Las primeras 200 líneas.
کارتون تموم شد؟
...نه قربان ولی تا جون در بدن داریم
کار میکنیم
هی ، ساندویچ منو برگردون
منظورت از کار اینه دیگه؟
چه خبر شده؟
همتون همین حالا بیاید اینجا
ملکه برفی : سرزمین آینهها
ببخشید
تو کی هستی؟ چرا اومدی اینجا؟
روز خوش ، من گردا هستم دنبال لیلیت میگردم
به تازگی جادوگر سطح 9 شده
سطح 10 . اون ارثی جادوگر سطح 10 بوده
من اومدم
خب....چی میخوای؟
میخوای آیندتو بهت بگم؟
میخوای شربت عشق برات درست کنم؟
یا میخوای زیرابروتو بردارم؟
نه... این قضیه خیلی جدیتره
ببین ، پدر مادرم جادوگرن
داداشم هم قدرتهای جادویی داره
ولی من ندارم ، منظورم اینه هیچی ندارم
هیچ استعدادی ندارم
راه چارهای برای من هست؟
دختر بیچاره
میتونی کمکم کنی؟
البته البته
ولی اول تو باید به لیلیت کمک کنی
چجوری؟ چی کار باید بکنم؟- برای من 10 دینار بیار-
ده دینار؟
آره ده دینار . باور کن اگه رستم برام ...ده دینار بیاره و ازم کمک بخواد
سهراب رو براش زنده میکنم
باشه باشه برات میارم
ده دینار
لوتا میشه لطفاً قلک خوکیم رو برام بیاری؟
7 , 8 , 9..... ده ، ده دینار
اینم از این حاصل یک ماه کار سخت
یک جا براش پیدا میکنی؟- البته-
این ، ده دینار میارزه
حتماً شوخیت گرفته
دیگه جادو ، رو بورس نیست
به زودی باید خودمون رو به مشتریها بفروشیم تا به مغازه جذبشون کنیم
امروزه همهچیز شده پیشرفت تکنولوژی
صنایع دستی جادویی
...انگار شما تنها مغازهای هستید که
هنوز بسته نشده
در هر صورت ، مشتری ندارید
نه ، شما که هستی
نظرتون راجب این چیه؟
چه آینه شاهکاری
من اون زمان رو یادمه
اون موقع ، زندگی خیلی شاد و بهتر بود
فقط 10 دینار
ببخشید
چجوری میتونم بخرم؟ حقوق بازنشستگیم ...تنها چیزیه
که باهاش زندگی میکنم
نه ، لطفاً برش دارید
به عنوان هدیه قبولش کنید
ممنونم عزیزم
بهت گفتم که میفروشمش
ده دینار
واقعاً؟ حتماً شوخی میکنی
این نشونه خوبیه
از الان به بعد ، حتماً اوضاع بهتر میشه
میتونم حسش کنم ، میدونی چیه؟ برای امروز دیگه کار بسه
کار رو با یک شام بزرگ خانوادگی تموم میکنیم
...میری سراغ کای؟ اون داره نقاشی آرایشگر
رو میکشه ، دو روزه که رو عرشه کشتیه
آره فکر کنم میدونم آرایشگره کیه
نگاه کن پسرم ، کار میکنه کار میکنه
بابای کی یک ربات مکانیکی همگام با حرکت بدن ساخته؟
بابای تو
بابات نابغه کشوره
ایول ، مثل جادو
جادو؟
نه نه ، این جادو نیست
این علمه ، باشه؟
این علمه که دنیا رو جای بهتری میکنه چیزای خوب میسازه
ببین جادو بده ، مثل شیطان
همونی که نزدیک بود ما رو بکشه
ولی همه جادوگرا مثل ملکه برفی بد نیستن
جادوگرای خوب هم تو داستانا هستن نه؟
ببخشید عزیزم ، گفتی داستان؟
پسرم وقت خودت رو با چیزای بدرد نخور تلف نکن
میگم برو کتابخونه ، به جای این کتاب ریاضی با حال" رو بگیر بخون"
اون یک کتاب خوبه
اعلیء حضرت ، ورودی جادویی از خرابههای قصر ملکه برفی به اینجا رسید
بالاخره
تو باید یادت باشه ، وظیفه نگهبان سلطنتی ...حفاظته ، نه
خودتو پشت پادشاه قایم میکنی
چرا تو یادت نمیمونه که وظیفه یک هنرمند ...درست نقاشی کردنه
نه این شکلی
کای ، کای
از کجا میدونستی من اینجام؟
نقاشی آرایشگر چطور پیش میره؟
سلام- سلام آلفیدا-
کای ، بابا برای شام صدات میکنه
اگه داداش عزیزت بازم اینطوری ...نقاشی بکشه
تنها کسایی که باهاش شام میخورن همون پدر مادرش هستن
هنر مدرنه
شاید خراب کرده باشه ولی فقط یکم
...وقتی فردا ببینی چی کشیدم
به پام میافتی که باهات شام بخورم
پسره احمق ، چرا حتماً باید نقاشی بکشه که من رو به شام دعوت کنه؟
اعلیء حضرت لطفاً به جادوگر ...سلطنتیتون گوش بدید
این ورودی نفرین شده گِردائه
باید سریعاً نابودش کنیم
گردا ، معروفه
به زبان ترولها نوشته شده
....نوشته شده که
...این ورودی برای تبعید شیطان است
جادو به مردم داده شد
و باید همینجا بماند
...اگر جادوگر باشید
از این ورودی به سرزمین آینهها وارد میشوید
و هیچوقت از آن خارج نخواهید شد
این ورودی به سزمین آینهها منتهی میشه
به ملکه برفی
ولی هیچ راه برگشتی ازش وجود نداره یک بلیط یک طرفه است
من زبان ترولها رو بلدم ولی دقیقاً بخاطر همین که بلدم تو اینجا هستی
چرا؟
...چون باید مطمئن بشم که کسی میتونه
ازش فرار کنه یا نه
ولی راه خروجی ازش وجود نداره
کسی جز ملکه برفی سزاوار چنین مجازاتی نیست
هیچکدوم از جادوگرا فرقی با ملکه برفی ندارن
فرمانده- بله اعلیء حضرت-
میشه به این جادوگرمون اینجا کمک کنی وارد ورودی بشه؟
اطاعت اعلیء حضرت
نه نه لطفاً نه
بابا اون هیچوقت بر نمیگرده؟
امیدوارم برنگرده
من مسئول آینده تو هستم
نه نه لطفاً دست نگه دارید من نمیخوام برم اونجا
برنگشته
شیطان از شیطان حمایت میکنه اندرس
اون لایق این مجازاته
امروز روز بزرگیه
یک روزی ، جادو نزدیک بود دنیای ما رو از بین ببره
در نهایت داره تبعید میشه
اکنون ، زمان علم و تحصیله
بگو ازش چشم برندارن ازش چشم برندارید-
دستور من رو اطاعت کن
من میخوام همه جادوگرا بیان اینجا
باورت میشه؟ 10 دینار
اونم درست بعد از اینکه دادمش به گردا
فکر کنم فقط شانس بود
نه فقط شانس
من حس میکنم اوضاع قراره بهتر بشه
به نظر میاد مردم واقعاً به چیزای جادویی نیاز دارن
مخصوصاً وقتی قلب و روحت رو پاشون بزاری
حالا میبینی ، وقتی نقاشی کای تموم بشه آرایشگر پول خوبی بهش میده
به هر حال کای نقاشی آرایشگر چطور پیش میره؟ هنوز در حال کامل شدنه؟
شهروندان عزیز ، هر کسی که قدرت جادویی داره ...توسط پادشاه دعوت شده تا
مهارتش رو به نمایش بزاره
...پادشاه دنبال یک استعداد جدید میگرده و جایزهاش
کلی طلاست
هر کسی که بتونه هر چی در توان داره رو به نمایش بزاره ، جایزه میگیره
...خوششانسها یک شغل در قصر میگیرن
تا در خدمت پادشاه باشن
...حتی اگه خودتون قدرت جادویی ندارید
ولی کسی رو میشناسید که داره راجبش به پادشاه نامه بنویسید
جایزه به شما تعلق میگیره
...بهت گفتم نشونه خوبیه
یک همچین اتفاقاتی نمیتونه تصادفی باشه
بیا با هم بریم
البته برید
یک همچین فرصتی هر روز پیش نمیاد
من حواسم به مغازه هست
....ولی تو
مامان ، لطفاً تو میدونی که من هیچ قدرت جادویی ندارم
گردا- مامان من مشکلی برام پیش نمیاد-
مطمئناً دور و اطرافم انقدری جادو هست که باهاشون سر و کله بزنم
من از یک دختر معمولی بودنم خوشحالم
تو معمولی نیستی تو شگفت انگیزی
کیش
پس هیچ راه برگشتی وجود نداره؟
من هر راه ممکنی رو امتحان کردم مطمئن باش
من کلی وقت داشتم
...ولی اگه ما نمیتونیم از اینجا خارج بشیم
شاید یکی باشه که بتونه ما رو خارج کنه
ما" رو خارج کنه؟" میخوای دوباره همه رو منجمد کنم؟
کیش
چرا من رو منجمد نکردی؟
تا اول بازی رو تموم کنی
کیش و مات
آروم باش شوخی کردم
شطرنج بازی کردنت فرقی با یک پنگوئن نداره
ولی هنوز با تو بازی کردن رو به هیچ حریفی نداشتن ترجیح میدم
هی هستید؟ کسی اونجا هست؟
ملکه برفی تو هم تبلیغ رو دیدی؟
فکر نمیکردم رقابت انقدر سخت باشه
به من قول دادن بعد از اینکه از ورودی رد بشم به منصب جادوگر عظمی میرسم
اینا چه معنی داره الان؟
یک رقیب دیگه
به تو چی قول دادن؟
چقدر هوشمندانه
موفق باشید
دلت برامون تنگ نشه ، زود میایم
تشریف بیارید داخل
No comments yet. Be the first to leave one.