بکنیم
- دو - من از بالا میزنم، تو از پایین
- سه! - گندش بزنن!
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
« یـازده سـاعـت قـبـل »
چی شده؟ قرارمون هنوز سرجاشه؟
متاسفانه آره. میخوام برای بار آخر سعی کنم منصرفت کنم
اگر توی این قضیه گند بزنی کار جفتمون تمومه
نمیتونی منصرفم کنی
آمادهم برم ماموریت مخفی توپ هم تکونم نمیده
حاضرم تضمین بدم
از وقتی رفتم آکادمی منتظر این لحظه بودم
این همه اعتماد بهنفس کاذب رو از کجا میاری؟
صدقه سری مامانمه
اینجا که آکادمی نیست لامصب اینجا دنیای منه
و من در مورد تمام چیزهای دنیات تحقیق کردم
سکستون، خانوادهش، پروندههاش
جوری میگی انگار این قضیه یهجور امتحانی چیزیه
این که تکلیف نیست
اوایلی که اومدم توی این کار بابام برای یه کاری منو با خودش برد
یه معامله با دو نفر پشت ایستگاه کامیون قدیمی خیابون تامس بود
توی ماشین نشسته بودم و اونقدر دور بودم که صداشونو نمیشنیدم
ولی با هم میگفتن و میخندیدن
تا اینکه سَکس یه اسلحه از کتش درآورد و یه تیر تو سر جفتشون خالی کرد
به همین سادگی، تموم شد
توی راه برگشت، از بابام پرسیدم "چرا سَکس اونا رو کشت؟"
گفت "سَکس از طرز لبخند یکیشون خوشش نیومد"
اگر یه قدم، حرف، فکر یا لبخند اشتباه ازت ببینه
دخلت اومده، و منم با خودت بدبخت میکنی
پس وظیفهتو انجام بده و هوامو داشته باش
محض اطلاعت، بالتیموری
اگر گند بزنی عمراً خودمو بخاطرت تو چاه نمیاندازم
منم همینطور
- همین امروز! - دستمزد برابر!
- همین امروز! - دستمزد برابر!
همین امروز!
- بیمهی درمانی! - آره!
- حمام - آره
- سرویس بهداشتیهای امن - آره
اینها تجملات نیستن
حقوق اولیهای هستن که همهمون برای انجام کارمون نیاز داریم
و اگر الان پشت همدیگه نباشیم
باب تمپل سر همهمون کلاه میذاره!
خانم رینا، صبح بخیر
میای یه صحبت کوچیکی با همدیگه بکنیم؟
باشه
الان میام، عزیزدلم
این هیاهو، این نمایشی که راه انداختین چیزی جز ضرر نیست
بهجاش میتونین سوار کامیونهاتون پول دربیارین
پول کمتر از حقمون
و تا وقتی اوضاع عوض نشده، همینجا میمونیم
میدونی، دختر خوشگلی مثل تو میتونه با خوشبرخوردی بیشتر به نتیجه برسه
نمیدونم منظورت از این چرندی که گفتی چیه
ولی تا به خواستههامون نرسیدیم از اینجا تکون نمیخوریم
کسایی رو میشناسم که خوششون نمیاد کسی شرط و شروط بذاره
از اون آدمایی هستن که دلت نمیخواد عصبانیشون کنی
خب، گاهی اوقات فقط با عصبانی کردن بقیه میشه به یه جایی رسید
آفرین مامانی
- حقوق برابر! - همین امروز!
دکترها واقعاً معجزه کردن
دکتر کانوی چند تا داروی جدید برات فرستاده
دُزهاشون بیشتره
برای همین گفت نباید همراه الکل بخوریشون
- ممنون مارسی - دیگه مشروب نخوریا
نمیخورم
وجودم سرشار از افکار مثبته
دارم به سمت هدفم و پیدا کردن تواناییهام میرم
سال آمادهست جنگ راه بندازه ولی جنگ کسبوکارو خراب میکنه
پس باید قبل از اینکه اوضاع بیخ پیدا کنه اوضاع رو آروم کنیم
یه هدیه بهش میدیم که از دلش دربیاد
بعدش میتونیم این قضایا رو پشت سر بذاریم و روی آینده تمرکز کنیم
چرا داری اینا رو بهم میگی، رئیس؟
- من که معمولاً... - امروز برات روز مهمیه، جیمبو
میتونی از استاد یاد بگیری
رویس بهم گفته میخوای پیشرفت کنی و مسئولیتهای بیشتری به عهده بگیری
- اینو بهتون گفت؟ - آره
و... من که راضیم
قراره پیشرفت کنی
پس مسئولیت این ماموریت با توئه بیلی هواتو داره
قراره عصای دستت باشم، پهلوون
وقتی کارت با افراد سال تموم شد
سر ظهر برو دنبال مترجم توی هتل ساوثوسترن
- مأیوسم نکنیا، فهمیدی؟ - بسپارش به خودم
قراره امروز بالاخره مرد بشی
خفهخون بگیر، بیلی
وجودم پر از حس قدردانیه
بابت کسی که هستم و چیزهایی که...
یا خدا
ببخشید بابا. نمیدونستم...
این دیگه چه کوفتی بود میگفتی؟ شعاری دعایی چیزی بود؟
یهجور ذکره. برای رسیدن به اهداف و قوی بودن
آمادهای؟
خوبم
لازم نیست نگران من باشی، بابا
من با واسطهشون سروکله زدم که یه نگاهی به پولها انداخت
مگه نه؟
ولی امروز توی رد راک...
اصل کاریه
- یه حرکت اشتباه... - من فقط قراره بشمارم
سربلندت میکنم
قول میدم
یه روزی از راه میرسه که من دیگه نیستم
و اختیار همهچی میفته دست تو
گزارش پاریس گیلفورد به دستم رسید
- به چی نگاه میکنی؟ - صبح بخیر، مامور هیز
قهوه میخوری؟
الان میارم خدمتت مامور ابوت هم باهاتون کار داره
هتل ساوثوسترن هزینهی یک هفتهی دیگهش هم پرداخت شد
بدون اینکه کسی بو ببره فقط تونستم همینقدر جور کنم
- ممنون - روسها، آره؟
هر نقشهای که داره، چیز کوچیکی نیست
امیدوارم حق با تو باشه، هیز چون پای منم خیلی توی این قضیه گیره
چیه؟ چیه؟ به منم بگو چیه
یکی وسایلم رو گشته
- منظورت چیه؟ - میزم
همیشه بهشکل خیلی خاصی میچینمش
و مطمئنم "کلی" بهش دست نمیزنه
- صبر کن ببینم، وایسا. کلی کیه؟ - جزو نظافتچیهاست
خیلیخب، منظورت چیه؟
یعنی میگی یکی از مامورهای این دفتر تو رو زیر نظر داره؟
به کمکت احتیاج دارم
چیه مگه؟ چیزی پیدا نکردی؟
- هیچی توی میزش نبود - خب، از من میخوای چیکار کنم؟
سوابق تلفنش رو دربیار
ای خدا، چه گیر سهپیچی دادی بهش
باید بدونم به کی زنگ میزنه و کی بهش زنگ میزنه
همهش توی دفتر ثبت جسیکا لورین نوشته شده
نمیخوای بهم بگی قضیه چیه؟
میخوای بتونی بعداً بگی از چیزی خبر نداشتی یا نه؟
باشه
اگر قراره یکی از اون روزهای سخت باشه، سانکا بخور حال بیای
- سلام عرض شد - عه
چند تا سوال در مورد نحوهی ثبت گزارش توی پروندهی تراهرن داشتم
- خواستم اگر میشه برام توضیح بدی - باشه
آدم شکاکی نیستم، قربان
فقط میخوام رسماً اعلام کرده باشم که یکی بیاجازه میزم رو گشته
باشه. مدارک کافی پیدا کن که سَکستون رو دو دستی
تقدیم وزارت دادگستری کنیم و یه لطفی بهم بکن
کاری نکن کنار قبرت وایسم و یه پرچم تاخورده بگیرم دستم
دیگه طاقت اینکارو ندارم
برو کارتو بکن و بیا، نمیریا
چشم قربان
برای همین تاریخ فرم درخواست شهادت رو بردم عقبتر
و هنوزم دارم دنبال گزارش مامور اوانز میگردم
خدا بگم چیکارت نکنه، دایان، ولی دارم دوباره پروندهها رو بر اساس الفبا مرتب میکنم...
خب دیگه. حله
راستی، ناهار مهمون تو
ولی هنوز داشتم توضیح میدادم...
دیگه نیازی نیست
بیشعور
پاریس گیلفورد اسم مستعاره اسم واقعیش "سیبل وایتکا"ـست
فروشندهی قانونی مواد منفجره به شرکتهای تخریب ساختمون
توی مناطق شرق کوهستان "راکی"ـه
ساکن "سنت لوئیس"ـه هیچ سابقهی کیفری نداره
بفرما، یه قهوه خدمت هیز
ممنون
خواهش میکنم
ازت میخوام یه کاری برام انجام بدی
امر بفرما
- اگر اتفاقی افتاد... - منظورت چیه؟
- قرار نیست اتفاقی بیفته - اگر افتاد این دستت باشه
به خودت شک نکن، آمادهای
از پسش برمیای
ببین، این برام مهمه
محض احتیاط
مطمئن شو برسه دست مادرم، باشه؟
بعد از ساعت اداری زیاد با مسافرخونهی ساوثوسترن تماس داشته
- تو رو باش، چه ذوق کردی - ممنون رفیق
آقای سکستون میخواد جبران مافات کنه
حاضره برای کنار گذاشتن کدورتها یه پیشنهاد سخاوتمندانه به سال یونانی بده
یه سری مسیر درآمدزا داره که از نیومکزیکو میگذرن
حاضره بذاره سال کالاهاش رو چه قانونی چه غیرقانونی
بدون هزینهی اضافی از لاس کروسس و آلبوکرکی رد کنه
که مبلغش خیلی بیشتر از خسارتهاییه
که از بهم خوردن اون عروسی کوچولو ناشی شده
چرند نگو، این به هیچ عنوان نمیتونه کارهای تو و اون دختر هرزهی بمباندازش
و اون بانی و کلاید بازیهاتون رو جبران کنه
بیشتر شبیه فیلم "فارغالتحصیل" بود، مگه نه؟
- زر نزن! - حداقل اسم فیلمو درست بگو، اسکل
برای سینمای آمریکا احترام قائل شو
آروم باشین بچهها اومدیم معرکه رو فیصله بدیم
هیچ مسیر کمارزشی نمیتونه
بهم خوردن یه ادغام بینالمللی میلیون دلاری رو جبران کنه
No comments yet. Be the first to leave one.