Las primeras 200 líneas.
ترجمه وزیرنویس-م.تاج الدینی مرداد1400
گاری کوپر و مادلین کارول
پلیس شمال غربی
موسیقی : ویکتوریانگ
فیلمنامه : آلن لمای- جس لاسکی - گرادنرسولیوان
تهیه کننده وکارگردان : سیسیل.ب.دومیل
شمال غربی کانادا
در اینجا اولین تاجران از دنیای قدیم
با سرخپوستهای دشت وجنگل ازدواج کردند
برای بوجودآوردن یک نژاد جدید : دورگه های کانادائی
در اینجا ، برای مدت دو قرن این شکارچیان و دامداران
برای خود قانون ومقررات بوجود آوردند
سپس نقشه برداران و خانه سازان به سمت غرب روانه شدند
آوردن قوانین زمین و دارایی
که تهدید می کرد برای همیشه
راه های رایگان مسیرهای وحشی پایان خواهد یافت
در سال 1885 ، این دورگه های ناراحت و خشمگین
تحت رهبری لوئیس ریل
علیه پیشبرد قانون ناخواسته قیام کردند
در آن ساعت ، یک مشت سوارکار سرسخت
با کت های قرمز با عنوان پلیس سوار شمال غربی
درمیان سرنوشت کانادا ایستادند
و شورشی که در آن سوی مرز آمریكا برافروخته شده بود
دریک مدرسه کوچک درمونتانا
به سلامتی قرمز ، سفید و آبی
بسلامتی قرمز ، سفید و آبی
بسلامتی قرمز ، سفید و آبی
آگاهی تو استبداد را می لرزاند
بسلامتی قرمز ، سفید و آبی
بسلامتی قرمز ، سفید و آبی
آگهی های تو استبداد را می لرزاند
بسلامتی قرمز ، سفید و آبی.
سوزی ، تو آخرین کلمات رو نخوندی
من ترسیدم ، آقای ریل
اون شکلش مثل دزدای بزرگه که عکسش تو کتابهاست
بچه های عزیز ، امرورمیخوام زودتر برگردین خونه
کلاس تموم شد خداحافظ آقای ریل
سوزی ، بیا اینجا
چیزی برای ترس وجود نداره اینا دوستای قدیمی کانادائی هستن
بچه رو بیرون کن ، وقتمون کمه
اجرای دستجمعی من فردا بهترآواز میخونم
تو فردا نباید اینجا باشی
پیامتو گرفتم دوروک بازگشت به کانادا یعنی مرگ
برای بعضی ها شاید اما برای ما نه
پانزده سال تبعید تورو عوض نکرده
توهم همینطور.. امیدوارم
کانادا عوض میشه دیگه جائی برای دورگه ها وجود نداره
قانون به روش قدیم اجرامیشه سفیدپوستها زمین هارو میدزدن
نقشه بردار به ما میگه که کجا باید زندگی کنیم
ما نامه های زیادی به دولت فرستادیم ولی اینقدرمشغولن که به حرف ما گوش نمیدن
دولت از سرخپوستها وسفیدپوستها حمایت میکنه
هیچ کس به فکردورگه ها نیست
دورگه ها هم از خودشون حفاظت نمیکنن
قراره باجاو بجنگه تو باید برگردی ، و ما رو هدایت کنی
در برابر سربازان ملکه؟ آره.
ما یه بار امتحان کردیم این بار فرق میکنه
سرخپوستها ها در شورای بزرگ هستند
شلوارسیاهها و کری ها بیشتر از آنچه تا حالا دیده شده
اگه بهشون بگیم با ما متحد شده ومی جنگن
من با کری همخون شدم همون خرس بزرگ
دولت سرخپوستها... چی؟ تو و من
و دوروک ، ما دولت تشکیل میدیم با سرخپوستها
ما سفیدپوستها رو از غرب کانادا بیرون میکنیم
یه دولت جدید تشکیل میدیم باتوچه هم پایتخت ما میشه
صدها نفر دورگه از رودخانه و جنگل میان اونجا
اونا هنوز منو قبول دارن؟ آره
میدونی اگه دوباره شکست بخوریم چه اتفاقی می افته؟
ما شکست نمی خوریم
کوربو چیزائی بدست آورده شما هرگز همچه اسلحه ای ندیدین
مثل طوفان همه چی رو نابود میکنه
به کوربو اعتماد کنید تا جدیدترین راه کشتار رو یادتون بده
اسلحه من هر دقیقه 1000گلوله شلیک میکنه غیرممکنه
یه اسلحه گتلینگ که نزدیک مرز دزدیدم
خون کلاه ترسوها
من میرم تنهایی بجنگم ، بیا دیگه
نه ، من هرگز اجازه نمیدم تو رهبرمردم من باشی
لوئی ، تومیتونی مثل یه قدیس اونارو رهبری کنی
قصد من فقط تجارت ویسکیه و بدستش میارم
یا اینکه کمکی از سرخپوستها دریافت نمیکنی
من هیچ کمکی از یه تاجر ویسکی نمیخوام
...شما کوربو
لویی ، اگه کری و پاسیاه طرف ما نباشن
درمبارزه با کت قرمزها شکست میخوریم
و دورگه ها بدون لوئی نمی جنگن
پس شاید شما دونفر از همدیگه خوشتون نیاد
اماخیلی به هم احتیاج دارین
خون مثل آب جاری میشه
خون؟ خیلی متوجهش نمیشی چون پلیس سوار قرمز میپوشه
به نظرمیرسه معامله ای در باتوچه درجریانه
دردسر ،چشماتو خوب بازکن و جلد تپانچه روبسته نگه دار
به چپ چپ خبردار
دست فنگ
سرباز ، چرا فرمان رو اجرا نمیکنی؟
من میرم خونه
دوروک ، اون داره میره
هی ، براچی میخوای بری؟
به چپ چپ ، به راست راست عقب گرد
هی ، داره بهت دستورمیده من برمیگردم
بری خونه؟ برگرد سرجات
همه شما باید از دستور اطاعت کنید
بیا اینجا کت قرمزها
جانی پولنگ ، افرادو مرخص کن اون کاغذ رو بگیر
پسر خوب اسلحه هاروی شانه
کت قرمزها دارن میان ، مارو مرخص میکنی؟ برو کنار اما اینجارو ترک نکن
فکرمیکنی حق با بازرس بود ریل برگشته؟
بازرس همیشه حق داره
قلعه 20 مایل دورتره
اون اسلحه هارو از کجا آوردن؟ ازسانتا کلوز
پلیس ، سریع بپوشون
سلام ، فردی مونتس
سبد ناهارت خیلی سنگینه
فقط یه هدیه برای همسرم
مراقب باش بیوه نشه
مرد شجاع ، کادوی فشنگ برای همسرش چه بسته بندی خوبی
درتمام راهها تا پارس نیپ مردای زیادی وجودداره که شغلشون تجارته
امشب تو فورت کارلتون همون جای همیشگی
رونی
بهت گفتم اون ضعیفه رو فراموش کن ، اون سمه
اما جیم... هرگز به یه سرخپوست چشم آبی اعتماد نکن
خودشه ، گرگ پیر
برو بیمارستان و خواهرتو صدا کن همونجا بمون تا بیام
سعی کن افقی روی برانکاردنیای حواستوجمع کن
سلام جیم سلام دن ، همتون جمع شدین
بله بسیاری ازدوستان
لویی ریل هنوز اینجاست؟ اون بهترین دوست ماست
بهتره بهش توصیه کنی آهسته حرکت کنه
پانزده ساله که آهسته پیش رفتیم از حالا سریع حرکت میکنیم
ما 24 ساعت به شما فرصت میدیم
روی این کاغذ خواسته هامون نوشته شده
اگه دولت شما موافقت نکنه خودمون دولت جدید تشکیل میدیم
دارید اشتباه میکنید
قانون الان در شمال غربیه پس رفیق ما اینه
شما نمیتونید با کل امپراتوری انگلیس مبارزه کنید
فقط پنجاه تا پلیس سوار و در کل کانادا500تا
ماهزاران هزار دورگه داریم
خرس بزرگ و پای کلاغ ده هزار نفر جنگجودارن
سرخپوستها از ریل پیروی نمیکنن
شاید از جک کوربی پیروی کنن
اگه اون قاتل رو برگردونین اونچه که لیاقت شماست به سرتون میاد
تویه گرگ پیر بزرگ هستی ، دوروک
من از دیدن اینکه به اون گرگ صحرائی آویزان هستی متنفرم
فقط24 ساعت جیم ، باید جواب بدین جوابت رو میگیری
اگه هنوز سیم های اوتاوا قطع نشده باشن
سیم ها ، بلندخواهندبود فقط 24 ساعت
سعی کن دور گردنت پیچیده نشه
فکر می کنی کوربو نمیاد ؟ اگه بوی خون بشنوه حتماً میاد
ممکنه خیلی سریع بوی خون بشنوه
خون شما
بکشینش پائین ما میخوایم بجنگیم
اگه کوربو رو بخوایم حتماً بدستش میاریم
کت قرمز که خیلی آسونه
اگه ریل رو بخوایم اونم بدست میاریم
مگه جیم ازت نخواست اینجا بمونی؟ بله اما...
اون افسارو ول کن
آروم حیوون دست از اون افسار بردار
خپله پسره یه پسر چاق
نمیخوای پسرتو ببینی؟
یه پسر آخ جون
از راه دور پسرم میخواد منو ببینه
خوش به حالش
تاد مک داف من یه پسردارم
خیلی خوبه
سلام ، تاد سلام جیم
ممنون که حواست به من بود اما خوشحالم که تیراندازی نکردی
به فکرش افتادم اما ترسیدم اتفاقی برات بیفته
اون خیلی کوچیکه از کجا مطمئنی پسره؟
رئیس سیاه این یه رئیسه
ببین جیم من یه پسردارم
آره خیلی قشنگه
باید این موضوع رو به همسرم بگم
سلام آوریل سلام
باید یه جغجغه براش بخرم
بچه یه ساعت پیش وارد این دنیا شد
پس توبایدبراش جغجغه میگرفتی توخودت به اندازه کافی جغجغه هستی
نیسکا تکونش نده اکاو ، آستین منو بزن بالا
من میزنم
چطورمیتونی پای شکسته یه بچه رو درمان کنی؟
و از یه کارت پستال کریسمس دوست داشتنی تر به نظر برسی؟
تو خودت مثل یه تابلو به نظز میرسی مثل یه تابلو قشنگ زمین گلف
بهتره همون قاب روبه یه آلبوم خانوادگی تبدیل کنیم
بریم اسبها را سیراب کنیم ، ما باید پیام دوروک رو از طریق سیم دریافت کنیم
درسته
وقتی به رونی نگاه کنی حتی موهاش هم جلب توجه میکنه
تو نژاد لوگان یه رگه مخالف وجودداره
ما فقط ذهن خودمون رو میشناسیم تو قلب خودت هم نمی شناسی؟
نمیخوام وارد این موضوع بشم چرا میخوای
پای تو کاملاخوب میشه درست مثل کمر گروهبان برت
حالابگم برنامه ماچیه؟ جیم
من به نوا اسکوشیا منتقل شدم
نوا اسکوشیا؟
همون جا که گله ماهیهای زیادی داره ، مگه نه؟
دستور دستوره همچنین درشعبه خدماتی من
نیسکا نباید اینو بخوری توشکمت تبدیل به سنگ میشه
مثل قلب شما
نفهمیدم جیم چرا هیچوقت درک نمیکنی
تا اینکه چیزی تورو به زانو دربیاره
مواظب باش گچی نشی
تو منودوست داری ببین؟
تو درخواست نمیکنی همش شعار میدی
خب ، تو منودوست داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.