Esimesed 200 rida.
« علیرضا شیخ عارفی و حسین اسماعیلی »
امروز زیاد تند نرو
قوانین راهنمایی و رانندگی چه اهمیتی دارن؟ بقیهی قوانین رو که میشکنیم
مگه چه قانونی رو شکستیم؟
خودت چی فکر میکنی؟ قوانین حرفهی آدمکشی دیگه
فقط باید قراردادهایی که یه شرکت تایید کرده رو اجرا کنیم
حتی نمیتونیم افراد زیر سن قانونی رو بکشیم
امان از دست این قوانین مسخره
چیزی که بیشتر از همه اعصابمو خرد میکنه
اینه که قوانین رو "چا مینکیو" رئیس "امکی"
گندهلات این حرفه تعیین کرده
بیکاریم و عضو هیچ شرکتی نیستیم پس چطوری خرجمونو دربیاریم؟
از کلمهی "بیکار" بدم میاد
لعنتی، همین که دارم در موردش حرف میزنم باعث میشه بخوام دخلشو بیارم
نظرت چیه؟ یه چاقوی خونی بفرستم برای چا مینکیو؟
از جونت سیر شدی؟
برای دعوت چا مینکیو به مبارزه تا پای مرگ
یا باید کسی مثل گیل بوکسون باشی
یا اون حرفهای عضو امکی که اسم یه حشره داره، "ما..."
یادم رفت، اسم پسره چی بود؟
« مــانــتــیــس »
باید تا جایی که میتونیم پول دربیاریم
حقوق بازنشستگی که نداریم
حداقل داریم زندگی میگذرونیم
این روزا، بخاطر نبود کار خیلی از جوونا بیکار و علاف میگردن
بچههای این دوره زمونه طرز فکرشون اشتباهه
یعنی چی کار نیست؟
حاضر نیستن یکم عرق بریزن ولی بازم دنبال درآمد هنگفتن
تناقض از این بزرگتر؟
واسه همین چیزاست بهت میگن پیرمرد
بچهها چه تقصیری دارن
تقصیر این جامعهی داغونه
چرا جامعهمون رو مقصر میدونی؟
جامعه همیشه داغون بوده
درست میگی. بچهها حتی نمیتونن یه شغل پیدا کنن
و هم سن و سالهای ما باید دو شغل داشته باشیم و جون بکنیم تا زندگی بگذرونیم
وقتی به پنجاه سالگی میرسی بهت فشار میارن بازنشسته بشی
خیلی وضع داغونیه
آره
برای همین گیر همچین زندگی وحشتناکی افتادیم
کجا داری میری؟
دستشویی
دیرمون شده. زود باش
عجب گیری کردما...
میمرد کارشو درست انجام بده؟
اولاً...
نباید افراد زیر سن قانونی رو بکشین
دوماً...
فقط میتونین قراردادهایی که شرکتتون تایید کرده رو انجام بدین
سوماً...
باید همیشه سعی کنین قراردادهای مورد تایید شرکتتون رو انجام بدین
امکی این قوانین رو تعیین کرده
آدمای بیکاری مثل ما با رعایت این قوانین نمیتونیم زندگی بگذرونیم
اصلاً اینطور نیست
مطمئنم شرکتهای زیادی تلاش کردن افرادی با تواناییهای شما رو جذب کنن
این روزها توی این حرفه
جز امکی هیچ شرکت دیگهای ارزشش رو نداره، مگه نه؟
برادرم...
مرگش سریع و بیدرد بود؟
مطمئنم بوده
برادرت...
چندان مقاومت نکرد
اگر از اون طرف بری اوضاع برات خیلی دردناک میشه
تو... تو دیگه کدوم خری هستی؟
چرا اینقدر طولش دادی؟
خیلی منتظر موندم
که اینطور
دو تا داس دستته
تو باید اون آدمکش حرفهای باشی که این اواخر خیلی سروصدا بهپا کرده
اسمت ملخ بود؟
نه، چی بود؟ ما...
یادم رفت، چی بود؟
آها یادم اومد، کرم!
شوخیت گرفته؟
اسمم "مانتیس"ـه، حرومی (آخوندک)
محض اطلاعت به اسم شیطان مرگ هم معروفم
هنوز هیچی نشده بهم میگی حرومی؟
به مامان بابات بگم؟
عالی شد
بیصبرانه منتظر بودم شخصاً ببینمت
منو؟
مینکیو
گمونم این پیری از تو میترسه ولی فکر میکنه میتونه از پس من بربیاد
درهرحال...
گمونم من و برادرم هنوزم سطح الف هستیم
چون خودت شخصاً همراه نوچهی داس به دستت اومدی سراغمون
اینقدر دور برت نداره، پیری
رئیس فقط بخاطر این اومده
چون میخواستم قبل از شروع تعطیلاتم یه چیزی بهش بگم
میدونم عمداً دیر اومدی تا من کارتو بهجات انجام بدم
تمومش کن بره
من دیگه میرم
باید صحبت کنیم. کجا میری؟
برو بشین استراحت کن سریع تمومش میکنم بره، باشه؟
تو فقط بشین و استراحت کن!
کارت خوب بود، بچهجون
آفرین، کرمخان!
گفتم که، اسمم کرم نیست
سلام، لطفاً دو تا نظافتچی دیگه همراه خودت بیار
کار "مانتیس"ـه
برای همین یکم کثیفکاری راه افتاده
آره
برو سر اصل مطلب. باید برم
فقط میخواستم ازت بخوام قراردادم رو فسخ کنی
بیخیال، جفتمون میدونیم با توجه به ارزش من
قرارداد هفت ساله زیادی طولانیه
میخوای برای شرکت دیگهای کار کنی؟
یا میخوای خودت چیزی راه بندازی؟
خب...
بازم...
مسئله سر اون دوستته؟
خب، مسئله که کاملاً سر اون نیست، ولی...
از تعطیلاتت لذت ببر، باشه؟
مینکیو، صبر کن
باز چی شده؟
این دیگه چه کاریه؟
یه چاقوی خونینه
مگه داس حساب نمیشه؟
وایسا
واقعاً میخواستی بگیریش؟
بیخیال بابا، داشتم شوخی میکردم
داشتم شوخی میکردم چرا اینقدر جدی گرفتی؟
خب پس، میرم از تعطیلاتم لذت ببرم
برای مستقل کار کردن آماده نیستی
برای ادارهی یه کسب و کار باید توی مذاکره کردن قوی باشی
بیخیال، ایندفعه جونمو به خطر انداختم
میدونم، و ایندفعه نزدیک بود جواب بده
ها؟
جدی میگی؟
یعنی چی؟ دوباره پیشنهاد بدم؟
گمونم بهتره ندم
وقتی برگشتی قراردادت رو بازبینی میکنیم
و یه قرار مصاحبه برای دوستت میذاریم
عه، جدی میگی؟
نه بابا! رئیس؟
بعداً نزنی زیر حرفتا
پشمام
رئیس "چا"، سر قولت بمونیا
زندهباد چا مینکیو!
زندهباد امکی!
سلام، نگفتم کافیه بهم اعتماد کنی؟
حالا دیگه توام برای امکی کار میکنی
تا وقتی تعطیلاتم یکم بدنتو رو فرم بیار
منظورت چیه؟
امکی که هیچ مشکلی نداشت چرا باید درش تخته بشه؟
چی؟ چی گفتی؟ مینکیو چی؟
مینکیو مُرده؟
جدی میگی؟
بوکسون دخلشو آورد؟
لامصب خیلی حسودیم شد
اگر میدونستم اینطوری میشه همونموقع دخلشو میاوردم
حالا کجایی؟ نمیبینمت
باز چی شده؟ سرم شلوغه
اذیت نکن دیگه خیلی وقته دور هم جمع نشدیم
« قاتل تحت تعقیب »
مشغول درآوردن خرج زندگیمم
دیگه باید برم
درسته، کار اولویت داره برو به کارت برس
حسابی تلاش کن و تا وقتی نیستم هرچی پوله به جیب بزن
- اوناهاش! - چرا اینقدر آدم جمع شده؟
آها راستی
شنیدم حالا که در امکی تخته شده بقیهی شرکتها دنبالتن
- مانتیس! - تو مانتیسی، آره؟
ما از "یوجین" اومدیم
مانتیس، منو که میشناسی، مگه نه؟
لطفاً همراه ما بیا
- شرمنده دوستان - حسابی هواتو داریم
- شرمنده - شرکت ما بهتره
خوش بگذره
وای داغه
خب...
من برگشتم
خسته نباشی
چه بوی خوبی میاد
چرا "کالبیجیم" درست کردی؟
شنیدم هاناول برگشته
مطمئنم وقتی خارج بوده دلش برای غذاهای کرهای تنگ شده
گفتم اونقدر درست کنم که بتونیم به همه بدیم
ای خدا از دست تو، رئیس
حتی اگر امکی از صحنهی روزگار محو هم بشه هاناول عمراً نمیاد پیش ما
من که نگفتم میاد. عجبا
این چیه؟
« حکم تخلیه »
آها، اونو میگی؟
گفتن ماه بعد باید دفترو تخلیه کنیم
گمونم باید دوباره شروع کنم ماموریت رفتن
تو که اصلاً حالت خوب نیست
من قراردادهای بیشتری میگیرم فقط هرچی گیر آوردی بهم بگو
ببخشید
لیاقتت بیشتر از ایناست
اگر بعد از اینکه شرکتم رو نابود کردم
منو زیر پر و بالت نمیگرفتی الان بیکار بودم
یا خدا!
هنوز آسانسور رو درست نکردین؟
این چیه پوشیدی؟ مدل اروپاییه؟
چقدر تیزبینی
آخرین مد روزه مطمئنم حسابی حسودیت شده
- مانتیس، چطوری خوبی؟ - آره
خیلی وقته ندیدمت، اونوقت تو...
این چه بوییه؟
No comments yet. Be the first to leave one.