Esimesed 195 rida.
با پایان حکومت بریتانیا بر هند در سال 1947 هند به بخش های مختلفی تقسیم شد
بعد از تفکیک هند ، پاکستان چندین بار تلاش کرد که کشمیر رو از هند جدا کند
در سال 1965 ، جنگ بین دو کشور بر سر این مسئله شدت گرفت
ایوب خان رئیس جمهور پاکستان باور داشت که
با سلاح های پیشرفته ای که از آمریکا تهیه کرده
پاکستان قادر به شکست هند خواهد بود
اما هند ، نیروهای هوایی خود رو به جنگ فرستاد تا به اونا درس خوبی بده
نیروهای هوایی هند تمام نقشه های پاکستان رو نقش بر آب کردند
از اونجایی که پاکستان بخش زیادی از سرزمین خود رو از دست داد
با وجود آتش بس
در سال 1971 ، به دلیل مسئله مربوط به بنگلادش دوباره جنگ در گرفت
پاکستان شروع به حمله به پایگاه های نیروهای هوایی هند کرد
برو بگیرش
زود ، زود
قربان ، یه هواپیمای پاکستانی رو زدیم
خلبانش در اسارت ماست
توی یه پناهگاه در ضلع شرقی نگهش داشتیم قربان
همچنین به ارتش هند اطلاع دادیم
اونا تو راه هستن قربان
الان میام
- زنده با هند - زنده با هند
پرونده
اون قبل از اینکه یه سرباز باشه یه اسیر جنگیه
بازش کنید
افسر نیروهای هوایی ، کاو آهوجا
اگه هرگونه شکایتی در مورد رفتار ما در اینجا دارید
می تونید توی این فرم به کنوانسیون ژنو شکایت کنید
نیازی نیست ، ممنون
میشه یه سیگار بهم بدید ، لطفا ؟
حتما
ممنون
نه ممنون
فقط بهم چایی بدید
عقاب پیشاور ، گروهان هوایی نهم
تو خلبان استاراسترایکر بودی ، درسته ؟
بله
غیر از این حمله حملات دیگه ای هم برنامه ریزی شده ؟
انگار قوانین جنگ رو یادت رفته
اجازه ندارم درباره اش حرف بزنم
سیگار برای سلامتیت ضرر داره
تو مدال شجاعت داری نه ؟
مدال شجاعت از پاکستان
ستاره ی شجاعت ، 1965
اما شما که توی جنگ 1965 شکست خوردید
برای شکست هم کشورتون بهتون مدال میده ؟
چطور میتونم فراموش کنم ؟
اون موقع اونجا خدمت میکردم
تو کجا خدمت میکردی ؟
آداماپور ، جالاندار
اوه
پس تو عضو گروه ببرهای آدامپور بودی
آقای آهوجا ، باید از شجاعت تون تقدیر کنم
بگو ببینم چرا مدال شجاعت گرفتی ؟
به خاطر از بین بردن یکی از هواپیماهای میستیر هندی شما مدال گرفتم
آدامپور
اینجا بود که اولین بار فرمانده پرواز تی کی ویجاوا دیدم
قلبش پر از حس میهن پرستی
و روحیه نیروهای هوایی هند توی رگ هاش بود
اون سربازی شجاع بود
و مهارت های پرواز فوق العاده ای داشت
که جنگ 1965 و جهان هوانوردی رو متحول کرد
- ببرها - بله قربان
آزاد
اینکه با غرور به آسمان ها برسیم هدف ماست
و دفاع از کشورمون وظیفه ماست
در این تمرین شما مهارت های پروازتون
به همراه ارزش های مهم تون رو به نمایش میزارید
شجاعت
احترام
وفاداری
و بی باکی
این ها استاندارد هایی که از هرکدومتون انتظار میره
این چالش رو می پذیرید ؟
بله قربان
خوبه
امروز بیاین مهارت هاتون رو در مقابل همدیگه بسنجیم
خودم شخصا بر تمرینات نظاره میکنم
تمام خلبان ها راس ساعت 9 در آسمان باشن
و یادتون باشه
حسابی حواستون رو جمع کنید
انتظار چیزهای غیر منتظره رو داشته باشید
امیدوارم شکار خوب و سفری بی خطری داشته باشید
بیایید مباره هوایی رو شروع کنیم
گاو نر ، اردک را با سرعت بالا تعقیب کن
تا 60 ثانیه دیگه روی هدفت قفل کن
اردک تندوری
قربان ، شما گاو نرید شما گیاه خوارید
توی گرما گرم جنگ حتی گاو نر هم یه ببر میشه
قربان دنبالم نیاید اون وقت نوشیدنی مهمون من هستین
به یه سرباز رشوه میدی ؟
گرفتمت اردک
لعنت بهش من قفل شدم بر میگردم پایگاه
پلنگ ، تو بعدی هستی
از الان زمانت شروع میشه ، پلنگ
گاو نر ، امروز قراره سرعت پلنگ رو ببینی
صبر کن بچه جون
باشه قبوله
پلنگ داره با سرعت زیاد به گاو نر نزدیک میشه
یه حرکت اشتباه بکنه باخته
میخوای سیک پرنده باشی ؟
درسته
واو
عمرا نه ، نه
اون چی بود قربان ؟
چی شد ؟
چی شده ؟
ترسیدی ؟
فقط داشتم شوخی میکردم کی این کار رو کرد ؟
حالا گاو نر نمیزاره پلنگ بره
تبی ، پلنگ رو پوشش بده
سوسک ، گاو نر رو پوشش بده
دو به دو
یالا
این چیه ؟
سمت چپت گاو نر
در گرما گرم جنگ وقتی دشمن دقیقا مقابل توئه
وقتی برای حرف زدن نداری
سوسک کجاست ؟
وقتی حواست نباشه فاجعه پیش میاد
پشت سرت رو نگاه کن
تبی ، قربان
تبی ، اون اینجاست تبی ، اون اینجاست
سوسک دنبالمه باید پوششم بدی
با هردوتونم
به فرمان من ، کامل به چپ بپیچید
دریافت شد
اما سوسک رو از دست دادیم
نه ، نه دوباره ، نه
و قفل
کامل به چپ ، همین الان کامل به چپ بپیچ
اما قربان من روی هدف قفل کردم
چیکار میکنی ؟
چیکار می کنید قربان ؟
تلاشت رو بکن
سوسک ، تبی شصت ثانیه وقت دارید روی هم قفل کنید
چهل و پنج ثانیه مونده
ترسیدی سوسک ؟
بازی هنوز تموم نشده
من هواپیمام رو به خطر نمی ندازم ، رفیق
لعنتی ، لعنتی ، لعنتی
یالا ، یالا ، یالا
یالا یالا باهام بمون
کار کن نه ، نه
روشن شو
یالا ، یالا ، یالا
یالا
قربان ، گربه روش قفل کرد
- هی سوسک - چیه ؟
دوباره ترسیدی ، نه ؟
هی متقلب همه می تونن با تقلب برنده بشن
پنج دقیقه دیگه توی کافه تریا بیا پیشم اون وقت میفهمی کی بهتره
باشه باشه می بینیم
قربان ، چرا آقا سوسکه اینجوری میدوه ؟
چون وقتی میره بالا فشارش کم میشه
و تحملش براش خیلی سخت میشه
تبی ، تو دست از خطر کردن بر نمیداری نه ؟
توی جنگ ، حد و مرزی نیست
پس چرا توی تمرینات مون حد و مرز باشه ؟
آقای تبی
حالا هرچی دوباره شما شنیدم برام منطقی شد
ببینیم دفعه بعد چی پیش میاد
بیخیال قربان اگه آقای تبی نبود
نمی تونستم روی شما قفل کنم
این یه چالش بود ؟
دفعه بعدی من امتیازش رو میگیرم ، قربان
راحت نیست عزیزم
یالا ، بیاید مچ بندازیم
- یالا ، یالا ، یالا - برو ، برو ، برو
یالا ، یالا ، یالا
گاو نر ، قربان
چرا این دوتا همیشه با هم مبارزه میکنن ؟
این دوتا مثل آرجون و کاران توی مهابهاراتا هستن
کاران یه تیرانداز ماهر بود
اما آرجون فرد مورد علاقه ارباب کریشنا بود
آهان
یالا ، یالا ، یالا
برو ، برو ، برو
پسرها
بالاخره شما دو تا یه بارم که شده قراره یه تیم بشید یا نه ؟
تا سی دقیقه دیگه تمام خلبان ها توی اتاق جلسات گردان هوایی باشن
- سی دقیقه زود باشید - یالا ، یالا
بیا
تمرینات چطور پیش میره ؟
خوبه قربان
ممنون
ما وقت نداریم
گزارشات اطلاعات محرمانه
پاکستان داره آماده میشه
اونا آخرین مدل هواپیمای استاراسترایکر رو خریدن
صبح و شب تمرین می کنن
قربان ما هم باید مثل اونا روی هواپیماهای بهتر سرمایه گذاری کنیم
اون هواپیماها هدیه آمریکا به اونا بوده
ما همچین بودجه ای نداریم
که الان تجهیزات جدید بخریم
نگران نباشید قربان
No comments yet. Be the first to leave one.