Las primeras 200 líneas.
کارناوال خون - 1973
نه
نه بذار کمکت کنم
نه ، به کارتهای من دست نزن
من چقدر به تو بدهکارم؟ به من بدهکاری؟ به من بدهکاری؟
این سرویس رایگانه برای تمام کارمندان جدید رایگانه
این برداشت درستی نبود ، ونا
وقتی کارتها آرام شدن ، باید دوباره برگردی
داری اذیتم میکنی
من بیست و چند ساله تو این حرفه هستم
بیست و چند سال.. و میتونم بگم
معدن طلا ست
بله خانم ، همین که گفتم یک معدن طلا
تو دنیا هیچ سرمایه گزاری از این بهتر نداریم
شنیدی فرانک؟ شما تازه واردها عاشقش خواهید شد
ما اینجا مسحور شدیم ، مسحور، با جمعی از مردم جذاب
تا اینجا یه کم عجیب به نظر می رسن
با دیویسها آشنا شدی؟ اونا هم اینجا تازه وارد هستند
پسر کوچولوی نازی دارن
اوه، هنوز اونا رو ندیدی دوستانهترین گروه آدمهای روی زمین
آه ، آقای بین
ایشون آقای بین هستن قدیمی ترین عضو کارناوال
احوال شما آقای بین
از ملاقات با شما خوشحالم ، آقای بین
حوادثی در اطراف یک کارناوال اتفاق میافته این یه زخم جنگی قدیمی در این حرفه است
اینطور نیست آقای بین؟ ساکت
اوه ، بله قربان آقای بین به اندازه کافی ساکت هستن
بله قربان . فقط یه چیزه که آقای بین بیشتر دوست داره
و اونم پوله به همین دلیل وارد این تجارت شده
کی میتونیم این مالاتستا رو ببینیم؟
من تمام امضاها رو به جای ایشون انجام میدم
من مدیر تجارت این کارناوال هستم
کجا بودی؟
جوایزی برای تخلیه و قفسه بندی وجود داره
داشتم فال میگرفتم
خیلی مزخرفه این فقط برای خانمهای مسنه
بخاطرش صف میکشن باید اونا رو عصر یکشنبه ببینی
صدها نفرشون . مستقیم از کلیسا
من مجبور نبودم چیزی پرداخت کنم
جانی زنگ زد ، داره میاد میگه امشب میرسه اینجا
آه ، آقای بین در همه جا حاضره
متوجه شدی
هیچ کس تا شعاع ۵۰۰ یاردی این مکان نمیاد
به جز من
بعضی از بچهها اینجا کشته شدن حداقل این داستانیه که از بچگی تو گوش ما خوندن
اردک دیگری گرد و غبار رو گاز می گیره
دنبال چی هستید؟
آنچه که همه میخوان : پول ، محبت
اما آنچه من می خوام با آنچه به دست آوردم فرق میکنه
کاملاً مرده . کاملاً ویران
اما فکرکنم بالاخره اونو به شکل عملی درآوردم
خواستی بیا اینجا و امتحانش کن
شما برای آقای بلاد کار می کنید؟
من کیت هستم من تونل عشق رو اداره می کنم
از مدرسه اخراج شدم و با اینکه خیلی کار میکنم
آقای بلاد این امتیاز مشکوک رو به من داده
که بتونم اون خرابه مشکوک که اسمشو گذاشتن تونل عشق رو اداره کنم
اسم شما چیه؟ چرا؟
فکر کردم بخشی از بازیه
ونا... ونا نوریس
والدینم اجازه دادن تو خونه بمونم
فکر کنم اونا از اینکه من اینجا بمونم میترسن
شما چند تا بازدید کننده دارید
هی خانم ، اجازه بده من شلیک کنم نه ، توبی
شما باید ونا باشید من ادل دیویس هستم
ما والدین شما رو زودتر ملاقات کردیم
من اون مار رو می خوام
می بینم که با توبی هم آشنا شدید
این یه آزمایشه... داشتن یه کودک باهوش
نه ، من اون مرغ مرده رو می خوام همون رو میخوام
ساکت
فکر نکنم توبی بتونه چند تا شلیک کنه؟
خب ، من هنوز اسلحه ها رو پر نکردم ، خانم دیویس
من یه مرغ می خوام من یه مرغ می خوام
گفتم بس کن
متاسفم ، توبی
ببین توبی . ببین اون خانم مهربون چی برات آورده
خب ، اونا بیست و پنج دلار هزینه دارن
خب...
خیلی کار مونده برای آماده شدن روز افتتاحیه
توبی یه کم بدخلقه
ما چرخ و فلک هم داریم
آقای بلاد میگه این روش واقعاً پولسازه
من و توبی میریم به تونل عشق اونجا می بینمت
چقدر خوب . شنیدی چی گفتی هنری؟
اونجا هستی؟
ونا ، شامت رو شروع کردی؟
بله مامان ونا؟
بله مامان . شروع کردم
چرا برای شام نمی مونید ، آقای بلاد؟
ممنون خانم از مهمان نوازی بی دریغ شما بسیار سپاسگزارم
اما ترجیح میدم تو خونه غذا بخورم دستور پزشکه
پس یه آبجو چطور؟ باز هم متشکرم ، اما نه ممنون
من رژیم خیلی سختی دارم
اوه ، من باور نمی کنم
شما از نظر من بسیار سالم بنظر میاید ، آقای بلاد
نظم و انضباط، خانم نوریس متابولیسم من خیلی غیرعادیه
پنج سال پیش ، دکتر شش ماه به من مهلت داد رژیم سختگیرانه
من هر لحظه رو به منزله پیروزی بر مرگ احساس میکنم
کی اونجاست؟ پدر و مادرم
الان نمیتونم حرف بزنم مییشه بعد ببینمت؟
خب ، چشم غول
گوش کن ، فکر کنم اتفاقی برای دیویس ها افتاده
اینجا رو ببین ، بهت چی گفتم؟
کارناوال جای خیلی خوبی برای جوانهاست
دخترت از قبل دوست پیدا کرده
سلام کیت ، امروز تمام شد
کیت خجالتیه ، مگه نه؟
فردا میبینمت نوریس ما شما رو مستقر خواهیم کرد
فرانک ، خوششانس اینجاست و میدونم که اتفاق وحشتناکی براش افتاده
اگه اینجا باشه پیداش میکنیم
من خوشم نمیاد ، آقای بلاد
ما باید بریم ، فرانک باید امشب از اینجا بریم
احساس میکنم اینجا جای خوبی نیست
اگه اتفاقی براش افتاده باشه من انتقام میگیرم
ما باید با هم بمونیم این چیزیه که اونا میخوان
لعنتی
لعنتی ، مرد اینجا دیگه مرده
هی ، ببین ، اونجا رو نگاه کن بیا دیگه
یالا ، یالا
سلام آقا . باز هستید؟
خیلی خب ، بیا ترسو هی، مثل مرغ نباش
شما خوبین ، یا نه؟
حتماً داری شوخی میکنی ، وین
نصف این مکان تعطیل شده ما هیچ کاری نکردیم
آره، میخوام اینا رو خرج کنم
برای من فرقی نداره ، رفیق جوان
بسیار خوب ، به حرکت ادامه بده
نوریس خوش شانس میخواد سوار ترن هوائی بشه
هی، آقا ، کمک یه نفر اونجا صدمه دیده
اوه عزیزم . میشه مزاحمت بشم برای یه مسابقه؟
چی؟ اما تو نمی فهمی
رفیق من ، اون سوار ترن هوائی شد
و بعدش صدای جیغهای متوالی شنیدم
بعد اومد بیرون اما بدون سر
من چه کار باید بکنم؟ اون آقا بهت کمک میکنه
هی ، باید به من کمک کنی
شما... نه ، این کارو نکن
آرام باشید ، حوریان شیرین
چشمان درخشانترت را افسون کن
در حالی که عود من در حال نواختن است، نگهبانی میدهد
با ابراز همدردی های دلنشین
لالایی لالایی ، لالایی لالایی
آرام بخوابید، نذارید هیچی شما رو بترسونه
در آرامش و رضایت نهفته است
لالایی لالایی ، لالایی لالایی
این کثافتو پاک کنید
آرام بخوابید نذارید چیزی شما رو بترسونه
چرا سعی نمیکنی یه کم بخوابی ، خانم؟
خواب؟
ونا تو رختخوابه؟
من به اون پسره ، به اون کیت اعتماد ندارم
اون قبلاً پشت پنجره چیکار میکرد؟
منم میخوام همینو بدونم
این دیوونگیه چرا از اینجا نمیریم ، فرانک؟
دیگه حرفی برای گفتن نیست خانم
عالی ، عالی
آه ، ونا
تو برگشتی . کارتها تو رو به سمت خود کشیدن
امشب برات کار هست ، سونیا
ونا ، کارتها صدات میکنند
میخوای یه شانس دیگه بهشون بدی؟
اوه ، ونا
باید یاد بگیری که چشماتو مثل گربه تربیت کنی
نه . من کارت ها رو دوست ندارم
وگرنه چرا بیرون می اومدی؟
یک معشوق . یک قرار ملاقات
من بهتر میدونم شاید حتی بهتر از ونای کوچک
شاید من این معشوقه رو روی کارت ششم دیدم
ول کن ، داری اذیتم می کنی.
شاید کارت ها چیزی برای گفتن به ونا داشته باشن؟
من شک دارم
شک داری ، ونا؟
خوب نیست اینقدر شک کنیم
پدر و مادرت نمی دونن؟
خب مجبور شدم دزدکی بزنم بیرون
خب منظورت چیه " خب؟ "
ببین ، ونی ، لازم نیست از من بترسی
نمی دونم چرا اینو گفتم
منظورم اینه اعتماد کردن به کسی در این اطراف سخته
میدونم
اما احساس می کنم می تونم به تو اعتماد کنم ، ونا
من هیچی از این چیزایی که اینجا اتفاق میفته نمیفهمم ، کیت
احساس مگسی دارم که در تار عنکبوت گرفتار شده
بیشتر شبیه پروانه است
من همچنان دنبال عنکبوت میگردم قبل از اینکه خیلی دیر بشه ، دنبالش میگردم
به هر حال ، ماشین رفت داخل تونل
قبلاً سعی کردم بهت بگم ، اما بلاد اونجا بود
فکر میکنی آقای بلاد ربطی به این موضوع داره؟
نمیدونم ، فقط میدونم وقتی ماشین از تونل بیرون اومد
دیویس ها سوارش نبودن چی؟
ماشین خالی بود
اینا رو داخل تونل پیدا کردم
یه اتفاقی داره می افته
دریچههای بیرونی ، اون بالا
کیت ، حالت خوبه؟
عجله کن ، داره میاد
مستقیم بر گرد به تریلرت بخاطر هیچ کس یا هیچی توقف نکن
من خوبم مستقیم برو
چیه جانی؟
No comments yet. Be the first to leave one.