Charmed

Charmed

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 3

Väljalaske info

Charmed S03E21 Look Whos Barking 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Kommenteerib warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 21 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Sildid

bluray
Avaldatud: 2025-11-19
Allalaadimised: 10
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

چرا دعوتش نکردی بیاد تو؟

کی؟ قرار دیت؟

همون پسره که ده دقیقه تمام تو ایوون داشتین ماچ و بوسه می‌کردین.

داشتی فضولی می‌کردی، آره؟

خب، من دوباره تنها شدم.

پس چاره‌ای ندارم جز اینکه از راه زندگی عاشقانه تو، حس و حال عشقو تجربه کنم.

وای، اگه من جای تو بودم، یه زندگی عاشقانه‌ی بهتر انتخاب می‌کردم.

تازگیا زندگی عاشقانه من جوری شده که میشه بهش نمره "خیلی داغون" داد.

اینا همش به خاطر اینه که هیچ‌کس هیچ‌وقت پاشو تو خونه‌ت نمی‌ذاره، پرو.

یعنی اشتباه برداشت نکنی. خوشحالم که داری دنبالش می‌گردی.

ولی نمی‌تونی که اینجوری خودتو برای آقای ایده‌آل نگه داری.

من هیجان‌های نیابتی بیشتری از این می‌خوام.

من خودمو برای آقای ایده‌آل نگه نداشتم.

منظورم اینه که آقای جذاب هم خوبه، یا آقای با شخصیت.

یا حتی آقای نفس‌گیر. فرقی نمی‌کنه.

مراقب اون آخری باش.

اونا معمولاً جوری غافلگیرت می‌کنن که اصلا انتظارشو نداری.

"کول دوست داره...

پیاده‌روی توی پارک، جاز و شراب اعلا."

فیبی، داری چی کار می‌کنی؟ خب، کول یه شیطانه.

ما توی کتاب سایه‌ها در مورد شیاطین می‌نویسیم، مگه نه؟

درسته، ولی از این جور چیزا؟

واقعاً فکر می‌کنی اینا لازمه؟

آره، اگه باعث بشه جادوگرای آینده رو برای حمله احتمالی اون آماده کنه، قطعاً لازمه.

هر چی بیشتر راجع به کول بدونن...

احتمال اینکه قبل از اینکه اون بهشون آسیب بزنه، بهش آسیب بزنن، بیشتره.

می‌خوای راجع بهش حرف بزنی؟

نه، چیزی برای حرف زدن نیست.

عاشق شدم، از دست دادم و حالا دارم ادامه میدم.

چی بود؟ پایپر؟

باشه، کجاست؟

توی پناهگاهی که قبلاً به اسم زیرزمین می‌شناختیم.

فکر می‌کردم داره رو قدرت‌های جدیدش مسلط میشه.

آره، اون مال قبل از این بود که قدرت‌های جدیدش کنترلشو به دست بگیرن. پایپر!

چی؟ خوبی؟

من خوبم.

ولی وضع دکوراسیون کریسمس خوب نیست.

می‌تونیم بیایم پایین؟

نه. از در دور شید. امن نیست.

پایپر، این مسخره‌س. ما خواهراتیم.

شاید بهتره یه کم عقب‌تر بریم.

ای بابا، کی این‌همه شلوغی به پا کرده؟

نمی‌تونی تا ابد اون پایین بمونی. چرا، می‌تونم.

نه، نمی‌تونی. تو یه کلوب داری که باید اداره کنی و یه شوهر داری...

که نمی‌تونه بدون تو زندگی کنه.

درسته. و دو تا خواهر که بهت احتیاج دارن...

تا براشون غذا درست کنی و باهاشون با شیاطین بجنگی.

باشه، می‌خوای بیاد بالا یا می‌خوای همون پایین بمونه؟

چه خبره؟

چی بود؟ چی شد؟

هیچی. فقط آروم باش.

فقط کیت بود. چیزی رو منفجر نکنی.

خیلی خب، اون بیرون چه خبره لعنتی؟

اوه، کاترین.

اوه، کاترین، عزیزم.

میستی، بسه دیگه.

صبح بخیر. صبح بخیر.

که هنوز داری درباره کول اون تو می‌نویسی، نه؟

نه. خوبه.

در واقع الان دارم درباره نیمه شیطانی‌اش می‌نویسم.

فیبی، دارم کم‌کم نگران تو می‌شم.

اوه، نگران من نباش، نگران پایپر باش.

چرا؟ هنوز تو زیرزمین حبسه؟

نه، الان خودشو تو اتاق خوابش حبس کرده.

خب، حداقل یه نفر داره بهتر میشه.

به نظر میاد دیشب فقط ما نبودیم که از پارس کردن سگ‌ها کلافه شدیم.

نوشته که تعداد شکایت‌ها از سروصدا بی‌سابقه بوده.

اینجا نوشته که دقیقاً در همون ساعت...

یه مرد تو محله ما به قتل رسیده.

حواست هست؟

نه انگیزه‌ای، نه چیزی دزدیده شده، نه چیزی که نشون بده چطور کشته شده.

همه جا پر از شیشه‌های شکسته بود.

می‌دونی که این تلاشت برای پرت کردن حواس من فایده‌ای نداره.

چی؟ من یه دختر کوچولو دیدم.

فکر نمی‌کنم بیشتر از این سن داشته بود...

۱۴ یا ۱۵ سال. گفتی شیشه‌های شکسته، نه؟

آره.

فکر کنم حق با توئه. فکر کنم یه شیطان مسئول مرگ اون مرد بوده.

و فکر کنم می‌دونم کدوم.

فیبس، داری چی کار می‌کنی؟

اگه از طلسم جادو به جادو استفاده کنیم تا کول رو احضار کنیم...

و بعد اونو از بین ببریم...

صبر کن. چی باعث میشه فکر کنی کول مقصره؟

من صفحه بلتازور رو تو دستم داشتم وقتی پیش‌آگاهی بهم دست داد.

ولی شیشه‌های شکسته، یه پیرمرد، یه نوجوان، اینا دقیقاً روش کار اون نیست.

پس چرا باید پیش‌آگاهی بهم دست می‌داد؟

نمی‌دونم فیبی، ولی فکر کنم داری سراغ شیطان اشتباهی میری.

ببین، می‌دونم اون بهت آسیب زد. ولی این لزوماً به این معنی نیست که اون...

پرو، من این کارو با تو یا بدون تو انجام میدم.

فقط، لطفاً معجون نابودکننده رو بیار.

اگه معجون کار نکنه چی؟ کار می‌کنه.

باید کار کنه.

"نیروهای جادویی، سیاه و سفید، از فضا و نور در حال گسترش..."

"چه دور باشد چه نزدیک، شیطان بلتازور را اینجا بیاورید."

نه!

"نیروهای جادویی، سیاه و سفید، از فضا و نور در حال گسترش..."

"چه دور باشد چه نزدیک، شیطان بلتازور را اینجا بیاورید."

داره میاد.

یه لحظه صبر کن.

چی شد؟ چرا کار نکرد؟ نمی‌دونم.

اه لعنتی!

خیلی خب، پس باید یه راه دیگه برای پیدا کردن دختره پیدا کنیم.

آیا توی پیشگوییت چیزی بود که بتونه کمک کنه؟

کوچه تاریک، آخر شب، کیوسک تلفن... یعنی، سرنخ زیادی نداریم.

پس باید بریم آپارتمان قربانی اول و ببینیم چیزی اونجا هست یا نه.

پایپر رو بیاریم؟ نه. بذارید اذیتش نکنیم

بیشتر از این که هست، تحت فشار قرارش ندیم. بیاید.

نفس عمیق آرام

بازدم آهسته و عمیق

در این لحظه آرامش داشته باش

همانطور که ذهنت را رها می‌کنی

آرام. نفس بکش همانطور که...

لیو! قرار بود در بزنی، نه اینکه ظاهر بشی!

ولی من اینجا زندگی می‌کنم.

باشه، باشه. فقط آروم باش.

داشتم همین کار رو می‌کردم.

و بعدش یکی باعث شد گوروم رو بترکونم.

نه، نه، نه! نزدیک نشو. من خطرناکم.

پایپر، بی خیال. نه، جدی میگم.

دستام سلاح‌های کشنده هستن و نمی‌دونم چطور کنترلشون کنم.

و هر روز بدتر میشه.

خب، طبیعیه. یه مدت طول کشید

تا یاد بگیری چطور قدرت فریز کردنت رو کنترل کنی، یادته؟

فریز کردن یه چیزه.

منفجر کردن چیزا یه چیز دیگه ست کلاً.

خب، فقط این بار تنها نیستی. من اینجام.

آره، ولی تو نباید اینجا باشی. نباید اصلاً نزدیک من باشی.

خیلی خطرناکه.

پس چطور می‌خوایم بریم ماه عسلمون؟

ماه عسلمون رو نمی‌ریم، کنسلش می‌کنیم.

ما ماه عسلمون رو کنسل نمی‌کنیم.

خب، پس به بزرگان بگو این قدرت رو پس بگیرن.

من اینو نمی‌خوام. آمادگیش رو ندارم.

اگه آماده نبودی بهت نمی‌دادنش. من اینو می‌دونم.

هم به عنوان وایت‌لایترت و هم به عنوان شوهرت.

اگه اشتباه می‌کنی چی؟ اگه به کسی آسیب بزنم چی؟

من فقط... احساس می‌کنم خیلی بی‌دفاع‌ام.

یه چیزی که نیستی، بی‌دفاع بودنه.

تو یکی از قوی‌ترین و تواناترین آدم‌هایی هستی که تا حالا شناختم.

و فراموش نکن که من خیلی وقته وجود دارم.

واقعاً؟

تو از پس این برمیای، عزیزم.

با هم از پسش برمیایم.

خب، راستی شما کلاً چه جور متخصصایی هستید؟

بازرس موریس بهتون نگفت؟

نه، نگفت.

میتونم اینو بردارم؟

حتماً. کار پزشکی قانونی اینجا تموم شده.

شما همون روشن‌بین‌هایی هستید که همش می‌شنویم اون باهاشون کار می‌کرد؟

روشن‌بین‌ها. آره، این یکی بامزه بود.

این همسر قربانی‌ـه؟

آره، چند ماه پیش مرد.

همسایه‌ها میگن بیچاره هیچ‌وقت نتونست باهاش کنار بیاد.

مظنونی هست؟ تنها چیزی که می‌دونیم،

اینه که هر کی این کارو کرده، از اون پنجره شکسته وارد شده، با اینکه سه طبقه بالا بود.

هیچ‌کس نمی‌دونه چطور. هیچ جای سوختگی می‌بینید

نزدیک جایی که جسد بود؟

فکر نمی‌کنم جسدی مونده باشه

اگه اون سلاح خاص استفاده شده بود.

شما از آتش‌نشانی هستید؟ نه، اون فقط

کنجکاو بود که چطور مرده.

طبق گفته پزشکی قانونی، اون توی خون خودش غرق شد.

تمام رگ‌های خونی‌ش همینطوری بی‌دلیل ترکید.

شما فدرالید؟

در واقع، بازرس،

ما جادوگریم. باشه؟

ما در واقع فکر می‌کنیم یه اهریمن این کارو کرده باشه.

احتمالاً دوست‌پسر سابقم. و اگه اون این کارو کرده باشه،

باید پیداش کنیم و نابودش کنیم.

راضی شدی؟

خیلی بامزه بود.

باشه، دیوونه شدی؟ خب، از شرش خلاص شدیم، مگه نه؟

خب، نظرت چیه؟ قطعاً ماوراءطبیعیه.

ولی بلتازار بود؟

خب، اونا حتماً کمی از معجون نابودی رو دارن،

وگرنه، چرا سعی می‌کردن منو احضار کنن؟

شاید جادوگری که عاشقت بود تو رو برمی‌خواد.

آدما می‌تونن خیلی بخشنده باشن.

نه این یکی، نه بعد از کاری که من کردم.

اگه بشناسمش، می‌خواد منو به صلیب بکشه.

و شناخت اون دقیقاً همون چیزی بود که ازت می‌خواستم

کمکم کنی تا دیگه بهش فکر نکنم، کیمیاگر.

اگه قرار باشه کاملاً به خود اهریمنیم برگردم،

باید تمام پیوندها رو قطع کنم، تمام شک‌ها رو از بین ببرم.

تبدیل کردن خونت ممکنه تو رو مصون کنه

در برابر معجون جادوگر، بلتازار.

ولی لزوماً تو رو از کشش اون مصون نمی‌کنه.

مشکلی نیست. اگه دوباره منو احضار کنه،

اون کششی نیست که من درباره‌ش حرف می‌زنم.

نیمه انسانی تو همیشه آسیب‌پذیر خواهد بود

در برابر چیزی که همه انسان‌ها رو آسیب‌پذیر می‌کنه.

هیچ جادویی نمی‌تونه اینو تغییر بده.

پس هر کاری از دستت برمیاد انجام بده.

دارم بهت میگم، حتماً کُله.

فیبی، فقط به خاطر اینکه تو می‌خوای اون باشه، لزوماً باعث نمیشه اون باشه.

این ربطی به من و کُل نداره.

این درباره چیزیه که من دیدم.

پیشگویی‌های من همیشه مستقیماً در ارتباطن

با چیزی که در اون لحظه لمس می‌کنم.

باشه، خب، یه دقیقه صبر کن.

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left