Heweliusz

Heweliusz

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Heweliusz S01E05 1080p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 H 264-NESTED
Comentario por NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2025-11-06
Descargas: 67
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ورشو - ۱۳ ژانویه ‫۲۲ ساعت قبل از ندای کمک

‫عزیزان شنونده، ‫میدونم امروز چهارشنبه‌ هست،

‫ولی شاید امروز بتونیم ‫یه کم واقعیتو بپیچونیم.

‫اگه همه‌مون این آهنگو گوش بدیم،

‫جمعه زودتر نمیرسه؟ ‫امتحان کنیم.

‫چی شد؟ مونیکا هنوز خوابه؟

‫آره، خوشبختانه.

‫یه شعبه ایکیا تو مالمو داره.

‫از اونجا براش گهواره میخرم.

‫کِی برمیگردی؟

‫زودتر از اونی که دلت بخواد.

‫به جای ول ‌گردی با ماچیوشیک کوچولو

‫باید به مامان و خواهرت برسی

‫اگه میخوای مرد باشی، مثل مردا رفتار کن.

‫باشه، یه کم ازش دور شو. ‫چایی برات ریختم.

‫- مرسی. ‫- خواهش میکنم.

‫تخم‌ مرغ نیمرو میخواید یا همزده؟

‫- همزده. ‫- نیمرو.

‫پس نیمرو میشه.

‫نمیدونم، ببینیم چی میشه.

‫بیا!

‫- دارم میام. ‫- آقا!

‫ساندویچات!

‫- امروز چندمه؟ ‫- ۱۳.

‫خوبه که جمعه نیست.

‫امروز اسکانیا میرونی ‫چون مال خودت تو تعمیرگاهه.

‫اوکیه؟

‫حتماً.

‫درست... اینم داریم.

‫خداحافظ.

‫مرسی.

‫صبح بخیر.

‫بالاخره رسیدی.

‫کشاورزا اعتصاب کردن.

‫بار چقدره؟

‫خیلی سنگینه.

‫بد شد!

‫آره، بار بزرگه.

‫خیلی بزرگ.

‫امروز چهارشنبه ۱۳ ژانویه هست، ‫ساعت الان ۸:۳۰.

‫از ساحل تا فارمیا و مازوریا،

‫بادهای خیلی شدید پیش‌ بینی میشه،

‫ممکنه تا ۱۲۰ کیلومتر در ساعت برسه.

‫بارون شدید با تگرگ میباره.

‫- دما هم... ‫- نگاه کن.

‫...بین ۲ تا ۵ درجه‌ست، ‫ولی باد هوا رو سردتر نشون میده.

‫بد شد!

‫خانم کاچکوفسکا،

‫شوهرتون زیاد به سوئد سفر میکرد؟

‫راستش، گاهی چهار بار در ماه میرفت.

‫استارگارد شچچینسکی

‫یعنی مسیر براش آشنا بود؟

‫راستش، تنها مسیری بود که روش کار میکرد.

‫چند بار با کشتی هِوِلویوش سفر کرده بود؟

‫دقیق نمیدونم، ‫ولی خیلی وقتا اتفاق می ‌افتاد.

‫چیزی توجهشو جلب کرده بود؟

‫شاید در مورد ترس ‌هاش چیزی گفته باشه.

‫چیزی نگرانش میکرد؟ ‫شاید چیزی دیده باشه؟

‫شوهرم سفر زمستونی دوست نداشت.

‫از طوفان میترسید.

‫- وقتی سوار هِوِلویوش بود؟ ‫- نه فقط اون موقع.

‫وقتی سوار هِوِلویوش بود چی؟

‫اون موقع هم.

‫کشتی کارکونوشی چی؟

‫ببخشید.

‫عذر میخوام، ولی این حرفا

‫هیچ ربطی به پرونده نداره اگه اجازه بدید.

‫فقط دارم نشون میدم

‫که آقای کاچکوفسکی کلاً ‫از عبور دریای بالتیک زمستون میترسید،

‫نه فقط سوار هِوِلویوش. ‫درست نمیگم خانم کاچکوفسکا؟

‫خب، برگردیم به اصل موضوع، موافقید؟

‫دوباره میپرسم. شوهرتون ‫چیزی در مورد کشتی هِوِلویوش گفت؟

‫شاید رفتار عجیب کاپیتان یا خدمه؟

‫نباید جوابو به شاهد پیشنهاد بدی.

‫لطفاً ساکت باش آقای بودجیچ.

‫میتونید بگید...

‫شوهرتون چیزی در مورد ‫کاپیتان آواشیویچ یا خدمه گفت؟

‫نمیفهمم چی میخواید بگید آقا.

‫این صحنه رو هم نمیفهمم یا چرا اینجام.

‫همه گولم زدن.

‫هیچکی بابت اتفاقی که افتاد عذرخواهی نکرد.

‫رفتم شوهرمو از شوینوآویشتچه بیارم

‫بعد از اینکه گفتن زنده مونده.

‫وقتی با پسرم رسیدم اونجا، ‫معلوم شد اشتباه بوده.

‫اشتباه بود، میفهمی؟

‫آدم وقتی شماره تلفن اشتباه میگیره ‫اشتباه میکنه،

‫نه وقتی نجات‌ یافته‌های ‫یه فاجعه رو مشخص میکنه.

‫میدونی وقتی فهمیدم چی کشیدم

‫وقتی رسیدم اونجا ‫تا یه غریبه کامل رو استقبال کنم؟

‫خانم، ما ناراحتیتون رو درک میکنیم...

‫و خیلی متأسفیم ‫بابت اون کوتاهی و سهل ‌انگاری.

‫ولی شاید هیچکدوم ‫اینا اتفاق نمی ‌افتاد

‫اگه هِوِلویوش منظم میبود و کاپیتان...

‫آقا...

‫آقا، بهتون اطمینان میدم که تو دلم ‫پر از خشم و ناراحتیه

‫نسبت به کاپیتان و خدمه،

‫ولی نمیتونم ببینم اینجا چی داره میگذره.

‫شاید زن ساده‌ای باشم، ‫ولی احمق نیستم.

‫کاملاً میفهمم چیکار میکنید آقا.

‫شما آدمای بزرگ و قدرتمندید، ‫ولی فقط به فکر منافع خودتونید.

‫من باید بدهی ‌های شوهرمو بدم!

‫خانم کاچکوفسکا، لطفاً آروم باشید و...

‫نه! لطفاً حرفمو قطع نکنید. ‫بذارید تموم کنم.

‫نمیدونم کی مقصره.

‫شاید کاپیتان یا یکی دیگه، ‫ولی یه چیز مطمئنه.

‫اینه که دولت شکست خورد،

‫دولتی که شما اینجا ‫نمایندش هستید آقا!

‫شکست خوردید! همه‌تون! ‫به اندازه کافی هوشیار نبودید!

‫بیوه‌ها و خانواده‌ ها قربانی‌ ها هستن ‫که تاوانشو میدن.

‫فقط امیدوارم...

‫همه‌مون رو تنها بذارن.

‫و این همه تموم بشه.

‫چون مطمئنم...

‫اینجا هیچ عدالتی محقق نمیشه.

‫هیچکی اینجا نمیخواد حقیقتو بدونه.

‫وقتی بهم دیکته کردن ‫شهادتی که باید بدم کاملاً فهمیدم.

‫کی بهت دیکته کرد؟

‫من فقط میخوام...

‫فقط میخوام بدونم شوهرم چی حس کرد...

‫وقتی داشت جون میداد.

‫به من و بچه‌ هامون فکر کرد؟

‫منظورت چیه که شهادت ‫باید دیکته ‌شده باشه؟

‫کاری به کارتون نباشه.

‫- متأسفم. ‫- شوهرت چی حمل میکرد؟

‫- سلاح و مهمات حمل میکرد؟ ‫- همه ساکت!

‫از همه میخوام ساکت بشن.

‫همه ساکت!

‫لطفاً... خانم‌ها و آقایون ساکت و آروم باشید!

‫خانم‌ها و آقایون ساکت و آروم باشید!

‫هیئت شاهد بعدی رو ‫به جایگاه دعوت میکنه.

‫ببخشید، یه سؤال اضافه دارم.

‫شوهرتون میدونست چی حمل میکنه؟

‫ازش دور شو!

‫آروم باش.

‫شما متخصص سم ‌شناسی هستین، درسته؟

‫درسته.

‫و محتویات معده

‫همه خدمه کشتی هِوِلویوش ‫که مردن رو تحلیل کردین، درسته؟

‫بله، بعضی‌ هاشون.

‫چیزی خاص توجهتون رو جلب کرد؟

‫در معده یکی آثار کمی الکل پیدا شد.

‫یعنی میشه منطقی فرض کرد

‫خدمه ممکنه مست بوده باشن؟

‫نمیتونم قطعی تأیید کنم...

‫ولی نمیتونم ردش کنم.

‫اگه نمیشه تأیید کرد، ‫نمیشه برای اتهام اینجوری استفاده کرد.

‫بهت اجازه حرف زدن ندادم وکیل.

‫گفتین آثار کمی الکل ‫در معده یکی پیدا شد.

‫اون کی بود دقیقاً؟

‫افسر سکشیپچینسکی.

‫- محاله! شوهرم از الکل متنفر بود! ‫- لطفاً آروم باش.

‫- این دروغ محضه! ‫- ساکت و آروم باشید!

‫- مرسی، دیگه سؤالی ندارم. ‫- مرسی.

‫- ببخشید، یه سؤال دارم. ‫- بفرما وکیل.

‫آیا آثار الکل

‫در جسد کاپیتان آواشیویچ ‫ بررسی شد؟

‫بله، حتماً.

‫نتیجه؟

‫هیچ اثری از الکل نبود.

‫دیگه سؤالی ندارم.

‫- مرسی، میتونی پایین بیای. ‫- مرسی.

‫حالا میخوایم شاهد...

‫سرگرد آرتور ویرنس رو دعوت کنیم.

‫از همه میخوام ساکت و آروم باشن.

‫لطفاً اسمتو بگو.

‫اسمم آرتور آنتونی ویرنس، ‫رتبه سرگرد.

‫تحقیق غرق کشتی یان هِوِلویوش رو ‫برای اطلاعات نظارت کردم.

‫یادآوری میکنم تحت سوگندی.

‫میتونم سؤال بپرسم قاضی؟

‫- بفرما. ‫- مرسی.

‫آقای ویرنس، چرا اطلاعات تحقیق کرد؟

‫به خاطر نوع بار بود؟

‫سؤالو نمیفهمم.

‫فرضیه خرابکاری و تروریسم رو به عنوان ‫علت احتمالی بررسی کردیم.

‫چی پیدا کردید؟

‫زود ردشون کردیم.

‫در تحقیق، حقایق جالب دیگه ‌ایی پیدا کردیم.

‫چه حقایقی؟

‫این پرونده پزشکی کاپیتان آندره آواشیویچ.

‫لطفاً این مدارک رو به دادگاه بدید.

‫مرسی.

‫سال گذشته، ‫کاپیتان تصادف شدیدی داشت.

‫برگه‌ های ترخیص بیمارستان اینجاست

‫میگه ممکنه نتونه ‫هیچ وسیله‌ای رانندگی کنه.

‫بعد از معاینه شوهرم ‫توسط متخصص اعصاب،

‫تأیید شد که میتونه ماشین برونه.

‫خب، تو پرونده دادگاه ثبت میشه ‫خانم آواشیویچ.

‫ولی نیاز به گزارش پزشکی داریم.

‫- گزارش پزشکی داری؟ ‫- پیش کوباراست.

‫برای شما سرگرد، ادامه بدید.

‫مرسی.

‫کاپیتان تنها کسی نبود ‫که مشکل سلامتی داشت

‫که روی مهارت‌های دریانوردیش ‫تأثیر زیادی بذاره

‫و توانایی کلی ارزیابی شرایط تو دریا.

‫یکی از افسرا، والدمار سکشیپچینسکی،

‫کمی قبل از فاجعه

Heweliusz subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left