Las primeras 200 líneas.
من يه خصوصيتي دارم که هنوزم نتونستم درستش کنم
... و اونم حسادته، براي همين- براي همين؟-
از همه افراد در اون ليست متنفر شدم و نميخوام هيچ کدومشون زنده بمونن
بخاطر سخنان گستاخانه اي که در مقابل امپراتور زده شد
يک وو دال چي* همين حالا ميتونه اين مرد رو بکُشه اعليحضرت
اگه من دستور بدم، اون بلافاصله شما رو ميکُشه عاليجناب دوک سئونگ
حتما وقتي تنهايي به اينجا اومدين انتظار يه همچين چيزي رو هم داشتين
يعني ميخواستين با گفتن اين سخنان تهاجمي در برابر من، خودتون رو قرباني کنين؟
فکر کردين بدون هيچ اقدام احتياطي، اين کارُ کردم؟
اقدام احتياطي؟
اولين اقدام احتياطيم، در محل اقامتگاه ملکه است
و دوميش هم مربوط ميشه به اويي سئون
شنيدم، اولين نفر در اون ليست همين الان به دست يه دزد کُشته شد
فکر کنم بعد از يک ساعت،دومين نفر در اون ليست .به دست همون سارق کشته بشه
خب؟ خب که چي؟
!خودتون ميدونيد بايد چه اقدامي انجام بدين
.ميرم صحت حرفاشو چک کنم
.لطفا تا اون موقع وقت تلف کنيد
. برو به اقامتگاه ملکه و به بانو چويي اطلاع بده
.بله
ميبخشيد، آدم مشکوکي اين اطراف نديدين؟
تو اويي سئونُ ميشناسي، درسته؟ - .بله -
ميدوني کجا رفته؟ ديديش؟
اون سه نفر کي ان ؟
براي همينه که از قانع کردن آدمها با حرف .زدن متنفرم
نميشه بکشمش؟
براي بار آخر ازت ميپرسم؟
...اگه جواب ندي
خب اگه بگم سه نفر از عزيزانم کيا هستن ، ميخواي چيکار کني؟
گي چئول بهم گفته بهم گفته که 3 نفر از عزيزترين اطرافيانتو بکشم
و همينجوري تربيتت کنم تا آروم و سربه راه بشي .ادامه بدم
تربيتم کني؟ - .آره ، روشش همينه -
اگه از کسي خوشش بياد ، اولين کاري که .ميکنه اينه که اطرافيانشو ميکشه
اينجوري خودش تبديل که به تنها کسي ميشه .که طرف ميتونه بهش تکيه کنه
... نکنه - نکنه که چي؟ -
کسي که به شاهزاده گيونگ چانگ زهر داده جناب دئوک سونگ بوده؟
.معلومه که خودش بوده
ولي در اصل چويي يانگ بوده که اون زهرُ به .خورد اون بچه داده
نميدونستي؟ . ميدونستي که
بگذريم، بايد اول کيو بکشم؟ .فقط اشاره کن
.هر کاري عشقته بکن - چي؟ -
.عمرا به اين سوالاي مسخره جواب بدم .هر کاري عشقتونه انجام بدين
پس تکليف اون بيمارت که دزديديمش چي ميشه؟
اگه بخواي برامون دردسر درست کني ، اون اولين .کسيه که ميميره
.خب بکشينش
.بکش کنار
.ميدونم که هنوز حق کشتن منو ندارين
تا وقتي قرار نباشه منو بکشين اصلا برام مهم نيست .که کيو ميخواين بکشين
... دو
...سه
...پنج - !اويي سئون -
!داره ميره
واقعا براش مهم نيست که اطرافيانشو بکشيم؟
ميخواي امتحانش کنم؟
شما بودين که اون بي گناها رو تو روز روشن کشتين؟
و اويي سئونُ دزديدين؟
!برين بگيريدش
.دست نگه دار .بس کن ديگه
کاپيتان ، همينا بودن که اون افراد بيگناهُ کشتن ...و اقدام به ربودن اويي سئون
ميخواين چيکار کنين؟ بجنگين يا برين؟
بايد چيکار کنيم؟ - .مبارزه ي طولاني اي خواهد شد -
.خب، فکر کنم به جوابي که ميخواستيم رسيديم
کسي که کنارته بايد نفر اول باشه ، درسته؟
.اون هميشه براي نجاتت به موقع ميرسه
.هر دفعه درست سر وقت،بدون اشتباه
.بعدا ميبينمت
ميخواين همينجوري بذارين برن، کاپيتان؟ - .تکون نخوريد -
.نميتونين از پسشون بر بياين
حالتون خوبه؟
تا درمانگاه سلطنتي همراهيشون کنين .و ازشون محافظت کنيد
... پس کاري که ازم ميخواين انجام بدم اينه که هيچ کاري نکنم؟
من يک امپراتورم ولي ازم ميخواين که مثل يک امپراتور رفتار نکنم؟
ميدونيد که چرا تحت فشار قرار گرفتين
و چرا قدرت من در مقابل شما ميدرخشه؟
.چون هنوز خواست ها و ترديد هاي زيادي در دلتون وجود داره
بدترين خواسته تون اينه که ميخواين .امپراتور خوبي باشين
.امپراتوري که مردم ميخوان
از همينه که خوشت نمياد؟
مردم به امپراتوري که دوستشون داشته باشه .نيازي ندارن
نيازي ندارن؟
...مردم
حتي وقتي از جون براي امنيتشون مايه بذاري هم .دست از شکايت برنميدارن
،پس تنها کاري که لازمه ، اينه که فريبشون بدي .بهشون فرمانروايي کني و شکمشونُ سير کني
همين که شکمشون سير بشه شروع ميکنن .به نافرماني
.پس بايد با احتياط بهشون غذا بدي
.ملکه در اقامتگاهشون در امنيت کامل به سر ميبرن
و اويي سئون هم در سلامت .به درمانگاه سلطنتي برگشتن
کسايي که گفت چي؟
.همون هايي اسمشون جزو ليسته
.پنج نفرشون در گائه کيونگ کشته شدن
و روي جسد هر کدومشون اين يادداشتُ .گذاشته بودن
Ji.
Gwa.
Pil.
Gae.
يعني اينکه وقتي فهميدي کارت اشتباهه .بايد جبرانش کني
.مفهون يادداشت همين بود
پنج نفرشون؟
به نظرم اين اخطار نه تنها در جائه کيونگ بلکه براي تمام گوريو کفايت ميکنه، مگه نه؟
يعني ميخواين بگين که الان ديگه کسي نمونده که بخواد از من حمايت کنه؟
يعني بايد افراد بيشتري رو بکشم؟
من قراره وسط ماه ( ماه کامل) در يک مراسم .سلطنتي شرکت کنم
در اون روز، مردم بهم ياد ميدن که .چطور ميتونم يک امپراتور پرهيزکار باشم
.شما هم بايد حضور داشته باشين
گفتين مردمتون اعليحضرت؟
...در گوريو
،آدمهايي هستند که از تهديد نميترسند
و لازمه به اندازه ي کافي سير بشن و .يک امپراتور خوب ميخوان که بهشون حکومت کنه
.بهت ثابت ميکنم
متوجه شدم، در ماه کامل حتما براي ديدن مردمي .که ازشون صحبت ميکنين خواهم اومد
.پس ، ميبينمتون
.کاپيتان
اعليحضرت، من حالم خوبه .شما بايد هر چه زودتر به اقامتگاه ملکه برين
از اين لحظه به بعد شما بايد در اقامتگاه .امپراتور ساکن بشين
.بانوي دربار چويي
تا زماني که خيالم بابت امنيت اينجا .راحت نشده ، ايشون بايد در اقامتگاه من بمونن
.امروز ، جناب دئوک سونگ به ديدنم اومده بود
.شنيدم
اون با پيش کشيدن زندگي شما .تهديدم کرد
.شنيدم
...خب
...خب - ... با هم -
.پيشتون ميمونم
.خوبه
.آروم حرکت کنيد، با فاصله
،قلبم
.نميدونستم که اينقدر درد گرفته
.نميدونم که تا کِي اين چشمها بايد از اشک سرخ باشه
.بهم گفته که 3 نفر از عزيزترين اطرافيانتو بکشم
و همينجوري تربيتت کنم تا آروم و سربه راه بشي .ادامه بدم
.فکر کنم کسي که کنارته نفر اول باشه
.اون هميشه مياد دنبالت
هر بار بدون اشتباه
.حس ميکنم دارم ميميرم
.گفتم ، دوستت دارم
.گفتم ، نرو
حالتون خوبه؟ - .بله خوبيم -
.راست ميگم
همه ميگن که فرمانده ي محافظين .سلطنتي خيلي قويه
.ميگن يک تنه 100 نفرُ حريفين
اين حرفا رو باور ميکني؟ - .خيلي ها به چشم خودشون ديدن -
.بايه ضربه ي شمشير ، در جا 3 نفرو ميکشين
همون شمشيره؟
همون شمشير معروفه؟
.گوش کن - .باشه -
اول ، نبايد به شمشيري که از خودت .نيست دست بزني
. معذرت ميخوام
دوم، اگه 100 نفر دشمن انتظارتو ميکشيدن .بايد فرار کني
چي؟
تو فقط بايد يه نفر که خودشو پشت سر اون صد نفر مخفي کرده بکشي، براي چي بجنگي؟
.اره . راست ميگي
گوشتون چطوره؟ - .خوبه -
.فقط براي معاينه ي افرادت اومده بودم
.هيچ کدومشون جراحت جدي نداشتن .همه حالشون خوبه
.بله ، ميدونم که حالشون خوبه
.ببخشيد
ميتونم باهاتون صحبت کنم؟
.اون پسري که در موردش صحبت کردين گفتين که قراره در آينده منو بکشه، درسته؟
.ولي فکر نکنم بتونه منو بکشه
.ميخوام درخواستي از امپراتور بکنم
.که اجازه بدن چند روزي رو از قصر به دور باشم
.اگه بهم اجازه بدن ، شما رو به دروازه ي آسمان ميبرم
مگه نگفتي که حتي اگرم بريم اونجا . معلوم نيست که دروازه باز باشه
.بله
در حال حاضر کارهاي زيادي هست که بايد براي امپراتور انجام بدي، مگه نه؟
.بله
ميخواي بگي که سر قولي که به من دادي هستي؟
...زندگي شما ، اينجا در خطره
به اين خاطره که من از آينده باخبرم؟
به اين خاطره که گي چئول منو ميخواد؟ - .اون هميشه آدمهاي بيشتر و بيشتري ميخواد -
پس بهتره تا افراد بيشتري از جريان شما .مطلع نشدن ، اينجا رو ترک کنيد
.ميخوام يه چيزي رو بدونم - .بفرماييد -
موقعي که ميخواستم از دست گي چئول فرار کنم ،و تو اون سرازيري ، سُر خوردم
تو بودي که منو گرفتي، درسته؟
تو بودي، مگه نه؟
،اگه موندن من کنار گي چئول خطري برام داشته باشه ميتوني باهاش مقابله کني،درسته؟
.بياي نجاتم بدي
.به خاطرقولي که بهتون دادم - به خاطر محافظت از من ميخواي برگردونيم؟ -
.بله
اگه با گي چئول مبارزه کني، ميتوني پيروز بشي؟
.احتمالا شکست ميخورم
، شکست در مبارزه ، تو اين دنيا يعني مرگ، درسته؟
.اگه در مبارزه شکست بخوري، ميميري
.باشه. بهم کمي وقت بده تا فکر کنم
...چرا
ديگه نميخندين؟
...به خاطر اينه که مقابل من هستين يا
ديگه نميخواين بخندين؟
حالا قراره با چويي يانگ چيکار کني؟
.ارزش اين پسر از 2 هزار سرباز هم بيشتره
.ولي نميتوني بدستش بياري
.فکر نکنم به اين راحتي ها بياد طرفت
.يه راه براي بدست آوردنش هست .به راحتي
چيه؟
.اگه امپراتورُ داشته باشم
.چويي يانگ يکي از افراد من ميشه
.محدوديتش همينه
بگذريم، فکر ميکنين بين اين افراد کي دلش ميخواد جزو طرفداران امپراتور بشه؟
...خب بين همه ي اين ها - .ولش کن -
هر اتفاقي که بيوفته ، بايد تمام افرادي که تو اين .مراسم شرکت ميکننُ بکشيم
No comments yet. Be the first to leave one.