Las primeras 200 líneas.
ارائه اي از گروه ترجمه
به شما نگاه مي کنم و فکر ميکنم اين ديگه چه نسليه ؟
يک مُشت ريتالين شهوت پرست
که احتمالا سوسياپت هم هستند
آره
پسر جديدمون ؟
من اد - همينگوي هستي -
کدوم کاراش رو ميشناسي ؟
لطفا نگو کمک ميخواي
من کتابي رو خوندم
کتاب پيرمرد و دريا رو تصادفي خوندم
و ...؟
قتل بهنگام غروب ، خورشيد همچنان مي تابد و بسياري ديگر
من دوستشون دارم
ميخواد با کتاب ازدواج کنه
کسايي که از سکس دوري مي کنند رو احمق ندون والچک
هيمنطوري مردم از تو خوششون نمياد
اد ، چه موضوعاتي براي همينگوي مهمه ؟
با معرض قرار دادن خود در برابر مرگ اثبات کني مرد شدي
مثال هم ميزني ؟
گاو نر ، يک ماهي بزرگ
زن ، جنگ
مَست کردن و رانندگي منظورم کاراي خَفَنه
همش براي اثبات اينکه
مرد شده ، چون مادرش بهش لباس دخترونه ميپوشونده
خوش اومدي آقاي اد
خوش اومدي
به همه دانش آموزان صبح بخير ميگم
امروز 20 آگوست و من چيس هستم
و اين موارد اعلاميه امروز شماست
تست عضويت در تيم فوتبال پنج شنبه
ساعت 4 عصر در زمين فوتبال خواهد بود
لطفا همراه خود ، برگه رضايت والدين
و بيمه ورزشي خود را بياوريد
به اين جريان افسانه اي بپيونديد
تموم دندوناش رو با يک مُشت خُرد ميکنم
مترجم :
همين الان از يک دنيا موازي ديگه اومدي ؟
خُب
اُرگن
از اُرگن اومدم
از ديدنت خوشحال شدم
و وقتي وارد تونل شدي و اسکن آغاز شد
نترس
بعدش فورا خارجت مي کنيم
مگه من بچه ـم که بترسم
چه مدت ؟
اين سخت ترين قسمت شغل منه
ميخواي بغلت کنم ؟
فقط دارم ميگم
واقعا ميخواي در اين لحظه متاسف باشي و
احساسات اَلکي بروز بدي ؟
براي خودت خرسي شدي
سه ماه
متاسفم
متاسفي ؟
نه
نيستي
تو فقط دست پاچه شدي
آهان
اي بابا
گندش بزنند
پيداش کردم
پيداش کردم
سلام اد
اين جري ـه ، همکاريم
از ديدنت خوشحالم اد
منم همينطور جري
سلام همسايه
متوجه چيزي شدي ؟
نه - يادت مياد برات -
غذا با شکل حروف الفبا مي پُختم
آره ، خوشمزه هم بود
لوبيا گرم و پُخت کرده
کباب به سيخ کشيده
بيسکوئيت
بي جي
بوجي ، نوشيدني مخلوط
ما بايد دوست پيدا کنيم
آره
آره
اون يارو خوب بنظر ميرسيد
اون يارو
همون چند لحظه که ديدمش رو ميگم
مامان
عاشقتم مامان
تکليف شما اينکه
شمع هاي وجودتون رو خاموش کنيد
و دست از خود پرستي برداريد
و بريد صحبت کنيد
مذاکره کنيد و درگير گفتگو با يک آدم مُسن بشيد
تا از تجربيات گذشته اين آدم استفاده کنيد
تا بفهميد گذشته اي هم در کار بوده
همه اين کارهاي مدرسه اي مربوط به گذشته ـست
ولي وقتي موضوع فوتبال ميشه ،مک کال
سيبرز ، سيبرز ، سيبرز
ممنون آقايون اين شعارها جاش اينجا نيست
پس بايد اين گفتگو رو در دو هزار کلمه
در قالب مقاله بنويسيد
دست به کار بشيد
پس من وسايل درجه يکي دارم
که قبلا ازش استفاده نکردم
مجوز استفاده از اونها هم 29.95 دلاره
و من دارم اين فرصت رو بهتون ميدم که
سلام
عصرتون بخير آقا من اد هستم
همسايه شما
يک تکليف مدرسه اي دارم که
بايد از دانش و داستان يک فرد مُسن داخلش استفاده کنم
نميتونم کمکت کنم رفيق
من که پيرمردي رو نميشناسم
غير منتظره بود
درکش سخته
بچه جون
چند سالته ؟ - هفده سال -
رانندگي بلدي ؟
پس قربان
منو اَشبي صدا کن
اَشبي
با سوالات پايه شروع مي کنم
چند سالته ؟
بذار بگم که ...؟
آخرين صبحي که بيدار شدم و
کيرم شق شده بود رو يادم نمياد
آره
من که ...؟ ميدوني که
من که ...؟
من هنوزم کارم ميشه
باشه
براي گذران زندگي چيکار ميکني ؟
دستمال سفره ميفروختم
دستمال سفره گاهي هم تجارت دريا
بعضي وقت ها هم حصير درست ميکردم ولي رهاش کردم
جالبه
عاشقش بودم
همينجا نگه دار
من ...؟
من رانندگي ميکنم
هفده سالمه
رانندگي کردن با
يک مقدار گيجي ، مهارت محسوب ميشه
بسيار خُب
به افتخار انقلاب آمريکا
نظرت در مورد اين دستمال سفره چيه ؟
تست عضويت فوتبال تا 15 دقيقه ديگه
به جريان افسانه ساز بپيونديد
البته اگه شهامتش رو داشته باشيد
حرکت کن
کارت خوب بود
اد
اد بود ، درسته ؟ - آره ، سلام -
از کارت سر در نميارم
داري از روي حسادت نگاه ميکني يا از روي ترس ؟
چون الان عبوس بنظر ميرسي
ولي بعدش حسادت به تو چيره ميشه
فقط دارم تماشا مي کنم
من که اينطور فکر نمي کنم
خيلي خوب ميتونم از حالت چهره طرف رو آناليز کنم
تو اينجا چيکار ميکني ؟
فقط داري فيلم ميگيري ؟ منظور خاصي داري ؟
من که نميذارم دست اين بازيکنان به پوستم بخوره
پس اينجا چيکار ميکني ؟
من ...؟
مغزشون رو مطالعه مي کنم
اينکه چطور از مغزشون براي حرکات سريع استفاده مي کنند
دوره مطالعاتي از پيش فصل تا آخر فصل ادامه داره
چرا ؟ - فکر ميکنم جالبه -
در ضمن پدرم عصب شناس ـه
و ما يک دستگاه ام آر آي داخل خونه ـمون داريم
خيلي باحاله
ممنون ، بيشتر مردم فکر مي کنند عجيبه
بيشتر مردم احمق ـند
واقعا ؟
آره
زودباش ، برو
اشتياق
داري اشتياق نشون ميدي
سلام عزيزم
قرار نوشيدني ـم با جان تبديل به قرار شام شد
و فکر کنم ديگه صبح ببينمت
تو رو دوست دارم
رفيق ، تو بهتريني
رفيق ، تو بهتريني
سلام پدر
سلام رفيق
اين هم از مُشت دوستي
حالت چطوره ؟
اوضاع خوبه ، آره
داشتم به کارهايي که ميتونستيم الان بکنيم فکر ميکردم
ميخواي در موردش باهات حرف بزنم ؟
يک مشکل کوچيک اينجا دارم
دارم حلش مي کنم رفيق
فان چند تا وسيله ميخواست که ففط در فلورانس پيدا ميشد
بخاطر همين کارا بهش ميگن ايتاليا
درسته
اينطور باهام رفتار نکن ، اد
متاسفم
برام خيلي سخته که ازت دور باشم
آره ، ميدونم
دوستت دارم رفيق
No comments yet. Be the first to leave one.