Las primeras 200 líneas.
برو! برو! برو
هي، هي
هزار دلار... من هزار دلار برنده شدم
جدي؟
خوشحال باش
...هزار دلار داداش
تو اون رو نگه داشتي؟ من ديدم که نگهش داشتي
اون بليط قرعه کشي ارزش زيادي نداره، ميکي
داداش بيا يک بازي بزنيم
حوصله ندارم - بيخيال بابا -
چطوره بيس بال بازي کنيم؟
فايده انجام اين بازي چيه؟
اين يک نوع سرگرمي هست داداش
اين بازي بيس بال هست، ما عاشق بازي بيس بال هستيم، يادته؟
خوبه
...خيلي خب
خيلي پايين نزن، من بيضه بند نپوشيدم
هيچ شرت مخصوصي هم ندارم
توي امريکاي لاتين به بچه ها اجازه انجام چنين حرکتي از بازي رو نميدن
اونها حرکتي ديگه از بازي رو بهشون آموزش ميدن
خيلي راحت با استفاده از شونه ميشه اين حرکت رو انجام داد و موثر هم هست
بهترين ضربه تو همين بود؟
اصلا ضربه هاي خوبي رو نميزني
ميکي، يک ضربه خوب بزن
ميکي، يک ضربه خوب بزن
حالا شد يک چيزي
هي ميکي
ميخواي يخورده ماهيگيري کني؟
چي؟
ميخواي يخورده ماهيگيري کني؟
نه
خيلي خب
اين شايد حقه خوبي واسه ياد گرفتن باشه
فکر کنم من ياد گرفتم
جدي ميگي؟
اين کار آسوني نيست، ميکي
...احتياج به مهارت داره
...به تخصص
آره، تو آقاي ماهري هستي
آقاي متخصصي تشريف داري
تو خيلي هم توي کار لامصبت تخصص داري
بهرحال اينجا رو داشته باش
کنسرو ماهي، کنسرو ماهي، کنسرو ماهي و باز هم کنسرو ماهي
فهميدم چي ميگي
پس چرا آتيش روشن نميکني؟
اينها ديگه چرا اينجا هستن؟
تو که گفتي اونها به طرف چوب جذب نميشن
نه، من هيچوقت چنين حرفي نزدم
...بله! بله، تو گفتي - ...ميکي، من گفتم -
اونها کمتر به سمت چوب جذب ميشن
همونطوري که کمتر کسي از اونها به کره ماه ميرن
آروم باش
اونها مردن
پس چرا نميري قهوه درست کني؟
اوه، خداي من
بوي بد ميده؟
...اوق
...اوه
هي بني نگاه کن، سقف ماشين هم باز ميشه
بله و الان هم داره بارون مياد
ببندش، خداي من
هر چيزي جز اين راديو کوفتي بهتره
اون دختري که مدتي باهاش توي پيتزفيلد رابطه داشتم رو يادته؟
...نه
هي
اين رو داشته باش
ديدي؟
حالا اين رو نگاه کن
خيلي بزرگ هست
ميتونيم چند تا بالش و پتو اينجا بذاريم
مثل يک تخت خواب ميمونه
البته
...خب پس
پس بهتره بريم چند تا پتو بياريم
من ميدونم تو داري به چي فکر ميکني، ميکي
و جوابش هم نه هست
چي؟
تو ميخواي بموني
فقط واسه يک مدت کم
اصلا حرفش رو هم نزن
آخه چرا؟
واقعا لازمه به اين سوال جواب بدم؟
اما ما فقط هي داريم به رفتنمون ادامه ميديم داداش مقصد ما کجا هست؟
ما مقصد خاصي نداريم
ميکي، همين هم مهم هست
ما شخصيتي مثل کوسه داريم
کوسه ها واقعا سخت جون هستن، ميکي
اونها ميليون ها سال هست که منقرض نشدن
ميدوني چرا؟
چون هميشه به حرکت خودشون ادامه ميدن
اگه حرکتي نداشته باشن، ميميرن ما هم مثل اونها هستيم
ما مثل اونها نيستيم
...توي اون خونه اي که توي پيتزفيلد، ما
...سه ماه تموم اقامت داشتيم
رو يادت هست؟ - يادم هست -
مامان تو، داداش تو
اونها هم توي خونه بودن - ميدونم -
ما غذاي سگ رو خورديم
ميدونم، بني - بعدش هم خود سگ رو خورديم -
ما اون سگ لامصب رو خورديم، ميکي
مجبور شدم اون سگ رو بکشم تا بتونيم بخوريمش
ديگه نميخوام راجع بهش حرفي بزنم
...ديگه نميخوام خودم رو
دوباره توي يک خونه بزرگ لامصب ديگه به دام بندازم
نه، ممنونم
ما اومديم اينجا رو يک نگاهي کرديم، دوست دختر تو اينجا نيست
از اين بابت متاسفم
اما مزيت هاي ديگه اي هم اينجا داره
اين که ديگه از اون آدمهاي لامصب
اينجا خبري نيست
و به نظر من نبايد شانس خودمون رو به خطر بندازيم
...خب نميشه ما يخورده اينجا بمونيم
ميکي
ميکي
هي
چيه؟
غذا داغ هست
ميکي
ميخواي يخورده بازي کنيم؟
ميکي؟
خداي من... اين ديگه چه کاريه؟ از اين کارها نکن
اونها تو رو به کشتن ميده داداش
و شايد من رو هم به کشتن بده ميشه ديگه نذاري توي گوشت؟
خيلي خب - جدي دارم ميگم -
خيلي خب، فهميدم
خوبه
...حالا
هي - ...بيا يخورده بازي کنيم -
اين رو داشته باش
يالا، برو اونطرف تر
امتحان ميشه، امتحان ميشه
فکر ميکني تا چه مسافتي جواب ميده؟
نميدونم... پنج و يا شايد ده مايل
خب پس کار ميکنن
آره کار ميکنن
خيلي خب، ميتوني بياي
نه، فکر کنم برم يک دستشويي بکنم
اني، من اورچرد هستم
جواب بده
من اني هستم، حرفت رو بزن
گوش کن، من به ليست خريد تو يک گزينه اضافه کردم
ادب و نزاکت خانوم کارتر
ادامه بده
مثل اينکه ظاهرا اون به جيسون گفته که
اون ميتونه واسه خودش اين هفته فيلم رو انتخاب کنه
اون هم به دليل تولدش
ما چيکار کنيم؟
اون بهش گفته هر فيلمي رو که بخواد ميتونه انتخاب کنه
خب اون چه فيلمي انتخاب کرد؟
"فيلم "رعشه ها
دوباره بگو؟
"فيلم "رعشه ها
فيلمش در مورد يک قاتل ديوانه هست... با بازي کوين باکون
با اين فيلم آشنايي دارم
خب اون به جيسون قول داده که ما فيلم رو پيدا ميکنيم
تموم روز رو دنبال فيلم بودم
انگاري که مثلا من وقتي واسه اين کارها دارم
آخه اين چه فيلم مذخرفي بود که اون انتخاب کرد؟
فهميدي
خب اگه فيلمش موجود باشه من ميگيرمش، فرنک
خودت رو درگير اين کار نکن
ما مشغله هاي مهمتري داريم
باهاش صحبت کن داداش
سلام؟
...سلام... دريافت شد
اني
فرنک؟
آقاي اورچرد
کسي ميشنوه
تو کي هستي؟
سلام... من... من ميکي هستم
...من اينجا با دوستم بني هستم... بنجامين مک برايد... ما
ما بازيکنان بيس بال هستيم
...ما توي پيتزفيلد بازيکن بيس بال بوديم
...خب
...بهرحال ما خيلي وقت هست که در سفر هستيم و
ما به تازگي يک ماشين پيدا کرديم
ما در ايالت کانکتيکات هستيم
ديگه با اين موج راديويي تماس برقرار نکن
چي؟
...صبر کن
صبر کن... چي گفتي؟ سلام؟
...خواهش ميکنم، ما
ما فقط دنبال يک مکان مناسب واسه اقامت ميگرديم
...ما اصلا آدمهاي تنبلي نيستيم. ما ميتونيم
...ماهي بگيريم، آشپزي بکنيم
و من فکر ميکنم ما به همديگه ميتونيم کمک کنيم
ما خودمون کارگر داريم بچه جون
اما اتاق خالي نداريم
ما اتاق خالي نداريم
فهميدي؟
حالا خوب گوش کن
سعي نکن ما رو پيدا بکني
که جايي پيش ما نداري
اني، به گوش باش
حرفت رو بزن
خوش ندارم با اين بچه قرتي ها حرف بزني
فهميدي؟
تو که از قوانين آگاه هستي
فقط گوشي رو بذار کنار و با کسي صحبت نکن، فهميدي؟
No comments yet. Be the first to leave one.