Las primeras 200 líneas.
به سيستم "اينويگراون" ملحق شويد
اولين قدم براي استقلال مالي شما
"اينويگراون" فرصت تجاري به محدوديت
ميوه هاي آلبانيايي براي شما - قضيه چيه؟ -
ميوه ميفروشي الان يا ...؟
نخير "چارلي"، من يه توزيع کننده هستم
براي يک محصول انقلابي که زندگي افراد رو عوض ميکنه
باشه، پس اينو برام توضيح بده - اين ها عزيز دلم هستن، بهم رايگان دادن -
اونم براي نشستن تو يه جلسه بيست دقيقه اي
فهميدم چيه قضيه، کلاهبرداريه
نه، نه، نه، اصلا کلاهبرداري نيست
من خودم از اول براي جلسه تبليغاتي ثبت نام کرده بودم
اما اين ميوه هاي خفن توي کوه هاي "آندس" پرورش داده ميشه
شترهاي اون منطقه با اين ميوه از زمستون جون سالم به در ميبرن
اوه، پس يه جورايي توت هاي شگفت انگيزه نه؟
چه نوع قدرت شگفت انگيزي منظورته؟
مثلا اينکه از زمستون جون سالم به در مي بري؟ - سوال خوبيه -
پس تنها قدرت شگفت انگيزي که پيدا ميکني همينه؟
چون من که همين طوري زمستون هاي زيادي رو سر کردم
اونم بدون اين توت ها
من فکر ميکنم جواب همه اين سوال ها رو دارم، باشه؟
چارلي"، اجازه بده نشونت بدم"
اوه، اين چيه داري - بيا اينجا و اينو بگير -
حالا اين وسيله قراره تا
ميزان سم موجود در بدن تو رو به وسيله ارزيابي استرس اندازه بگيره
باشه، پام رو کجا بذارم؟
هرجا ميخواي بذار - ميخوام پام رو بذار رو چارپايه -
چه عالي، مهم نيست
خيلي خب، برو که رفتيم 120, 140, 157
اوه خدايا، "چارلي"، صد و پنجاه و هفت؟
خيلي بده؟ - خوب نيست -
رفقا من 157 شدم - واستا، واستا، واستا -
خب 157 چي؟ - واحد -
واحد رفيق - واحد چي؟ -
واحد استرس
خيلي زياده
عدد زياديه... براي استرس
،اما اصلا نگران نباش چون "اينويگراون" بهت کمک ميکنه
اين توت ها سرشار از آنتي اکسيدان
و مواد پرخاصيته
اوه خدايا شکر، قبوله، خريدارم - معلومه که تو ميخريشون -
چون تو به اندازه اون احمقي
"گولت زدن "دي - نه، اين کلاهبرداري نيست -
جايي رفتي که ميتونستي خيلي راحت بيرون بيايي
با يه ست از وسايل گلف، اما در عوض با اين اومدي
هي، ميگم چطوره ما بريم يه جفت از وسايل گلف بگيريم؟
آره، اما ما گول نميخوريم
،"ميريم که بگيريم، ميبيني "دي آدم هايي مثل ما رو بهشون نميتونن بندازن، خودشون ميگيرن
دُرسته، سر مارو نميتونن گول بزنن - عمرا بتونن -
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
کاري از: مـيکـادو Mikado
فقط ازشون استفاده کن
خيلي خب "چارلي" من برات طرح طلايي
رو برات ثبت نام کردم، باشه؟
آره خوبه
ميدوني داخلش چيه؟
دو تا بسته آب ميوه، با چهارتا ژل انرژي بخش
عاليه
...يه جعبه "شيک" هم هست و من فکر ميکنم
هي، هي، هي
چيکار ميکني "چارلي"؟
چيکار ميکني؟
دارم آب ميوه ميخورم تا جونم رو نجات بدم
قضيه در مورد آب ميوه نيست، خب؟
بايد بفروشيش، اين کاملا يه سيستم پول درآره
اينويگراون" همينه، قضيه پوله"
و همين طور، خلق دارايي، از طريق
استفاده از "آنتي اکسيدان"، آنتي اکسيدان قوي
و قراره که ما
"موفقيت رو دوباره تعريف کنيم و دنيا رو عوض کنيم"
همه اين کلمات به من
استرس ميدن "دي" و منم نميتونم بيشتر از اين
استرس داشته باشم، 157 ـه الان - ميخوام صادق باشم -
يه مقدار گيج شدم، دقيق متوجه نميشم
...که چطور قراره اين
فرانک" کدوم گوريه؟" فرانک" کدوم گوريه؟"
اون ميتونه کمکمون کنه، اون نابغه تجارته
نميدونم کجاست، امروز صبح نيومد خونه
ديشب زد بيرون
گفت که يه رويايي يا همچين چيزي داره
"بيدار شد و گفت "چارلي بايد برم پارک
داد زد و رفت
براي چي رفته پارک؟ - نميدونم -
بهم گفت نيا - خب، بايد بريم -
ببينيم قضيه چيه - اون ميتونه همه اين ها رو توضيح بده -
اون اين چيزا رو خوب ميفهمه
خيلي خب
بريم، ولي اينو ميخورم ها
باشه، اما فقط همون
فرانک"؟"
قضيه چيه؟ گير کردي؟ نقشه ات اين بود؟
نه - قضيه چيه؟ -
چطوري اينطوري شد؟ - قراره چطوري شده باشه -
بيخيالش شو، ميشه؟
من فکر نکنم بشه
لباس هات کو؟ براي چي لخت اين تو گير کردي؟
فقط منو از اين تو در بيار
باشه، قبلش کارت داريم
من و چارلي
چند تا سوال تجاري داريم که ميخواهيم بپرسيم
دياندارا"، مسخره بازي در نيار"
منو از اينجا در بيار - سريع ميپرسم، باشه؟ -
من و چارلي به تازگي، وارد يک موقعيت تجاري ناياب شديم
و اميدوار بوديم که تو برامون چند تا چيز رو توضيح بدي
ميشه به اين نگاه کني؟
بازاريابي هرمي ـه - نخير هرمي نيست -
سيستم قيف وارونه است - برعکسش کن -
اوه، لعنتي
!گول خورديد بدبخت ها
خودتي بدبخت، لخت توي مارپيچ گير کردي
خيلي خب، آروم باشيد، آروم ببين "فرانک"، راهي هست که
راهي نجاتي از اين طرح داريم ما؟
بايد چند تا بدبخت ديگه رو جمع کنيد
.و گولشون بزنيد احمق هايي که پول زيادي داشته باشن بهترين انتخابه
بن" سربازه چطوره؟"
اون احمقترين فرديه که ميتوني گير بياري
آره خيلي خره، اون يارو - آره احمقه -
خيلي خب، درم بياريد
يه طنابي چيزي بيارم
و يه دفعه بکِشيمت بالا، يا همچين کاري
"واستا، واستا "چارلي
خوب فکر کن، اگه از اونجا درش بياريم
از کجا بدونيم که بهمون کمک ميکنه؟
منظورت چيه؟ - اگه از اونجا درش بياريم -
اونم ميتونه سرمون کلاه بذاره، نميدونيم که
اون يه نابغه بازاره، نميدونم چيکار ميکنه
آره، حرف خوبي زدي
يعني، خب الان داره اون تو چيکار ميکنه؟
چيزي که نگفت، شايد مشغول کاريه
من که ميگم چند روز ديگه بذاريم اون تو بمونه
تا ما بتونيم ازش براي پيشنهادهاي تجاري استفاده کنيم
آره همين طور نگه اش ميداريم
و اگه ازش سوالي داشتيم، مياييم اينجا
درسته، دُرسته
هي "فرانک" ما چند روز ديگه مياييم براي کمک بهت
نه، نه، نه
دياندرا"، من چند روز ديگه وقت ندارم"
روز تعطيله، بچه ها الان پيداشون ميشه
هي رفقا، براي جلسه تبليغاتي اينجاييد؟
من "هريس ماردر" هستم - نگه اش دار براي خودت -
ما اومديم گلف مجاني بگيريم
بيست دقيقه وقت داري بخوني و برقصي
ميخواهيم آهنگمون رو گوش بديم
پس کارت تموم شد دست تکون بده
چه اشکال داره
به هر حال وقتم داشت تلف ميشد و مشخصه که شما
آدم هاي باهوشي هستيد - نوزده دقيقه و پنجاه ثانيه مونده دلقک جان -
اشتباه برداشت نکنيد، "اينويگراون" عاليه اما براي شما نه
شما رفقا بيشتر آدم هاي عشق و حال هستيد
واضحه
آره، هستيم - چون اين آقا -
لباس هاوايي داره، شما هم که حسابي بُرنزه
شرط ميبندم محصور شدن شما تو اتاق
تو روزي مثل اين، شما رو داره مي کُشه - آره، همينطوره، وق کمتر بزن -
و گلف ـش رو بيشتر کن
آره، گرفتم، و ميدونيد چيه؟
و چون شما آدم هاي ورزشکاري هستيد، ميخوام که
ميخوام چند تا کوپن مجاني براي گلف تو "داستي دونز" بهتون بدم
توي "اورلاندو"، شما "فلوريدا" بوديد؟
بوديم؟ نه به صورت فيزيکي - اگه بخواهيد، ميتونم شما رو بفرستم -
به يکي از ويلاهاي خصوصي اونجا
ويلاي خصوصي. حالا هرچي خوشگله ها
نگاه کن، خوبه
ميدونيد که قيمت متوسط يک اتاق هتل در سي سال گذشته
فقط 19 دلار بود؟ اما امروزه 237 دلاره
که نشون از رشد 1300 درصدي اون داره پس غير قابل قبول نيست
که سي سال ديگه، براي يک هفته تو هتل موندن
.بيست هزار دلار براتون خرج داشته باشه - قابل قبوله -
کاملا قابل قبوله
اما نه براي شما رفقا رقم 1400 دلار براي شما ثابت خواهد موند
به صورت سالانه - واستا، براي ما؟ -
بله، من درباره مسافرت رفتن حرف نميزنم
من درباره صاحب مسافرت بودن حرف ميزنم
و ببينيد، اگر همچنان با رقم پيشنهادي راحت نيستيد
،ميتونيد به صرفه اش کنيد دو هفته داريد
هفته دوم رو بفروشيد، بوم! خرج هفته اولتون در مياد
واستا، واستا، واستا
مک"، من فکر ميکنم رفيقمون خراب کرد"
آره؟
به خاطر ما داشت ميگفت، ببين چي ميگم
اگر ما هفته دوم رو بخريم و بفروشيمش
مسافرت برامون مجاني در مياد، اما اگه هفته سوم رو هم بخريم
و بفروشيمش چي؟ - براي مسافرت رفتن -
بهمون پول هم ميدن
دوستان، من در واقع
هيچ وقت اينطور بهش فکر نکرده بودم
مطمئن نيستم بتونم همچين معامله اي با شما بکنم
معامله کرديم ديگه، تمومه
"...ميخوام بنويسم، "سه "بنويس "سه هفته
تمومه
همينه که هست
فکر کردي ما دوتا احمقيم، اما ببين چي شد
نيستيم
سه هفته به صورت اشتراکي خريديم
آره همين طوره
استقبال خوبي نشد
نه، زياد نيومدن، ميدوني چرا؟
چون هيچکس سوپ مجاني براش مهم نيست
مردم وسيله گلف و بليط کنسرت ميخوان
به سوپ گير نده، باشه؟ دمنياک" (خُله) که اينجاست"
No comments yet. Be the first to leave one.