Charmed

Charmed

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Charmed S01E19 720p BluRay DD2 0 x264-NTb
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 19 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicado el: 2025-11-17
Descargas: 12
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

از چی اینقدر می‌ترسی پس؟

نمی‌ترسم

نه، نیستم. فقط مطمئن نیستم.

مطمئن نیستی از چی؟ جاش.

اون می‌خواد با پایپر اون حرفو بزنه. چه حرفی؟

سه تا قرار، هیچ رابطه‌ای نه. فقط یه جور حرف می‌تونه منظورش باشه. همون حرف.

رابطه محافظت‌شده، شریکای قبلی.

اصول همیشگی قراره. و رابطه یعنی وارد یه رابطه جدی شدن.

و مطمئن نیستی که می‌خوای یه زوج باشین.

خب، اینطور نیست که ازش خوشم نیاد.

پس مشکل یه زوج بودن چیه؟

خب، فکر می‌کردم من و لئو یه زوجیم. و بعد که وارد رابطه شدیم، اون رفت.

خب، به نظر میاد مردا تعریفشون از رابطه داشتن با زنا فرق داره.

فکر نمی‌کنم دلیل رفتن لئو این بوده باشه.

هی، پرو. هی، دی. چطوری؟

مهمونی چطوره؟ عالیه.

داریم «اسکوییش د اسکواش» بازی می‌کنیم. هیچ‌کس نتونسته بگیرتم.

کیک حاضره؟ آره، حدود پنج دقیقه دیگه.

عالیه. هی بچه‌ها، پنج دقیقه تا کیک!

ممنون که همه‌ی اینا رو آماده کردی، پایپر.

هیچ‌وقت نمی‌تونستم از پس هزینه‌هاش بربیام.

خب، دوستا برای چی هستن؟ تازه، می‌ارزه...

...فقط برای دیدن قیافه‌ی دیوید. اون یه پسر عالیه.

آره، می‌دونم.

شنبه تعطیلیم هم پرید. کلر بود.

باید یه چیزی رو تو حراجی قیمت‌گذاری کنم، پس باید برم. متاسفم.

بای. بای.

بای.

تقلب نکنید. ساکت!

تقلب کردی. این منصفانه نیست.

من باز می‌کنم.

کمک!

ولم کن!

کمک! دیوید، نه!

نه! کمک!

تنهام بذار!

کمک!

ولم کن!

کمکم کن!

کمک. ولم کن!

کمک!

ولم کن!

چی بهش گفتی؟ یه موجود دیدم...

...با چشمای چرخون دیوید رو برد. و اون چی گفت؟

فکر می‌کنی چی گفت؟ فکر کرد من دیوونه‌م.

آره، خب، معلوم شد دیوید اولین نفری نیست که برده میشه.

یه بازرس بهم گفت یه پسر دیگه دیروز ناپدید شده...

...دقیقاً تو همون نقطه.

یه اهریمن که بچه‌ها رو می‌دزده. بدتر از این هم میشه؟

آره. ظاهراً ۲۰ سال پیش هم اتفاق افتاده. همون پارک، دو تا بچه.

بچه‌ها رو پیدا کردن؟ نمی‌دونم.

می‌دونی، می‌تونستم نجاتش بدم. پرو، بیخیال.

نه، من فقط خیلی غافلگیر شدم و به دستم نگاه کردم و...

این اولین باری بود که قدرتو از طریق دستات هدایت کردی.

به خودت سخت نگیر.

قدرتت داره رشد می‌کنه. آره، فقط امیدوارم کسی منو ندیده باشه.

باشه، نیمه پر لیوان رو ببین.

دیگه لازم نیست چشاتو ریز کنی.

داشت اون خط‌های ریز دور چشمت می‌افتاد.

خب، دی حالش چطوره؟ خوب نیست.

اینکه نمی‌تونیم بهش بگیم ما کی هستیم و چطور می‌تونیم کمک کنیم، عذاب‌آوره.

آره، خب، هرچی زودتر به کتاب سایه‌ها برسیم...

...زودتر می‌تونیم دیوید رو به خونه برگردونیم.

یه اهریمن زال با چشمای چرخون. به نظرم یه فصل کامل تو کتابه.

یادم رفته بود از قیمت‌گذاری.

اشکالی نداره، تو برو. من و فیبی می‌تونیم تو کتاب نگاه کنیم...

...و اگه چیزی پیدا کردیم، زنگ می‌زنیم. مطمئنی؟

از این موبایل‌ها متنفر نیستی؟ همیشه از دسترس خارجن.

بهم زنگ بزن.

ولم کن!

کمک!

تنهام بذار!

کمک! کمکم کن!

ولم کن!

نمی‌بینم.

چرا نمی‌بینم؟

مامان؟

مامان!

هیچی.

زیر "چشمای چرخون" رو نگاه کردی؟

حدود یک ساعت پیش.

اهریمن‌های بی‌چشم پیدا کردم.

اهریمن‌های چهار چشم، چشمایی که پا درمیارن...

...اما چشمای چرخون نه.

چیزی پیدا کردی؟

چند تا بریده خبر درباره آدم‌ربایی‌های ۲۰ سال پیش پیدا کردم.

هر دو پسر رو از همون جایی برده بودن که دیوید رو بردن.

و یکی از اونا هیچ‌وقت دیگه دیده نشد.

آه، عالیه. ولی اون یکی پیدا شد.

همینجاست. اسمش برنت میلر بود.

ببین عزیزم، می‌دونم ناراحتی ولی این کمکی بهت نمیکنه.

این برای من نیست، برای دیه. براش یه بسته‌ی مراقبتی می‌برم.

ادامه بده. «برنت میلر پیدا شد...

...دو روز بعد از ربوده شدنش تو خیابونا پرسه می‌زد.

حالش خوب بود به جز اینکه...

...کور شده بود.»

کور؟ آره.

اون ادعا کرد که یه هیولای فاضلاب بیناییشو دزدیده. البته...

...مقامات باور داشتن که فقط یه انگل گرفته.

نمی‌تونیم به دی بگیم که پسرش ممکنه کور شده باشه.

خب، شاید اگه بتونم این یارو، برنت میلر رو تو وب پیدا کنم

شاید یه چیزی بدونه که به دردمون بخوره

امیدوارم راست بگی. پایپر، ما دیوید رو پیدا می‌کنیم

پرو حالیول؟ بله؟

سلام، اریک لومن از «بِی ویکلی» هستم. نشریه آلترناتیو

شاید اسم ما به گوشتون خورده؟ متاسفم

نه؟ خب، می‌خوره

امیدوار بودم بتونید برای داستانی که روش کار می‌کنم کمکم کنید

راجع به کسب و کار حراج؟ نه، در واقع راجع به جادو

جادو؟ چرا باید بیای پیش من؟ نمی‌دونم

شاید چون دیدمت دو نفر رو توی پارک معلق کردی

فقط با یه تکون دستت

این رو به عنوان "نظری ندارم" تلقی می‌کنم

خب، شما چی هستی در هر حال؟ یه جور دیوید کاپرفیلد...

لنس برتون؟

یه پدیده عجیب؟ نمی‌دونم چی می‌گی

ببین، پرو. دوستات بهت پرو میگن، درسته؟

می‌خوام که بری

خب، چیه مگه؟ بیخیال شو

از منابع پلیسم خواستم حسابت رو برسن

جالبه که چطور اسمت هی سر و کله‌ش پیدا میشه...

تو این همه پرونده قتل حل نشده، تو فکر نمی‌کنی؟

این چه ربطی به چیزی داره؟ شاید هیچی

اما اگه یه مقاله در موردش بنویسم، شاید یه چیزی به نظر برسه

رئیس‌تون مشترک روزنامه من هست؟ منو تهدید نکن

چی کار می‌خوای بکنی؟ می‌خوای منو پرت کنی به دیوار؟

بیخیال!

چه دست و پا چلفتی‌ام من

شرط می‌بندم کلی خویشتن‌داری کردی، ها؟ تا از قدرتات استفاده نکنی

واقعاً باعث افتخار شغلت هستی!

می‌دونی، اون بچه هم چیزی رو که من دیدم دید

پلیس بگیرتش، اون تمام مدارک تایید کننده‌ایه که لازم دارم

حراست! پرو، عاقل باش. با من همکاری کن

من این ماجرا رو بالاخره لو میدم. و وقتی لو دادم

می‌تونم یا کاری کنم مثل واندر وومن به نظر برسی

یا تجسم شیطان. اوکی؟

در موردش فکر کن

آقای میلر به زودی تشریف میارن

واو، چه منظره‌ای!

بوی اقیانوس میاد. و صدای ترافیک هم میاد

برنت میلر؟ این چیزیه که بهم میگن

سلام، من فیبی حالیول هستم. فیبی

اجازه بدید «هلمث» رو بهتون معرفی کنم

اون زیباست. اینجا هم همینطور

خب، فکر نمی‌کردی یه آدم نابینا بتونه اینقدر خوب زندگی کنه، ها؟

اوه، نه. نه، اصلاً منظورم این نبود

می‌دونم که نبود. نه، من نرم‌افزار برای نابینایان طراحی می‌کنم

زندگی باهام خوب بوده. خب، چطور می‌تونم کمکت کنم، فیبی؟

در واقع، می‌خواستم در موردِ

وقتی بچه بودی که ربوده شدی

متاسفم. من راحت نیستم...

من خیلی راحت نیستم در مورد اون صحبت کنم

می‌فهمم. اما من در موردش خیلی خوندم

گفتم، علاقه‌ای به صحبت در موردش ندارم

باشه، اما این فقط مربوط به من نیست... گفتم، نه!

آقای میلر، همه چیز خوبه؟

بله. لوسی، لطفاً این خانم رو تا دم در راهنمایی کن

خانم

نه، می‌دونی چیه؟ من نمیرم. دوباره داره اتفاق می‌افته

تو ۲۴ ساعت گذشته دو تا پسر بچه ربوده شدن

از همون پارکی که تو ربوده شدی

شاید توسط همون هیولاهایی که تو رو بردن

اشکالی نداره، لوسی

تو داستانم رو در مورد هیولاها باور می‌کنی؟

آره، باور می‌کنم. چرا

وقتی همه همیشه مسخره‌م کردن؟ شاید به خاطر اینه که

من هم سهم خودم رو از هیولاها دیدم و به هیچکس در موردشون نگفتم

چون نمی‌خواستم اونا هم منو مسخره کنن

آقای میلر، می‌دونم که نمی‌خواید اتفاقی که برای شما افتاد

برای این دو تا پسر بچه هم بیفته

لطفاً

دو تا بودن. منظورم اینه، موجودات واقعاً وحشتناکی بودن

اونا

منو کشوندن تو یه راه آب طوفان، به یه جور چهارراهی

منو نگه داشتن. یادمه جرقه‌های آبی می‌خورد به صورتم

چشمام احساس می‌کردم آتیش گرفته

و اون آخرین چیزی بود که دیدم

به نظرت چرا بیناییت رو گرفتن؟

نمی‌دونم

اما یادمه یه چیزی در مورد هاله می‌گفتن

بازم ممنون بابت بلیط‌ها

هاله‌ها، هاله‌ها. می‌دونم یه چیزی اینجا دیدم

اینهاشه، هاله‌ها. «گریم‌لاک‌ها»

"شیاطین زیرزمینی که از شهری به شهر دیگه پرسه می‌زنن

نیروهای قدرتمند خیر رو می‌کشن

با دیدن هاله‌های منحصر به فردی که اونا رو احاطه کرده."

"که این کار رو با دزدیدن بینایی بچه‌های بی‌گناه انجام میدن."

پس اونا مثل آدم‌کش‌های طرف تاریکی هستن

"بینایی دزدیده شده ۲۴ ساعت دوام میاره، اما فقط در صورتی که بچه‌ها زنده باشن."

یعنی کمتر از ۱۴ ساعت وقت داریم. "برای نابودی یک گریم‌لاک

ریشه «شیساندرا» رو جمع کنید... پایپر؟ فیبی؟

اوه اوه. من اون نگاه رو می‌شناسم. چی شده؟

یه خبرنگار دید من تو پارک از قدرت‌هام استفاده کردم

و داره تهدید می‌کنه که یه مقاله در موردش بنویسه

چی؟ مدرکی داره؟

فقط چیزی که دید. پس حرف تو در مقابل حرف اونه

فرقش اینه که حرف اون هر هفته به نیم میلیون خونه می‌رسه

هر اتفاقی دلیلی داره. شاید وقتشه که دنیا بدونه

پایپر، آشکار شدنِ رازمون فقط زندگیمون رو بدتر می‌کنه

ما نمی‌دونیم. حداقل من می‌تونستم به دی بگم چی کار داریم می‌کنیم

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left