Charmed

Charmed

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 4

Información de lanzamiento

Charmed S04E08 Black as Cole 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 8 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicado el: 2025-11-20
Descargas: 14
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

شیطانی که از کشتن جادوگرا خوشش میاد

خب، این که حدوداً همه صفحه‌های کتابو شامل میشه

یه سرنخ داریم. می‌دونیم که از خنجر تشریفاتی استفاده می‌کنه

این چه کمکی می‌کنه؟ خب، یعنی دست داره!

همین‌جوری ورق بزن

پس شنیدم تو و لئو دارید به بچه‌دار شدن فکر می‌کنید

اینو از کجا شنیدی؟

از فیبی

اوووه، نکنه یه قانون محرمانه خواهری رو زیر پا گذاشتم؟

نه، زیر پا نذاشتی. و نه، ما همچین فکری نداریم. واقعاً؟

نمی‌خوای؟ نمی‌خوام فضولی کنم، ولی خب اگه قراره خاله بشم و این حرفا...

خاله نمیشی، باشه؟

حداقل به این زودی‌ها نه. خیلی خطرناکه

دور و بر ما همیشه در خطر خواهد بود

لئو چی فکر می‌کنه؟

لئو فکر می‌کنه به اندازه کافی جادو این دور و برا هست

که بتونیم ازش محافظت کنیم

شاید حق با اونه

شاید هم نه. همین‌جوری ورق بزن

دارم ورق می‌زنم

می‌دونی، انگار بچه‌دار شدن به اندازه کافی سخت نیست

حتی بدون حمله شیاطین

اما اگه می‌خوای بدونی

راه‌هایی هست که قبل از اینکه واقعاً یه بچه داشته باشی، ببینی چطوره

عالیه. خب، دفعه بعد که از یه مغازه کرایه بچه رد شدی، یکی برای لئو بردار

شاید هم برداشتم

خب، چیزی پیدا کردی؟

آره. مکان شیطان رو پیدا کردم

با استفاده از ماده لزج قربانی آخری

و فیبی و کول دارن بررسیش می‌کنن

باشه، امیدوارم کارساز باشه

چون با دو تا جادوگر مرده، اونا اون بالا خیلی نگرانن

باشه، خب ما هم این پایین خیلی نگرانیم

هی، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

یه شیطان رده بالا که دوست داره با خنجر تشریفاتی جادوگرا رو بکشه

بعضی وقتا هم گلوله‌های انرژی

اسمش بلثازوره

فکر نمی‌کنم

چرا نه؟

خب، چون اون کوله توی فرم شیطانیش

می‌دونستی اون نیمه شیطانه

آره، ولی نمی‌دونستم می‌تونه به اون تبدیل بشه

الو؟

ما باتری و کِلِی هستیم ولی هیچ اثری از شیاطین نیست

باشه، دوباره براش اسکرای می‌کنم. با پیج حرف بزن

سلام فیبی

کول چطوره؟

این اواخر به شیطان تبدیل نشده؟ - چی؟

پیج!

باتری و کِلِی. اون هنوز اونجاست

پایپر میگه اون هنوز اونجاست

پایپر میگه اون هنوز یه جایی اینجاست

وایسا! نه، نمی‌تونم!

سه. دو. یک!

باید دیگه اینطوری همدیگرو نبینیم

با من ازدواج کن. چی؟

فکر نمی‌کنی باید در موردش حرف بزنیم؟

در مورد چی حرف بزنیم؟

وای، انگار شما دو تا یه طعمه حسابی گیر آوردید

آره، ولی متأسفانه اونی نیست که جادوگرا رو می‌کشه

از کجا می‌دونی؟

شیاطین رده بالا یه فرم انسانی دارن

و خون قرمز دارن، نه سبز

کجا میری؟ من اول میرم بالا دوش بگیرم

و بعدش میرم کتاب سایه‌ها رو چک کنم

می‌خوام این شیطانی رو که هستم شناسایی کنم، سعی کنم جواب پیدا کنم

حرف از سؤالات بی‌پاسخ شد...

یه شیطان فراری داریم، کول. وقت این حرفا رو نداریم

نباید براش وقت بذاریم؟ نه. الان نه

شماها دارید در مورد چی حرف می‌زنید؟ هیچی

هیچی

خواهش می‌کنم، کول، بیا فقط روی نابود کردن شیطان تمرکز کنیم

باشه. میرم ببینم چی می‌تونم پیدا کنم

عزیزم، شما دو تا با هم دعوا کردید؟

نه، فقط...

بی‌خیال

جادوگر.

تو نفر بعدی هستی

بله، می‌خواستم یه قتل وحشتناک رو گزارش بدم

یه زن جوان زیبا در کوچه پشت تئاتر کانون

هی، مدت زیادی طول می‌کشه؟

چی؟ کر شدی؟ من باید از تلفن استفاده کنم

صبر کن

لطفاً عجله کنید. قبل از اینکه کس دیگه ای آسیب ببینه

باشه، پس شیطانی که من و کول گیرش انداختیم یه شیطان لاشخور بود

ظاهراً، اون از بقایای قربانیان شیاطین دیگه تغذیه می‌کنه

قشنگه، نه؟

خب، این توضیح میده چرا ما تصادفی پیداش کردیم

قراره بهم بگی اون بیرون چی شد؟

خب، چیز زیادی برای گفتن نیست

منظورم اینه، شیطان از پشت پرید رومون، و ما...

منظورم اون نیست

بین تو و کول چی شد؟

اوه، آره، اون

دقیقاً مطمئن نیستم

ازم خواست باهاش ازدواج کنم

چی؟ چی کار کرد؟ واقعاً؟

کم و بیش

خب، چی گفتی؟ نمی‌دونستم چی بگم

زیادی غافلگیر شده بودم

یعنی با تمام قدرت پیش‌گویی‌م، هرگز این یکی رو پیش‌بینی نکرده بودم.

فکر نمی‌کنم یه جادوگر اجازه داشته باشه با یه اهریمن ازدواج کنه.

عزیزم، ما نمی‌تونیم یه اهریمن توی خونواده‌مون داشته باشیم.

پایپر، الان این کمترین چیزیه که نگرانشم.

خب، خودتو گول نزن.

اگه تصمیم بگیری این کارو بکنی...

منبع نگرانی‌های بزرگی میشه، مخصوصاً واسه اونا.

می‌دونی، من باید نگران نگرانی‌های خودم باشم.

من کُل رو دوست دارم.

خودت می‌دونی که دوست دارم.

ولی اهریمن بودنِ اون رو ول کن، من اصلاً هیچ‌وقت خودم رو از اون تیپ آدمایی نمی‌دیدم که ازدواج کنن.

می‌دونی، هیچ‌وقت چیزی نبوده که دربارش فانتزی داشته باشم.

اصلاً.

خب پس، می‌خوای بهش چی بگی؟

نمی‌دونم.

خب، باید یه چیزی بهش بگی.

چون یه سؤال مثل اون خودش از بین نمیره.

مطمئنی؟ آره، تقریباً مطمئنم.

هی. هی.

من...

میرم پایین.

نتونستم بفهمم اهریمن کیه.

ولی حداقل مظنون‌های همیشگی رو کنار گذاشتم.

هیچ ایده‌ای داری کی می‌تونه باشه؟

نه، فقط یه اهریمن سطح بالای دیگه که سعی می‌کنه واسه خودش اعتباری دست و پا کنه.

با کشتن جادوگرها تا رتبه‌ش بالاتر بره.

به هر حال، فکر کنم به گشتن ادامه میدم.

نه، کول، وایسا.

باید حرف بزنیم. باشه.

فقط سخته.

فقط منم.

باشه.

بذار یه سؤال ازت بپرسم.

وقتی تو...

می‌دونی، پیشنهاد ازدواج دادی...

منظورت واقعاً بود؟

یا اینکه تو اون لحظه داغیِ حرفا از دهنت پرید؟

خب، مگه فرقی هم می‌کنه؟

خب، آره، برای من مهمه.

تو اون لحظه داغیِ حرفا از دهنم پرید.

ولی این به این معنی نیست که وقتی گفتمش جدی نبودم، چون بودم.

و هنوز هم هستم.

کول.

فیبی، به حرفام گوش کن.

میدونم که پرسیدنش دیوانگی بود.

و میدونم با توجه به اینکه ما کی هستیم، هیچ منطقی نداره، ولی...

این نباید مهم باشه.

اگه بود، اصلاً از همون اول عاشق هم نمیشدیم.

دوستت دارم، فیبی.

و نمیدونم از اینجا به بعد کجا میریم.

ولی اینو میدونم که هر جا باشه...

میخوام با تو باشم.

این صدای گریه یه بچه است؟

تو گفتی یکی کرایه کنم. خب منم کردم.

خب، فکر نمی‌کردم بتونی.

از کجا گرفتیش؟

کلینیک. عالیه. برش گردون.

چی شده؟

پایپر و لئو می‌خواستن امتحان کنن که...

یه بچه داشته باشن، قبل از اینکه واقعاً یه بچه دار بشن.

پس منم واسشون یه بچه مکانیکی گرفتم.

ما همیشه تو کلاس‌های فرزندپروری از اینا استفاده می‌کنیم.

وای، چقدر طبیعی صدا میده. و چقدر رو مخه!

ببین، پِیج...

از فکرت ممنونم.

ولی ما دنبال یه اهریمنیم.

و آخرین چیزی که دلم می‌خواد اینه که از یه بچه ساختگی محافظت کنم.

اوه، واقعاً؟

ببین، غریزه‌ت این بود که نجاتش بدی.

غریزه من این بود که صداشو قطع کنم.

عروسک یه حسگر داره. اگه فقط بغلش کنی از گریه کردن وایمیسته.

ولی من نمی‌خوام.

بیا دیگه. فقط امتحانش کن.

اگه کار نکرد خودم برش می‌گردونم. قول میدم.

باشه، حالا فقط آروم تکونش بده.

فیبی!

من بلدم بچه رو چطوری بغل کنم. اصلاً بحث این نیست. ممنون.

فقط یه بار امتحان کن.

چی داری که از دست بدی؟

یه جادوگر دیگه کشته شده.

اوه، نه. پلیس جسدشو پیدا کرد...

پشت تئاتر کَنون.

باید بریم اونجا و ببینیم چی میتونیم پیدا کنیم.

باید تو راه به موریس زنگ بزنیم.

مطمئن بشیم که میتونه راهمون بده.

و نه، تو نمیتونی بیای.

ممکنه یکی تو رو از وقتی که خودتو به جای یه دادستان جا زدی بشناسه.

من دیگه نمیتونم هیچ جا برم.

تو یه اهریمن بودی و یه وکیل؟

اینجا باید یه جوک گذاشت.

از کجا گرفتیش؟

مال پِیجه. نه، مال توئه.

باید خودت یه فکری براش بکنی.

آره، بابا جون، خودت یه فکری براش بکن.

ببخشید؟

به من نگاه نکن.

نمیتونم قول بدم زیاد اینجا وقت داشته باشین.

قول بده که تو حاشیه بمونی.

قول میدیم.

خب، چی میدونیم؟

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left