Charmed

Charmed

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 4

Información de lanzamiento

Charmed S04E13 Charmed and Dangerous 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 13 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicado el: 2025-11-20
Descargas: 18
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

گلم. پایپر.

پایپر، یالا، وقتشه.

میتونی بیدار شی؟ از پسش بر میای؟ آره، از پسش بر میای، یالا.

شاید باید زنگ بزنیم به لئو. نه، هنوز می‌تونیم این نقشه رو راه بندازیم.

بعد از این همه مدت، تقریباً یه جورایی ضد حاله، مگه نه؟

سلام منو به پرو برسون.

پایپر، الان! الان!

کریستال‌ها! دایره!

خب؟

چی دیدی؟

دیدم...

نابودی‌تو.

نابودی من؟ محاله!

می‌دونی بینش‌های من چقدر قدرتمندن.

حتی بیشتر از مال اوراکل،

و دقیق‌تر.

یعنی می‌گی که با تمام قدرت‌هایی که در اختیار دارم،

و هرچیزی که در موردشون یاد گرفتم،

در آخر بازم می‌بازم؟

این چطور ممکنه؟

قدرت افسون‌شده‌ها حتماً باید از مال تو بیشتر باشه.

قصد بی‌احترامی ندارم.

من فقط چیزی رو میگم که میبینم.

پس تنها راه برای تغییر چیزی که میبینی، بدست آوردن قدرت بیشتره.

قدرت مطلق.

ولی این ممنوعه.

خلأ برای همیشه تبعید شده.

اگه رهاش کنی...

ممکنه همه‌مون بمیریم.

اگه پیروز نشم، چه فرقی میکنه؟

باید یه راه دیگه باشه! نه!

با خلأ...

جادوگرها رو بی‌قدرت می‌کنم.

بعد نابودشون می‌کنم.

حتی اگه به قیمت نابودی همه‌مون تموم بشه.

الان باید به این فکر کنم؟

آره. چرا؟

چون منبع قبلاً یکی از ما رو کشته.

و اگه، خدا نکنه، دوباره این اتفاق بیفته، می‌خوایم آماده باشیم.

باید افتخار کنی که اگه ما موفق نشیم...

همه چیز رو براتون می‌ذاریم. هی بچه‌ها! حدس بزنید چی شده؟

چی باعث شده فکر کنی من ازتون بیشتر عمر می‌کنم؟

لئو، تو یه فرشته‌ای، واقعاً.

که یعنی، به جز یه دارک‌لایتر، تو برندهٔ "بیشترین احتمال بقا" می‌شی.

حرف از بقا شد. بولتن سرچشمه، همین الان رسید.

عزیزم، فقط اون کوفتی رو امضا کن.

چی؟

فیبی یه چیزی داره که می‌خواد بگه

که ممکنه روی کاری که داری انجام می‌دی، تأثیر بذاره.

ممنون عزیزم. طلسم نابودی سرچشمه رو ردیف کردیم.

اجدادمون! این همون چیزی بود که کم داشتیم.

اگه بتونیم جادو رو از تمام خاندان هالیول بگیریم

ممکنه قدرت کافی برای نابودی سرچشمه داشته باشیم.

آره. این خوبه، ممکنه جواب بده.

میرم به بزرگان بگم. هی! تو اینو امضا نکردی!

اوه عزیزم، هنوز تو فاز وصیت‌نامه هستی؟

باید بهت بگم، خیلی خیلی دلسرده.

نه، خیلی خیلی مسئولانه‌ست. پرو انجامش داد و خدا رو شکر که انجام داد.

چون اگه انجامش نمی‌داد، ما هنوز با وکیل‌ها سر و کله می‌زدیم.

بی‌ادبی نباشه. اوه، نه، مشکلی نیست.

با گذشته شیطانی‌ام کنار اومدم.

می‌دونم چی میگی، ولی من حس خیلی خوبی به این قضیه دارم.

باشه؟ به این زودیا هیچ‌کس نمی‌میره.

خوبی؟ آره.

فقط سکسکه است. می‌بینی؟

پایپر، می‌تونم یه دقیقه تو آشپزخونه باهات حرف بزنم؟

حتماً.

فیبی، با منبع یا بدون منبع، من هنوز یه وصیت‌نامه لازم دارم.

مخصوصاً اگه قراره یه روزی خانواده تشکیل بدم.

این بحث وصیت‌نامه نیست.

این در مورد پیش‌بینی‌ایه که الان داشتم و نمی‌خوام کول ازش خبردار بشه.

منظورت چیه؟ چرا نه؟

چون دیدم که پرید جلوی یه اهریمن.

تا یه گوی آتشین رو به خاطر من بگیره. برای همین نه.

یه اهریمن؟ چه جور اهریمنی؟

یکی که صورتش نصفه بود.

اَه! آره.

پس باید بفهمیم این اهریمن کیه.

و قبل از کول از بینش ببریم... چی میشه اگه به کول برای شناساییش احتیاج داشته باشیم؟

منظورم اینه که احتمالاً منبع این اهریمن رو فرستاده.

دقیقاً حرف منم همینه. اون دلش می‌خواد نزدیکم بمونه تا محافظتم کنه.

خب، عزیزم، این کاریه که آدم برای کسایی که دوستشون داره می‌کنه.

می‌دونم، ولی پایپر، اون الان یه انسانه. اون که نمی‌تونه یه گوی آتشین رو دفع کنه.

خب، نمی‌تونی باهاش حرف بزنی؟ نه، امتحان کردم.

اون قرار نیست بیکار بشینه. ذاتش این نیست.

پس نمی‌خوای بهش بگی؟

حمله تو اتاق زیر شیروونی اتفاق افتاد. پس من فقط اونو از خونه دور نگه می‌دارم.

تا وقتی که اهریمن رو شناسایی کنیم.

خیلی خب، این رابطه توئه، تصمیم با توئه.

به پیج خبر می‌دم قضیه چیه، به شرطی که مطمئن باشی.

بهم اعتماد کن، مطمئنم.

قاضی فقط می‌خواد حقیقت رو بشنوه، همین.

همه چی خوب می‌شه.

آره، ولی وقتی در مورد تمام کارای وحشتناکی که کردم بشنوه...

"کردم"، به صورت گذشته.

گذشته‌م دلیلیه که اصلاً حضانت پسرم رو از دست دادم.

قرار نیست وانمود کنیم که تو تو یه رابطه خشونت‌آمیز نبودی.

یا اینکه به کمپ ترک اعتیاد نرفتی.

فقط اینه که من خیلی اشتباه کردم.

اوه، عزیزم، ببین.

عشق سابقت از زندگیت رفته بیرون، باشه؟

دو ساله که پاک و هوشیاری

و یه شغل ثابت توی یه اداره پلیس نگه داشتی، اونم چه جایی!

اینکه تغییر کردی. این تنها چیزیه که مهمه.

قاضی فقط به اینکه الان کی هستی اهمیت میده

نه به اینکه قبلاً کی بودی.

و همین چیزیه که کمکت می‌کنه پسرتو پس بگیری.

ببخشید!

وقت مناسبی نیست، وسط یه کار مهمم.

یه شیطان نصفه صورت به اندازه کافی مهمه؟

اون الان اونجاست؟ نه.

خب، پس نه، این مهم محسوب نمیشه.

فیبی یه الهام داشت و اصلاً هم خوب نبود.

من میدونم چرا دارم پچ پچ می‌کنم. تو چرا؟

خب، هی داره یه صدایی... از خودش درمیاره.

ولی این حتی ماشین تو نیست.

نه، ولی نمی‌خوام پایپر سوارش باشه و خراب شه.

اگه میشه ببریش مکانیکی...

و مکانیک یه نگاهی بهش بندازه، عالی میشه.

فیبی، اون قضیه‌ای که در موردش حرف می‌زدی؟

روز بود یا شب؟

شب. چه قضیه‌ای؟

چیز مهمی نیست.

ماشین که مشکلی نداره، مگه نه؟

نه. ولی می‌خوای برم، مگه نه؟

آره. و نمی‌خوای بهم بگی چرا.

اگه میشه فقط چند ساعت بهمون مهلت بدی، و هیچ سوالی نپرسی.

لطفاً؟ لطفاً؟

بعداً بهم میگی؟ قول میدم.

باشه.

عاشق اون مردم.

پیج، ببین، این میتونه همون حمله‌ای باشه که منتظرش بودیم.

باید همین الان بیای خونه.

ولی الهام فیبی که شب اتفاق افتاد، درسته؟

درسته. باشه.

خب، خودت میدونی چقدر وقته دارم با کارولین کار می‌کنم.

بهش قول دادم امروز توی جلسه باشم.

باشه، قبوله، ولی باید هرچه زودتر بیای خونه.

باشه.

ساعت ۳ بیرون دادگاه میبینیمت، درسته؟

آره.

پیج، همه چی خوبه؟

عالی. فقط کافیه آروم باشی و تا امشب...

پسرت پیشت خواهد بود.

خدایا، نمیدونم بدون تو چیکار می‌کردم.

تو فرشته منی.

یه حرکتی بکن لعنتی!

تو فقط عصبانی هستی چون خیر داره برنده میشه.

نه، فقط از اینکه اینجا وایسادم و فکر کردنت رو تماشا می‌کنم خسته شدم.

صبر فضیلته.

اوه، من به اندازه کافی صبور بودم.

سه هزار و پانصد سال صبوری!

بفرمایید. حالا خوشحالی؟

حالا کی داره برنده میشه؟

باید فوراً اینجا رو ترک کنی. این مکان یه گورستان باستانیه.

میدونم، ممنون.

با تمام احترام،

اجازه نداری اینجا باشی.

فراموش کردی من کی‌ام؟

طرف کی هستی؟

هیچ طرفی وجود نداره.

ما از تمام جادوها محافظت می‌کنیم، این توافق بود.

توافق همین الان لغو شد.

بمیر!

خواهش می‌کنم.

هالو برای همه‌مون تهدیده.

قدرتش خیلی زیاده.

دقیقاً همون جور قدرتیه که...

من بهش نیاز دارم.

نه! لطفاً نکن!

هالو قدرت‌ها رو میبلعه!

حالا تو میتونی قدرت‌ها رو ببلعی...

و اون‌ها رو به من بدی.

پس یه شیطانی پیدا کردیم با نصف بدن...

ولی شیطانی با نصف صورت نه.

خب، ما که یه شیطان‌شناس مقیم توی خونه داریم.

آره، اون حرفو زدیم.

باشه، تو به گشتن ادامه بده، من میرم قهوه بیارم.

پایپر!

پایپر، بترکونش!

ممنون.

فیبی، دیدیش؟

فیبی؟

فیبی!

چرا اینقدر طول می‌کشه؟

نزدیک بود بمیره، برای همینه که اینقدر طول می‌کشه.

آروم، آروم.

چی شد؟

یه شیطان خیلی بدجنس.

گرفتیش؟

آره، ولی یه چیز دیگه فرار کرد.

و این همه‌اش نیست.

این رو پرت کن. فقط انجامش بده.

قدرت‌هام از بین رفتن.

قدرت‌هاتو دزدید؟

دزدید، خورد، جذب کرد، نمیدونم.

تنها چیزی که میدونم اینه که باید پسشون بگیرم.

نمی‌فهمم.

ما یه شیطان رو نابود می‌کنیم و بعد قدرت‌هامون رو از دست میدیم؟ این چطور ممکنه؟

اون چیز باید قدرت اون رو به نحوی جذب کرده باشه.

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left