Charmed

Charmed

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 6

Información de lanzamiento

Charmed S06E04 The Power of Three Blondes 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 4 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicado el: 2025-12-03
Descargas: 16
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

.اشکالی نداره، حالت خوب میشه

.باشه؟ اون اهریمن کل اون خانواده بی‌گناه رو نابود کرد

.من چطوری قراره خوب باشم؟ یاد می‌گیری

،اگه اون اهریمن هر جایی از اون کتاب باشه

.کَله‌ش رو به دیوار می‌کوبم

.اون بچه‌های بیچاره

.خیلی ترسیده بودن

.من دردشون رو حس می‌کردم

.باشه، شاید بتونی دردشون رو کمی کمتر حس کنی، فیبی

.یادت باشه، اون الان یک حس‌خوان شده

.من می‌دونم قدرت‌هاش چی هستن

.باشه، فکر کنم یکم خواهرانه با هم بودن لازمه، برای همه‌مون اینجا

!من چایی میارم. نه

اون اهریمن رو دیدی؟

اون دندون‌ها رو دیدی که مثل تیغ پرواز می‌کردن؟

.ما باید اون اهریمن رو بکشیم

.به خاطر بچه‌ها. هر شش تا بچه

.باشه، الان میریم سراغ کتاب، چایی بعداً

.گفتم بهت کارساز نیست. خب، تقصیر اونه

آخه کی تا حالا یه اهریمن با دندون‌های تیغ‌مانند پرنده دیده؟

...تقصیر من؟ من نبودم که بی‌گناه‌ها رو

!تبدیل به خانواده ون تراپ کردم. نکردم

.کردی! بس کن

.تقصیر منه که با شما دو تا راه افتادم

.ما می‌تونیم شبیه خواهران جادوگر باشیم ولی راستش رو بخوایم، بازیمون افتضاحه

.اگه کتاب سایه‌ها رو می‌خوایم، باید تبدیل به اونا بشیم

.وقتشه طلسم سرقت هویتم رو امتحان کنیم

.عمراً! میان سراغمون. این یه مأموریت خودکشیه

.و خطرناک هم هست

خب که چی؟ می‌خوایم کل عمرمون کلاهبردار باشیم؟

...وقتشه بزرگ فکر کنیم و بزرگ فکر کردن یعنی

.کاری کنیم که کل دنیا باور کنن ما اوناییم

.من نمی‌خوام اونا باشم. من می‌خوام بد باشم

.من هم. بد بودن بهتره. پس با من باش

.چون وقتی کتاب رو بگیریم، قدرت‌هاشون رو می‌دزدیم

.و بعد قدرت سه نفره‌ی خودمون رو تشکیل می‌دیم

.و می‌دونی اون یعنی چی؟ نه

.ما خواهران شکست‌ناپذیر میشیم

فیبی، پیج، اون بالا هستین؟

.عطر بزنید، دخترا

اون کی خوابید؟

باشه، میشه همین که تکون خورد بهم زنگ بزنی؟

.باشه، ممنون

.جک، گروه تا یک ساعت دیگه میاد برای آماده‌سازی و تست صدا

.میشه ازشون مراقبت کنی؟ می‌خوام وقتی بچه‌م بیدار میشه خونه باشم

حتماً. هی. برای ناهار آماده‌ای؟

.فکر می‌کردم به جاش می‌تونم برات یه چیز محشر خونه درست کنم

.پایپر، هر مادر تازه‌ای به یکم وقت بزرگونه نیاز داره

.برای همین پرستار گرفتیم، درسته؟ درسته

.پس بریم

صدای ناله بود؟

پایپر! چی؟

.اون بارتندر جدیده داره نگاهت می‌کنه

داری میگی تو داری احساسی رو حس می‌کنی که اون نسبت به من داره؟

.آره، هنوز نمی‌تونم قدرت جدیدم رو کنترل کنم

.خیلی خب، کافیه. برو یه هوایی بخور، رفیق

.عجیبه. می‌دونم، وحشتناکه

.باید دفعه قبل که جیسون اینجا بود می‌دیدیش

.نمی‌تونستم خودم رو ازش دور نگه دارم

.نمی‌دونم آخر هفته چیکار کنم

جیسون دوباره از هنگ کنگ میاد؟

.وای، میگم اون پسره داره عاشقت میشه

.تو فکر می‌کنی؟ منم فکر می‌کنم. امیدوارم

.ولی تمام چیزی که حس می‌کنم این تمایل جنسی قوی نسبت به منه

و این چیز بدیه؟

.آره، اگه فقط همینو حس می‌کنه، چیز بدیه

.و اگه فقط همینو حس می‌کنه، الان می‌خوام بدونم که آسیب نبینم

خب، چرا نمی‌بریش یه رستوران

که نتونی از کنترل خارج بشی و از جیسون بپرسی چه حسی داره؟

.روش مستقیم. چقدر موذیانه‌ست

.و اگه اون کارساز نبود، ازش درباره آب و هوای هنگ کنگ بپرس

.نه. نه. ما دنبال اهریمن نیستیم

.ما داریم میریم ناهار

.هی، من بی‌منطق نیستم. بعد از ناهار هم می‌تونیم اهریمن شکار کنیم

.راستی، کسی لئو رو دیده؟ نه، من ندیدم

.منم ندیدم. اگه دیدی، بهم خبر بده

.شایعه شده که سرنخی داره کی اونو به والهالا فرستاده

.مطمئنم که اون خیلی چیز مهمیه ولی من یه سوال دیگه دارم

هیچ‌کدوم از شما دیشب کتاب رو روی زمین گذاشتین؟

.روی زمین؟ نه، من نذاشتم

کریس؟

.یه داستانی یادم میاد که اینطوری تو آینده شروع شد

.یکی دنبال کتاب بود. اهریمن‌ها همیشه دنبال کتابن

.چه خبر جدیدی؟ فکر کنم این دفعه می‌گیرنش

.باید این تهدید رو جدی بگیری. و به پیج بگو

.پیج کجاست؟ سر کار موقت جدیدشه

.هنوز تو اون فازه؟ اون فاز نیست، کریس

.این جستجوی اونه برای خوشبختی خارج از جادو

آره، ولی یه کار موقته. کی تو یه کار موقت خوشبختی پیدا می‌کنه؟

کمرت رو صاف کن. می‌خوای صبح از رختخواب بلند بشی؟

.کمر صاف. اوکی

.نه، نه، ببین. دستت رو دراز نکن. بذار اونا بیان سمتت

.باشه

.بیخیال. خط رو حرکت بده

باشه. راستی، چقدره اینجا کار می‌کنی؟

.هشت سال و دو تا دیسک کمر

نمی‌دونستی تو این کار چی در انتظارته، نه؟

.نه، نمی‌تونم بگم می‌دونستم. ولی جالبه

.می‌دونی، می‌تونم با دستام کار کنم و یه جورایی مثل طبیعته

.و از همه بهتر، هیچ جادویی نیست

!ماژیک، ماژیک جادویی... من دیوانه... دیوانه وار حساسیت دارم

!اوه، نه

!مواظب باش

اینجا همه حالشون خوبه؟

.اون جون منو نجات داد

چیزی نبود. خیلی خب، همه

.یه بیست دقیقه استراحت کنید تا بتونیم اینجا یه بررسی ایمنی انجام بدیم

.این سومین حادثه این ماهه

.فکر کنم این مکان نفرین شده‌ست. نفرین شده

.فکر کنم من نفرین شدم

.از اینجا نمی‌تونم بفهمم کسی خونه‌ست یا نه

،اگه قدرت‌های پایپر رو به دست بیارم

.اولین کاری که می‌کنم اینه که این خطوط ناخواسته صورتمو منجمد کنم

.من بزرگترم، قدرت‌های پایپر رو من می‌گیرم. تو قدرت‌های پیج رو می‌گیری

.خب، در اون صورت شاید این لکه رو با اورب کردن از بین ببرم

کسی غذای بیرون‌بر برای کشیک نمی‌خواد؟

.تنها چیزی که خواستم یه گوی پیشگویی بود

،فقط به خاطر اینکه صاحبان اینجا رو کشتیم

.به این معنی نیست که باید بذاریم غذاشون هدر بره

.دیدم را از طریق سیاه‌ترین صفرا به من بده، چهره‌هایی را که از آن‌ها متنفرم به من نشان بده

.پایپر تنها کسیه که الان خونه‌ست

.برای اینکه طلسمم کار کنه، به هر سه خواهر با هم نیاز داریم

.اون با بچه‌ست. دیگه نمی‌تونم صبر کنم تا اون چیز رو با اورب کردن بندازم توی آتشفشان

.به عنوان بچه کوچیک خانواده می‌ترسم که من اورب کردن رو انجام بدم

.ما قدرت‌هامون رو با *خواهری* می‌گیریم. اون "قدمت"ـه، مارگو

.و این منصفانه نیست. من قدرت پیج رو می‌خواستم

.با من از انصاف حرف نزن. من همیشه در بچگی کمتر نصیبم می‌شد

.و معمولاً دو سال از مد عقب بودم

.قدرت‌های فیبی هیچ ایرادی نداره، میتزی

.تو می‌تونی معلق بشی. آره، شش فوت در هوا

.مارگو داره دور دنیا اورب می‌کنه

.من کارت پستال می‌فرستم

.یادت نره، تو قدرت پیشگویی و همزادپنداری رو هم داری

.انگار که برام مهمه چه بلایی سر مردم میاد یا چه حسی دارن

.شاید باید اهمیت بدی، به جای این نگرش "من، من، من" همیشگی

!اگه دست برنداری، دندوناتو میریزما

کافیه! شما دو تا چتونه؟

.ما خیلی زیاد زحمت کشیدیم که الان بذاریم همه چیز از هم بپاشه

سلام، شما بانوی خونه هستید؟

.برو گمشو

.این بزرگترین کلاهبرداری زندگی ماست

.اگه این کار رو درست انجام ندیم، تا ابد دو تا حقه باز جادویی بی‌ارزش می‌مونیم

این چیزیه که می‌خوای؟

.اما شما کِلِبلی 3000 شگفت‌انگیز جدید رو ندیدید

.فقط برو داخل. باشه، باشه

.راز خواهران جادویی در خواهرانه بودنشون نهفته‌ست. قدرت سه

.خب، حدس بزن چی شد. ما هم خواهرانه خودمون رو داریم

.قدرت سه خودمون رو، همینجا

.اگه بتونیم همینطور با هم بمونیم، می‌تونیم همه چیز رو داشته باشیم

.تا وقتی که کِلِبلی 3000 رو نداشته باشی، هیچ وقت همه چیز رو نخواهی داشت

بهت میگم این بچه قراره زندگیتو عوض کنه

پس کی با منه؟

.متاسفم، عزیزم

.اوه، منم همینطور

.هر جا بخوای، با اورب کردن می‌برمت

.این بهتر شد

.حالا بیا راحت لم بدیم تا وقتی که اون دو تای دیگه برگردن خونه

.خیلی خب، ببین، مامانی امتحانش می‌کنه

!چقدر وحشتناکه! وای، این چقدر وحشتناکه

.لئو، اینجا چی کار می‌کنی؟ تو نباید اینجا باشی

.دنبال کریس می‌گشتم. شنیدم سراغ منو می‌گرفته

.آره، می‌گرفت. فکر می‌کنه تو کسی رو پیدا کردی که تو رو به والهالا فرستاد

واقعاً؟

.ولی اون اینجا نیست

...اما حتی اگه بود، منظورم اینه که، چرا نمی‌تونی از قدرت‌های "الدر"ت استفاده کنی که حس کنی

مثل کاری که با حس کردن من اینجا انجام دادی، با...؟

.متاسفم

.بابت دلتنگی برای پسرت؟ اشکالی نداره

.به عنوان یه "الدر"، من هر دقیقه مراقبشم

.ولی فرق می‌کنه، می‌دونی

.وقتی خوابه، بعضی وقتا با اورب کردن میرم توی اتاق کودک فقط برای اینکه بغلش کنم

.آره. آره

.پایپر، خونه‌ای؟ نباید میومدم

عزیزم. رفیق، گِرمین‌ها هستن

.توی کارخونه بسته‌بندی میوه

.و من تنها کسی هستم که می‌تونم جلوی آسیب جدی در محیط کار رو بگیرم

.این چیزی نبود که من برنامه‌ریزی کرده بودم

.با گفتن "کارخونه بسته‌بندی میوه" دیگه حواسمو از دست دادی

.این کار موقت جدیدمه

.همش دارم سعی می‌کنم زندگی‌ای دور از جادو پیدا کنم

.و فقط جادو، جادو، جادو، همه جا نصیبم میشه

.اوه، نگران نباش، رفیق کوچولو. نمی‌ذارم گرمین‌ها بهت آسیب برسونن

.اشکالی نداره، فکر کنم اون فقط دلش برای باباش تنگ شده

.میرم بالا و دفتر سایه‌ها رو چک می‌کنم

.و ببینم در مورد گرفتن و کنترل گرمین‌ها چی گفته

دیشب کتاب رو روی زمین گذاشتی؟

نه، چرا؟

.نمی‌دونم، احتمالاً چیزی نیست

.فقط حواست باشه. کریس گفت شاید کسی دنبالش باشه

.هر هفته مردم دنبالشن

.تو خوبی، تو خوبی

.بچه‌های بدقلق به هوای تازه نیاز دارن

.اوه، فکر خوبیه. میرم ژاکتمو بیارم

.مزخرفه. بذار من پسربچه رو برای قدم زدن ببرم

.خیلی خب

.فقط برای اون گوش‌ها یه کلاه یادت نره

.من همیشه بچه رو گرم نگه می‌دارم

.منظورم مال تو بود

.تو واقعاً رو دور شانسی، عزیزم

.ستون مشاوره‌ات هیچ وقت اینقدر افشاگرانه نبوده

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left