Las primeras 200 líneas.
چه تجهيزات قشنگي
تا حالا اينجوريشون رو نديده بودم
اونا مال يه جاي خيلي دور هستن
من پول ندارم
اه، اشکالي نداره
به هرحال ميخوام يکي از اينارو بهت بدم
بيا
عالي شد
ممنون
با من بيا، لطفاً
ببخشيد؟
چيکار داري ميکني؟
ولم کن! چيکار داري ميکني؟
کمکم کنيد. کمکم کنيد
!هي - ولم کن. کمک -
!ولم کن - ولش کن -
!يکي کمکم کنه، خواهش ميکنم
!کمک
خواهش ميکنم کمکم کنيد
کمکم کنيد. خواهش ميکنم
!کمکم کنيد
کمک. يکي کمک کنه
!ايست
ايست
M با افتخار تقديم مي کند
Mi با افتخار تقديم مي کند
MiL با افتخار تقديم مي کند
MiLa با افتخار تقديم مي کند
MiLaD با افتخار تقديم مي کند
صبح بخير
صبح بخير، خانم خوشگله
براي برنامه هامون آماده اي؟
آره
اين نقشه اي که مامان برامون گذاشته
چهارتا چرخ و فلک دارن
اه، نه، نه، نه. ما توافق کرديم
چرخ و فلک نه
ميتوني سوار هرچيزه ديگه اي که خواستي بشي، اما چرخ و فلک نه
چون من از چرخ و فلک ميترسم
اه، فکر ميکني اين خنده داره؟
فکر ميکني که اين خنده داره؟
باشه، چرخ و فلک نه
صبر کن. "دانم" هستم
کجا؟
اه، نه، خودم به "والتر" و "پيتر" ميگم
خب
مجبوريم بندازيمش براي يه روز ديگه
"اشکالي نداره، خاله "ليو
مي دونم که کار خيلي مهمي داري
خب، بايد به "جيکوبسن" زنگ بزنم
و ببينم ميتونه ازت نگهداري کنه يا نه
...و بعدش برات
کلوچه درست ميکني؟ - آره -
و برات کلوچه درست ميکنم
مطمئني خودش بوده؟
اه، هنوز فيلم دوربينهاي امنيتي به دستمون نرسيده
اما يه شاهد عيني گزارش داده که اون
يه کت خاکستري و کلاه داشته
يکي از اون مدل هاي" "قديمي که دهه 60 ميپوشيدن
هيچ اطلاعاتي از دختره نداري؟
نه
پليس عکسش رو دور و برهاي موزه نشون داده
اما هيچکس نشناخته که اون کيه
راستي، "والتر" بيدار شده؟
اه، آره
...اون تو
آشپزخونه است
و صحبت کردن باهاش زياد آسون نيست
چرا؟
!"والتر"
مهمون داريم
"اه، سلام، مامور "دانم
والتر"، سلام"
ازت ميخوام بهم بگي در مورد
مردي که بهش ميگيم "تماشاگر" چي ميدوني
تو يه بار گفتي که اون دوستته
و به نظر ميرسه که اون حالا يه زن رو دزديده
"بهش ميگن "معجون توت فرنگي
بستني فروشي محبوبش بسته شده
ديروز منو مجبور کرد باهاش 4ساعت تموم تو صف وايسم
فقط بخاطر اينکه آخرين "ميلک شيکش" رو بخوره
...اونا يه يه ترکيب مخفي دارن. اون
اون معموليه اما...اه، محشره
و من دارم سعي ميکنم
احساسات بويايي و چشاييم رو تحريک کنم
تا بتونم دوباره خلقش کنم
والتر"؟ ميشه با من بياي؟"
ما تصوير اونو در ده ها حادثه اي که مربوط به فرينج بوده، داريم
اونو يادت مياد؟
معلومه
اما چيزه بيشتري نسبت به اونچيزي که بهتون گفتم نمي دونم
پيتر" و من با ماشين تصادف کرديم"
و افتاديم تو يه درياچه يخ زده، اونموقع من بچه بودم
...ما داشتيم غرق ميشديم، و
اون پريد تو درياچه و نجاتمون داد
اما ميگي که اون يه زن رو دزديده؟
فکر ميکنيم ممکنه
چرا؟ چي فکر ميکني، "والتر"؟
هي، بچه ها
فيلم هاي صحنه آدم ربايي دانلودشون تموم شد
به اضافه اون، پليس يه دفترچه رو يه صندلي نزديک موزه پيدا کرده
که نوشته هاي عجيبي روش بوده
و فکر ميکنن مال اون بوده؟
خب، نمي دونن
اما مامور "برويلز" داره برامون ميفرستدش
موفق شديم قرباني رو شناسايي کنيم؟
نه، هنوز نه
"وايسا،"استريد
ميتوني بزرگش کني؟
حالا متوقفش کن
پيتر"، اين اون نيست"
يه نفر ديگه است
بيشتر از يه تماشاگر وجود داره
وايسا، صبر کن
اونجا چه اتفاقي افتاد؟
تير خورد؟
اينا ديگه کي هستن؟
خواهش ميکنم منو اذيت نکن - خواهش ميکنم منو اذيت نکن -
چرا داري اينکارو ميکني؟ - چرا داري اينکارو ميکني؟ -
خواهش ميکنم بذار برم - خواهش ميکنم بذار برم -
قول ميدم به کسي چيزي نگم - قول ميدم به کسي چيزي نگم -
لازم نيست با من اينکارو بکني - لازم نيست با من اينکارو بکني -
خواهش ميکنم - خواهش ميکنم -
اگه ساکت بموني... امن تره
"اسمش "کريستين هاليسه
بيست و هفت ساله، دانشجوي "فوق ليسانس دانشگاه "بوستون
تا اونجايي که ميتونيم بگيم، اون شخص خاصي نيست
والدينش فوت شدن
بدون خواهر و برادر، بدون هيچ سابقه اي
دو هزار و هفتصد دلار تو حساب بانکيشه
هيچ چيز غيرمعمولي در موردش وجود نداره
خب، آدرس خونه اش رو داريم؟
داريم روش کار ميکنيم
بايد فرض کنيم که هنوز زنده است
دليلي نداريم که جور ديگه اي فکر کنيم
خب، فقط همين، نه؟
منظورم اينه که، نمي دونيم چه فکري بايد بکنيم
من...نميفهمم
بيست و چهارسال پيش، يکيشون والتر" و "پيتر" رو نجات داده"
والتر" نمي دونه چرا يا شايدم يادش نمياد"
اما به غير از اون
چيزايي که در مورد اونا فهميديم
هرچقدرم ناچيز به ما ميگه که اونا فقط تماشا ميکنن
تو چيزي دخالت نمي کنن
...اما الان
بفهم که چرا دختره رو دزديده
چي باعث شده که اون استثناء باشه
اينکارو بکن، و فکر ميکنم بتوني پيداش کني
هي، فکر کنم يه سرنخ از "تماشاگر" پيدا کردم
والتر". اينو ببين. تو دفترچه اش"
فکر ميکنم ممکنه خون باشه
ممکنه حق با تو باشه، پسرم
چاقوي جراحي رو بده، لطفاً
هيچوقت بهت نگفت که چرا مارو نجات داده؟
"تماشاگر"
نه
"ما خيلي نزديکيم، "والتر
هر اتفاقي که داره ميفته
هرچي که "ويليام بل" در موردش به "اوليويا" اخطار داده
اينا جواب سوالها رو ميدونن، من مطمئنم
ميتونم احساسش کنم
اين اصلاً منطقي نيست
چي؟
دست نوشته هاش
تا الان، من 1246حرف مختلف رو شناسايي کردم
و حتي يه کدوم از اونا هم تکرار نشده
خيلي خب
ما هممون زبان شناسي نخونديما
اين يعني هر زبان نوشتاري بر اساس تکرار تعريف ميشه
يعني بدون تکرار نمادها، هيچ زباني ممکن نيست
خب، شايد يه رمزه
شايد
حتي اگرم اينطوري باشه، اين پيچيده ترين رمزيه که تا حالا ديدم
کامپيوتر هم هيچي ازش سر در نمياره
سلام، چي پيدا کرديم؟
هنوز چيز به درد بخوري از نمادها در نيوورديم
اما يه نمونه خون روي دفترچه پيدا کرديم
خون آدم ربا؟
مطمئنم نيستيم. "والتر" داره روش کار ميکنه
"والتر"
خب، تا نفرستيمش آزمايشگاه نميشه مطمئن شد
اما من متوجه شدم که خون به کمي به نارنجي ميزنه
شايد نشونه "هموفيلي" باشه
خب، اگه اين خونشه و اون بيماري "هموفيلي" داره
پس شايد تو يه بيمارستان درمان شده
شايد يه سابقه اي ازش باشه
به "برويلز" زنگ ميزنم که يه ليست از تمام
"جاهايي که بيماراي "هموفيلي رو درمان ميکنن دربياره
هي، بچه ها، فکر کنم يه چيزي پيدا کردم
انگار يکي ديگه هم اين نمادها رو بررسي کرده
چي؟
کي؟
آره، الان چندوقتيه اين چيزا ذهنم رو ترکونده
اون نيم دايره بال دار رو ميبينين؟
اون قبلاً تو لوحي که به خط ميخي در موزه ملي "عراقه" هم ديده شده
اون يکي از اولين تلاش هاي بشر براي نوشتنه
و،اه، اين آرايش خطي سه گوش کوچولو رو ميبينيد؟
اون تو ستون آهني "دهلي" هم حک شده
نهصد سال قبل از مسيح. خيلي عجيبه، نه؟
نينا شارپ" گفته تو هم تو اف.بي.آي کار ميکني"
No comments yet. Be the first to leave one.