Las primeras 160 líneas.
!ریو! ریو
...کان....همگی
.همه هستیم
ما هم نمیدونیم چه خبره
ما قرار بود توسط کیمیاگر احضار و مجدداً زاده بشیم
پس چرا اینطوری شد؟
نمیتونم اجازه بدم وارد کتابخونه بشید
نمیتونم اجازه مجدداً زاده شدن رو بهتون بدم
این چیه دیگه؟
تا ابد تو این شکاف خالی خواهید موند
شکاف؟
اونه که ما رو اینجا حبس کرده؟
!هی! وایستا
چه خبره؟
چرا در قالب آکتاگاوا ظاهر شده؟
فکری به ذهنت میرسه؟
نه. چیزی رو صددرصدی ،نمیتونم بگم
،ولی اگه دوباره ببینمش میشناسمش
هدف فعلی ما اینه از اینجا خلاص بشیم
چجوری این کار رو بکنیم دقیقاً؟
ببخشید. همش تقصیر منه میدونم
منظورت چیه؟
باید راجع بهش بهتون بگم
راجع به این که چرا خلقش کردم
یک تقلبی، ها؟
...من
!بس کن! از من خارج شو
!منِ واقعی رو ندزد
مترجم: نوید جمشیدی Telegram: @Jamshidi_Navid ویراستار: نیما.اِن.تی Instagram: @nima.n.t26
«قسمت یازدهم»
«چرخدندهها» «ریونوسکه آکتاگاوا»
کافیه، تقلبی
کارت خوب بود، هوری
من از کتابهای آکتاگاوا محافظت میکنم
از سر راهم برو کنار لطفاً
چه خبر شده؟
آکتاگاوا-سنسی؟
اون رو میدی من، تاچانکو؟
حق نداری من رو با این اسم صدا کنی
فقط آکتاگاوا حق داره
بس کنید، آکتاگاوا-سنسی
من بهت گفتم اون خودش نیست
تسلیم شو، تقلبی
اسلحههای ما رو هم بیار
امکان نداره
داخل کتابخونه نمیتونی اسلحه احضار کنی
!ولی اون که داره
پس این انگل میتونه قوانین کیمیاگر رو هم بشکنه؟
ریو؟
پس تو بودی
...تو
این چیه دیگه؟- ...کتابا-
!ریو
هوی، ریو بیدار شو، ریو
بس کن لطفاً
از سر راهم برو کنار
...آکتاگاوا-سنسی، من
...من
بهت اجازه نمیدم ...به دوستام صدمه بزنی
آکتاگاوا-سنسی، برگشتید به حالت عادی
برو اونور، دازای
میخوام زندانیش کنم
چه شرایط عجیبی
همشون مبتلا به انگل شدن، ولی پیشرفت انگل متوقف شده
تا حالا همچین چیزی ندیده بودم
پس ما فعلاً نمیتونیم نفوذ کنیم؟
آره
،وقتی پیشرفت انگل متوقف بشه کتابها سرجای خودشون میمونن
چیزی که الان نگرانمون ...میکنه در حال حاضر
کیکوچی؟
حالش چطور بود؟
به نظر نمیرسه که قراره بیدار شه
،چه این انگل پیشرفت کنه یا نه کتابش مبتلا به انگل شده
و فشار سنگینی به روانش وارد میکنه
لعنت به این تقلبی
لازم نیست اینجوری بگی
نگو هنوزم قبول نداری اون تقلبیه
تو قدرتش رو دیدی! اعتراف کن
اون یک انگله
ما باید ببینیم بعدِ این، چه اتفاقی براش میافته
ما مطمئن هستیم که اون کسیه که کتابای آکتاگاوا رو انگلی کرده
خوب، حالا چی کار کنیم؟
چه کاری از دستمون بر میاد؟
اون یک انگله. باید خلاصش کنیم
وایستا ببینم. منظورت از خلاص کردن چیه؟
انگلها دشمنانی هستن که باید شکستشون بدیم
تو این کار رو خیلی وقتا کردی، نه؟
...آره...ولی
خودت رو جمع و جور کن
ریو داره زجر میکشه
و تو دیدی تقصیر کیه
!اون خطرناکه
ولی متوقف شده
اون متوقف شده
ما نمیدونیم اون همیشه میتونه همچین کاری کنه یا نه
باشه، من جلوش رو میگیرم
میتونی این رو به یک رفیق نیمهجون بگی؟
...خوب
دست نگه دارید
رئیس، من یک سوال دارم
چیه؟
الان اون تو چه وضعیتیه؟
هنوزم یک انگل خطرناکه؟
نه، الان مشکلی نداره
اون آکتاگاواییه که ما میشناسیم
جواب مشخصه
«نیاز به «خلاص شدن از شرش نیست
فکر نمیکنید این که پیشرفتِ انگل متوقف شده، یعنی اون دشمن نیست؟
منظورت چیه؟
،تو یک بچه کوچولوی احمقی مگه نه
من بچه نیستم
،شاید نصفش انگل باشه ،صحیح
ولی در حال حاضر اون همون آکتاگاواییه که ما میشناسیم
کتابها کاملاً مبتلا به انگل نشدن، چون اون داره تمام تلاشش رو میکنه تا جلوش رو بگیره، درسته؟
...خوب
سخنگوی خوبی هستی
تو بحث رو از موضوع مهمِ ما بردی یک جای دیگه
چه موقتی، چه غیر موقتی متوقف شده باشه، اون هنوزم خطرناکه
ولی این به این معنی نیست که میتونی از شرش خلاص بشی
راه دیگهای سراغ داری پس؟
نه
،ولی مطمئنم اگه فکر کنیم پیدا میکنیم
درسته
بعضی از بهترین نویسندههای جهان اینجا جمع شدن
اگه همفکری کنیم، میتونیم یک راه حل پیدا کنیم
بیا انجامش بدیم، دازای
من کمکت میکنم
ما هم همینطور
...بچهها
من درکت نمیکنم، دازای
فکر میکردم ریونوسکه آکتاگاوا رو خیلی تحسین میکنی
کتابای ریو دارن نابود میشن و تو هیچ مشکلی با این قضیه نداری؟
!نه
!پس توضیح بده
تو توی زندگیت هیچوقت ریو رو ندیدی، پس نمیدونی ما چه حسی داریم
چه حسی دارین؟
!نتونستم نجاتش بدم
اگه حواسم بیشتر بهش بود، ریو خودکشی نمیکرد
همش تقصیرِ تو نیست
منم نتونستم کمکش کنم
همیشه افسوس این رو میخورم که نتونستم نجاتش بدم
و بخاطر همینه که الان میخوایم ریو رو نجات بدیم
،هر اتفاقی هم بیافته من از کتابش محافظت میکنم
به عنوان یک خواننده که آثارش رو دوست داره
و به عنوان یک دوست
ما اجازه نمیدیم کتابهای ریو نابود بشن
و هر کاری برای جلوگیری !از این امر میکنیم
حق با کانه. باید از شر انگلها خلاص شد
تا از کتابهای ریونوسکه حفاظت کنیم
آکتاگاوا-سنسی؟
دیگه من رو با این اسم صدا نکن لطفاً
چیزی که جلوته، یک انگله
پس باید خَلاصش کنیم
این کار رو بکن، کان
لازم نیست به من بگی
فردا از شرش خلاص میشیم
اگه انگل نابود بشه، تمام کتابهای ریونوسکه آکتاگاوا نجات پیدا میکنه
همه چیز به حالت طبیعی برمیگرده
من یک بار اینجا باهاش صحبت کردم
ما مطمئن نیستیم ستارههایی که میبینیم واقعی هستن
No comments yet. Be the first to leave one.