Criminal Record

Criminal Record

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Criminal Record S01E02 WEB H264-RBB
Kommenteerib Farahnak

Sildid

web
720p
720
x265
x264
1080
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Avaldatud: 2024-01-11
Allalaadimised: 65
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫گروهبان کارآگاه لنکر ‫از واحد وی‌سِون صحبت می‌کنم

‫دارم وارد طبقۀ نهم ساختمون هدروِی می‌شم

‫مقصد واحد ۹۴۲ هستش، ‫مظنون همچنان فراریه

‫- گروهبان کارآگاه واحد سِون‌ام، دریافت شد ‫- برید داخل

‫ما توی مسیریم ‫تا سه دقیقۀ دیگه می‌رسیم

‫لطفاً بااحتیاط پیش برید

‫پلیس!

‫- دارم وارد می‌شم ‫- تفهیمه، تا دو دقیقۀ دیگه می‌رسیم

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

زنگ بزنید پلیس

‫نه، وایسا!

‫پلیس!

‫ایست!

‫ترجمه و تنظیم از ‫«iredprincess و امیر فرحناک»

‫«ســوءپیشینه» ‫

‫نه!

‫خودشه

‫«کلایو سیلکاکس»

‫شک ندارم خودشه

‫اسمش توی پایگاه داده‌ها ثبته، سابقۀ کیفریش چیه؟

‫اتهامات متعددی مبنی بر تعدی، ‫خشونت خونگی،

‫عضویت توی یک سازمان غیرقانونی

‫و بعضی از گروه‌های افراطی ‫فکر کنم یه واحد رزمی باشه

‫بله، هیچ کدوم هم به محکومیت ختم نشد

‫اتهامات خشونتش ‫مال چند وقت پیش‌ان؟

آگوست ۲۰۰۹

واسه آشوب توی خیابون مایکلز ‫با پلیس تماس گرفتن

‫خیابون مایکلز؟ ‫پس از افراد بومیه

‫چطور مگه؟ چرا مهمه؟

‫قربانی، ماریا دسوزا

‫به نظرم همون تماس‌گیرنده‌ای بود ‫که سه‌شنبه شب از هایزلین زنگ زد

‫همون تماس ناشناس؟

‫بله قربان

‫خشونتِ دوست‌پسری رو گزارش داده بود ‫و مدعی بود که قتل ادلاید باروز کار خودشه

‫درخواست پشتیبانی داده بودم، ‫یادت میاد؟

‫- جون... ‫- و حالا...

‫حالا ممکنه سراغ همسایه‌ها، همکارها ‫یا دوست‌دخترهای سابقش هم بره

‫- اگه سابقۀ خشونت داشته باشه... ‫- ببین...

‫نه، تو چَنگم بود

تو چیزی کم نذاشتی

‫مهم‌ترین چیز اینه که الان حالت خوبه

‫فقط همینه که مهمه

‫خب حالا گوش کن، ‫اگه مورد مشکوکی توی اون پروندۀ قتل باشه،

‫ادلاید باروز رو می‌گم...

‫روش تحقیق می‌کنیم

‫بهت قول می‌دم

‫هر کاری از دستمون بربیاد، دریغ نمی‌کنیم

‫هرچی کله‌گنده‌تر...

‫کیم، چه کمکی از دستم برمیاد؟

‫...ضربه سهمگین‌تر

‫شنیدم توی محله‌تون قتلی اتفاق افتاده

‫ببخشید ‫سلام، عذر می‌خوام

‫دنبال خانمی به اسم جون لنکرم

‫- چند ساعتی می‌شه که آوردنش اینجا ‫- ای داد

‫اونجاست

‫باشه، ممنون

‫- سلام عرض شد ‫- سلام

‫- خوبی؟ ‫- آره

‫- مطمئنی؟ ‫- آره

‫بیا پیشم

‫با لباس‌هات چیکار کردن؟

‫خب گرفتن‌شون، صرفاً برای ‫شواهد و الیاف و دی‌ان‌ای...

‫- طبیعیـه ‫- باشه

‫طبیعی؟ طبیعی. ‫هیچ چیزی توی این جریانات طبیعی نیست...

‫چیزی نیست لئو ‫یه چندتا... بریدگی و کبودیه دیگه

‫شرمنده، نمی‌دونم چم شده

‫نه، اشکالی نداره ‫فقط... چیه لحظه صبر کن، خب؟

‫ببخشید. ببخشید، عذر می‌خوام

‫چیزی نیست عزیزم

‫امروز دکتری شیفت هست؟

‫دکتری... چون خانمم مأمور پلیسه ‫و مورد تعرض قرار گرفته

‫لئو

‫لئو بهم اعلام کردن که مشکلی ندارم

‫فقط منتظرم دکتر برگه‌های ترخیصم رو امضا کنه

‫باشه، پس باید با یه دکتر صحبت کنه

‫- باشه؟ ‫- باشه

‫- خب می‌شه الان باهاشون صحبت کنه لطفاً؟ ‫- آره، یه لحظه صبر کنید

‫متشکرم

‫حل شد

‫حل شد

‫چیکار می‌کنی عزیزم؟

‫هیچ‌کار

‫همون چیزیه که تو ذهنمه؟

‫- داری توی فضای مجازی پست می‌ذاری؟ ‫- نه بابا

‫وای خدای من، داری می‌ذاری دیگه ‫بذار ببینم

‫- بیخیال مامان ‫- وای

‫جیکوب، وای تو دیگه... ‫چیکار؟

‫رسماً داری... از جراحات مامانت ‫سوءاستفاده می‌کنی

‫امیدوارم بابات فالوت نکرده باشه

‫نه بابا، بلاکش کردم

‫ولی ۱۳ تا لایک خورده و داره بیشترم می‌شه ‫نشونۀ خوبیه؟

‫شبیه ۸۰ ساله‌ها شدی

‫یکی بهم گفت خفن

‫با این «خفن» شدنم خیلی راضی‌ام

‫شرمنده

‫با همین چیزها ‫می‌تونی به همچین مادری افتخار کنی؟

‫ایشون هستن

‫کلایو سیلکاکس

‫ایشون هستن، کلایو سیلکاکس

ببینید کسی اخیراً باهاش در تماس بوده یا نه

‫دوست‌دختر سابق، خواهر، خونواده

‫هر چیزی می‌تونه مفید باشه

‫این شمارۀ منه

‫این شمارۀ جدیدمه

‫ممنون عزیزم، فرشتۀ نجاتمی

‫شیر و یه قاشق شکر؟

‫درواقع دوتا قاشقه ‫ولی اشکالی نداره

‫نه نیازی نیست ‫باورم نمی‌شه هنوزم شیفت شب وامیستی

‫عادت می‌کنی دیگه

‫بخاطر خودم نیومدم ‫موضوع کاریه

‫خیلی بعیده،

‫ولی می‌خوام این یارو رو پیدا کنم ‫اسمش کلایو سیلکاکسه

پرس‌وجو می‌کنم

‫جون با پروندۀ برج‌های هدروِی

‫یه پیشرفت‌هایی داشتیم ‫شرمنده، زود بهم زنگ بزن

‫ببخشید، عذر می‌خوام ‫شرمنده

‫قربان می‌دونید من اولین نفری بودم ‫که به صحنۀ مرگ رسیدم؟

‫بذار حرفت رو قطع کنم

‫کاشف به عمل اومده، ‫این آقای سیلکاکس،

‫سوژۀ یکی از تحقیقات ‫در حال بررسیه

‫واقعاً؟

‫بله، ظاهراً اکتبر گذشته یه خانم جوونی ‫توی راه برگشت به خونه مورد تعرض قرار گرفته

‫بخش تعیین تکلیف و هماهنگی اعلام کردن ‫که بهتره پروندۀ قتل به تیم تحقیقاتی موجود واگذار بشه

‫پیداش کردید؟

‫هر سؤالی داری از همکارم ‫سربازرس گیرینگ بپرس

‫مسئول اصلی ایشونه ‫من فقط دارم از دور تماشا می‌کنم

‫صبر کن، پس ایشون...

‫فکر می‌کنن طرف اینجاست هنوز؟

‫اصلاً خوشم نمیاد

‫قبل از اینکه مقتول، ‫ماریا بمیره جناب،

‫به اپراتور اورژانس اعلام کرد ‫خودش بود که از باجۀ هایزلین زنگ زده بود

‫- تماس‌گیرندۀ هایزلین؟ ‫- تماس ناشناسی که من...

‫- چهارشنبه روزی درموردش بهتون گفتم ‫- آها آره

‫بنابراین، اگه تونستید ‫مظنون رو دستگیر کنید،

‫ازتون می‌خوام که اجازه بدید ‫من باب اتهاماتش ازش بازجویی کنم

‫- کدوم اتهامات؟ ‫- مرگِ ادلاید باروز

‫دو تا تماس و یک خانم مشترک ‫نظریه‌ت اینه؟

‫- بله ‫- خیلی خیلی پیش پا افتاده‌ست

‫نه، ماریا دسوزا، خودش به اپراتور ‫گفت که ما قبلاً با همدیگه صحبت کردیم...

‫بله، داری می‌گی قبلاً حرف زدن، حرف ‫نگفت که کِی و کجا حرف زدن

‫خب نمی‌شه که ‫به همین راحتی بذاریمش کنار

‫آخه این دو تا زن ‫از لحاظ ظاهری شبیه به همدیگه‌ان

‫بدنـشون شبیه به همه ‫هردو اسپانیایی‌ان

‫صداشون مثل همدیگه‌ست

‫شنیدم شاهد مرگش بودی

‫درسته

‫خب من نمی‌خوام ‫خودم رو همه‌چی‌دون جلوه بدم،

‫ولی صدای ضبط‌شدۀ تماستون ‫رو گوش دادم و حرفی که زدی...

‫توصیه‌ای که در آخرین لحظاتِ مرگش دادی

‫کاملاً درست بود

‫کاری که باید می‌کردی رو انجام دادی

‫پشتش رو خالی نکردی

‫همون تماس‌گیرنده‌ست

‫- باشه ‫- همونیه که از هایزلین تماس گرفته بود

‫- و احتمالش زیاده که... ‫- مختاری هرطور که می‌خوای فکر کنی

‫درمورد همه‌مون صدق می‌کنه

‫فقط می‌خوام با این فرد مصاحبه کنم

‫خواستۀ هردوی ما اینه گروهبان کارآگاه ‫افسوس که نمی‌دونم کجاست

‫ده ساعت گذشته

‫دارید وقتمون رو هدر می‌دید

‫این حرفت رو می‌ذارم ‫رو حساب ضربه‌ای که به سرت خورده

‫من حالم خوبه

‫نخیر، شما قربانیِ یک تعرض قرار گرفتی

‫- آخه چرا فکر می‌کنه که هنوز اینجاست؟ ‫- زخمت سطحی نیست

‫داری وقت و منابعمون رو حروم می‌کنید

‫- باید برید دنبالش بگردید ‫- برو خونه، یکمی استراحت کن

‫هردوی ما توی یه تیم هستیم

‫گوش بده، ‫خیلی وقت پیش یه دوست‌دختری داشته

‫درست مثل خودم

‫می‌گفت هرزۀ احمق، هیچوقت گوشش بدهکار نبود

‫هیچوقت نتونست راضی نگه‌ش داره

‫- می‌تونی اسمت رو بهم بگی؟ ‫- ماریا

‫ماریا، خیله‌خب ماریا

‫قبلاً بهت زنگ زدم ‫با همدیگه حرف زدیم

‫آره، یادمه

‫دقیقاً با همون چاقویی که الان بهم آسیب رسونده، ‫چندین بار به اون دختره هم ضربه زده بود

‫یه آقایی به خاطر کشتن دختره، ‫به ۲۴ سال حبس محکوم شده

‫نه، همش تکرار می‌کنه که این یارو ‫توی زندون وایت‌کراسه...

‫می‌گه خیلی بی‌عرضه‌ست و...

‫ای هرزۀ احمقِ کودن

‫- بگو که متوجه شدی ‫- متوجه شدم

‫- بگیرش... ‫- اون هرزۀ احمق هیچوقت گوشش بدهکار نبود

‫و هیچوقت نتونست راضی نگه‌ش داره

‫خب، ما فهرستی از جستجوهای شما در پایگاه اطلاعاتی خودروها درست کردیم

‫همونطور که می‌بینید، هیچکدوم از این شماره پلاک‌ها ‫مرتبط با پروندۀ جرم شما نیست

‫حالا ما ازتون می‌خوایم ‫همۀ جستجوهاتون رو بررسی کنید

‫و شماره پروندۀ مربوط ‫به هرکدوم رو وارد کنید

‫همونطور که خودتون واقف هستید، ‫این کار نقض...

‫یه مروری به گزارش کارت بکن،

‫شماره پرونده‌ها رو دربیار ‫که این قائله ختم بشه، باشه؟

‫قربان می‌خوام برای بررسی اون دو تا تماس اضطراری ‫درخواست تجزیه و تحلیل صوتی کنم

‫قربانی‌های خیابون هایزلین و دیشبی،

‫برای تایید این مسئله ‫که آیا هر دو یک نفرن یا نه

‫پروندۀ ما نیست جون ‫فکر کنم قبلاً درموردش حرف زدیم

‫قربان تماس‌گیرندۀ هایزلین رو ‫مرکز فرماندهی و کنترل علامت‌گذاری کرده بود

‫خودتون ازم خواستید پیگیری بکنم

‫اگه تماس‌گیرنده ‫همون ماریا دسوزا بوده باشه،

‫می‌تونیم پرونده رو ببندیم ‫همۀ خواسته‌ام همینه

‫باشه، ببین

‫می‌فهمم که ناراحتی

More Farsi Persian subtitles for Criminal Record

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left