Las primeras 200 líneas.
کارلا مارینو، رئیسه
بزرگترین خانواده مافیایی در غرب میانه
اگه یه بار دیگه نزدیک ملینا بشی
یا دخترش، خودم
شخصاً کاری میکنم که
این آخرین کاری باشه که تو زندگیت میکنی.
کارلا رئیس نکسوسه.
پسرمو کشتی.
کشتن من چیزی رو عوض نمیکنه.
من نمیکشمت، آلدن.
خیلی آسون میشه.
بیا.
نه!
پدرش با یک سیگ زاور ۹ میلیمتری شلیک شده.
اون از اسلحه خود پارکر علیه پدرش استفاده کرده؟
کجاست؟ اسم یه قایق به اسم کوئنتین رو برد.
در حال حاضر خارج از بالتیمور پهلو گرفته. کشتی قبلاً بندر رو ترک کرده.
یا پارکر یاد گرفته روی آب راه بره
یا همین الان روی اون کشتیه.
پارکر تنها با زنی که پدرش رو به قتل رسونده.
سرعت و مسیر ثابته. هیچ مکالمه رادیوییای نیست.
وقت پارکر داره تموم میشه.
اوه، لعنتی.
فرماندهی و کنترل داره واگذار میشه
به عملیات ویژه نیروی دریایی. نایب دریاسالار پارکر.
یانکی یک تایید شد. یانکی یک برای حمله آزاده.
یانکی دو برای حمله آزاده.
کوئنتین به عنوان تهدید تایید شده
برای امنیت ملی.
دستورات من واضحه.
غیرفعال کنید یا نابودش کنید
قبل از اینکه از آبهای آمریکا خارج بشه.
چی، میخوای منفجرش کنی؟
کارلا شاید رو اون کشتی باشه ولی برادرت هم روشه.
دریاسالار، خواهش میکنم. یانکی یک و دو.
شما مجاز به شلیک هستید.
شلیک.
تایید شد.
یانکی یک. تسلیحات آماده.
تایید شد. یانکی دو.
خدا به دادت برسه.
رئیس، اون... کار ما نبود.
چی؟
یانکی یک، دید رو از دست دادیم.
درخواست گزارش وضعیت پس از عملیات.
منفی. عملیاتی انجام نشد. هیچ تسلیحاتی شلیک نشد.
هدف به نظر میرسه... درونپاشی کرده.
درونپاشی؟ خودش؟
چقدر بده؟ میزان خسارت چقدره؟
یانکی یک، هدف رو در دید داری؟
مثبت. هدف منهدم شد.
تکرار میکنم، هدف منهدم شد.
پارکر.
عملیات نجات و بازیابی
از وقتی این شناور رو به اینجا آوردیم، بیوقفه ادامه داشته.
بررسیهای اولیه ردی از
مهمات تاکتیکی رو در کوئنتین تایید میکنه.
به نظر میرسه نقص فنی تسلیحات باعث انفجار خود به خودی مهمات شده.
این یه حادثه بوده.
بازماندهای هست؟
تا الان، فقط بقایای جزئی پیدا شده.
هیچکدوم به اندازه کافی سالم نیستن تا شناسایی بشن.
۱۲ خدمه طبق لیست.
بدون احتساب کارلا مارینو یا برادرم.
غواصها هنوز توی آبن.
فکر کنم هر دو مون شانسها رو میدونیم.
متاسفم.
اگه دنبال توضیح هستی، رئیس.
نه، من بهتر میدونم.
هر چی مقام بالاتر، تصمیمات سختتر.
انتخاب نبود. یه دستور بود.
این چیزیه که به خودمون میگیم.
باورم نمیشه این واقعیه.
واقعیه. وزارت دادگستری دیگه پرونده رو بسته.
کارلا مرده فرض میشه، همراه با هر کس دیگهای که رو اون کشتی بود.
هی، بچهها.
سلام، جیمی. اگه به یه جای امن نیاز داری، بیا پیش ما.
آره، ای کاش میتونستم. وزارت دادگستری شاید داره کارا رو
اینجا رو تعطیل میکنه ولی کار من تازه شروع شده.
نیروی دریایی داره همه بقایا رو برای شناسایی رسمی میفرسته.
این چیه، مراسم خاکسپاریه؟ بدنی نیست؟ هنوز امیدی هست.
اثباتی داری که پارکر هنوز زندهست؟
اوه، نه. من داده دارم و این بهتره.
تقریباً.
خب پس.
کشتی مثل کوئنتین همیشه یه قایق بادی سختبدنه با خودش داره.
یک قایق بادی سختبدنه.
حالا، یه انفجار به اون بزرگی؟ محدوده آوار
باید پر از تکههای (لاشه) باشه.
گزارش گارد ساحلی چیزی نشون نمیده.
دقیقاً. نه بدنه. نه لاستیک. حتی اثری نیست.
خب؟ خب، من یه درخواست جستجو دادم.
برای یه قایق بادی سختبدنه؟
چون این مثل پیدا کردن یه کایاک توی طوفانه.
هی، فکرهای مثبت باعث میشه پینگها سریعتر جواب بده.
اوه، گفتم که. حتماً داری شوخی میکنی.
یه قایق بادی سختبدنه متروکه پیدا شد.
در یک لنگرگاه خصوصی خارج از ویرجینیا بیچ.
شماره سریال یا علامتی داره؟
نه، اما به این نگاه کن.
این چیه؟ این شماره یه قایقه؟
نه، بیشتر شبیه یه نشونهست.
یه پیام.
مختصات؟ رمز؟
یه قانونه.
قانون گیبسه. گاهی اوقات اشتباه میکنی.
پارکر داره سعی میکنه یه چیزی بهمون بگه.
زندهست.
و نمیخواد کس دیگهای بدونه.
مرسی که رسوندی.
مطمئنی میخوای اینجا پیاده شی؟
هیچی این طرفا نیست.
دقیقاً.
خودت میدونی، رفیق.
الو؟
گیبس؟
بالاخره.
هرچی تا حالا در مورد غذای مایکروویوی گفته بودم، پس میگیرم.
شعله باز توی دستور پخت نبود.
داشتی به چی فکر میکردی؟
یعنی، اول ناپدید میشی.
از یه انفجار جون سالم به در میبری.
اجازه میدی همه فکر کنن مردی. واسه چی؟
"گاهی اوقات اشتباه میکنی."
پس قبول داری یواشکی سوار اون کشتی شدن ایده بدی بود؟
تیمت رو جا گذاشتی.
اگه من اون موقع سوار اون کشتی نمیشدم.
نقشه کارلا عملی میشد.
چه نقشهای؟
این یه تله بود.
اوه، لعنتی.
خودشه.
حرکت نکن!
کجا رفت؟
اوه، لعنتی.
به یه سکوی پرتاب پایینتر رسیدم، قایق RHIB رو پیدا کردم.
انفجار به نفعم شد. شاید یه هل کوچیک بهم داد.
گزارشها میگفتن نقص فنی تسلیحات بوده.
ولی تو میگی کشتی بمبگذاری شده بود؟
سیمکشی شده بود که منفجر شه؟
قبل از اینکه از بندر خارج بشه، محکوم به نابودی بود.
کارلا همهش رو صحنهسازی کرد. پالتوی خز، چمدون.
اون زنی که سوار کشتی شد؟
یه بدل. فقط به اندازهای شبیه بود که کسی شک نکنه.
پس وقتی کشتی منفجر شد.
همه فرض کردن کارلا هم باهاش رفته.
چطور مطمئنی که کارلا بود؟
که مواد منفجره رو گذاشت؟ اون کلی دشمن داره.
این یه ترور نبود. خودش صحنهسازی کرد.
برای خودش یه پرونده پاک درست کرد.
داره برای یه چیز دیگه زمینهسازی میکنه. حسش میکنم.
حس درونی؟
خب، شنیدم اینجا هنوزم این حرفا ارزش داره.
اینجا آره، ولی اگه با این وضعیت وارد NCIS شی.
یه حس درونی و بدون مدرک.
واسه همینه که اومدی اینجا، درسته؟
که وقت بخری برای تحقیق؟
بدون دخالت. بدون بوروکراسی. بدون بالادستیها.
که کارو متوقف کنن.
و ونس هم نمیتونه یه مرده رو اخراج کنه.
ونس رو ولش کن.
اگه جای تو بودم، بیشتر نگران خواهرت بودم.
هریت؟ اونم درگیره؟
میشه اینطور گفت.
وای.
انقدر بده، ها؟
آره، پازل گوشتی ورژن ۲.۰.
هزار تکه و هیچ عکسی روی جعبه نیست.
ولی اینجا یه استخوان ران دارم.
مونث.
تقریباً هماندازه و همهیکل کارلا مارینو.
دقیقاً به نظریه پارکر کمک نمیکنه.
که کارلا هنوز زندهست.
ولی، هی، حداقل خودش هنوز سالمه.
فکر کردم داشتیم شوخیهای پازلی میکردیم.
نه، ظاهراً کاری که داریم میکنیم، اینه که بازم راز نگه داریم.
اول مرگ مامان پارکر.
حالا "مرگ" پارکر.
جس، من به درد این کارای پنهانکارانه نمیخورم.
تو خوبی. اینجا مخفی شدی.
هیچکس به جز من بهت دروغ نمیگه.
دریابد.
ام، دریابان. دریابان.
قربان.
دریابان پارکر.
ما هنوز داریم بقایای کوئینتین رو فهرستبرداری میکنیم.
هیچ هویت قطعی از کارلا مارینو نداریم.
من اینجا برای اون نیستم. اومدم درباره برادرم بپرسم.
برادرت، درسته.
ام، اینجا هست؟
نه، اینجا نیست. قطعاً نه.
ام، منظور دکتر پالمر.
اینه که هیچ چیز تایید نشده.
ما هیچکدوم از بقایا رو با برادرت تطبیق ندادیم.
درسته.
منظورم اون بود.
خب، من الان اون لحظه رو میخوام که، ام، عزاداری کنم.
پدرتون. درسته.
و برادرم.
اوه، قربان، نیازی نیست.
No comments yet. Be the first to leave one.