28 Years Later

28 Years Later

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

28 Years Later 2025 MA WEB-DL 1080p DDP5 1 Atmos H 264-BYNDR
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-07-29
Allalaadimised: 526
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫از پشت تپه و اون دور دورا...

‫برای بازی میان تلی‌تابی‌ها...

‫- یک ‫- یک

‫- دو ‫- دو

‫- سه ‫- سه

‫چهار!

‫چهار!

‫و تلی‌تابی‌ها همدیگه رو خیلی دوست دارن

‫آخی

‫یه بغل گنده

‫« ارتفاعات اسکاتلند »

‫اجازه نداریم

‫چرا اینقدر طولش دادی؟ ‫ قرار نیست بیان، مامان

‫مهم نیست، مهم نیست!

‫بقیه کجان؟ درست پشت سرم بودن

‫وقت تله‌تابی‌هاست

‫بیاین تمام بچه‌ها رو ‫با یه ماشین ببریم

‫همین‌جا بشین. بشین!

‫خاله، چی شده؟

‫جیمی، همین‌جا بمونین ‫سروصدا نکنین

‫و از اینجا تکون نخورین

‫باید بچه‌ها رو سوار ماشین کنیم!

‫چیکار داشتی می‌کردی؟

‫- بهت گفتم زود باش! ‫- محض رضای خدا!

‫ای وای!

‫جیمی؟

‫ای وای!

‫صدای چیه؟

‫تله‌تابی‌ها کجا رفتن؟

‫بابا؟

‫جیمی، فرار کن

‫- مامان؟ ‫- فرار کن! فرار کن!

‫فرار کن!

‫فرار کن! جیمی، فرار کن!

‫برو!

‫بابا! بابا!

‫بابا!

‫بابا!

‫بابا!

‫- جیمی ‫- بابا

‫بابا، چه اتفاقی داره میفته؟

‫اتفاقی نیست که از قبل ‫کاملاً پیشگویی نشده باشه

‫خیلی می‌ترسم، بابا

‫فکر کنم مامان و آبجی مُردن

‫نه، پسرم

‫نمردن

‫رستگار شدن

‫چرا که امروز روز شکوهمندیه

‫روز جزاست

‫بیا، پسرم

‫همیشه این رو همراهت داشته باش

‫ایمان داشته باش

‫آره

‫آره

‫آره، فرزندانم!

‫آره!

‫آره!

‫پدر...

‫چرا منو رها کردی؟

‫« ویروس خشم بریتانیا را ویران کرد »

‫« ولی از قاره‌ی اروپا، عقب رانده شد »

‫« برای مهار ویروس ‫سرزمین اصلی بریتانیا قرنطینه شد »

‫« بازمانده‌ها به حال خود رها شدند »

‫« بیست و هشت سال بعد... »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫روز مهمت از راه رسیده، اسپایک

‫بلند شو

‫« انبار دهکده »

‫« کمک‌های اولیه »

‫« وسایل جدید برندارین ‫مگر اینکه لازم داشته باشین »

‫« منابع‌مون کمه، فکر کنین... »

‫بعداً می‌بینمت

‫ چراغ‌قوه‌ت رو برداشتی؟

‫بافتنیت، سوتت...؟

‫بطری آبت؟

‫بدش به من

‫چاقوت رو برداشتی؟

‫آفرین پسر خوب

‫بذارش توی کیفت

‫بیکن داریم؟ برای صبحونه؟

‫دیو و رزی دیشب آوردنش

‫مال تو کو؟

‫وقتی داشتم می‌پختم یکم خوردم

‫آره جون خودت

‫اسپایکی

‫همه‌ش مال خودته

‫میرم یه سری به مامانت بزنم

‫تو غذاتو بخور

‫بشقابت رو بذار کنار سینک

‫دارم میام عشقم

‫اومدم عشقم

‫چیه؟ چی شده؟

‫جیمی...

‫باید تحمل کنی، عشقم

‫- باید اینجا بمونی و استراحت کنی ‫- وای، نمی‌تونم. نه

‫عه، اسپایکی

‫سلام مامان

‫وای، عزیزدلم

‫نمی‌خواستم سروصدا کنم

‫- سرم درد می‌کنه. سرم... ‫- اشکال نداره

‫داره از درد می‌ترکه

‫بهم بگو ببینم ‫امروز مدرسه چطور بود؟

‫نرفتم مدرسه، مامان

‫سر صبحه

‫واقعاً؟

‫آره

‫صبحه، و...

‫آیلا...

‫یادت میاد؟

‫اسپایک امروز نمیره مدرسه

‫چرا نمیره؟

‫به این زودی آخرهفته شده؟

‫نه، جمعه‌ست

‫پس چرا نمیره مدرسه؟

‫در موردش صحبت کرده بودیم

‫اونم چند بار

‫در مورد چی صحبت کردیم، جیمی؟

‫من و اسپایک داریم میریم بیرون

‫اولین بارشه

‫اولین بارش؟

‫یعنی دارین از جزیره میرین؟

‫میرین سرزمین اصلی؟

‫- آره ‫- چی؟

‫آیلا

‫چه گهی داری می‌خوری واسه خودت؟

‫خیلی‌خب. فحش نده. بیخیال

‫دیوونه شدی لعنتی؟

‫لامصب بچه‌ست!

‫- مامان... ‫- دوازده سالشه

‫می‌خوای بچه‌مون رو بکشی ‫مرتیکه‌ی کسکش؟

‫اسپایک، میشه بری ‫طبقه‌ی پایین لطفاً؟

‫بچه‌کش روانی مریض

‫نه بابا، تو برو پایین

‫- اگر بابام هنوزم اینجا بود... ‫- نه، من میگم برو پایین

‫زنده‌زنده پوستتو می‌کند، بچه‌کش!

‫بهتره تو بری... باشه!

‫- کسکش! ‫- آروم باش. آیلا...

‫- چیزی نیست ‫- کسکش!

‫- آروم باش. چیزیش نمیشه ‫- کسکش!

‫- مامان... ‫- نه

‫منم

‫اسپایک... اسپایک‌جونم

‫قضیه چیه؟ بدنم داغ شده

‫چرا... چرا اینقدر گرمم شده؟

‫هوا گرمه، مامان

‫خیلی گرممه

‫چیزی نیست

‫برات صبحونه آوردم

‫یکم بیکنه

‫هرموقع دلت خواست بخور

‫داری میری؟

‫- آره ‫- کجا؟

‫- مدرسه ‫- آها

‫باشه، اسپایکی

‫دوستت دارم

‫منم دوستت دارم، مامان

‫صبح بخیر، بچه‌جون

‫سلام سم

‫زه کمانت رو برات عوض کردم

‫لازم بود زهش عوض بشه؟

‫نه. راستش عوضش کردم ‫که خیال خودم راحت‌تر باشه

‫چیزیش نمیشه، سم

‫امتحانش کن، پسرجون

‫فشارش رو حس کن

‫نگهش دار

‫اصلاً نمی‌لرزی

‫چقدر قوی شدی

‫بجنب پسرم. بیا بریم

‫باشه

‫باشه

‫امشب می‌بینمت

‫- روتون حساب می‌کنیم ‫- ممنون بچه‌ها

‫- تو می‌تونی، جیمی! ‫- موفق باشی، اسپایک

‫خوشحالم داری میری، اسپایک

‫تو می‌تونی، اسپایک!

‫خیر پیش، پسرجون

‫این از طرف مامانمه

‫- ممنون بتی ‫- امشب جشن بزرگی

‫برای اسپایک عزیزمون می‌گیریم، دیر نکنیا!

‫صحیح و سالم برش گردون، باشه؟

‫تو می‌تونی، جیمی!

‫« زیاد طولش ندین. ممنون! »

‫مراقبش باش، جیمی!

‫موفق باشی، اسپایک

‫ممنون جیکوب

‫ببین، اسپایک

‫کل هیئت رهبری اومدن

‫فقط لبخند بزن و مودب باش

‫باید میومدیم بدرقه‌تون می‌کردیم

‫همه‌مون برات خوشحالیم

‫با اینکه خودت می‌دونی ‫به‌نظرم یکم سنش پایینه

‫عرف‌مون اینه که ‫توی چهارده یا پونزده سالگی بفرستیمشون

‫آماده‌ست، جنی

‫برو پسرجون

‫اسپایک، قوانین اجتماع‌مون رو می‌دونی

‫اگر رفتی، می‌تونی برگردی

‫ولی اگر برنگشتی

‫هیچکس حق نداره بیاد پیدات کنه

‫کسی نمیاد نجاتت بده ‫استثنایی هم وجود نداره

‫بخاطر تمام کسایی ‫که در گذشته از دست دادیم...

More Farsi Persian subtitles for 28 Years Later

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left