Las primeras 200 líneas.
.شش راهبه مردن هیچکس بیگناه نیست
تریسا رو ندیدی؟
امروز صبح؟ نه
این کار توئه؟
چطوری آخه؟ اجازه نداریم بیایم این بالا
اون نمیخواست به خاطر کاری که با پدرم کردی ازت متنفر باشم
برو پایین
این بچه کیه که
یکی برای پیدا کردنش شش نفر رو میکشه؟
من برای گابریل لاوارون کار میکردم
اوه. چه کاری؟ باغبونی؟
بیشتر شبیه سرخدمتکارش بودم
دوباره اسمت رو بگو
سموئل اسپید
اه
چقدر مسخره
مادرم دوستش داشت
بدون شک، یه فاحشه
شاید باید مادرم رو قاطی نکنیم
و روی خودم و خودت تمرکز کنیم
آره
،من و تو و این بچه
اونی که ظاهراً مال منه
این هیچ ربطی به اون نداره
.باشه خب، بگو ببینم
چی تورو توی لترو نگه داشته؟
له چی؟ - لترو -
،چاله، این مکان ،به اندازهی کافی اینجا بمونی
میفهمی که این اسم چقدر مناسبه
فقط با نگاه کردن از پنجره میتونم علتشو ببینم
همم
اما همهچی رو نمیبینی
منظور؟
...بعضیوقتا، زمانی که خورشید دور میشه
وقتی بالا قرار میگیری و پایین رو نگاه میکنی
رودخونه و خونهها همه رفتن، ناپدید شدن
یه روز وقتی بچه بودم، تاریکی انقدر غلیط بود
که با قایقم مستقیم رفتم روی آبشار
دلم برای اون قایق تنگ شده
هرروز توی رودخونه پارو میژدم
متوجهای چی میگم؟
نه واقعاً، اما برام سوال شد که چه روزی
دست از حرف زدن میکشی و گوش مدی
همم. من با استعاره صحبت میکنم
پس همهی اون حرفا دربارهی سایهها و آبشار
واقعاً دربارهی کودکی ناخوشته
...آه
شما آمریکاییها هیچی نمیفهمین
...یه زن فرانسی رو توی تخت فرانسوی بکن و
هرچی که لازم هست رو یاد میگیری
فکرنمیکنم حرف من و تو یکی باشه
البته که یکیه
پس یا واقعاً احمقی
یا داری سعی میکنی تحریکم کنی
که بازم واقعاً احمقانهست
یا فقط همون چیزی هستی که همه میگن
خوشتیپ؟ بیپروا؟
هرچی که هستی و هرچی که میخوای ،فکرکنم که هستی
،مست نیستی، خسته نیستی
و اصلاً جالب نیستی
پس میتونی این مسخرهبازی رو تموم کنی
و به چیزی که میگم گوش کنی
قول میدم سریع باشم تا بتونی به حالت عبوست برگردی
،و منم برگردم به ایالات
جایی که مردم به میوهی کوفتیشون کره نمیزنن
،تو فقط یه پلیس خصوصی آمریکایی هستی
که توی فرانسه هم، تقریباً همون اختیار قانونی رو
به عنوان موشگیر بهت میده
درمورد، این دو شغل یکین
آروم باش، قرار نیست بهت شلیک کنم
اون 500هزار فرانکه
500هزار؟
اون فرانک زیادیه - خیلیه -
باید باهاش چیکار کنم؟
برای خودت یه قایق جدید بخر
و پارو بزن و از اینجا گمشو برو
کجا برم؟
شنیدم نروژ احمقهای بیشتری لازم داره
من اینجا بزرگ شدم
هنوز خیلی به بزولس عشق دارم
متاسفانه، اون جوابی نداره
بقیه چی؟
همسایههایی که خیلی بهشون اهمیت میدم چی؟
اونا چی؟
اونا هم برام پاکت نامه میارن؟
نه، نمیارن
اینو به عنوان یه هدیه از طرف اعضای لیست کوچیکت درنظر بگیر
این کل چیزیه که قراره به دست بیاری
و اگه انتخاب کنم بمونم چی؟
ته اون چاله خیلی پایینه
به بیان استعاری گفتم
من مردی نیستم که تهدید بشم
،اگه فکرمیکنی دارم تهدیدت میکنم
پس هری کهک انگلیسی رو یادت داده
فرق بین تهدید و قول رو نمیدونسته
...لطفاً
نه، متشکرم" من رو به مادام لاوارون و"
همهی هویجها برسون
ن چیزی که حقمه رو میخوام و کمترش رو قبول نمیکنم
...فیلیپ
،من با بدتر از تو هم طرف بودم
با اختلاف زیاد
فقط میخوام اینو بدونی - همم -
توی پیدا کردن خونه ،برای اون دختر موفق باشی
آقای اسپید
سلام علیکم - علیکم سلام -
این زهیده
کجا این پسر رو پیدا ردی؟
اون بود که منو پیدا کرد
لباسهاش رو دیدی؟
...توی خیابون بوده
اینو بخور
،اره، اونا کثیفن اما کهنه نیستن. خیلی با کیفیتن
این مال خیابون نیست. از یه خونوادهی پولداره
اینجا چیکار میکنه؟
فکرکنم شنید که داشتم با بسم عربی حرف میزدم
و از بازار تا کلوپ دنبالم اومد
منظورم اینه که توی بزولس چیکار میکنه؟
نمیدونم
حرف نمیزنه. مخفی شده بود
از کی مخفی شده بود؟
نمیدونم
فقط میتونم ببینم که خیلی ترسیده
از چی ترسیده؟
لطفاً، بهش غذا بده
و چندتا لباس تیز هم بدین
عجله نکن
...میدونم، میدونم
نمیتونه اینجا بمونه
همهمون رو به خطر میندازه
،اگه این بچه مسئلهای داشته باشه مارو دیپورت میکنن
و اگه برگردیم، میمیریم
و شاید وضعیت اونم همین باشه
...شاید برای همین اینو داشته
ارتش فرانسه؟
باید با امام حرف بزنیم
بذاریم اون بچه رو ببره
یکم آب بخور
کجای کلمهی "نه" رو متوجه نمیشه؟
.همهجاشو
اما فکرمیکرد شاید اگه بیام و شخصاً بپرسم نظرت عوض میشه
و حالا اومدی
"و بازم میگم "نه
اصلاً نه
فقط یه ساعت
چرا باید بیام؟
داره میمیره
خوبه
نمیتونم بدون هیچ پیغامی برگردم
"بهش بگو گفتم "زودتر بمیر
جان پیر؟
چرا این قفله؟ - یه دقیقه وایسا -
ببخشید. عادت قدیمیه
هنوز به یه مکان خصوصی یا امن که راحت بخوابم عادت ندارم
داشتم چرت میزدم
فکرکنم موش داریم
توی انبار، یه تیکه نون، نصفه، روی زمین افتاده بود
تله میذارم
نه، تلهها ظالمانه هستن
قول میدم که موش کوچولوی شیرین رو با ملایمت خلاص کنم
بهشون شلیک میکنی؟
نه. توی لوپوی کار دارم
و برای اون اسلحه لازم داری؟
یه عادت قدیمی دیگه
...جان پیر - من قبلاً یه زندگی داشتم -
.میخوام اون زندگی برگرده انقدر بده؟
نه. منم میخوام
اون موقع، انقدر راز نداشتیم
فقط اسرار توی بزولس زنده میمونن
شاید وقت رفتن رسیده
نه
تو اینجا یه زندگی به پا کردی
این کلوپ. دوستات
دور کردن تو از پاریس یه اشتباه بود. خودم میدونم
هیچوقت اینجا بودن رو دوست نداشتی
بیا فقط بگیم وقتی که در رو قفل نمیکردی رو بیشتر دوست داشتم
تا شام برمیگردم
و میتونی برام آهنگ بخونی
سلام، آقای اسپید
نکتهی داستان اینه که
به خاطر رفتن از زندگیش متاسف نبود
براش به اندازهی کافی معقول به نظرمیرسید
،بالاخره، یه مرد تقریباً داشت توسط افتادن یه تیرآهن کشته میشد
که باعث شد دست بکشه و فکرکنه
معمولاً اولین چیزی که به ذهن میاد فراره
،اما سالها بعد، وقتی اونو با زن دومش دید
اون نتونست ببینه که اون فرد دقیقاً توی همون
زندگیای که این مرد ازش فرار کرده، آروم نشسته
و شرط میبندم اون بخش از داستان رو بیشتر از همه دوست داری
،مرد برای افتادن اونا آماده شد
،و زمانی که دیگه هیچکدومشون نیفتادن
برای نیفتادنشون آماده شد
برای یه آدم پولدار خیلی باهوشی
فکرکنم خوششانسم که توی بزولس
انقدر ساخت و ساز کمه
چون فکرکن چیزی که واقعاً داری بهم میگی
اینه که ممکنه، بدون اطلاع دادن، هرلحظهای ترکم کنی
دارم میگم که ممکنه
خب، پس یه چیز مشترک داریم
فقط اینکه، من مطمئنم که ترکت میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.