Las primeras 200 líneas.
امروز ميخوام چند نکته رو به درباريان حاضر در اينجا يادآوري کنم
بايد به دقت گوش کنين و خوب تماشا کنين
و تمامش رو براي مردم در بيرون از قصر هم تعريف کنين
اول از همه
ملکه وارد ميشوند
اعليحضرت
لطفا اجازه بدين مطلبي را عرض کنم
اما من هنوز حرفهام تمام نشده
همتون ساکت بمونين
دوم اينکه
در اين 10 سال اخير، افرادي به طور مخفيانه منو از اوضاع و احوال گوريو مطلع ميکردن
امروز تصميم دارم از اين کمکشون قدرداني کنم
بذارين بيان داخل
من محافظ چويي يانگ و تمام افرادم .بنا به دستور اعليحضرت به حضور رسيديم
.تلاش شما قابل ستايشه
اعليحضرت امپراتور ، اين مرد عليه شما دسيسه چيده
!و امپراتور سابقُ به قتل رسونده
.بايد بدنش قطعه قطعه شده و بميره
دارين چي ميگين؟
ميخواي بگي که چويي يانگ ميخواسته به من خيانت کنه؟
يا امپراتور سابقُ که قصد داشته عليه من شورش کنه به قتل رسونده؟
.اعليحضرت
تمام فعاليتهاي انجام شده توسط فرمانده ي محافظين سلطنتي تا به اينجا .فرمان من بوده
پس يعني ميخواي بگي که خودم داشتم عليه خودم توطئه ميکردم؟
کسي که حتي با وجود سوتفاهمي که پيش اومده و به ، عنوان مجرم به زندان افتاده
تمام توطئه هايي که اطراف من اتفاق ميوفته .رو برام آشکار کرده
و عامل اين توطئه ها و دلايل کارشُ . مشخص کرده
کسي نبوده به جز فرمانده ي محافظين سلطنتي .چويي يانگ
.من ميخوام درجه ي شما رو بالا ببرم
.و به شما و افرادتون حقوق ويژه اي رو اعطا کنم
هيچ کس به جز شخص من .حق خلع سلاح محافظين سلطنتي رو نداره
تمامي افراد بايد به شما احترام گذاشته و .حقوق شما رو به رسميت بشناسند
...اين دستور
. توسط من، امپراتور گوريو، صادر شده
.همه فرمانبرداريم
.شب گذشته ، امپراتور به اقامتگاه ملکه اومدن
.و لباس دربار گوريو رو براي ايشون آوردن
خب، ملکه چه پاسخي به ايشون دادن؟
.ايشون در يوان متولد شده و بزرگ شدن
امکان نداشته بدون مقاوت لباسهاشونُ .تغيير بدن
.شنيدم که رابطه ي ملکه و امپاتور زياد نزديک نيست
.از همون يوان با هم دشمن بودن
.ايشون بلا فاصله لباس ها رو برداشتن
گفتي که خود امپراتور آخر شب لباسها رو براشون برده؟
.بله ، سرورم
و درست بلافاصله بعد از طلوع خورشيد .دستورشونُ براي چويي يانگ فرستادن
.دستور اپراتور براي محافظ چويي يانگ
.بلافاصله مطابق دستورات من عمل کنيد
!کاپيتان - .کاپيتان -
ديروز چويي يانگ از زندان فرار کرده .و به ملاقات امپراتور رفته
حالت چطوره؟ - حالتون چطوره؟ -
پس تمام اين نقشه ها ديشب طرح شده؟
...يک شبه
امپراتور از تمام جراتش براي درآوردن لباس دربار يوان . و جمع کردن محافظين سلطنتي استفاده کرده
...اين امپراتور جوان
. يک نفر از يوان به ملاقاتتون اومده چي بهش بگيم؟
امپراتوري که تحت حمايت دولت يوانه
. در مقابل درباريان لباسهاشو تغيير ميده
در حال حاضر فقط محافظين سلطنتي .طرفِ امپراتور هستن
.تمام درباريان طرف منن
.تک تکشون زير نظر خودمن
.فقط همين نيست .اويي سئون هم طرف شماست
.به فرستاده ي يوان بگين صبر کنه
مگه گوش به حرف مان که بخوايم بهشون بگيم ...صبر کنن
.هر کاري ميکنم تا از فرمانتون اطاعت کنن
بهشون بگو صبر کنن خيلي چيزا هست .که قراره منو سرگرم کنه
.بله سرورم
.کاپيتان
دارم به ملاقات امپراتور ميرم .همه ي محافظين آماده ي انجام وظيفه باشيد
.بسيار خب
.اول از همه بايد کاخُ پاکسازي کنيم
...به عبارت ديگه
.بايد تمام موشهاي اطرافتونُ به تله بندازيم
موشهاي زيادي در اين کاخ گوش به زنگ .ايستادن
.بايد اول از پاکسازي نزديکانتون شروع کنيد
جو ايل شين 10 ساله که در يوان .داره از من محافظت ميکنه
ميدونم حيلي حرف ميزنه ولي مدت زيادي .رو باهاش سپري کردم
مشاور ايل شين اين روزها مشغول کارهاي ديگه اي هستن.سرشون .خيلي شلوغه
داره سعي ميکنه بعضي از افراد ارتشُ .بکشه سمت خودش
تا حالا دو نفر از اعضاي ارتش بهش .ملحق شدن
ولي برخلاف محافظين اختصاصي گي چئول .سربازهاي ايل شين حرفه اي نيستن
تمام کارهايي که تا الان انجام داده .همين ها بودن
پول رشوه رو از کجا آورده؟
همين سوالا رو ميکنين که مردم فکر ميکنن همه ي .سربازا ، عقل ندارن
اولين کاري که بعد از ورود به گوريو انجام داده
.به دست گرفتن کنترل خزانه ي قصره
چطور اين همه اطلاعات دارين؟
...مردم ميگن
بانوي دربار چويي از هر چي که داخل کاخ ميگذره و سو لي بنگ از هر چيزي که خارج قصر ميگذره .باخبرن
سو لي بنگ؟ - .گروهي که شما به کمکشون نياز دارين -
.به زودي ميارمشون اينجا
فکر ميکني ميان؟
.به زورم شده باشه ميارمشون
...اولين اقدامتون
.کسب اطلاعات و بعد پيدا کردن افراد شايسته است
و براي محافظت از مردم به قدرت ارتش .نياز دارين
ولي براي انجام اين کارها .بايد پول داشته باشيد
.تمام ثروت کشور در دستان گي چئوله
يعني اگه ازش درخواست کنم بهم ميده؟
.اعليحضرت سوال کردن
.مطمئنا خير
.قدرت کافي هم براي دزدينش نداريم
ولي قبل از تمام اين کارها ميخوام .اويي سئونُ برگردونم
به نظرم اگر برش گردونم ميتونم وجهه مو جلوي ملکه و جلوي تو
.حفظ کنم
مگه نگفتين که با گي چئول شرطي بستين؟
.بله
هر کسي که بتونه در اين هفت روز قلب اويي سئونُ .به دست بياره ، اويي سئون متعلق به اونه
.پس من بايد ببينم دلش با کيه
چيه؟
که چي؟ - چي ميگي؟ -
.يه لحظه هم بهش فکر نکن
به چي فکر نکنم؟
خودت گفتي که من از تمام اتفاقات کاخ .باخبرم
شنيدم که اويي سئون با اون پاهاي .لختش ، تو روز روشن اومده سراغت
.نبايد اين قدر احمق باشي که گرفتارش بشي
چرا نه؟ - نميدوني؟ -
.چون اون زنيه که گي چئول دنبالشه
خب؟ - يعني ميخواي همچين زني رو به قلبت راه بدي؟ -
... نميخواد نگران من و - .نگران تو نيستم -
.نگرن اويي سئونم
هنوز گي چئولُ نشناختي؟
تو اين دنيا هيچ چيزي نيست که .نتونه بدست بياره
چرا؟ چون از شر هر چي که نتونه بدست بياره .خلاص ميشه
پس اگه ميخواي زندگيشو نجات بدي .حتي نگاهم نبايد بهش بکني
.يا حتي اسمشُ به زبون بياري
...يا حتي - .بس کن. اينجوري که ميگي نيست -
فقط به اين خاطره که من کسي بودم که از آسمان به اينجا آوردمش و بهش قول دادم که به سلامت .برميگردونمش
.که اينطور
.ميدونستم که هنوز به اون دختر فکر ميکني
.همون دختر يکه تو جئو گول دائه * همرات بود
.کسي که باعث شد 7 سال تمام به خواب بري
.براي راهنمايي بهش نياز داري .اونا هميشه در حال تغيير مکانن
.به هيچ عنوان نبايد دنبال من بياين - چرا؟ -
مطمئني که ميتوني فلوت بزني؟
چطوري اين کارُ کردي؟
.بهش ميگن حمله ي صوتي - حمله ي صوتي؟ -
يعني چي؟ - .من با استفاده از صدا ، مردمُ ميکشم -
بالاخره تونستم ياد بگيرم که امواج صدا رو .فقط به يک سمت بفرستم
پس اينجوري ميتونم فقط کسيو که .ميخوام بکشم
...صبر کن ببينم
زني که اينجاست ميتونه با استفاده از آتيش مردمُ بکشه؟
.تخصص اون حمله با آتشه
اگه کسي گرفتارمون بشه امکان نداره بتونه جون سالم به در ببره
.حتي با وجود داشتن انرژي دروني قوي
گرفتار؟
.بهم دستور دادن که امشب برم سراغش
منظورت از اون ، چويي يانگه؟
ازم خواستن که قبل از رفتن ازتون براي کشتن .يا نکشتنش اجازه بگيره
...يعني اگه من بگم نکشيش نميکشيش؟
.نه .کاملا برعکس
.اگه بگين نکشش، ميکشمش
.و اگه بگين بکشش، نميکشمش
منو مسخره کردين؟ .زده به سرت
...چي باعث شده که اين وقت شب بياين سراغم
چرا اومدين اينجا؟
اين وقت شب دارين سر به سرم ميذارين؟
مگه قاضي اي چيزي هستي؟ يا داريم بازي ميکنيم؟
مگه قراره با شمشير اسباب بازي آب بپاشم اين طرف و اون طرف؟
اين ديگه چه کاريه؟
اگه بگم بکشينش ، نميکشينش و اگه بگم نکشينش ، ميکشينش؟
لطفا درست به زبون کره اي برام توضيح بدين .تا بفهمم
.اويي سئون - .دارم گوش ميدم . بفرما -
.ميخواستم بدونم که آيا قلبتونُ به من سپردين يا نه
اگه قلبتون با من باشه ديگه نبايد .اهميتي به زنده يا مرده بودن ديگران بدين
براتون اهميت داره؟ - داري تهديدم ميکني؟ -
فقط يه سوال بود. فکر کردين تهديده؟
تصميم داشتم بهتون بگم که اگر در بدست .آوردن قلبتون موفق بودم ، اين لباسُ بپوشين
.خوب گوش کن
اون چويي يانگ کسيه که منو دزديده و . به اينجا آورده
.زندگيش به ميل من بستگي داره
حق نداري بهش آسيبي برسوني . اگه به خودت جرات بدي و چنين کاري بکني، خشم آسان ها رو فراميخونم و اون وقت .بايد تاوان کارتو بپردازي
.به اين ميگن تهديد
به چي فکر ميکنين؟
براي چي ميخواي بدوني؟
.شنيدم چند ساعته که اين جايين .نگرانتون شده بودم
چرا؟ فکر ميکني ميخوام فرار کنم؟
ميخواين فرار کنين؟
حالا که حرف به اينجا رسيد، بذار يه .سوالي ازت بپرسم
من گروگانتم؟ وقتي ميخواستم برم طرف در .سرو کله ي همه ي نگهبان ها پيدا شد ،
کجا ميخواين برين؟
من ازت سوال پرسيدم. بايد اول جواب .سوالمو بدي
سوالمو با سوال جواب ميدي؟ فکر کردي کار خيلي باحاله؟
باحال؟ - ...نميتونم جلوي استفاده از کلمات آسماني رو بگيرم -
بگذريم، ميتونم برم بيرون؟
.نه ، نميتونيد - .ميدونستم. تو قلب منو نميخواي -
چطور امکان داره بخواي قلب يه نفرُ به دست بياري ، ولي مثل گروگان باهاش رفتار کني؟
به نظر ميرسه اهل داد و ستد باشين، درسته؟
به زبون دنياي شما ميشه " معامله" ، درسته؟
ايجا رو ميشناسين؟
اين يه نقشه است؟
مگه نگفتين که قراره به زودي سلسله ي يوان - نابود بشه؟ ...اوه -
ميدونين کِي و چطور؟
ميتونيد بگيد که کدوم کشور قراره بر يوان غلبه کنه و چقدر گسترش پيدا ميکنه؟ ميتونيد رو نقشه نشونم بدين؟
اگه بهت بگم در ازاش برام چيکار ميکني؟
.من دارم به تغيير دنيا فکر ميکنم
قصد دارم با کمک شما که از آينده
.اطلاع دارين،دنياي خوبي بسازم
نظرتون چيه؟
.راستشو بخواي، نميدونم
No comments yet. Be the first to leave one.