Las primeras 200 líneas.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
تو یه نفس، اونور موجا،
اونور آسمون،
تا بالاخره به ساحل برسم.
نفس بکش.
نفس بگیر.
نفس بگیر.
اینجا سرزمین منه.
بهشت ما.
از همه پنهون.
اون نمیدونه ما اینجاییم.
بیا دیگه.
اون مثل موجا بالا پایین میره،
پشت سرت، منتظره که کشیده بشه.
بیا دیگه، بیارش.
بیا دیگه.
اینجا، من همه چیو سر جاش نگه میدارم.
همونجوری که خودم میخوام.
تو چجوری اومدی تو کشتی من؟
از کجا پیدات شد؟
از کجا اومدی؟
قلعهم محاصره شده.
داشت برعکس موجا حرکت میکرد…
و با همهشون میجنگید.
کجاست؟
کاری کرد بهش گوش بدن.
کجاست؟
کاری کرد بهش گوش بدن.
هیولای آبی بزرگ عصبانیه.
منتظره.
اونجاست! اونجا!
شبا سیاه میشه…
هیپنوتیزمت میکنه…
تا بهت نشون بده چی میخواد ببینی.
و گولِت میزنه که نزدیکتر بیای…
و نزدیکتر.
آتش نشانی های محلی
خودشونو برای موج گرما که قراره وسط هفتهی بعد به کشور برسه، آماده میکنن.
یه ملاقات بین نخست وزیر یونان
و رئیس جمهور ترکیه تایید شده.
نخست وزیر تایید میکنه که ده ها مهاجر غرق شدن،
وقتی یه قایق تو ساحل چپ کرد و احتمالا صدها نفر هنوز مفقود هستن…
لعنتی!
جانا.
یه لحظه صبر کن.
برادرت کجاست؟
برو برادرتو برای شام صدا کن.
برو.
وای!
یه استخون.
چه جور استخونی؟
نمیدونم.
واسه فروشه؟
اگه برای تو باشه.
وقتی یکی بخری، یه دونه دیگه مجانی میگیری.
برای من چی؟
نه! برای تو، مهمون مایی.
اوه، عالیه.
بیا تقسیم کنیم. بذار بشمارمشون.
نبیل، میتونی کمکم کنی؟
معمولا دیر نمیکنن.
- ولی اگه دیر کنن… - ما باید حرفشونو باور کنیم.
شاید فردا.
اگه پسرا دیر کنن، ما چیکار کنیم؟
یعنی چی؟ هی میگن دارن میان.
- جواب تلفن رو نمیدن. - میدن، دوباره امتحان کن.
هیس. نباید صداتونو بشنوه.
ولی نه! لعنتی!
شام حاضره. برو آدم رو صدا کن.
آدم نمیخواد بیاد.
جانا، بهت میگم، برو بیارش.
گوش نمیده.
آدم.
آدم!
آدم!
آدم!
آدم!
آدم!
آدم!
آدم!
اگه بابات تو رو در حال سیگار کشیدن ببینه، میکشتت.
بیا پیش ما بشین. یالا.
چیه، دلت برام تنگ شده بود؟
زبون درازی نکن.
بیاین غذا بخوریم.
یاسمین.
آدم، به اندازه کافی برات خوشمزه نیست؟
آره، خوشمزهست.
خیلی خوش طعمه.
انگار داریم بره شکم پر یا گوشت میخوریم
- یا منسف میخوریم. - آدم، بسه دیگه.
یه کم قدردان باش. از هیچی بهتره.
چی داری برامون میکشی؟
نگاه کن.
این ماییم و فانوس دریاییمون.
- فانوس دریایی… - اوهوم.
این چیه؟
یه چیزی که تو دریا دیدم.
الکی چیز نساز، جانا.
من چیزی رو الکی نساختم.
اون دیوونهست.
- بابا، راستی… - هوم.
…من آدم رو تو شنها خاک کردم و خودشو خیس کرد.
مگه نه؟
دروغ میگه. اصلا همچین چیزی اتفاق نیفتاده.
- افتاد. - نه، نیفتاد.
دیروز.
دیروز؟ کی دیروز؟
من براش یه خرچنگ کوچولو آوردم، از ترس خودشو خیس کرد.
- دروغ میگه. - شنها کاملا خیس شده بود.
خفه شو.
- ولی… - مامان، به آدم بگو دخالت نکنه.
و اصلا با تو حرف نمیزنم، دارم با مامان حرف میزنم.
غذاتو تموم کن، آدم.
چرا طوری رفتار میکنی انگار همه چی عادیه؟
ما وسط ناکجاآباد گیر کردیم.
ناکجاآباد.
ما هم میمیریم؟
مامان، این دیگه چه وضعیه؟
من ژنراتور رو چک میکنم.
بخور.
چرا با خواهرت بدرفتاری میکنی؟
اون فقط تو رو داره، آدم.
تقریبا تمومه.
یه شب دیگه.
جدی میگم.
آخرین شبه، آدم.
اگه ژنراتور کار میکنه، چراغها رو روشن کن تا ما رو ببینن.
بده به من.
هی، آدم…
بیا دیگه.
- بچهها خوششون میاد. - میخوای؟
- نه، نه، نه. - پاشو.
- کجا؟ - اونجا.
جانا.
بیا با هم روشنش کنیم؟
بیا ببینیم دستت چقدر از دست من بزرگتره.
اینقدر.
دستاتو اینجوری بذار.
امتحان کن.
سریعتر.
سریعتر.
همینه.
دختر خودمی.
بابا، چرا ما هر شب چراغ رو روشن میکنیم؟
تا اونایی که گم شدن بتونن راهشون رو تو تاریکی پیدا کنن.
ستارهی ما قشنگه، مگه نه؟
از ما محافظت میکنه؟
- هوم. - بیا، اینجوری انجامش بده.
برو بخواب.
"برو بخواب. وقت خوابه."
- چشماتو ببند، عزیزم. - دارم فکر میکنم.
اِ، نه.
بازی بسه دیگه. الان وقت خوابه.
نه!
به حرفم گوش کن.
هرچی زودتر بخوابی، فردا زودتر میاد.
نه.
- میخوام بازی کنم. - میخوای چیکار کنی؟
بازی کنم.
بازی کنم.
دیگه بازی بسه برای امروز.
- مامان! - جانا، بسه دیگه.
چشماتو ببند. بیا دیگه.
جانا.
شب بخیر، عزیزم.
شب بخیر.
یک، دو، سه.
ساکت
یه بار پدربزرگم بهم گفت شمردن تا ۱۰۰ کمکم میکنه که خوابم ببره.
خب تو ذهنت بشمار.
یک، دو، سه، چهار، پنج…
به خدا قسم، جانا، اگه به شمردن ادامه بدی…
میتونم پیش تو بخوابم؟
- نه. - هوم.
قبل از خواب به اون فکر میکنی؟
داره کار میکنه. داره کار میکنه.
- داره کار میکنه! داره کار میکنه! - چجوری داره کار میکنه؟
من از صبح دارم سعی میکنم راهش بندازم.
- داره کار میکنه! - داره کار میکنه؟
همهی درها برامون باز میشه.
دلم برات تنگ شده. دلم برات تنگ شده.
دلم برات تنگ شده.
دلت برام تنگ نشده؟
بچهها صدامونو میشنون. برو اونور.
کمک کن جمع کنیم. صبح زود بیدار میشیم.
بیا دیگه، عزیزم. بیا دیگه.
چی میخوای؟
بچهها بیدار نمیشن.
هوم؟
این چیه؟
نزدیک آب نرو. میکشتت تو خودش.
به حرف مامانت گوش کن.
وِر وِر وِر. امیدوارم بکشه.
میتونی سنگ پرت کنی؟
حالا. بیا دیگه.
- باشه عزیزم، باشه. - حالا، حالا، حالا.
دوستات کجان؟ نیومدن.
No comments yet. Be the first to leave one.