Las primeras 71 líneas.
پاریس، ۱۹۲۳ - من رِی «بازگشت به عقل» رو به صورت بداهه ساخت
اولین فیلم از چهار فیلمی که او خلق کرده بود
پاریس، ۲۰۲۳ - گروه اسکوئرل یک موسیقی نیمهبداهه برای فیلمهای من رِی اجرا کرد
بازگشت به عقل
چهار فیلم از من رِی
موسیقی از اسکوئرل
یک
ستارهی دریایی
شعری از روبر دسنوس
به روایتِ من رِی
دندونهای زنها
اشیایی هستن اونقدر دلربا
که آدم باید
اونها رو فقط
توی خواب ببینه
یا توی لحظهی عشق
الوداع
سی بل! سیبل؟
ما برای همیشه گم شدیم
در کویرِ تاریکیِ جاودان
چقدر زیباست اون
هر چی باشه
اگه گلها از شیشه بودن
اگه گلها از شیشه بودن
«زیبا، زیبا مثلِ
یک گلِ شیشهای»
«زیبا مثلِ
یک گلِ گوشتی»
باید مردهها رو کتک زد
تا وقتی که سردن
دیوارهای «لا سانته»
و اگه روی این زمین
زنی رو پیدا کردی که عشقش صادقانه است
«زیبا مثلِ
یک گلِ آتشین»
خورشید، یک پاش
توی رکابه
یک بلبل رو لونه میده
توی توری از جنس کرپ
خواب نمیبینی
«چقدر زیبا بود»
«چقدر زیباست»
زیبا
دو
اماک-باکیا
سینما-شعر
اثر من رِی
۱۹۲۶ پاریس
دلیلِ این زیادهروی
سه: بازگشت به عقل
چهار
رازهای قلعهی تاسها
تقدیم به ویکونتسِ نوآی
این تصاویر رو پیشکش میکنم
که هیچگاه نمیتونن
وسعتِ مهربونیِ او رو نشون بدن
و جذابیتش رو. من رِی
حکایتِ رسیدنِ دو مسافر
به سَنبرنارد
و اونچه که دیدن
توی ویرونههای یک قلعهی قدیمی
که بر فرازش
قلعهی دیگهای از زمانهی ما قد علم کرده
مسافرها
من رِی، ژ.آ. بویفارد
«یک پرتابِ تاس
هرگز احتمال رو از بین نخواهد برد.»
دور از اینجا، توی پاریس
«داریم میریم؟»
«نمیریم.»
«داریم میریم!»
No comments yet. Be the first to leave one.