Las primeras 200 líneas.
...باشه، جِیک، خب بیا
.یه کم گاز بده
.و اون ترمز بود
.میدونم، بابا، ولی خودت گفتی مراقب باشم
.با ماشینت. تو جاده
.ما هنوز از حیاط هم بیرون نرفتیم
.حالا، یالا. نشون بده این خوشگله چیکار میکنه
.چیکار میکنی؟ این فایده نداره
.من نیازی نیست رانندگی یاد بگیرم
این چه حرفیه؟
چطوری میخوای بری مدرسه؟
.با اتوبوس میرم. اتوبوس رو دوست دارم
بعد از مدرسه، رفتن پیش دوستات چی؟
.من تو دیسکورد وقت میگذرونم
کجا؟
.آنلا... ببین، بابا، بیخیال
.گوش کن، جِیک، میدونم دنیا داره عوض میشه
.و من همیشه نمیفهمم چی به چیه
.ولی بهم اعتماد کن، بعضی چیزها هیچوقت عوض نمیشن
.دیر یا زود بالاخره باید رانندگی کنی
این دیگه چه کوفتیه؟
داری مسخرهام میکنی؟
.تو همینجا بمون
.هِی، مرد. باید خسارتها رو پرداخت کنی
!برو عقب. وَوو، بابا
.از ماشین فاصله بگیر. بیخیال. فکر کن هیچی نگفتم
صبر کن. چیکار میکنی؟
!پسرم رو اذیت نکن! یا ماشینم رو
!برو
...صبر کن. این دیگه چه
!چیکار میکنی؟! صبر کن، صبر کـ... صبر کن
!هِی
!جِیک! نه
!جِیک! جِیک
!جِیک
...و بعد اگه یکم پایینتر تو صفحه رو بخونی
...میبینی که پزشکی قانونی آسیب شدید
.به استخوان پسسری رو ثبت کرده
...خب، تو یه تصادف از روبرو، چرا باید یه آسیب دیدگی باشه
پشت سرش؟
.میدونم، خب، کمربند ایمنی اون موقعها زیاد مرسوم نبود
.ولی حتی اونم نمیتونه همچین آسیبی رو توجیه کنه
...پس، امیدوارم بتونی بفهمی چرا فکر کردم وقتش رسیده بود
.این رو بهت نشون بدم
.تو فکر میکنی مادرم به قتل رسیده
.این مسئله کلی سؤال به وجود میاره
...برای اینکه به جواب برسیم، ممکنه لازم باشه بریم سراغ
.مرحله بعدی
.باید نبش قبر مادرت رو انجام بدیم
.البته با اجازه خودت
.نمیفهمم
...خب، من باید جسدش رو ببینم تا بتونم تأیید کنم
!این جراحات رو، و بعد... نه، نه، جیمی
.چیزی که من نمیفهمم اینه که چرا اصلاً داریم در مورد این حرف میزنیم
...الان من نمیفهمم. من ازت خواستم
.قبر مادرم رو پیدا کنی. همین
.نه اینکه گواهی فوتش رو پیدا کنی
...یا گزارش پزشکی قانونی رو. و مطمئناً من
.ازت نخواستم اینو تبدیل به یه پرونده فدرال کنی
.و با کل تیم به اشتراک بذاریش
...خب، نه، معلومه که نخواستی، ولی من... من فقط دیدم
...همه این مغایرتها رو، و بعد کاری رو کردم
!که دکتر مالارد بهم یاد داده بود. نه. نه، نه، نه
.داکی رو بخاطر این سرزنش نکن
.بهت گفتم دنبال یه نتیجهگیری بودم
.این دقیقاً برعکس اونه
.من میخواستم یه زخم قدیمی رو ببندم نه اینکه یه زخم جدید باز کنم
.خیلی متاسفم
...منظورم این نبود که... فقط فکر کردم
.که تو دنبال جواب باشی. خب، این مادرت بود
.تو مادرم رو نمیشناختی و اگه میشناختی، میفهمیدی
.من اینجور جوابها رو نمیخوام
.هیچ چیز خوبی از این درنمیاد
.باشه، یه پرونده داریم
.وسایلم رو برمیدارم. زحمت نکش
.تو رو تو این پرونده نمیخوایم
...این چه جور عملیات لعنتیه
که نیروی دریایی داره انجام میده؟
شما به اندازه کافی جنگ واسه جنگیدن اونور آب ندارین؟
واسه همین باید به برادویو تِرِس حمله کنید؟
...آقای لارسون، میفهمم که عصبانی هستید
.ولی ما به کمک شما برای پیدا کردن پسرتون نیاز داریم
جیکوب گوشیای داره که بتونیم ردش رو بزنیم؟
.آره، ولی بهش گفتم تو خونه بذاره
.موقع درس رانندگی
ماشینش چی؟ جیپیاس داره؟
.یه موستانگ مدل ۷۳ هست
...کسی رو میشناسی
که دلیلی برای دزدیدن پسرت داشته باشه؟
.چی؟ نه
.نه، این آدمربایی نبود. این ماشینربایی بود
...فکر میکنی این یارو همه این کارها رو کرده
فقط برای اینکه موستانگ تو رو بدست بیاره؟
.نگاش کن. یه اثر هنریه
میدونی چند تا پیشنهاد بهم شده که بخرنش ازم؟
.هیچوقت نمیفروشمش
.شارلین برام مثل دخترمه. اممم
.آه، فقط یه لقبه
شماها کشتیها رو نامگذاری میکنید، درسته؟
...آره، خب. میدونی، چطوره که ما
برگرد پیش بچهی دیگت
اوه
زنم بود
لطفاً... لطفاً پسرم رو پیدا کنید
الو؟ شارلین، آره؟
پلیس ایالتی داره پستهای بازرسی رو اداره میکنه
و هر اتوبان توی شعاع ۲۰ مایلی
...همه دنبال یه چتربازن. باشه، خب
...شما چی فکر میکنید؟ دنبال کی هستیم؟ نمیدونم، اگه از من میپرسی
یکی که زیادی فیلمهای تام کروز رو دیده
منتها، خب، مَوِریک نیست
...کینگفیشره. چترباز
کد شناسایی؟ تو دیتابیسمون سرچ کردم
اسم واقعیش برگشت
ستوان مکس وینگر. اون یکی از «لیپ فراگز»ه
...من فکر کردم کینگفیشره. «لیپ فراگز» تیم
نمایش چتربازی نیروی دریاییه
اونا برای غیرنظامیها نمایش اجرا میکنن
میدونی، بازیهای فوتبال، نمایشهای هوایی
این آقا قبل از ۸ صبح روی زمین بوده
یکم زود برای نمایش
...با فرماندهش صحبت کردم. ظاهراً
«لیپ فراگز» امروز صبح یه پرش تمرینی از "تراپنل" داشتن
گفت وینگر وسط هوا از تیمش جدا شده
بدون اخطار، بدون توضیح
...واقعاً فکر نمیکنیم
همه این کارا رو فقط برای دزدیدن یه ماشین کرده باشه، نه؟
خب، اگه کرده باشه، تو دزدیدن ماشین افتضاحه
داره میاد. داره میاد، داره میاد. این دیگه چیه؟
!وایستا
!وایستا! وایستا! هی! وایستا! وایستا! هی
!مأموران فدرال
!جیک! عزیزم
!برو عقب. NCIS
!از ماشین بیا بیرون! دستا بالا
فقط منم. تنهام
اوه، خدا رو شکر
خدا رو شکر. خیلی نگران بودم
وایسا. این یه خراشه؟
...چه بلایی سرت اومده؟ اه
مهمتر اینکه، مردی که دزدیدت کجاست؟
من... من پیادش کردم
حدس میزنم فقط به یه ماشین احتیاج داشت
بیا اینجا
...پس میگید این آقا ۱۵ هزار فوت سقوط کرده
یه ماشین دزدیده، فقط برای اینکه به خونه خودش برسه؟
چی؟ گاز رو روشن گذاشته بود؟
دقیقاً نه. وقتی رسیدیم خونه، یه جسد پیدا کردیم
سروان دیوید کروز، نیروی دریایی
سه گلوله بهش خورده بود. ما سه پوکه پیدا کردیم
و یه اسلحه تو صحنه
نیروی دریایی میگه به «لیپ فراگ» ما تعلق داشته
...پس شما فکر میکنید ستوان وینگر
تیرانداز بوده. اینطور به نظر میاد
اما تا ما رسیدیم، خیلی وقت بود که رفته بود
...ما یه اعلامیه جستجو پخش کردیم، اما
وینگر یه کماندوی دریایی (SEAL) با آموزش بالاست
میدونی، فکر کردم این اسم آشناست
وینگر توسط طالبان اسیر نشد؟
موقع خروج از افغانستان؟ درسته
اونا بیشتر از دو سال نگهش داشتن. درسته
تا اینکه وزارت امور خارجه برای بازگشتش مذاکره کرد
دسامبر گذشته
این مرد یه قهرمان جنگه
آره. حالا اون قهرمان شبیه یه قاتل به نظر میاد
پس فکر میکنید چی باعث شد از کوره دربره؟
وینگر با قربانیش خدمت کرده بود؟ نه
هیچ نشونهای نیست که حتی همدیگه رو میشناختن
پس کروز تو خونه وینگر چه غلطی میکرد؟
این ممکنه سؤالی برای خانم وینگر باشه
جسد کروز رو تو اتاق خواب اصلی پیدا کردیم
پیراهنش بیرون بود
ملافهها به هم ریخته بود. هوم
...شاید خانم وینگر تنها شده بود و
...اون بالاخره فهمید. شاید توضیح بده چرا
اون اینقدر عجله داشت که برگرده خونه
...وای خدای من. - فکر میکنید
من دارم به شوهرم خیانت میکنم؟
من حتی وقتی این اتفاق افتاد خونه نبودم
من تو جلسه انجمن اولیا و مربیان مدرسه پسرم بودم
دهها شاهد هست
خانم وینگر، ما مدرک عدم حضور شما رو برای قتل زیر سوال نمیبریم
...داریم سعی میکنیم بفهمیم چرا سروان کروز
تو خونه شما بود. من این مرد رو تا حالا ندیدم
تو عمرم، چه برسه تو خونهام
حتماً داشت سعی میکرد از ما دزدی کنه و مکس جلوش رو گرفت
هیچ نشونهای از ورود به زور نبود
من شوهرم رو دوست دارم
وقتی باهاش ازدواج کردم یه پیمان مقدس بستم
و هرگز اونو نمیشکنم
و مکس هرگز کسی رو نمیکشه
مگر اینکه تهدیدی برای خودش یا ما باشن
اون برای محافظت از خانوادش هر کاری میکنه
خانم وینگر، شما و همسرتون هنوز با هم زندگی میکنید؟
وقتی خونهتون رو گشتیم
متوجه شدیم که تمام لباسهای شوهرتون گم شده
انگار از خونه رفته بود
...ما از وقتی که
از وقتی از افغانستان برگشت، مشکلات زیادی داشتیم
شما نمیتونید تصور کنید اونجا چی کشیده
No comments yet. Be the first to leave one.