Las primeras 200 líneas.
*اين فيلم الهام گرفته از يک داستانِ واقعي است*
.:.آهسته... آهسته.:.
فيلم باران با افتخار تقديم ميکند www . baranmovie . tv
گل عمو جون! اين گلها رو واسه خاله بخر
!فقط 25 روپيه ست !فقط 25 روپيه ست
!قربان! قربان
نه، نه، نه... بيخيال شو نيازي به عکس نداريم
قربان، فقط يه عکس - ول کن -
اين ديگه چه جورشه؟ ازدواج بدونِ طالع بيني، مگه ميشه؟
بله بله ميشه جناب
نه، نه، نه... ولمون کنين
مبارک باشه موزيک ميخواين؟
آره، حتماً... چقدر ميگيري؟ - صد روپيه -
پس شروع کنين - هي! شروع کنين! 1, 2, 3
سلام برادر، سلام خواهر - سلام -
امروز عروسيتونه؟ - بله -
مبارکه... مبارکه
اونو ميبينين؟
ازدواجشون رو من راه انداختم - که اينطور -
من بعنوانِ شاهد کار ميکنم
شما شاهد دارين؟ - نه -
براي اينکه ازدواجتون رو ثبت کنيد چهار تا شاهد ميخواين
دو نفر از طرفِ پسر و دو نفر از طرفِ دختر
اگه بخواين من ميتونم 200 روپيه بگيرم و برگه رو امضا کنم
نرخِ استانداردش همينه ميتونين از هر کسي بپرسين
به اون شخصي که داخله اسمم رو بگين : آنکوش وامدِو
کارِتون تو يه چشم بهم زدن راه مي افته
ترجمه: آزاده azadeh . mz1365 @ yahoo . com
بياين نزديکتر، آره... دستتون رو بذارين روي شونه اش، آهــا همينطوري
حالا به دوربين نگاه کنين
!خوبه! حالا لبخند بزنين
بيشتر... بيشتر
ارائه اي از گروهِ ترجمه ي فيلم باران
قربان، عقدشون کنيد ديگه مشکل چيه؟
يه نفر مخالفت کرده
بنابراين نميتونن ازدواج کنن
قربان، اگه شما بخوايد ميتونيد هر کاري انجام بدين
ببينيد، اونا مثلِ بچه هاي خودتونن
با کُلي اميد و آرزو اينجا اومدن
خواهش ميکنم يه کاريش بکنين
بهت گفته بودم که تا دو ماه ديگه ازدواج ميکنم
چي؟ باورت نميشه؟
نه، از دفترِ ثبتِ ازدواج زنگ ميزنم
مرسي ميريم گوآ... دو هفته
نه، بابلو يه هفته مرخصي گرفته
ولي من ميخوام اونجا حسابي کيف کنم
واسه چي اينهمه فکر ميکنين؟
من اون داخل اوضاع رو رديف ميکنم فقط وايسين و تماشا کنين
آقاي تيواري - بله -
يه فُرمِ ازدواج ميخوام
بهت ميدم
مبارک باشه... براي شما هم مبارک باشه آقا داداش، 200 روپيه ام؟
خيلي ممنون... خيلي ممنون
مبارک باشه آقا داداش چه زوجِ برازنده اي
واسه ي عروسيتون موزيک ميخواين؟
يه لحظه وايسين آقا داداش
لطفاً لبخند بزنين
هوي چوتو - بله -
يه چايي بيار
اين چايي رو بده به اون
دستت درد نکنه
هي چوتو... اينو بگير
آنکوش - بعداً ميام پيشت -
سلام خواهر، امروز عروسيتونه؟ مبارک باشه
شاهد دارين؟
ببينيد، براي ثبتِ ازدواجتون به 4 شاهد نياز دارين
دو نفر از طرفِ پسر و دو نفر هم از طرفِ دختر
اگه بخواين من ميتونم 200 روپيه بگيرم و اسناد رو امضا کنم
نرخِ استانداردش همينه ميتونين از هر کسي ميخواين بپرسين
داماد هنوز نيومده؟ بايد يه جايي گير کرده باشه
زود مياد دفترخونه حالا بازه
اينجا تا ساعت 5 بازه
اون بساطِ چايي رو ميبينين؟ ميتونين منو اونجا پيدا کنين
صدام کنين، باشه؟
مرسي
اينو با دقت تا جلسه ي بعدي نگهدارين
تيرَج راساريا، مگها جوشي
بله - بياين تو -
اون هنوز نيومده
وقتتون ساعت 11 بود اينطور نيست؟
منيش بهات، ايندراني سينگ
هنوز نيومده؟
شما اومدين شماره گرفتين اونوقت هيچ خبري از پسره نيست
خواهش ميکنم داداش يه لحظه صبر کنين
تمامِ روز رو نيومده فکر ميکني الان مياد؟
مياد
هيشور - بله -
اينو امضا کن - نه، وقت تموم شده -
آقاي هيشور... هنوز وقت هست
اِ، آبجي... هنوز اينجايين؟ - اون نيومد -
مياد، نگران نباشين
ولي بعنوانِ شاهد منو صدا کنينا
شب شده، برو خونه
شما هنوز اينجايين؟
نيومد؟
ببينيد، فکر ميکنم قضيه جديه بريد خونه
من از ناينيتال اومدم
ناينيتال؟ داماد چي؟
اونم همينطور - اونم همينطور؟ -
ببنيد، هنوز وقت هست سوار قطار بشيد و برگردين خونه
يه نامه نوشتم و گذاشتم خونه - نامه؟ -
اوووه... مثلِ تو فيلما
يه کاري کنين... بهش زنگ بزنين
از بعد از ظهر تا حالا دارم سعي ميکنم باهاش تماس بگيرم
موبايلش که در دسترس نيست
و وقتي با خونه شون تماس ميگيرم يه نفر ديگه گوشي رو برميداره
اونا صداتون رو ميشناسن مگه نه؟
هي آنکوش، همه چيز مرتبه؟ - آره -
شام خوردي؟ - خوردم، خوردم -
فکر نميکنم به اين زوديا بياد دارم ميام
ميشه لطفاً از طرفِ من بهش زنگ بزنين؟ - من؟ -
خواهش ميکنم
باشه
ميگم دوستشم، اسمش چيه؟ - تيرج -
تيرج
و شما؟ - مِگها -
مگها... بياين بريم
الو، سلام ميتونم با تيرج صحبت کنم؟
آنکوش... دوستش از دهلي
لاکناو؟... واسه چي؟
که اينطور... باشه
چي شده؟
بهتون ميگم
همه چيز مرتبه؟
بنويس به حساب - باشه -
بياين
اميدوارم کارِ خانم انجام شده باشه بعدش کارِ منم درست ميشه
اين پسره چطوريه؟
مطمئني دوستت داره؟
فقط با تو ميپريد؟
ببين، اون رفته لاکناو تا يه دختري رو واسه ازدواج ببينه
اون اينکارو نميکنه مياد
آها... باشه
هيچ قوم و خويشي تو اين شهر داري؟
پول داري؟ - نه -
پس کجا ميخواي بموني؟
ميشه... ميشه کمکم کني؟
خواهش ميکنم
خيلي خب... بذار يه کمي فکر کنم
جاش خيلي عاليه زولفي، يه کاري کن - بگو -
از طرفِ من از لاجو تشکر کن - باشه -
و از تو هم ممنونم
حالا ديگه مثلِ غريبه ها حرف ميزني
واسه همينه که ازت خوشم نمياد
از دوستت تشکر کن
نه! از دوستت تشکر کن
اينکه چيزي نيست ميتونم هر کاري واست بکنم
هر چي ميخواي فقط لب تر کن ميتونم حتي جونم رو هم برات فدا کنم
تو بهترين دوستمي
باشه، يه کم يواشتر حرف بزن زيرِ خونه ات وايساديم
!از اينجا گمشو! احمق حالا ديگه آدم مياري اينجا؟
برو گمشو فکر کردين خونه ي من چه جور جائيه؟
مامان، مامان... چيکار ميکني؟ ولش کن
چي داري ميگي مامان؟
آرومتر... چيکار داري ميکني؟
تو... تو که از موقعِ تولدت يتيم بودي
حالا تو هم همچين کاسبي هايي رو شروع کردي؟
دخترا رو فراري ميدي و توي خونه ي من جاشون ميدي؟
يه کم يواشتر خاله جون
احمق! راجع به خونه ي من چي فکر کردي؟
فکر کردي اينجا جاي خوش گذرونيته؟
خاله، مردمو تماشا نده
و تو... پوستتو ميکنم
...ديگه حق نداري حق نداري اينو ببيني
نه، مامان - آره -
...اون منو تهديد کرد
که اگه به دختره پناه ندم منو کتک ميزنه
کشيده هم بهم زد مامان
کشيده زدمت، احمق؟ زولفي حرومزاده، خيلي دروغگويي
ساکت شو بيشرف
يه نفر زنگ بزنه به پليس
آنکوش ميخواد اينجا کاسبي کنه
پسرِ منو هم تهديد ميکنه
!هي خيکي... ساکت شو
اينکه سکوت ميکنم يعني هر چي دلت ميخواد بگي؟
اگه يه کلمه ديگه حرف بزني ...به جونِ مادرم قسم ميخورم
يه سيليِ آبدار ميزنم تو گوشِت
و تو... بچه ننه
منو تو کوچه که ميبيني واي به حالت
لاجو، چمدون رو بده به من بيا بريم
اين خيکيه مغز نداره
اولش با تو مثلِ يه مردِ متشخص حرف زدم، مگه نه؟
دليل نميشه که هر چي دوست داري بارم کني
چيکار داري ميکني؟
!هي! بگيريدش! ولش نکنين
ازش نميگذرم - بيا -
فکر ميکنه اين دوست دخترمه
آخه دختري مثلِ اين ميتونه دوست دخترم باشه؟
خيکيِ کور !برو بيناييت رو چِک کن
وايسا... کجا داري فرار ميکني؟
آدماي بي فرهنگ
ديوونه بودم که آوردمت اينجا منو ببخش
ميتوني از لوله بالا بري؟
دخترا اجازه ندارن بيان خونه ي من
ولي اگه بتوني از يه لوله ي 3 طبقه اي ...بالا بري
همه چيز حل ميشه
من از پايين هُلِت ميدم
امروز چند شنبه بود؟
پنج شنبه - شبِ جمعه ست -
بيا
No comments yet. Be the first to leave one.