Las primeras 200 líneas.
'...کاسه کوزتو جمع کن و برو'
'.انگاري خيس شدي'
'.ممنونم'
'.خوشگل شدي'
'!هي... کي بهت اجازه داده با اين حرف بزني؟'
'ميدوني که من قبلاً بهش اخطارِ قرمز دادم؟'
'!نه، وايسا'
!تو اونو بوسيدي؟
!صداتو بيار پائين
!!ولي اين عاليه... سوکوشي
!هيچم عالي نبود !بدترين چيزِ ممکن بود
!مگه از اون کسي که بوسيدت خوشت نمياد؟
!امکان نداره من از اون خوشم بياد
پس اونيکه بوسيديش هانازاوا رويي نبود؟
...اين خيلي بده
ولي چرا؟
چرا کسيکه تو رو به چشم دشمنش ميبينه بايد ببوسدت؟
تو فکر نميکني ايشون ميخواسته اون خانم رو تو يه پوزيشِنِ عاشقانه ماچ کنه؟
!چرت و پرت نگو، اصلاً اينطور نيست
اين خيلي عجيبه که هردوتون افتادين و لبهاتون خورد به هم... اينکه يه سکانس کارتوني نيست، ميدوني؟
خب پس داري ميگي من از قصد اون بچه گدا رو بوسيدم؟
!واقعاً غيرممکنه
...خانم اوکامي
واسه چي؟
اينکه اولين بوسه ات با کسي باشه !که تو دنيا از همه بيشتر ازش متنفري
!همين تا آخر عمرت مثل خوره روحت رو ميخوره
...نــه
اولين بوسه ات توسط کسي که .ازش متنفر بودي دزديده شد
.وايسين خانم اوکامي
ضمناً اولين بوسه ات جلو چشمِ مردي !بوده که تو دنيا از همه بيشتر دوستش داري
چرا همش داري سعي ميکنين با حرفاتون سوکوشي رو اذيت کنين؟
...خب
طعمِ اولين بوسه چطوري بود؟
!اون اولين بوسه ي من نبود
ولي تا اونجايي که من ميدونم !اولين بوسه ات بود
!اشتباه ميکني
طبقِ معمول سوکاسا اينکار رو هم !!مثلِ مردمِ عادي انجام نداد
!شماها که همه چيز رو درباره ي من نميدونين
پس کِي اينکارو کردي؟
هان؟
،اگه اولين بوسه ات ديروز نبود پس کِي بوده؟
هان؟
...هممم... بذار فکر کنم
دو روز پيش؟
...آآآآه .خدايا ديگه هيچوقت نميتونم به راه پله ي اضطراري برگردم
...سوکوشي، فکر ميکنم الان بري پيشش
!و اعتراف کني
چي؟
...با اينکه اين اتفاق افتاده"
!ولي بازم خيلي از تو خوشم مياد
"!چشمم فقط دنبالِ توئه
!نميتونم همچين چيزايي رو بگم
...از اون گذشته
.اون خودش با شيزوکاست
...اگه احساسي که تو دلته رو بهش نگي
...ميخواي وايسي و ببيني عشقت اينجوري
پرپر ميزنه و محو ميشه؟
...آره، ولي
منکه خيلي به اينکه شما دو نفر .با هم باشين اميد دارم
".خوشگل شدي"
".خوشگل شدي"
.اون اينو بهم گفت
چي؟
...هانازاوا رويي
...بعد از انکه لباسامو عوض کردم
.بهم گفت خوشگل شدي
جدي ميگي؟
شاهزاده ي روياهات اينو گفت سوکوشي؟
هانازاوا رويي اينو گفت؟
!با رويي حرف نميزنم
.اين حرفو نزن ديگه، ببخشش
.اگه ازم عذرخواهي کنه ميبخشمش
ببين، اگه رويي کنارمون نباشه .هيچ کاري ازمون ساخته نيست
!اصلاً هم اينطور نيست
.بود و نبودِ رويي واسم فرقي نداره
.اينقدر قضيه رو کشش نده
!تو بايد با سوکاسا آشتي کني
.اين اواخر خيلي بي ملاحظه شده
.شايد واقعاً شخصيتش اينجوريه
...چيزي که عصبانيم ميکنه اينه که
،با تو خيلي بد صحبت کرد .و بخاطر همين نميبخشمش
....ولي
...وقتي سوکاسا و سوکوشي همديگه رو بوسيدن
از دست سوکاسا عصباني نشدي؟
چي؟
...تو از اون دختره خوشت مياد
.ميدونم
!بعداً ميبينمت
...اون تو راهي که داره ميره خيلي مصممه
.و چشماي پاک و ساده اي داره
.درست همونيه که ميخواستم
هان؟
اون ماکينو سوکوشيه؟
ميخواي وايسي سوکاسا؟
ايچيگو ايچيه... ميدوني؟ *.ايچيگو ايچي: يک فرصت يک اتفاق* *يعني از فرصتي که پيش آمده استفاده کن*
چي؟
،انقدر چرت و پرت نگين !معلومه که ماشينو نگه نميداريم
!مات
!آره
.بذار تو زندگيت مهم باشه
حالا بالاخره ميتوني بدون هيچ ترديدي .جوري که دوست داري زندگي کني
...عجيبه
هوم؟
...از احساسِ من خبر داري و بازم
با حرفات ميخواي منو بفرستي .سمتِ يکي ديگه
...رويي
نميدوني؟
معنيِ بدون ترديد زندگي کردن چيه؟
.من معنيشو نميدونم
!رويي
!واي خدا
!رويي! وايسا
!رويي
...ميدوني، من
.بزودي برميگردم فرانسه
براي اينکه درست زندگي کني، بايد بتوني .رو پاي خودت وايسي و قوي باشي
.واسه همين تصميم گرفتم برگردم فرانسه
.بخاطرِ رويام که يه وکيل بين المللي شدنه
.من کمپانيِ توئودو رو پس زدم
...نه بعنوانِ وارثِ کمپانيِ توئودو
...بلکه بعنوانِ يه انسان
.ميخوام زندگيمو از صفر تو فرانسه شروع کنم
.:.:.پسـرانِ بـهتر از گـل.:.:. *قسمت سوم*
:بازيگران
ماکينو سوکوشي..........اينو مائو
دوموجي سوکاسا.............ماتسوموتو جون
هانازاوا رويي............اوگوري شون
نيشکادو سوجيرو..............ماتسودا شوتا
ميماساکا آکيرا..............آبه سويوشي
فيلم باران تقديم ميکند www . baranmovie . tv
ترجمه: آزاده azadeh . mz1365 @ yahoo . com
...خيلي خب، بعدي
"سِنزاي ايچيگو" *يه چيز تو مايه هاي شانس يه بار در خونه رو ميزنه*
آره، مطمئنم اين تو امتحانِ .پايانِ ترم مياد
سنزاي ايچيگو ديگه آره؟
!فهميدم
يعني يه کاسه محلول پاک کننده واسه !شستنِ لباسا خوبه *سِن: رخت چرک، زاي: محلول پاک کننده، ايچي: يک، گو: خوب*
درسته؟
...آره
!يه کاسه محلول پاک کننده براي شستن لباسا
!اشتباهه
چي؟ پس جواب درستش چيه؟
يعني هر اتفاقي فقط يه بار تو زندگي مي افته !پس بهترين رو انتخاب کن
.اينجوري
...مثلاً
،يه پسري رو خيلي خيلي دوست داري ...ولي نميتوني هيچ کاري انجام بدي
و يهويي دوست دخترش باهاش بهم ميزنه !و پسره آزاد ميشه
،اين يعني سنزاي ايچيگو .يعني از فرصتي که پيش اومده استفاده کن
آهان، که اينطور پس خودتم از همين فرصت استفاده کردي؟
.غذامو خوردم
هان؟ سوکوشي چيزِ ديگه اي نميخوري؟
...خب
.راستش ديگه سير شدم
.منم غذامو خوردم
سوسومو، تو چرا کنار کشيدي؟
...راستش من
!!!از سيريِ زياد شير شدم
!سوسومو، شوخيِ جالبي بود
شک ندارم با اينهمه شايستگيت !تو آزمون ورودي دبيرستان پذيرفته ميشي
!فکر ميکنم عاشق شده
چي؟
...بعد از اون روز
از روزِ مهموني به اينور !رفتارش عجيب غريب شده
!شايد عاشق يکي از اون بچه پولدارا شده
.شايد نگران تفاوت طبقاتيمونه
.قضيه جديه
.اون واقعاً عاشق يکي از اون بچه پولدارا شده
اين همون سنزاي ايچيگو نيست؟
!نه، اين يعني بخت بهمون رو کرده
اين واقعاً "سنزاي ايچيگوئه"؟
...با اينکه سانجو ساکاراکو مدرسه رو ترک کرده
!تو هنوزم به اومدن اصرار داري
...آررره
هان؟
!به نظر ميرسه از اين مدرسه رفته
چي؟
...با اينکه تقصير تو بود
!اونقدر پررو هستي که بازم به اين مدرسه مياي
.مطمئنم که نميخوام به مدرسه برگردم
.معذرت ميخوام .تقصير من بود
.نه
.سوکوشي چان
راسته که ميگن تو مهموني دوموجي رو بوسيدي؟
بوس چيه؟ !فقط يه اتفاق بود
.ولي، طوري نيست
!چون ديگه الان مثل قبل قلدري نميکنن
...ساکاراکو
!من هميشه طرفِ تو هستم
،هر وقت احساس تنهايي کردي .باهام تماس بگير
.ميبينمت
...اگه سريع برنگردم خيلي بد ميشه
!اي بابا، چه شانسي دارم
!اوه
تويي؟
!چه تصادفي
ماشينتو اينجا نگه داشتي، خيابونو !رو بند آوردي
چرا کلاسو پيچوندي و گرخيدي؟
!به تو ربطي نداره
هان؟
...اوني که کلاسا رو ميپيچونه تويي
No comments yet. Be the first to leave one.