Las primeras 200 líneas.
نيکسون رو؟ آره
يادته؟
معلومه که يادمه
خيلي مضحک هست که اينطوري خيلي از آدمها يادشون ميره
زمان زيادي نگذشته
ده سال پيش
زندگي ده سال قبل ما در وتربي چطوري بود؟
اون يکي از همکارهاي زبردست من بود
چي کاره بود؟ يک دروغگو؟ - نه، دروغگو نبود. يک وکيل بود -
اون وکالت خونده بود
دروغگو يا وکيل
آيا بين اين دو کلمه تفاوتي هست؟
وقت داريم که يک نوشيدني ديگه بخوريم؟
اگه الان يکهو نيکسون ميمود اينجا خيلي محشر ميشد، اينطور نيست؟
همين حالا
اين اتفاق نميفته. اونطوري همه از ديدنش خوشحال ميشن
خيلي خنده داره بود استنلي
ما سالهاي زيادي رو در اين شهر زندگي کرديم
...آره
يک چيز جالب بهت از نيکسون ميگم
مگه الان نبايد بري مدرسه؟
نه، نه، گوش کن
يک خاطره ميخوام از نيکسون بهت بگم
وقتي که واسه اولين بار اون پت رو ملاقات کرد، پت از اون خوشش نيومد
پس از مدتي، پت گفت که ديگه دوست نداره اون رو ببينه
نيکسون گفت: از دوري تو خيلي داغون ميشم
و فقط در يک صورت به ديدنت نميام پت گفت: در چه صورتي؟
نيکسون گفت: در صورتي که من هميشه راننده شخصي تو باشم
وقتي که پت با دوست پسرهاش به سينما ميخواست بره، نيکسون راننده اونها بود
اون پت و دوست پسرهاش رو به سينما مي رسوند
اونها ميرفتن داخل سينما و نيکسون بيرون منتظر ميموند
اون تموم اين مدت رو با ذرت بو داده و يا آدامسي که واسه خودش مي خريد
بيرون منتظر ميموند
وقتي هم که اونها بيرون ميومدن، مي رسوندشون خونه
به نظر تو با شنيدن اين ماجرا آدم از شخصي بنام نيکسون چه برداشتي ميکنه؟
جين، به نظر تو با شنيدن اين ماجرا آدم از شخصي بنام پت چه برداشتي ميکنه؟
...اگه آدم بخواد در زندگي کسي عاشقش بشه
...ديگه در اين مورد که نبايد بحث کرد
منم با اين حرفت موافقم
افرادي که آدمهايي اجتماعي هستن خيلي طرفدار دارن
جين
اين سر بطري باز کن گم شده؟ نميتونم سر اين لعنتي رو باز کنم
دختري تازه اومده سر کارم، در کتابخونه
از اون دست دخترهايي هست که مردها عاشقش ميشن. دختري سرد و بي روح هست
دختر خوبي هست؟
ميشه اينطور گفت
اون واقعا اخلاق به خصوصي نداره
اون با هر مردي کنار مياد
که هر طوري اونها خواستن رفتار ميکنه
يک انسان نبايد اينطور باشه
حالا اين دختره مگه چي کار کرده؟ - ...دارم بهت ميگم که -
آيا همينطوري داري ميگي يا واقعا کار بدي ازش سر زده؟
انگاري که اون، فقط داره توي اين دنيا نفس مي کشه - جوونه؟ -
...اگه دوست داري بدوني، بله. اون جوون هست
اين حرفت رو قبول ندارم
اما واقعا اون از خودش هيچ اخلاق به خصوصي نداره. فقط در اين دنيا نفس مي کشه
به اين دختر جوون که نگاه ميکنم واقعا حيرت زده ميشم
اينطور آدمها هيچ چيز از اين زندگي نميخوان. نيازمند به هيچ چيز نيستن. هيچ آرزويي ندارن
ازدواج ميکنن، بچه دار ميشن، واسه خريد خونه وام ميگيرن
صدها هزار سال تکامل انساني
برانتوسورها، تيرانوسورها، انسانها نکته: دو اسم اولي نام گونه هاي مختلفي از دايناسورها هستن
...و تموم آرزوي اين طور افراد اين هست که
که با همسرانشون به وست رايدينگ يورکشاير برن
...به ايالتي از آجر و شيشه
نبايد اينطوري باشه، درسته؟
ميشه يکي بهم جواب بده؟
...خودت که داري ميگي... اون جوونه
فکر کنم که درست شد - ممنونم -
نصفه شب تکه سنگي افتاد روي زمين
ميترسيدم که برم اون بالا - اشکالي نداره -
بريم پايين؟
ميدونستم که اين حرف رو ميزني! ميدونستم
خيلي حرف مذخرفي بود
خيلي هم اينطوري بود - نخير، نه -
همينطوري بود. دونه هاي تگرگ رو يادت نمياد؟
اصلا تگرگ نميومد استنلي. حرف مفت نزن
خيلي هم ميومد. داشت تگرگ ميومد - اين هم از قهوه -
...يا اينکه بشه از صورت ما فهميد... اين سوال ما هست
ما به صورت آدمها نگاه ميکنيم... از صورت اونها متوجه مطالبي ميشيم
خيلي چيزها رو ميشه از صورت انسانها فهميد
مثل ماري که اينجاست
...و يا جان
!جان صورت مرموزي داره
واقعا صورت مرموزي داره
يعني خصوصيت هاي اخلاقي مرموزانه اي داره
آيا جان پسري مرموز هست؟
!آره خيلي هم مرموزه
آيا سرانجام درون ما نيز تابع ظاهر ما ميشه؟
و يا اينکه ظاهر و باطن انسانها يکي هست؟
...اگر چشمان تو
وقت تمرين نمايشنامه هست؟ به من احتياج دارين؟
لازمت دارم. واسه تمرين هستي؟ - بله همينطوره -
روز بخير خانوم معلم
ميبينمت
...خانوم تراورس
ميشه چند دقيقه باهم صحبت کنيم؟
...به نظرتون اصلا لازمه که من
ادامه تحصيل بدم؟
البته که لازمه. اشتباه فکر نکن. چرا اين سوال رو پرسيدي؟
به نظر مياد که اوضاع کار واسه هيچکس خوب نيست
واسه همه اينطور نيست
اما منظورت رو درک ميکنم
مثلا آدم مثل وضعي که الان در فرانسه هست، بره دانشگاه مدرک بگيره که چي بشه؟
تازه اگه شانس داشته باشه آخرش شايد منشي بشه
من واقعا در اين مورد فکر کردم
و به نظرم اصلا ارزشش رو نداره
اصلا تحصيلات از اين منظري که تو نگاه ميکني، درست نيست، سوزي
اگه فکر ميکني که بايد از تحصيلات خودت فقط به عنوان پلي براي رسيدن به پول استفاده کني
داري تحصيلات رو از منظر بد نگاه ميکني
تحصيلات خودش به تنهايي، دنيايي هست
طريقي براي تحقق پتانسيل درونت هست
...که مسائل رو از مناظر مختلف بررسي کني
...که با اين شيوه اگه خوش شانس باشي
نه تنها آينده کاري تو تضمين ميشه بلکه تموم زندگي تو هم دستخوش تغييرات مثبتي ميشه
کدوم شيوه؟
...خب
...به نظرم همين که در انجام کارهات منظم باشي
به افکارت نظم و ترتيبي بدي
هيچوقت بدون فکر کاري رو انجام ندي
و در تصميم گيري عجله نکني
به نظر شما افرادي که تحصيل کرده نيستن اينکارها رو انجام ميدن؟
نه، من نميدونم
لزوما اينطور نيست
...منظورم اينه
گاهي اوقات اينطور نيست
آيا اينطور افراد بخاطر اينکه درست انديشيدن رو بلد نيستن داراي مقام پستي در اجتماع هستن؟
معلومه که نه
...يعني منظورتون اين هست که مقام آدمي که
اون چيزي که شما ميگين، يعني طريقه درست فکر کردن رو بلد باشه
از اوني که بلد نيست، در اجتماع بالاتر هست
نه سوزي، منظور من اين نيست
پس چيه؟
يعني که مقام اجتماعي اين دو دسته باهم فرق ميکنه
يعني بهتره يا بدتر؟
واست چند تا قرقاول آوردم
مزاحم مطالعه تو شدم؟
ميرم چايي درست کنم
من غروبهاي تابستون رو دوست دارم
هوا تا ساعت 8 عصر تاريک نميشه
ميخواي مدتي طولاني رو با مارسي سپري کني؟
نه
در حقيقت اصلا مارسي رو نميشناسم
چي؟
...اما خودت گفتي
چي گفتم؟
...وقتي که شام اومدي - من اون رو دم در خونه ملاقات کردم -
...فکر ميکردم که
چه کسي تو رو دعوت کرد؟
هيچکس
...يعني منظورت اينه
...امکان نداره... يعني منظورت اينه که
من مارسي رو دم در خونه ملاقات کردم
خودم رو بهش معرفي کردم
فکر ميکردم تو با اون اومدي
نه
امکان نداره
بعدش اسم خودم رو گفتم: جان مورگان... اگه يادت بياد
آره - و تو هم با من دست دادي -
زود باشين
بفرمايين تو. هرچقدر بيشتر باشين، بيشتر بهمون خوش ميگذره
و تو هم من رو به داخل خونه دعوت کردي
امشب رو اينجا بمون
ممنونم
آخه مگه ميشه... امکان نداره
نه
نه
نه
...اه... اه
...اوه
لذت ميبري؟
...آره... آره
...بذار ببينمت
...بذار نگاهت کنم
...حتما لازم نيست که اين حرفها رو بدوني
...ميدونم
تو هم خلبان اين نوع هواپيماها هستي؟ - نه -
تعميرکاران موتورهاي هواپيمايي به پرواز نميرن
تازه سه سال قبل از اينکه آدم به کلاسهاي دوره هوايي بره
يا شايد هم بيشتر... بعلاوه اينکه اون دوره مثل اين دوره خلباني نيستش
واقعا؟ - اونها با اين نوع هواپيماها سرباز به جنگل جا به جا ميکنن -
...به جنگ ميبرن
تا قبل از رسيدن به مالايا بايستي هفت بار در مسير توقف بشه
رسيدن تا اونجا بيش از يک هفته طول ميکشه
بس که اين نوع هواپيما خوب و راحته، آدم طولاني بودن مسير رو حس نميکنه
ميدونستي که وقتي به عضويت ارتش دراومدي ممکنه به جنگ هم بري؟
خلبان دوست داره پرواز کنه
سرباز دوست داره بجنگه
فرقي بين اين دو قضيه نيست
نه
باهم تا خونه قدم ميزنيم
اگه کشته ميشدم هم حرفي نداشتم
به ارتش اومدم که بجنگم
ميتونستم فقط خدمت سربازي رو انجام بدم
...که فقط رژه بريم
الان ديگه خبري از جنگ نيست
منظورم اينه، در حالت صلح کامل هم نيستيم
درگير جنگ هستيم
درگير جنگ مالايا
اما اين کار رو دوست داشتم
مامانت خوابه؟
No comments yet. Be the first to leave one.