Las primeras 200 líneas.
،ما
دستور داريم گروه دوبي رُ از بين ببريم؛ با اين حال
.يه راه وجود داره تا اونا بتونن زنده بمونن
تو بايد بياي به ايل گوک هوا
...و
جلوي چشماي گايا بميري
اگه برنده بشي، من با دستور نابودي گروه دوبي مخالفت مي کنم
.و مسئوليت اعمالمو بر عهده مي گيرم
.ميام
پس صبر کن
.تا چهره ي واقعي منو ببيني
قسمت 8
اينجا چي کار مي کني؟
.برو بخواب
ايل گوک هوا
.چشمش به گروه دوبيِ ِ
.به خاطر منه
کي مي گه؟
مي خوام بدونم
.چه طوري مي شه در برابر شمشير پيروز شد
چيه؟
آقاي چوي پو سو اينجاست، درسته؟
بله؟
.مي گه مي خواد از اون آقا يه خبري بگيره
.اگه بهشون بگي بونگ سيک اومده، خودش مي دونه
.تشريف بيارين تو
.بيا بريم تو
حالتون خوبه؟
ممنونم، دوبي هنوزم همونجوريه؟
به خاطر ايل گوک عوضي، . خيلي مشکل پيدا کرديم
.به نظر مياد جور کردن مخارجُ حتي ارتباط برقرار کردن هم آسون نيست
.اوضاع همين جوري نمي مونه، صبر داشته باش
.بله
.جانگ ته... خيلي وقته نديدمت
آه راستي... برا چي مي خواستين منو ببينين؟
.يه خواهشي داريم
...جانگ ته، اين بچه، از من خواهش کرد که
لصفا به جانگ ته ياد بدين چه طور مي شه .با ضربه در برابر شمشير مبارزه کرده
من مي دونم که شما يه افسر محافظ
.برا امپراطوري کره بودين
.لطفا. ازتون خواهش مي کنم
.:.: fatima_ei:ترجمه و زيرنويس : فاطيما:.:.
.اول، چشم. دوم، پا. سوم، قلب. چهارم، قدرت
شمشير، اول از همه يک چشم تيز بين، دوم يک پاي تيز رو سوم يک قلب قدرتمند، و
.آخر از همه قدرت و مهارت داره
براي غلبه بر شمشير
بايد چشمشو فريب بدي، پاشو ببندي، بر قلبش سايه بندازي
.و قدرتشو تضعيف کني
يک شمشيرزن ماهر
.دير حمله مي کنه اما زود ضربه مي زنه
.اگه بدون اينکه فکر کني، حمله کني، حتما شکست مي خوري
وقتي مکث مي کني
.فکر کن بايد کدوم پاتو محور قرار بدي
يادت باشه
هيچ شمشيري تو دنيا نيست
.که قبل از پا ضربه بزنه
...آه
.ببخشيد، منظوري نداشتم
.مثل اينه که از فولاد ضربه خوردم
.يکي ديگه هم بود که همچين ضربه مشتي داشت
.ضربه اي که باعث شد تو همه ي تنم دردُ احساس کنم
!توِ ِ بي همه چيز
اوني که قراره باهاش مبارزه کني
.از من قويتره. درست مي گم
.شايد
مهم نيست کي مي خواد جلوتو بگيره
.تو بايد کار خودتو بکني
آره، بايد بکنم
معنيش اينه که تو مي خواي خودتو به کشتن بدي
وقتي مرگ داره بهت چشمک مي زنه
مبارزه با دشمني که از تو قويتر ِ .مرگ ُبه مرادش مي رسونه
...اما
.يکي بود که همچين وقتايي هم برنده مي شد
...اون
.پدرت بود
.برا يه آدمي که قرارِ ِ بميره، ديگه هيچي وجود نداره
.بايد زنده بموني
.بايد بخواي که زنده بموني و برنده بشي
.مادر
.اين چيزيِ ِ که چانگ آه برام گذاشته
صد بار خواستم بخونمش
.اما دندونام به هم مي خوردن و پشتم مي لرزيد
.حس مي کنم بايد همين طوري بمونه
اگه بخونمش
.حس مي کنم مثله اينه که همه ي وجودم فرو بريزه
.پس، مادر، تو برام نگهش دار
بعدها
.وقتي دوباره چانگ آه رو ديدم
.اون وقت مي خونمش
.تا هممون با لبخند همو ببينيم
.منو ببخش، مادر
اومدي؟
فردا چي کار داري؟
مي خوام برم آدامس و چاي اُجيما بخرم. آخه اين روزا خيلي طرفدار پيدا کرده، مردم خيلي سراغشو مي گيرن
فردا خبريه؟
.دو روز پيش دو ساعت، ديروز چهار ساعت، امروزم هشت ساعت
...نتونستم ساعتامو پر کنم، پس
.بيا همه ي فردا رو با هم باشيم
چيزي شده، آره؟
منظورت چيه؟
.چيزي نشده
اينقدر من گفتم بيا با هم بريم طلوع خورشيد يون گام پو رو با هم ببينيم، نيومدي
حتي نيومدي بريم با هم يه شيريني بخوريم .به فروشگاه ساتونگ هم که همه ميرن نيومدي
اون وقت حالا مي خواي که همه ي روزُ با هم باشيم؟
.اگه نمي خواي، باشه اشکال نداره
.دارم مي رم
.باشه
همه ي روز ُ
با هم باشيم
.باشه
.پياده شو، پياده شو
چرا؟
ديدي، آره؟
.اين طوري مي رونن
.سوار شو
هواتُ دارم
.خداجون، خدا جون، ولش نکنيا
.من پشت سرتم
ولش نکردي که؟ ولش نکنيا دارمش-
دارمش ولش نکردي که-
!اگه ولش کني، مردي، شين جانگ ته
.باشه
نگش داشتي؟ نگهش داشتم-
دارمش هنوز داري هلم مي دي؟-
.آره دارم هلت مي دم. ادامه بده
يه کم آروم هل نمي دي؟
!يا
.مي کشمت
نگهش نداشتي؟
چه طوره؟
.اون يکي رُ بدين
اين طوري؟
.دو تا پشمک لطفا
بخورش باشه-
.کثيف شد
بخورش نه-
.بخورش
برادر؟
چيه؟
.فکر کنم بايد يه مغازه بزنيم
.وقتي باربر بودم چند جا رُ پيدا کردم
.گروه دوبي هنوز بسته نشده
.دهنتو ببند و رشته تو بخور
.باشه
.داره مي رِ ايل گوک هوا
.دارِ با دستاي خودش قبر خودشو مي کنه
دارين چي کار مي کنين؟
.توضيح بده
چرا تو تو اين عکسي؟
.لطفا پسش بدين
.حرف بزن
.پسش بدين
مي دونين چي کار کردين؟
وقتي بفهمم تو با مادرم چه جور رابطه اي با هم داشتين . بيشتر احساس گناه مي کنم
.توضيح بده، سعي مي کنم درک کنم
.اين يه دستورِ
!حالا
!اين دستورُ
.نمي تونم انجام بدم
.شاهزاده
چيه؟
.شين جانگ ته اومدِ شما رُ ببينه
شين جانگ ته؟
.بيا تمومش کنيم. همه ي اين رابطه ي نحسُ
.برادر
اومدي؟
.بايد يه چيزي بگم
.برين بيرون
.گفتم برين بيرون
.دان دونگ هنوز ساکته دان دونگ، چين
.ايل گوک هوا، شين اويي جو رُ تصرف کرده
بعدش نوبته دان دونگِ
.مي دونم
.با اينکه فاصلش زيادِ
.شانگهايم ديگه امن نيست
.قدم هاي متواليَن که جاده رُ طي مي کنن
.بايد جلوشُ بگيري
تا وقتي من اينجام
.دان دونگ به سادگي تصرف نخواهد شد
شنيدم جانگ ته رُ ديدي؟
.از ديدنش حيرت کردم
.پدر و پسر مثل همن
.اون بچه يه زخم عميق داره
.اگه شرايطي پيش اومد که بتوني بهش کمک کني، ترديد نکن
وقتي اين کارُ بکني، کارت ُ به عنوان دِيني که به من داشتي در نظر مي گيرم
.بي معنيه
...شايد، من
.بيشتر به شين جانگ ته مديون باشم
.رئيس
.بايد يه ديقه بياين تو
.منُ ببخشين
.اشکالي نداره
فکر مي کني اين حقيقت داره؟
.گفت زخم گوشش ُ فراموش نکرده
.مطمئنا خود شين جانگ ته س
.مي رم بيرون سوپ برنج بخورم
.کانگ گه
بله؟
.حواست به مغازه باشه
مگه چي توشه که بايد حواسم بش باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.