Deep Cover

Deep Cover

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Deep Cover 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-BYNDR
Kommenteerib HosseinEsmaily

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-06-12
Allalaadimised: 201
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫« کمدی بداهه مثل رفتن به جنگ می‌مونه »

‫« اگر می‌خوای مخاطب رو از خنده بکشی ‫باید حاضر باشی بمیری »

‫« اف.ال آدامسون - راهنمای بداهه‌گویی »

‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

‫تیراندازی، تیراندازی!

‫تکرار می‌کنم، تیراندازی شده!

‫درخواست پشتیبانی داریم ‫تیراندازی شده

‫یا خدا. فکر کنم یکی ‫از آلبانیایی‌ها دزدی کرد. راه بیفت

‫پس نیروی کمکی کجاست؟

‫نه، نه، نه، نه، نه!

‫خب، خودتون که می‌دونین چجوریاست

‫بدجوری نگران بودن ‫دقیقاً همونطوری که دوست دارم

‫و گفتم "خب پس کی؟ من یا احمق‌هایی ‫که سهام رو استقراضی فروختن؟"

‫باید می‌گفتی سهمتون از عقل خیلی کم بوده

‫یا مثلاً می‌گفتی...

‫سهم... سهم خودتون رو...

‫از علم نسبت به شرایط بیشتر کنین؟

‫فقط اشتباه نکنین

‫خب، وایسا ببینم... وقتی در مورد ‫معامله‌ی روزانه پرسیدن چی گفتی؟

‫اوه، گفتم "همم، برین درتونو بذارین"

‫هیو، سرور رو به‌روزرسانی کردی؟

‫اوه. همم... برو درتو بذار؟

‫منظور زشتی از "برو درتو بذار" نداشتم

‫داشتم به شوخی می‌گفتم

‫خب، نمی‌تونم بگم شوخیت رو درک می‌کنم

‫و این اولین باری نیست که داریم ‫در مورد "مهارت‌های ارتباطیت" حرف می‌زنیم

‫ببین هیو، سرت تو کار خودت باشه، خب؟

‫حواست به وای‌فای باشه ‫و اینقدر سعی نکن خودتو توی تیم جا کنی

‫وای‌فای شما مشکلی نداره؟

‫- مشکلی نداره ‫- خیلی‌خب

‫- اسم؟ ‫- مارلون سوئیفت

‫فرصت کردی نگاهی به فیلم‌نامه بندازی؟

‫اشکالی نداره یکم ‫خارج از فیلم‌نامه اجرا کنم؟

‫بداهه‌گویی همیشه بهم کمک می‌کنه ‫ذات حقیقی شخصیتم رو درک کنم

‫نه چه اشکالی

‫سخت نیست... غیرممکنه، جنیفر

‫تحمل بودن توی بدنی که ‫خواسته‌ت رو بهت نمیده غیرممکنه

‫نه. این‌کارو نکن، جنیفر. خواهش می‌کنم

‫گریه نکن

‫این‌کارو نکن، جن

‫مشکل تو نیستی. خیلی می‌خوامت ‫ولی بدن من...

‫ببخشید، فکر کنم... مارلون؟ ‫بهتر نیست یه بار... فیلم‌نامه رو اجرا کنی؟

‫شق ماندن... سخت نیست

‫با "قدرت موشک مردانه"

‫دیگه نمی‌تونم اینطوری ادامه بدم، تری ‫یه کار درست و حسابی می‌خوام

‫ناسلامتی تو شوالیه‌ی پیتزا هستیا

‫سه سال توی ‫دانشگاه هنرهای نمایشی درس نخوندم

‫- که آخرش شام‌های یخ‌زده بفروشم ‫- ای خدا

‫دیگه تبلیغ بی تبلیغ. فقط بازیگری ‫اونم نقش‌های درست‌و‌حسابی و چندلایه

‫می‌خوام اعماق شرایط انسانی رو کاوش کنم

‫قبلاً هم این راه رو رفتیم

‫جوابشون همیشه یکسان بوده، توی نقش ‫آدم جدی زجردیده براشون قابل باور نیستی

‫من بازیگرم، می‌تونم هر شخصیتی باشم

‫تو اهل کاتس‌ولدزی ‫آل‌پاچینو که نیستی

‫ببین، یه چیزی دارم که بیشتر از این یکی ‫به کارت میاد، تازه امروز صبح به‌دستم رسیده

‫- توی "وست‌اند"ـه ‫- وست‌اند. خیلی‌خب

‫شخصیت یه الف پیام‌رسانه

‫که بچه‌ها رو به سمت اسباب‌بازی‌فروشی ‫رویاییشون راهنمایی می‌کنه

‫- قراره تابلو به‌دست یه جا وایسم؟ ‫- توی وست‌اند

‫واقعاً حس می‌کنم می‌تونی ‫خیلی خوب اجراش کنی

‫تنها نکته‌ش اینه که یکی رو می‌خوان ‫که بتونه تمام فصل بمونه

‫« زبان باز کنید، اعتماد به‌نفس پیدا کنید »

‫« کلاس کمدی بداهه »

‫- می‌تونم از دستشوییتون استفاده کنم؟ ‫- ببخشید

‫دستشویی مخصوص مشتری‌هاست

‫- تو رو خدا، خیلی نیاز دارم ‫- متاسفانه هیچ راهی نداره

‫باید یه چیزی بزنی

‫باشه، باشه

‫یه نماد سلتی برام بزن. فقط زود باش

‫آفرین! صحنه رو خوب پیش بردین

‫دیدین؟ بامزه بود چون سعی نداشتن ‫بامزه‌بازی دربیارن

‫فقط توی نقششون فرو رفتن ‫و طبق همون پیش رفتن

‫خب دیگه، تریش و دیو، نوبت شماست

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب ‫عنوان صحنه: "خدمات مشتریان"

‫چه کمکی از دستم برمیاد، جناب؟

‫جوش زدم

‫- عه. خب، از شانس خوبتون من دکترم ‫- نه، نیستی. لوله‌کشی

‫لوله...؟ نه

‫- نه، من دکترم. کارم دکتریه... ‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب

‫دیو، دیو، دیو، دیو

‫اگر میگه دکتره، یعنی دکتره، خب؟

‫"آره، و..."؟ آره، و..." ‫همیشه بگین "آره، و" و چیزی بهش اضافه کنین

‫هیچوقت کار شریک صحنه‌تون رو خراب نکنین

‫آخه می‌دونین... هدف از بداهه‌گویی ‫غرق شدن در لحظه‌ست

‫حتی اگر اون لحظه دیوونه‌وار باشه

‫چون وقتی روی اون صحنه هستین...

‫هیچ چیزی اشتباه نیست...

‫همه‌چیز فرصته

‫ببخشید، واقعاً شرمنده

‫نه، اشکال نداره. برای شرکت توی کلاس اومدی؟ ‫عالیه

‫بیا با مارلون برو روی صحنه

‫مارلون؟

‫دارم روی شخصیتم کار می‌کنم ‫شاید یه کهنه‌سرباز باشه

‫تو که هنوز نمی‌دونی صحنه ‫در مورد چیه، مارلون. بیا

‫- آره. بیا ‫- من؟ باشه...

‫به غریزه‌ت اعتماد کن

‫- و وقتی شک داشتی... "آره، و..." ‫- "و..."

‫آره

‫"و..."

‫منظورم این بود که "آره درسته"

‫ولی آره. و...

‫می‌تونی صبر کنی تا صحنه شروع بشه

‫خیلی‌خب. عنوان صحنه: "پرستاربچه‌ی بد"

‫ببخشید دیر کردم

‫یاد خاطرات جبهه افتاده بودم

‫یاد خون و خونریزی‌هاش

‫خب پسرم کجاست؟

‫الکی تو فکر نرو

‫ای بابا...

‫تیمی کوچولو کجاست؟

‫- اولین چیزی که به ذهنت می‌رسه بگو ‫- واقعاً... نمی‌دونم

‫پسرمو گم کردی؟

‫ممنون کت

‫- هفته‌ی بعد می‌بینمت ‫- اوهوم

‫سلام، کت. متوجه شدی ‫کهنه‌سربازم ضدواکسنه؟

‫آره

‫خوبه

‫برای بقیه‌ی کلاس ثبت‌نام کردم، و...

‫شرمنده، دارم سعی می‌کنم ‫با کلمه‌ی "کلاس" بداهه‌گویی کنم

‫نمی‌خواد به خودت فشار بیاری

‫درسته، درسته. فقط باید ‫آروم باشم. اوه... وای خدا!

‫- واقعاً شرمنده ‫- نه، اشکال نداره. ولش کن

‫- مطمئنی؟ باشه. ممنون ‫- آره، آره، خودم جمعش می‌کنم

‫- خواهش می‌کنم. هفته‌ی دیگه می‌بینمت ‫- باشه

‫کت، میگم. میشه باهات مشورت کنیم؟

‫آره، آره، آره. معلومه

‫آخه قراره هفته‌ی آینده چند تا مدیربرنامه ‫بیان اجرا رو ببینن

‫چی؟ عجب، چقدر سریع

‫خب، سوالی هست ‫که لازم باشه بپرسیم؟

‫خب، بذار ببینم... می‌تونین بپرسین

‫دنبال یه زن موقرمز 39 ساله‌ای که تاریخ ‫ ویزای کاریش داره تموم میشه نمی‌گردن؟

‫نه، نه، نه، نه، نه

‫من باشم ازشون می‌پرسم وقتی دیگه ‫مصاحبه‌ای براتون گیر نیاوردن، چیکار می‌کنن

‫وقتی سال‌ها و سال‌ها و سال‌ها جون کندین

‫و در ازاش هیچی نصیب‌تون نشده ‫بجز دو دیالوگ

‫برای نقش "کافه‌چی پررو" ‫توی یه سیت‌کام آشغال

‫سوال اصلی همینه، مگه نه؟

‫وقتی اوضاع خیلی ناجور شد ‫کنارتون می‌مونن یا نه

‫ممنون کت

‫خواهش می‌کنم. در خدمتم

‫ای بر پدرت لعنت

‫خب، طبیعتاً الان زندگیم جهنمه

‫از وقتی من و پاول شرکت رو فروختیم ‫کاری جز سکس نداریم

‫برای همین گرفتار این کابوس شدم

‫انگار بچه‌ی چهارم کافی نبود

‫حالا برنامه‌ریزی مهمونی‌ مجردی ‫این خانم خانما هم دیوونه‌م کرده

‫وای بچه‌ها، نبینم یه موقع ‫زیاده‌روی کنینا، تو رو خدا

‫نه، نگران نباش. خیلی ساده‌ست ‫نفری 500 پوند می‌ذاریم وسط

‫نفری؟

‫آره، ولی این کفاف همه‌چی رو میده ‫بجز غذا و نوشیدنی

‫قراره کجا بریم؟ دوبی؟

‫خیلی بامزه‌ای، کت

‫ببین، نمیگم فقط بخاطر این دارم ‫ازدواج می‌کنم که دوباره بتونیم ببینیمت

‫- ولی عزیزم، خیلی وقته ندیدیمت ‫- خیلی وقته

‫و همه‌تون خیلی بی‌نقص و حرفه‌ای بنظر میاین

‫و... و این خونه رو ببین

‫آپارتمان‌مون توی بریکستون رو یادتونه؟

‫خیلی سرکش بودیما ‫دلم برای اون روزا تنگ شده

‫من که دلم تنگ نشده ‫شبانه‌روزی خمار بودیم

‫ساعت 5 صبح ‫غذای بیرون‌بر چرب می‌خوردیم

‫می‌دونین، من هنوزم ‫از "قصر زینگ" غذا سفارش میدم

‫چرا؟

‫داری شوخی می‌کنی؟ آها

‫آره

‫آره. خب، گاهی اوقات سفارش میدم ‫ولی خب، می‌دونین...

‫حرفه‌ی کمدیت به کجا رسیده؟

‫- یکی گفت داری درس میدی ‫- استاد شدی؟

‫- یاد دادن به نسل بعدی خیلی خوبه ‫- اوه، نه، نه، نه

‫نرفتم تو حرفه‌ی استادی

‫موقتاً دارم این‌کارو می‌کنم، می‌دونین؟

‫می‌دونی، اگر پول لازم داری ‫خودمون بهت قرض میدیم

‫- آره! ‫- نه، نه، نه. مشکلی ندارم. مشکلی ندارم

‫قراره اجرای تک‌نفره‌م رو بازنویسی کنم

‫و، می‌دونین... ‫اگر تونستم راهش بندازم...

‫عزیزم... معلومه که به‌شدت بااستعدادی

‫ولی حس می‌کنم ده ساله

‫داری اجرای تک‌نفره‌ت رو بازنویسی می‌کنی

‫و نگرانیم که نکنه دنیا ‫اون چیزی که ما می‌بینیم رو نبینه

‫صحیح

‫خب، چیزی که من می‌بینم ‫لیوان‌های خالیه!

‫بیاین پرشون کنیم

‫« پنجاه درصد تخفیف »

‫تری؟

‫بچه‌های قرص نعوظ گفتن ‫فاز دنیل دی لوئیس گرفتی

‫خوششون اومد؟

‫مارلون، این بازیگری ‫که داری سعی می‌کنی باشی

‫شرمنده، ولی استعدادشو نداری

‫فکر کنم وقتشه همکاری‌مون رو قطع کنیم

‫گور بابای... این وضع

‫هوگو...

‫- سم، اسمم "هیو"ـه ‫- یه سوال داشتم ازت

‫دارم میرم بیرون یه مشروبی بزنم به بدن ‫و خواستم ببینم وقتت خالیه یا نه

‫کی، من؟ آره، وقت... ‫آره، معلومه

‫ایول. میشه بری سر میز من

‫و سیم‌هایی که تو همدیگه ‫پیچ خوردن رو مرتب کنی؟

‫ایول داری. ممنون

‫خانم‌ها و آقایون، کت بویلز

‫ممنون. ممنون ‫خیلی ممنون دوستان

‫بازم خودمو معرفی می‌کنم، کت هستم ‫اینجا بداهه‌گویی یاد میدم

‫که از بس اون صندلیه رو ‫قشنگ جابه‌جا کردم مشخص بود

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left