The Ninth Configuration

The Ninth Configuration

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

The Ninth Configuration 1980 720p BluRay x264 YIFY Persian IMOVIE-DL com
The Ninth Configuration 1980 1080p BluRay x264 YIFY Persian IMOVIE-DL com
Kommenteerib Relapse_Em
Relapse_Em :مترجم IMDB-DL ارائه ای اختصاصی از تیم ترجمه IMOVIE-DL.com

Sildid

BluRay
x264
1080
720p
720
Avaldatud: 2015-05-27
Allalaadimised: 46
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

...توقف در پرتاب موشک

...توقف در پرتاب موشک

...اون بالا هيچي نيست... اون بالا هيچي نيست

يک نفر داره مياد

صبح شما مردم عوضي سياره ونوس بخير - امروز روز اول ماه مي هست - ميخواي با من بجنگي؟ منم با تو ميجنگم -

امروز روز اول ماه مي هست... کلک پادشاه بيزمارک رو بکن

من دارم ميام پايين

مراقب باش... انگاري سوپرمن بايد بياد اينکار رو انجام بده

لعنت به تو جناب سرگرد نامک! يالا راه بيفت... راه بيفتين اي ديوانه ها

!از صميم قلب آرزو داشتم تو بري حموم

آرنج خودت رو به من نزن

مامان، ميشه يک ربع از اين فيلم رو ببينم؟

دهن خورشيد سرويس... اصلا آسمون پيدا نميشه

اينجا ديگه چه کشوري هست؟ - اينجا محله برونکس هست -

...رادولف والنتينو از - همه توجه کنن -

سلام بر تو اي سزار

با پايان جنگ در ويتنام، به صورت بي سابقه اي افراد بسيار زيادي از ارتش

امريکا به صورت کاملا غير منتظره اي از خود علائم بيماري هاي رواني نشان دادند

بيشتر آنان يا در جنگ شرکت داشتند و يا در ليست اعزام به جنگ بودند

و هيچ گونه سابقه اي از بيماري هاي رواني نداشتند

با توجه به اين نتايج

و همچنين فراگير شدن اين مشکل در ارتشي ها و بحث برانگيز بودن ...طبيعت وجودي جنگ ويتنام

براي دولت مردان امريکايي اين سوال به وجود آمد که آيا

ممکن است بيشتر آنان تظاهر به داشتن چنين مشکلي بکنند؟

...براي حل اين معما

دولت امريکا مجموعه اي از کلينيک هاي تخصصي براي مطالعه در اين مورد را ايجاد کرد

از آخرين اين کلينيک ها، شماره هجدهم آن بود که خود ماهيت تجربي بسياري داشت

و در قلعه اي متروکه و قديمي در شمال غربي اقيانوس آرام در امريکا برپا شده بود

در ميان اين بيماران فضانوردي وجود داشت

که در شمارش نهايي پرتاب سفينه به فضا، اين ماموريت را کنسل کرده بود

رابرت برانينگ به بيماري سوزاک مبتلا بود سوزاک: نوعي بيماري که از طريق اندامهاي جنسي از فردي به فرد ديگر منتقل ميشود

!و اون اين بيماري رو از چارلوت و اميلي برونته گرفته بود نکته: همونطوري که تا اينجا مشاهده کردين اين افراد که جز ارتش امريکا در زمان جنگ ويتنام هستن به نوعي بيماري رواني مبتلا شدن و چرت و پرت ميگن

خفه شو عوضي ديوانه - تو حاضر به شنيدن حقيقت نيستي -

...اون اين بيماري رو از هر دوي اونها گرفته بود - خفه شو -

...اي ديوانه ها

!اي بچه زرنگهاي درس خون زرد پوست - !همينطوري هم درست هست -

اصلا حواستون هست دارين با چه کسي شوخي ميکنين؟

خبر خيلي بدي واستون دارم

حدس بزنين کي ميخواد واسه هفته ديگه رئيس اينجا بشه؟

اصلا ميتونين حدس بزنين؟

يک روانپزشک

بهترين روانپزشک موجود در ارتش

بهترين روانپزشک موجود پس از جانگ جانگ: روانشناس سوئيسي

...خيال ميکنين خيلي کارتون درسته عوضي هاي آشغال

معرکه هست - عاليه -

عالي هست، جناب گروپر - فقط يک نکته ديگه باقي مونده جناب -

چيه؟

!يک آناناس بذار روي سرت و وانمود کن که از اهالي جزيره هاوايي هستي - ...خداي من -

لامصب... چه کسي ميخواد اينجا بياد؟

...وينسنت، وينسنت

...وينسنت

عذر ميخوام قربان - اشکالي نداره -

من اعتراف ميکنم که دوستت دارم

به من بگو تو هم من رو دوست خواهي داشت

من اعتراف ميکنم که بهت نياز دارم... آره بهت نياز دارم

هر روز بهت نياز دارم - خفه شو -

اون چيه در دستت؟

شيپور خطر... در اين منطقه رد پاي چيني ها ديده شده

کاتشا، به صف برگرد

به صف بشين - تو بايد با ما خوب رفتار کني جناب گروپر -

جناب روانپزشک داره تشريف مياره جناب گروپر... وقتش هست رفتارت رو اصلاح کني

راست ميگه... حالا اگه ميتوني به ما بگو ديوونه، گروپر... يالا بگو ديگه

بيايين واسه جناب روانپزشک آهنگ بخونيم... آهنگ "مثل نور خورشيد واسه من ميموني" رو بخونيم

...آقايون - تو مثل نور خورشيد واسه من ميموني، تنها نور زندگي من هستي -

وقتي که آسمونها ابري ميشه فقط بودن تو به لبهاي من خنده ميده

تو هرگز نخواهي فهميد که چقدر من دوستت دارم

خواهش ميکنم اين اميد زندگي من رو از من نگيرين

ميشه تمومش کنين - گور باباي تو -

!پس عجب آهنگ قشنگي

برترين ديالوگها از برترين فيلمها رو خدمت شما عرض ميکنيم

فرانکي... مامانت من رو ميبخشه

از ويکتور مکلاگلن در فيلم جناب کاراگاه

ما به هيچ نشون مذخرفي واسه خودمون احتياج نداريم

از فيلم گنج هاي سيرا مادره - همه چيز مرتب هست قربان -

ممنونم گروهبان

مراقب خودت باش - خداحافظ قربان -

خداحافظ

...اون دوباره اين کار رو انجام داده... بلوز من، شلوار من

...از ساعه قربان

بچه ها، گوش کنين

اول بايد بگي سايمون ميگه تا ما هم به حرفت گوش کنيم

درمان رو شروع کن... فکر خوبي هم هست

آشغالهاي عوضي - سايمون ميگه همه به صف بشين -

...تو روانپزشک هستي، درسته؟ جناب کين

همين فکر رو هم ميکردم... من فروم هستم... پزشک ارتش

خيلي خوشحالم که تو در کارت بهترين هستي. اينطوري ميتونم بيشترين بهره موجود از حضورت در اينجا رو ببرم... خداي من

...کاتشا - حرف مفت نزن -

فقط جواب بده که حاضر هستي

اينها خيلي حالشون خراب هست

شايد

شايد؟

تو ديگه از چه قماشي هستي؟ عضو گروه خاصي هستي؟ از اهالي ارگان هستي؟ از اون دست روانپزشک هاي مدرن ديوونه هستي؟

اين آدمها از اون چيزي که فکرش رو بکني ديوونه تر هستن

فروم... پس فروم کجاست؟

ميشه اتاقم رو بهم نشون بدين؟ - چي؟ -

عرض کردم ميشه اتاقم رو بهم نشون بدين؟ - فقط از همين جاده آجر نما برو -

چي فرمودين؟ - گفتم... خودشون تشريف آوردن -

گروهبان کربز و گروهبان کريستين هستيم قربان

لامصب چقدر خوبه که سر وقت تشريف آوردين... ميشه ايشون رو به اتاق عمل راهنمايي کنين؟

يا اينکه ميخوايين همينطوري واسه خودتون معطل کنين تا زير پاهاي ايشون علف سبز بشه؟

خداي من، اين ديگه چه کاريه؟ اصلا اينجا بيمارستان هست يا ديوونه خونه؟

نه... نه... گوشي طبي من رو ازم نگيرين... گوشي طبي رو بهم پس بدين

!ديگه بهش اجازه ندين شلوار هاي من رو کش بره

من سرهنگ ريچارد فل و پزشک هستم

واقعا عرض کردم

اينها يخورده حالشون خراب هست

شما وينسنت هستين؟

ميشه دوباره تکرار کنين؟

...رفتار تو من رو ياد وينسنت ون گو ميندازه

يا مانند پرنده اي در مزرعه گندم... نميدونم کدومش درست تر هست

شما نوشيدني الکلي خوردين؟ - هرگز در حين انجام وظيفه نميخورم -

کاملا معلومه

همينطوري که مشاهده ميکنين فقط يک دست شلوار دارم که اون رو هم اون ديوونه پوشيده

بقيه شلوارهام در رخت شور خونه هستن

جناب سرهنگ، اگه قصد دارين من احترام نظامي خودم به شما رو هنوز ...ادامه بدم

ميشه خودتون به بيمارستان زنگ بزنين و بهشون بگين دستي که ميخوايم با عمل جراحي پيوند بزنيم آماده عمل هست؟

چون که سريعا بايد دست پيوند داده باشه - آقايون -

ممنونم قربان... به راستي که شما رئيس اينجا هستين

...سايمون ميگه

دهن هاي کثيفتون رو ببندين

همه مرتب به صف بشين

من حق و حقوق خودم رو ميدونم... من بايد پزشک اورولوژي خودم رو ببينم

سلام بر تو اي سزار

قربان، من افراد رو به صف ميکنم

...خداي من

همه آزاد

کارت ها رو برد بزن

چه کارتهايي داريم؟

سه داريم، پنج داريم، هفت داريم، نه داريم، جک داريم

تو خيلي آدم دهن سرويسي هستي

کارت تموم شد؟

بيشتر آدمها فقط يکبار برد ميزنن - سيزده شماره خوش شانسي من هست -

آره ميدونم منظورت چيه

اينجا متعلق به امي بيلتمور بود

اون در سال 1900 ميلادي سنگ به سنگ اين خونه رو از آلمان به اينجا منتقل کرد

در اصل خونه متعلق به شوهرش بود... مرد قلعه التز...چي شده؟ از اينجا خوشت نمياد؟

زياد به دل نميشينه

...دراکولا هم همين حرف رو در موردش زد

اما در بهار اينجا کسي نيست... خانواده بيلتمور به طور رايگان اجازه استفاده از اينجا رو بهمون ميدن

کاشکي اين حرف رو بهت نميزدم

تو من رو ياد کسي ميندازي؟ - چه کسي؟ -

نميدونم

اما قيافت به نظرم آشنا مياد

اين حرف رو دراکولا هم زده... هروقت يک آدم ببينه، هر چيزي ميگه

فکر کنم يادم بياد - که چي؟ -

...که تو من رو ياد چه کسي ميندازي

اين حرف رو که بهم زدي

...من اين رو قايم کرده بودم لامصب... تو از کجا - ...گروپر -

...اما قربان اون داشت به اينجا

اصلا واسم مهم نيست اون داشته چي کار ميکرده

تو حق نداري دست بهش بزني

...اما جناب سرهنگ، اون نبايد

بله قربان

چشم قربان

هرچي شما امر بفرمايين قربان

شما کاپيتان فربنکس هستين؟ - !امروز نيستم -

...چي فرمودين؟ گمون ميکردم که شما

گفتم که امروز، خير... حرف من رو متوجه ميشي؟

من انساني چند شخصيتي هستم

من انساني هستم که داراي چند شخصيت عالي هست - درسته -

من الان دکتر فرانز ون پائولي هستم

چرا سر ديوار اون بلا رو آوردي؟

چون که به عقيده من، ما ميتونيم از ديوارها عبور کنيم

...نه فقط من

بلکه همه اين عقيده رو دارن

...پليسها، مردم

همه مردم نشويل اين عقيده رو دارن

من سعي داشتم از تموم قدرت فکر و بدنم استفاده کنم

تا بتونم بهترين استفاده موجود رو ببرم و ترتيب ديوارها رو بدم

سپس سعي داشتم به طريق خاصي پيش برم

تا از اينها رد بشم

...از اين ديوارها

...درست مثل چند دقيقه پيش که به سختي تلاش کردم

اما به طور افتضاحي در به انجام رسوندنش ناکام موندم

حالا دارم اين نيروي ناتوان خودم رو مجازات ميکنم

ميخوام ازشون يک درس عبرت بسازم

يک تمثيل به ياد موندني

اينطوري وقتي تک تک سلولهاي بدنم اين درس عبرت رو ببينند

با من همکاري خواهند کرد

اي عوضي هاي خود مختار! يا با من همکاري کنين (خطاب به نيروي موجود در بدنش) يا از بدن من بيرون برين

ميشه بدي به من؟ - خير -

بسيار نيرومند هستي

گمون کنم شايد اين مشکلي که داري بخواي با اين چکش حلش کني

...اين هم حرف جالبي هست

ميشه واسه تحقيق و بررسي پيشم بمونه؟

تو که نميخواي باهاش کار ديگه اي بکني؟

هيچ کار ديگه اي باهاش نميکنم

خيلي خب... شب خوش

شب شما هم بخير جناب کاپيتان فربنکس

آره ميدونم

مجبور شدم ديشب کلي نوشيدني الکلي بخورم تا خوابم ببره

نه، نه... من اصلا اهل خوردن قرصهاي خواب آور نيستم... آدم با خوردن اونها هم خوابش نميبره

آخه چرا بايد چنين مسئله اي رو واست بازش کنم؟ فهميدنش خيلي آسونه

...پس ميخواي واست توضيح بدم؟ باشه

طي مدت زمان کوتاهي، توان و بردباري تو نسبت به اين مسئله زياد ميشه درسته؟

آفرين... پس فهميدي چي شد

بهرحال... اون اينجا رسيده

بله، ديروز رسيد

نميدونم... هنوز واسه گفتن اين مسئله خيلي زوده

باشه، انجامش ميدم

The Ninth Configuration subtitles in other languages

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left