Las primeras 200 líneas.
قسمت ششم
اینجا خوابیدی؟
با من چیکار کردی؟
هیچ کاری نکردم
واقعاً هیچ کاری باهاتون نکردم
فقط وقتی داشتم لباسها رو تا میکردم خوابم برد واقعاً هیچ کاری نکردم
فقط حقیقت رو بگو
دارم حقیقت رو میگم، هیچ کاری نکردم
راستشو بگو
نه... اونجوری که فکر می کنین نیست
حتی اگه 10 تا کامیون پر از مردهای مثل شما اینجا باشه، من اصلاً نگاهشون هم نمیکنم
منو چی فرض کردین؟؟
دوست داری اینجوری زندگی کنی؟
دوست داری اینجوری زندگی کنی؟
سه اصل ساخت و ساز ما عبارتند از ...آرامش، لذت
و خوشبختی اینها مفاهیم هتل ما هستند
برای اینکه همه مهمانان بتونن از تمام چشم انداز لذت ببرند ما هتل رو در قسمت های شرقی و غربی ساختیم
داخلش بزرگ و روشنه که این مدل تم اصلی طراحی داخلی اینجاست
امکانات جانبی این هتل بسیار لوکس و مد روز هستند
که شامل یک حوضچه ی ماهیگیری و امکاناتی برای فعالیت های مختلف دریایی هست
داخل هتل امکانات زیادی برای رفع بسیاری از نیازها تعبیه شده
تا مهمانان از هر نظر در رفاه باشند
شرکت ما امکانات زیادی رو آماده کرده
شامل 27 سوراخ گلف و یک چشمه آب گرم
همچنین یک مسیر پیاده روی در طبیعت
بقیه عوامل این مجموعه هم در حال پیشرفت و توسعه هستند
توسعه ی تسهیلات مجموعه هم در حال حاضر در حال پیشرفت هست
اگه وضعیت خاصی به وجود نیاد خرید زمین تا یک هفته ی آینده انجام میشه
برای کسی که خیلی به نظافت علاقمنده ...اینکه نتونه حمام کنه و ورزش کنه
خیلی آزار دهنده ست، درسته؟
تموم شد
خیلی ممنون
...خب... دکتر مین گی سو
دکتر هنوز خودش رو ملامت میکنه
...خب بهرحال، وقتی صدمه دیدین و اومدین اینجا
...خب
اون بهتون نگفت که همش تقصیر خودتون بود که دوست دخترتون مرد؟
اون همینجوریه، حرف همینجوری از دهنش میپره
حتی الان هم داره موهاش رو می کشه و خودش رو سرزنش میکنه
خب؟
...خب فکر کردم، اگه از نظر شما اشکالی نداره
قبل از اینکه برید، میتونین بهش بگین فراموشش کنه و اینجوری اون رو ببخشین
گفت از دیدن شما خجالت میکشه واسه همین الان تو دستشویی قایم شده
هی
...آه
خواهش میکنم این لطف رو در حق ما بکنید
اگه این ماجرا کش پیدا کنه، همه چیز بهم میریزه
...اگه تو یه مردی
باید تحمل عواقب حرفهایی که میزنی رو هم داشته باشی
علاوه بر این، تو که چیز اشتباهی نگفتی من باعث مرگ اون شدم، مگه نه؟
نمیتونم بیشتر از این نگهش دارم
نمیخوای بیای بیرون؟
اووممم... خب... سیفون خوب کار نمیکنه
فکر میکنم بهتره از دستشویی خانم ها که در بغلیه استفاده کنین
این خرابه
دونگ داری، صبحانه ت رو بخور
وقتشه غذا بخوری
دیشب هم چیزی نخوردی چت شده؟
واقعاً دونگ داری، میخوای گرسنگی بکشی؟
دونگ داری این همون غذاییه که دوست داری
زود بیا بیرون
زودباش دونگ داری، تو هم مثل آقای لی شدی؟ چرا همه چیز رو اینقدر سخت میکنی؟
دونگ داری همین الان بیا بیرون و غذا بخور
ترسیدی، آره؟
زود اینو بخور
مدرسه نمیری؟
الان میرم
الان ساعت چنده؟
خدای من، دیرت شد پوم
به حرفی که بهت زدم گوش ندادی؟
واقعاً میخوای تو زندگیت تسلیم بشی؟
نه
من تو زندگی تسلیم نمیشم
من میخواستم همون کاری که گفتین رو بکنم ولی مامانم بهم نگفت برم مدرسه
مادرت رو بهانه نکن تو باید خودت برای کارهات تصمیم بگیری، درسته؟
باید خودت زندگیت رو کنترل کنی
اینجوری دیر کردن اصلاً قابل قبول نیست
خوشت میاد اینجوری زندگی کنی؟
نه، خوشم نمیاد
عمو جون، ازم نا امید شدی؟
یه بار دیگه این کار رو بکن اونوقت ببیت بازم بهت غذا میدیم؟
چه بچه چه سگ، آخه اینجوری باید تربیتشون کنی؟
قول میدم، از افردا دیگه دیر نمیکنم
من رفتم مدرسه
پوم
باید کیفت رو ببری مدرسه
بعداً واسم بیارش
هی
الان به بچه ی من چی گفتین؟
نشنیدی چی گفتم؟
کری؟
به یه بچه 8 ساله چی چی میگفتین؟ که زندگیشو خراب میکنه؟
چی؟ تو زندگیش تسلیم میشه؟
اینقدر تقصیرها رو گردن دیگران ننداز یه کمی بیشتر تلاش کن تا بچه هات رو تربیت کنی مامان خانوم
به عنوان یه مادر، تو از خودت هم دفاع نمیکنی برای همینه که بچه ت هم اینطوریه، درسته؟
حرفات تموم شد؟
ضمناً باید سگ خونه رو هم دعوا کنی
چطور یه آدم میتونه به یه سگ التماس کنه که غذا بخوره؟
انسان راس زنجیره ی غذاییه، اینو میدونی؟
جوابی براش نداری، نه؟
من خیلی بخاطرت خجالت کشیدم
باید اونقدر شرمنده بشی که به درجه ی مردن برسی
میگم که... آقا
نون من رو تو تابه که توش کیمچی سرخ میکنی تست نکنیا
نون طعم اون رو میگیره
باید لباس ها و کفش هایی که فرستادم اونجا رو بپوشی
ساده نیا، یه مقدار آرایش کن
اینا مهمترین اصولی هستند که تو رو به طرف مقابل نشون میدن
یونگ شین
بله، همون کاری که گفتین میکنم
آره، شاید بهتر باشه خودم بفرستمت اونجا
مشکلی نیست، خودم میتونم برم
خودم میرم خانوم
حسابی به خودت بری بعد برو اونجا
دیر نکنی. و لطفاً این بار دیگه وجهه ی من رو خراب نکن
بله میفهمم
اینجا نشستی چیکار میکنی؟
میخواستم برم حموم
پس باید بهم میگفتی در رو برات باز بذارم
میتونیم باهم دوش بگیریم
چی؟
میخوای دوباره بیام تو و باهات دوش بگیرم؟
دوش نمیگیری؟
...چه بخوام دوش بگیرم و چه صورتمو بشورم
تو چرا مزاحم میشی؟ به تو ربطی نداره
...نمیخواستم مزاحم بشم
ولی تو من رو تحریک کردی و من فقط تو رو رد کردم
تو توی اتاق من خوابیدی
وقتی دوش میگرفتم، بیرون حموم سرگردون عقب و جلو میری
...نه... بخاطر اون
...خب
داری گریه میکنی؟
کی گریه میکنه؟
عجب آدم بدجنسی هستی
من یه مدت هی باهات کوتاه اومدم و تو هی بیشتر و بیشتر روت رو زیادی میکنی
خب اگه حقیقت نداره فقط بگو نه
منم واسه خودم یه معیارهایی دارم
اگه 100 تا مرد مثل تو لخت پیش من رژه برن من حتی بهشون نگاه هم نمیکنم
میدونی استارنداردهای من برای مردها چقدر بالاست؟
مادر پوم ظاهر خوبی داره، اگه لباس خوب بشه بهتر هم میشه
فکر نمیکنی این کاملاً اندازش باشه؟
مامان میگه اون دوست پسر داره و خیلی زود ازدواج میکنه
این میتونه بعنوان هدیه ی عروسی خیلی خوب باشه
کار بهتری نداری که انجام بدی؟
چی؟
چرا باید مزاحمش بشی؟
مگه باهاش صمیمی هستی؟
نه، فقط واسه اینه که اون دفعه کمکم کرد
این کار درست نیست؟
...اون تو اوج جوونیش مادر شده
هر روز به سختی کار میکنه و حتی فرصت این رو نداره که یه لباس خوب بپوشه
کی ازت خواسته براش دل بسوزونی؟
چرا براش دلسوزی میکنی؟
چرا میری و واسه خودت بهش ترحم میکنی؟
چرا اینقدر عصبانی شدی؟
چی شده؟ اصلاً شبیه خودت نیستی
این چیز رو.... خودت بپوش
این به خودت میاد
اینو خریدم تا قدرشناس بنظر برسم
کارت خوب پیش نمیره؟
فهمیدم
کاری رو میکنم که تو میگی
چه بوی خوبی داره
خودمم
قرار بود ما با هم بریم اونجا ولی شاید من یه کمی دیرتر بیام
تو زودتر برو و باهاشون ملاقات کن
سوک هیون
باید چیکار کنم؟ فکر کنم حامله هستم
در رو باز کن
الو؟
گوش میدم
ببخشید، بعداً باهات تماس میگیرم
سوک هیون، چیکار کنم؟
اه، دو سوپ، پدربزرگ الان خوابیده
حدوداً یه ساعت دیگه بیدار میشه
اون موقع لطفاً بیا اینجا و پیشش بمون
یه کم بعدش پوم از مدرسه برمیگرده
بعد پوم مراقبشه
آره، یه کاری دارم که باید انجام بدم واسه همین دارم میرم
ممنون
چرا داری تعقیبم میکنی؟
نکنه توهم زدی که شاهزاده ای؟
من فقط دارم میرم اونجایی که میخوام برم
تو صاحب جاده ای؟
قرار خواستگاریه؟
نمیتونی بدون مرد زندگی کنی؟
باید خیلی تشنه ی مردها باشی
خدای من، اینکارا خیلی سنتی شده تو این دوره داره واسه جلسه ی خواستگاری میره
میخوای یه جفت پیدا کنی و بعدش ازدواج کنی؟
واقعاً سنتیه
هی این مرد و اون مرد رو تحریک میکنی
حتی وقتی مردها حموم میکنن اونا رو دید میزنی
فکر کنم این همه ی کاریه که ازت برمیاد
به من علاقمندی؟
ازت پرسیدم ازم خوشت میاد پدربزرگ؟
اگه بگم آره چیکار میکنی؟
اگه بگم آره، واسه قرار خواستگاریت نمیری؟
بهت گفتم که استانداردهای بالایی دارم
من از خانواده ثروتمندی هستم
مادرم یه شرکت تجاری بزرگ داره
No comments yet. Be the first to leave one.