Alien: Earth

Alien: Earth

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Alien Earth S01E06 The Fly 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-09-10
Allalaadimised: 120
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫« بـیـگـانـه: زمـیـن »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫"همه‌ی بچه‌ها بزرگ می‌شوند، بجز یکی"

‫"بچه‌ها خیلی زود متوجه می‌شوند ‫که بزرگ خواهند شد"

‫"و وندی هم اینطوری فهمید:"

‫"یک روز، وقتی دوساله بود ‫و داشت در باغ بازی می‌کرد"

‫"یک گل چید و به سمت مادرش دوید"

‫"فکر کنم وندی در آن لحظه ‫خیلی بامزه شده بود"

‫"چون خانم دارلینگ دستش را ‫روی قلبش گذاشت و با صدای بلند گفت:"

‫"وای، چی می‌شد همیشه ‫همینطوری می‌موندی؟"

‫"تمام چیزی که در این موضوع ‫بین آن‌ها گذشت همین بود"

‫"ولی از آن به بعد، وندی می‌دانست ‫که باید بزرگ شود"

‫"شما هم دوساله شوید، این را می‌فهمید"

‫"دوسالگی شروع ماجراست"

‫مطمئنین خطری تهدیدش نمی‌کنه؟

‫دست تنها یه نر بالغ رو کشت

‫این یکی یه بچه‌ست ‫که پشت هشت سانت فولاد و شیشه سکوریته

‫خطر فقط مخصوص جسم نیست

‫پس نگران چی هستی؟ ‫ذهنش؟ احساساتش؟

‫اسمی بهم گفت می‌تونه ‫دو سال بدون شارژ دوباره دووم بیاره

‫دورگه‌ها چه تعمیر و نگهداری‌های ‫دیگه‌ای لازم دارن؟

‫چطور مگه؟

‫منظورم اینه که...

‫بالاخره یه روز از اینجا میره

‫و وقتی رفت، به یکی نیاز داره ‫که ازش مراقبت کنه

‫این حرفت مثل اینه که یه پیاز بگه ‫"چطوری از یه ستاره مراقبت کنم؟"

‫باشه. هرچی تو بگی

‫فکر می‌کنی اون می‌ذاره ‫خواهرتو با خودت ببری؟

‫نه...

‫شاید

‫که چیکار کنین؟

‫زندگی کنیم

‫یه خانواده باشیم

‫خواهرت پتانسیل اینو داره ‫که سفر فضایی سریع‌تر از نور رو اختراع کنه

‫و تا هزاران سال بین ستاره‌ها اکتشاف کنه

‫و تو می‌خوای خانواده‌ت باشه؟

‫اون یه بچه بیشتر نیست

‫به همین خیال باش

‫همونطور که گفتم، مشکل مکانیکی نیست

‫اون...؟

‫گذاشتمش توی حالت شارژ ‫صدامون رو نمی‌شنوه

‫خب دقیقاً چی گفت؟

‫گفت حامله‌ست

‫حامله‌ست؟

‫- اتفاق آسیب‌زایی رو تجربه... ‫- باید برم همچین چیزی بهش بگم؟

‫همیشه احساساتی بوده

‫خودت که یادته

‫فکر می‌کردم این مورد رو هم لحاظ کردیم

‫آره کردیم، توی طراحیش...

‫فقط مشخصه کافی نبوده

‫خب چطوری درستش کنیم؟

‫به مرور زمان، با روان‌درمانی کافی

‫نـه

‫ببین، اون...

‫همونطور که گفتم، در گذشته ضربه‌ی روحی خورده ‫وقتی انتخابش کردیم اینو می‌دونستیم

‫می‌تونم کمکش کنم ‫فقط زمان نیاز دارم

‫نه. وارد تنظیماتش بشین

‫ذهنش رو تا قبل از ‫اتفاقات برج، کامل پاک کنین

‫بعدش میزان واکنشش به محرک‌ها ‫و سرعت پردازشش رو کاهش بدین

‫این‌کار شخصیتش رو اساساً تغییر میده

‫این خلاف تمام اصول تحقیقات‌مونه

‫الکی شلوغش نکن

‫خودتون گفتین ‫این یه بچه‌ی پریشونه

‫اینطوری بهش کمک می‌کنیم

‫باید خداروشکر کنین ‫که تواناییش رو داریم

‫نمی‌دونیم این‌کار چه تاثیری ‫روی شخصیتش می‌ذاره

‫چه تاثیری روی کارکرد ذهنیش می‌ذاره

‫این‌کار ممکنه حالشو بدتر کنه

‫جفتتون گوش کنین چی میگم

‫قراره این ربات سه هفته‌ی دیگه روی صحنه

‫لبخند بزنه و دست تکون بده

‫و وقتی مهمارهای اطلاعات پنج شرکت

‫موقع صرف کاناپه و کوکتل باهاش حرف زدن

‫می‌خوام آروم و دلنشین باشه ‫درست مثل بقیه‌شون

‫بیشتر از اون تلاش کردیم ‫که بخوایم الان شکست بخوریم

‫اونم فقط بخاطر اینکه شماها دلشو ندارین ‫کارو به سرانجام برسونین

‫من... من همچین کاری نمی‌کنم

‫ببخشید چی؟

‫انجامش میدیم

‫نه، وایسا، وایسا ببینم ‫ شوخیت... شوخیت گرفته؟

‫شوهرت دودله ‫خودت می‌تونی انجامش بدی؟

‫نـه

‫آره

‫خوبه

‫پس انجامش بده

‫تو اخراجی

‫- وایسا ببینم. صبر کن ‫- جدی که نمیگی

‫چرا کاملاً جدیم

‫از دستور مستقیم سرپیچی کردی

‫بهم نیاز دارین

‫ظاهراً دیگه نیاز نداریم ‫پس وسایلت رو جمع کن

‫تا آخر روز وقت داری ‫برای رفتن آماده بشی

‫اگر تا پایان روز هنوزم توی جزیره بودی ‫حضورت غیرقانونی تلقی میشه

‫و ممکنه بهت شلیک بشه

‫- محشر بود ‫- آره

‫تلفظش یه‌خرده سخته ‫ولی بالاخره یاد می‌گیرم

‫راستش... راستشو بخوای...

‫فکر کنم آوردنشون به اینجا ‫کار اشتباهی بوده

‫گونه‌های دنیاهای دیگه

‫- که میلیون‌ها سال قدمت دارن ‫- همم

‫می‌دونی چقدر شانس آوردیم ‫که موقع سقوط سفینه فرار نکردن؟

‫خودشون که نخواستن بیان اینجا

‫این‌کارو نکن

‫جوری میگی انگار افکار و احساسات دارن ‫اونا موجودات کشنده‌ن

‫ما هم هستیم

‫نه مثل اونا

‫ما مغز داریم، می‌دونی؟ ‫ما... ما فکر می‌کنیم. ما...

‫همم

جامعه داریم

‫اونا زنده می‌مونن ‫می‌خورن، شاید حتی می‌خوابن

‫- ولی فقط همین ‫- همم

‫زنبورها هم این‌کارها رو می‌کنن

‫مورچه‌ها هم این‌کارها رو می‌کنن

‫کندو دارن، سیستم دارن، کلنی‌های گسترده دارن

‫سعی کرد ما رو بکشه

‫این یکی نبوده

‫جو، فکر کنم این یکی ‫می‌تونه خوب باشه

‫مارسی

‫اینجا جای "آره" گفتنه، نه "نه" گفتن

‫منظورت از این حرف چیه؟

‫پسر نابغه گفت "نه" اولین قدم ‫برای رسیدن به هیچیه

‫هیچی نبودن، به هیچی نرسیدن ‫و اینجا ما فقط میگیم "آره"

‫اگر کسی سعی کنه ازت سوءاستفاده کنه ‫بهت صدمه بزنه

‫اون‌وقت "نه" گفتن بهت قدرت میده

‫بهت قدرت میده کنترل بدن ‫و زندگیت رو به‌دست بگیری

‫لازم نیست در مورد این قضایا صحبت کنیم

‫لازم نیست امروز صحبت کنیم

‫این چند روز اخیر خیلی دیوونه‌وار بودن

‫خیلی بهت افتخار می‌کنم. خیلی...

‫حتی نمی‌تونم تصور کنم ‫این قضایا چقدر برات سخت بوده

‫قرار نیست اوضاع تا همیشه ‫اینطور بمونه. بهت قول میدم

‫دارم سعی می‌کنم یه راهی پیدا کنم ‫از اینجا بریم

‫اگر نخوام برم چی؟

‫صبح‌تون بخیر. من مشاور "مک‌افی" هستم

‫که توسط گروه حاکم "پنج شرکت"

‫برای میانجی‌گری انتخاب شدم

‫طبق توافق شرکت‌هاتون

‫تصمیمی که من

‫بعد از شنیدن شواهد و استدلال‌ها می‌گیرم ‫قانوناً لازم‌اجرا خواهد بود

‫آقای کاوالیر، خانم یوتانی

‫ازتون انتظار دارم ‫حرفه‌ای رفتار کنین

‫چرا که پای مسائل حرفه‌ای درمیونه

‫خانم یوتانی، می‌تونین ‫شرح خلاصه‌ی دعوی‌تون رو آغاز کنین

‫بذارین با بیان حقایقی شروع کنم ‫که مورد مناقشه نیستن

‫اول از همه، سفینه‌ی ‫یو‌اس‌سی‌اس‌اس ماژینو

‫یک سفینه‌ی مدل تحقیقاتیه ‫که متعلق و تحت اختیار

‫شرکت "ویلند-یوتانی"ـه

‫این یعنی تمام داده‌ها ‫تجهیزات، خدمه

‫و تحقیقات موجود در اون ‫انحصاراً متعلق به ویلند-یوتانی هستن

‫غصب و نگهداری این...

‫- ببخشید، میشه... میشه...؟ ‫- نه

‫- سفینه‌ش... سفینه‌ی شما... ‫- منتظر نوبتت بمون

‫توی ناکجاآباد که سقوط نکرده

‫سه بلوک از شهرم رو نابود کرد ‫و هزاران نفر رو کشت و زخمی کرد

‫آقای کاوالیر

‫فرصت صحبت پیدا می‌کنین ‫ولی الان نوبت خانم "یوتانی"ـه

‫خب ببین، نمی‌دونم اینجا توی... ‫تشریفات‌آباد روال کارتون چیه

‫ولی توی آینده که من زندگی می‌کنم

‫کارهامون رو سریع انجام میدیم ‫و تریلیون‌ها درمیاریم

‫هرموقع خواستی سود شرکت‌مون رو ‫با شرکت تو مقایسه می‌کنم

‫همونطور که در شروع جلسه عرض کردم ‫این یک جلسه‌ی حرفه‌ایه

‫و باید حرفه‌ای رفتار کنین

‫وگرنه چی میشه؟

‫وگرنه بدون شام ‫می‌فرستت تو رختخواب، بچه کوچولو

‫آقای کاوالیر، حقایقی که ‫خانم یوتانی بیان کردن رو انکار می‌کنین؟

‫که سفینه‌ی اونه؟ آره، معلومه

‫هرموقع فهمیدم

‫چطوری بدون ریختن ساختمونم ‫درش بیارم، بهش پسش میدم

‫اقلام توی سفینه چی؟

‫خب، بذار یه سوالی ازت بپرسم

‫اگر حادثه نبوده باشه چی؟

‫- چی؟ ‫- آره

‫میگم شاید حمله بوده

‫یا شاید خلبانش مست بوده ‫یا شاید سفینه اونقدر درب و داغون بوده

‫که سقوطش سهل‌انگاری ‫مجرمانه حساب میشه

‫که باعث میشه اون مجرم ‫و من قربانی باشم

‫نه، بذار جور بهتری بیانش کنم ‫من پلیسم

‫چون حالا وظیفه‌ی منه که بفهمم ‫چرا این همه از شهروندهام مُردن

‫بهتون اطمینان میدم ‫همین الانشم داریم تحقیقات لازم...

‫اگر خیال کردی اجازه میدم در مورد سقوط ‫سفینه‌ی خودت تحقیق کنی، عزیزم، خل شدی

‫بهت که گفتم، خساراتی که خوردی ‫کاملاً پرداخت میشه

‫بحث سر پول نیست! آخه من... ‫عزیزم، من تا دلت بخواد پول دارم

‫این کارا برای سرپوش گذاشتنه

‫می‌دونی داره به آب و آتیش می‌زنه ‫که چی رو پس بگیره؟

‫گونه‌های بیولوژیکی ‫از بیرون از منظومه‌ی شمسی

‫آره، گونه‌های مهاجم، شکارچی

‫که ویلند-یوتانی داشته ‫یواشکی به سیاره میاورده

‫که برخلاف حداقل 50 تا ‫قانون بین‌شرکتیه

‫- دروغه ‫- عه، می‌خوای عکس‌هاشون رو ببینی؟

‫صبر کن

‫اون‌ها گونه‌های انحصاری هستن

‫که قرار بوده در یک مرکز تحقیقاتی ‫در خارج از سیاره مورد بررسی قرار بگیرن

‫که به محض اینکه آقای کاوالیر

‫دست از گروکشی برداره ‫به اونجا منتقل میشن

‫با این‌حال، مطمئناً شرایط ‫ آقای کاوالیر رو درک می‌کنین

‫برای همین حاضریم

‫بخاطر درد و رنج ایشون ‫ده میلیارد بیشتر خسارت بدیم

‫بیست میلیارد

‫پونزده میلیارد

‫بیست و پنج

More Farsi Persian subtitles for Alien: Earth

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left