Las primeras 200 líneas.
دیگه گریه نکن
دلم برات تنگ شده بود
انقد دلم برات تنگ شده بود که داشتم ديوونه ميشدم
نمیدونم باید چیکار کنم
به هیچی فکر نکن
حالت خوب به نظر نمیرسه.بروداخل
کنار قهوه چی داری؟
اگه چیز گرم بخوری احساس بهتری داری
اینجا
نعنا میخوای یا رز ماری؟
بابونه بهتره.میتونی بخوابی
سنا
این خوب نیس.دوباره واسه اینکه یه مرد بزرگی مریض شدی
اینو بخور بخواب.بعدا حرف میزنیم
بخواب
امشب نمیتونم تنهات بذارم
وقتی خوابیدی میرم.بخواب
اگه به حرفم گوش نکنی مجبورم همه شبو اینجا باشم
مریض نشو
دال بونگو دیدی؟
باهاش بازی کنو برای وقتایی که از دست رفته باهاش بازی کن
معذرت میخوام،اونی
من عاشق اجوشیم
نمیتونم قلبمو عوض کنم
میتونی درکم کنی؟
میشه درکم کنی؟
متاسفم،اونی
بهتری؟
اره
خوبه
خوب خوابیدی؟
اره
قبل اینکه بری سرکار صبحونه بخور
میتونم ببینمت؟
امروز نه.باید برم یه جایی
باشه،پسر سفر خوبی داشته باشی
واو،این قراره بترکونه
فکر میکردم این افتضاحی که به بار اورده نابودش میکنه،واقعا غیر قابل پیش بینی بود
به خاطر مثبت اندیشیه
اونا در باره اهنگساز جدید کنجکاون
حواست باشه چیزی در باره سنا نگی
بد نیست اگه یه ذره دیگه براش تبلیغات کنیم
اون میتونه یه اهنگساز مشهور بشه
به توانایی اون بستگی داره
حواست باشه کارای سنا و شی وو رو مدیریت کنی تا اخبار منفی نباشه
همین طوری هم امروز حوادث زیادی داشتیم
حالا کجا میریم؟
برای تبلیغات
به خاطر همین ازت خواستم کفشاتو عوض کنی
تا تو تبلیغ بهتر به نظر بیای
یه دقیقه وقت داریم؟
نداریم پر شده
تا سه صبح
عصبانی ای؟
چرا عصبانی باشم؟
منو نمیبینی
من سرم خیلی شلوغه نمیتونم بیام ببینمت
خوبه.یه مدت خیلی ریلکس بودی
درسته
پس حتی اگه دلت برام تنگ شد تحمل کن
دخترایی که دوست پسراشون موفقن نباید به خاطر این جور چیزا عصبانی بشن
کی وقت داری؟ باید یه چیزی بهت بگم
یون سنا
بله؟
من این روزا به خاطر تو خیلی خوشحالم
و میخوام همین طوری بمونم
فقط واستا.همین که وقت استراحت شد میام پیشت
هیون ووک
بیا بریم غذا بخوریم,یه فیلم ببینیم,نوشیدنی بخوریم,بریم کلوپ و تو خونه ی من مست کنیم
من همشو رزو کردم
چرا بدون اینکه بپرسی این کارو کردی؟
قرار نبود بفرستمت خونه
چی؟
با خدمتکارت صحبت کردم چون خسته به نظر میرسیدی
من ازش خواستم تا یه شام خوب اماده کنه
در مورد دال بونگ شنیدم
اگه این طوری بری خونه بیشتر دپرس میشی بیا بریم
نه،من میرم خونه
چرا؟همه چی برنامه ریزی شده
معذرت،من باید برم یه جایی
من تو راه خونتم.میتونم ببینمت؟
جلو خونتم
پس همون جا بمون
میتونیم...
دوباره شروع کنیم؟
فکر نکنم بتونم بذارم بری
منم همین طور
برو داخل
تو اول برو
تو اول برو
مشکلی نیست.تو اول برو
قدم بزنیم؟
بستنی میخوای؟
بستنی؟سرده!!
شاید نون داغ..
باشه
پس بیا نون داغ بخوریم
من گیاهی شو میخوام- منم-
فقط یدونه مونده
لوبیا قرمزشو بخور.لوبیا قرمزش بهترینه
پس تو اونو بخور
تو نمیدونی چطوری قسمت کنی
تو پول داری درسته؟تو هنوز اون یه دلار قبلیو بهم ندادی
اون یه اشتباه بود
من یه عالمه پول دارم درسته؟ مشکلت چیه؟
اخ،کیف پولم!!
احتمالا تو ماشین جاش گذاشتم.یکی برام بخر
من پول ندارم
یکی برام بخر
بگو اه
هی!
من میخوام یکم کیک ماهی بخورم
این شبیه دال بونگه
دال بونگ صداش بزن
چقده؟
بیست دلار
بریم.من تا خونت میام
هر وقت ناراحت شدی به دال بونگ نگاه کن
به اندازه کافی سخن ور به نظر نمیاد
ممنون.بهت زنگ میزنم
خدافظ
من با تو اینجا احساس بهتری دارم
بیا .پولی که بدهکار بودم
هی!
بالاخره آوردیش
اون به من داد.کی خرج زندگی رو میداد؟
چرا پولتو بین ما دوتا تقسیم نمیکنی؟
فکر میکردم به خاطر هزینه های حمل و نقل بهت فشار اومده
فکر نکنم بتونم از اینجا برم
نمیری؟
هی،یون سنا!!
این دیگه زیادی نیست؟
چرا مگه تو کوزتی؟ این دفعه چندمته؟
واسه همین دارم سهممو میدم
...سنا،نکنه
تو برگشتی پیش صاحب خوشتیپه سگ؟
اره
چی داری میگی؟
شی وو چی پس؟؟؟
تحویل بسته
امضا کنین لطفا
چی شده؟تو راستی راستی اول بهم زنگ زدی
یه چیزی باید بهت بدم میخوام باهات حرفم بزنم
دوستم بهم گفت
تو،تو چینم ترکوندی حالا یه ستاره جهانی هستی
چرا اینقدر سختی؟
بیا تو
چی میخوای بگی؟
ناراحت کنندس؟
میخوای عشقتو ابراز کنی؟
این...
میخوام اعتراف کنم..
متاسفم
من نمیتونم احساساتتو قبول کنم
میدونم ادم خوبی هستی
اما...
فکر نکنم بتونیم بیشتر از دوست باشیم
من نمیخوام باهات دوست باشم
جوابم تغییر نمیکنه
تو خیلی ظالمی
تو این چند روز اخیر چی تغییر کرده؟
تو...
برگشتی پیش رئیس ووک؟
من مشکلی ندارم که خبر بهم زدنمون تو این ماه بیاد
نگران اون نباش
خوش حال بودم که تو اول زنگ زدی
...چه مناسبت بدی
برو..
دیگه نمیخوام بببینمت
درک میکنم
جان گو شین دوباره سرمایه گذاری کرد
حالا خطر برطرف شده
راحت شدم
تو قدرت ای ان ای رو بهشون نشون دادی فکر نکنم دیگه تا چند وقت مشکلی داشته باشیم
سو جائه یانگ باید این دفعه واقعا ترسیده باشه شنیدم داشت بهش التماس میکرد
این جوریه؟حرکاتشون یه ذره مشکوکه
همون روزی که ما فیاستور رو دیبوت میکنیم اونا هم میخوام یه خواننده معرفی کنن
فک کنم از عمده
فک کنم باید دیبوتمونو عقب بندازیم
کی با سو این مذاکره میکنه؟
لیدر تیم سانگ
الان رفته پیش سو این تا در مورد زمانش بحث کنن
بهش زنگ بزن بگو بی خیالش شه
ما مطمئن نیستیم؟بیا ادامه بدیم
باشه
تا حالا فقط بهمون حمله شده حالا نوبت ماس
باشه،دیگه چی؟
الو؟
بله،یون سنا صحبت میکنه
من رئیس کیم از کمپانی سوئیت هستم
من یه خواننده جدید دارم که اخر سال دیبوت میکنه
میتونی براش یه اهنگ بنویسی؟
من؟
اره،الانم چند تا اهنگ دارم
اره.باشه
پس این هفته میبینمتون
باشه
الان بهم از کمپانی سوئیت زنگ زدن ازم خواستن یه اهنگ بنویسم
نمیتونم بهت تبریک بگم اونا رقیبامونن
چرا بهم پیشنهاد نمیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.