Las primeras 200 líneas.
ژان کلود، پسر خوب. دیگه داریم میریم خونه.
مادهاس، جناب یونیکس؟
بله، مادهاس.
مشکل همینجاس. هی دلت میخواد نگاهشون کنی.
- خندهدار نیست. - آره، قطعش کن لئو.
چرا؟ خیلی یاد قدیما نمیندازتت؟
خب برگرد عصر حجر.
اینو ببین. کفبُر میشی.
مثلا اومدیم مهمونی. حرف دهنت رو بفهم، اینو هم قطع کن.
کار این جور فیلما، تحقیر کردن آدماس.
دلم براشون میسوزه.
نه، اینا که بازیگرای واقعی نیستن.
نه. شرکتکنندن.
کسی مجبورشون نمیکنه.
خیالم راحت شد.
- خداروشکر جاشون نیستم. - پخش زندهاس. جلوههای ویژهای در کار نیست.
به خاطر خطری که میکنن پول میگیرن.
باید به خاطر تمسخرا پول بگیرن.
- جیرجیرک سوخاری میخوری؟ - حتماً.
- جیرجیرک؟ - آره.
- خوشمزس؟ - همم.
- خوشمزس. - آره.
تا حالا به بازیگر شدن فکر کردی؟
فیزیک و هیبتش رو داری. مثل جذاب بودنت.
ممنون.
من خیلی خجالتیم.
بدم نمیاد، ولی نه تو این جور برنامهها.
- آهان. - نه، ممنون.
نه، مزخرفن. این برنامهها رو فقط واسه یونیکس درست میکنن.
خودم این رو بهت گفتم.
خب... آخرین کارت رو نشونم میدی؟
آره.
قرار شد تو خونه بمونی.
جیکت هم در نمیاد.
این روزا خیلی کم پیش میاد یه قفس کتاب پر از کتابای قدیمی باشه.
آره.
مال مادربزرگم بود.
بیا.
این دفتر احساساتمه.
هیچکس اجازه نداره بخونتش.
ولی میذارم یه نگاهی بهش بندازی.
- میبینی؟ - آره.
- چه فوقالعاده. - گوش کن.
«ما موجودات زنده
خود باید باور کنیم تا دیگران را به باور واداریم.»
قشنگه، نه؟ سارا برنارد گفته.
به قشنگی احساسات تو نیست. میدونی چرا؟
چون واقعین.
ببین.
- با یه خودنویس واقعی نوشتی؟ - آره.
- با جوهر؟ - آره، با جوهر.
نکته مهمش، مهارت
و ثباته.
به دیسیپلین نیاز داره.
کسی دیگه نمیتونه بنویسه.
امم... جادوییه، آلیس.
راستی... من نمایشگاهای هنری زیادی دارم.
- جدی؟ - آره.
دوست داری بذاریمش تو کریستال فوزیون؟
کریستال فوزیون؟
عاشقشم. نمایشگاه موردعلاقمه.
انگار دارم خواب میبینم!
«چه دستاوردی تو این دنیا بهتر از قدردانی از استعداد یه نفره؟»
از این که دیدمت...
خیلی خوشحال شدم.
اصلاً اونطوری نیستی که فکر میکردم.
نستور؟ نستور؟
برامون...
عطر چمن مون لاون پلنیتودی پخش کن.
بله، آلیس.
همم.
«بوی خوش درختان و گلها،
و آتش و سنگ به چه کارم میاد،
وقتی که بدون خانه
و عشق باشم؟»
- چه قشنگ. - همم.
ماییم.
ماییم!
نستور، در رو باز کن.
شرمنده، شوهر سابقمه.
- سر زده اومده. - پیغام برات نیومده؟
- علیک سلام. - ببخشید، اشتباه از من بود.
امشب میریم، واسه همین گفتم قند عسل رو یکم زودتر بیارم.
چهارده ساعت خودش یه روزه.
سلام، نینا. اگه مشق داری در خدمتم.
مونیک، من هفده سالمه. خودم میتونم بنویسم.
نینا! نینا، بیا اینجا.
با مکس آشنا شو. مکس، نینا.
وقتی تو هلند سیل اومده بود، به فرزندی گرفتیمش.
بچم فقط شیش ماهش بود.
- خوشبختم. - منم همینطور.
ویکتور، شوهر سابقم.
و...
منشیش.
من جنیفرم.
الان دیگه مدیرم، نه منشی ولی خب که چی؟
البته.
خب، بالاخره...
...ترفیع گرفتی.
- آره. - همم.
ویکتور، بفرمایین چایی، جیرجیرک سوخاری و تخممرغ آبپز.
خودم میارم مونیک، باشه؟ ممنون مونیک.
صاحبخونه منم.
خب، چایی، جیرجیرک سوخاری و تخممرغ آبپز داریم.
معلومه از موقع طلاقمون تاحالا خاموش روشنش نکردی،
واسه همین فکر میکنه تازه رسیدم خونه.
آره ولی کدهای خاموش روشنش رو با خودت بردی، یادت رفته؟
لااقل یکم تلاش کنین.
سعی کنین واسه یه بار هم که شده، انسان باشین.
شکاف در محدوده الکترونیکی
- نستور، پهپاد مراقبتی. - فعال شد، آلیس.
توبیه بابا! چیزی نیست. سگ همسایس.
ایــی!
بفرما.
طبق معمول ما تا یه ۲۴ ساعت، نمیبینمش.
«نمیبینیمش؟»
نمیبینیش
چون تا اون موقع، ما خیلی وقته که رفتیم، مگه نه عزیزدلم؟
- دورِ دور میشیم. - در رو باز کن نستور.
- اه، میکروبای آب دهنش میریزن رو زمین! - توبی ۶!
از اونجا بیا بیرون. بیا بیرون!
وای نه! تو گلخونه نه! تو گلخونه نه!
این توبی ۶ه یا توبی ۷؟
دیگه تعدادشون از دستم در رفته.
دوتاشون که رفتن زیر ماشین، یکیشون غرق شد، یکی دیگشون ماشین چمنزنی رو خورد.
همشون...
هر دفعه یه نژاد میگیرین؟
اوه، بدتر.
خیلی بدتر.
نستور!
توبی رو نشون بده.
توبی ۱ رو کلون کردن.
اینطوری اگه تصادف کنه یا پیر بشه، با یه کلون جایگزین میشه.
- حیف شد این روش رو بچهها کار نمیکنه. - چه بامزه.
خوشبختانه این کار قانونیه.
خب، تو فرانسه ما گیگا-پشتاواکسیم.
- خوش به حالتون. - توبی.
توبی، بیا اینجا. پسر خوشگلم!
- تام، توبیه. - دارم میام، نینا.
نه بابا! بچه ربات اولت رو نگه داشتی؟
پستونک برقیت رو هم؟
بهت کمک میکنم اتاقت رو تمیز کنی.
- توبی، بس کن! - بهت کمک میکنم اتاقت رو تمیز کنی.
بهت کمک میکنم... اتــاقــ...
ت-ت-تمیز کنی.
اه، بالا آورد!
استفراغ داره همهجا پخش میشه.
چی؟ چش شده؟
کلاً تعطیل شده.
چش شده؟ داره چه کار میکنه؟ گمشو، پیشته!
وای! وای! من آلرژی دارم! آلرژی دارم!
ایول. آفرین مکس. اکسپی۵ فانتوم.
دوربین ۲۴ کی، با قیمت ۸۰۰ بیدتول آلتیپلانو و حالا هم که فاتحش خونده شد.
- اکسپی۵؟ - بله.
- خب. معذرت میخوام. - نه نگران نباش.
پول اشتراکش با منه.
وای! تمیزکننده هاوارد وی۲. مگا-جمعکناواکس.
هدف در تیررس.
خیسوندن.
مکش.
ضدعفونی.
ممنون بابت توجهتون.
- همسایه... - فرانسوا.
وظیفه من اینه که تموم چیزایی که تا حالا...
...فرانسوا...
قرض گرفته و برنگردونده رو بگم.
یه کفگیر چوبی، سه یادآوری.
یه بطری مواد شوینده، چهار یادآوری.
بیخیال نستور! باز کن. فرانسواس.
کسی توبی من رو ندیده؟
اینجا آنتن دارین؟
حالت چطوره فرانسوا؟
باید یه سر و سامونی به حیاطت بدی. انگار چرنوبیله.
درست میگی.
کاکتوس سفارش داده بودم. از اون واقعیا.
مونیک باهاش مربا درست کرد. یه هفته مریض شدیم.
فرانسوای عزیز، بفرمایین چایی، جیرجیرک سرخ شده و تخممرغ آبپز.
- نه ممنون. - ممنون.
وای چه سورپرایزی!
خب، نگاش کن.
یه کت شلوار درخور لهجه مارسییت.
درست مثل بابات، فقط باکلاسی اون رو نداری.
همیشه خودش رو رمو حساب میکرد.
- جنیفر رو ندیدی. - سلام.
خب، جز خوبی چیزی ازت نشنیدم.
جوشای صورتت دیگه داره تموم میشه.
البته برمیگرده، بدتر از قبل.
ای بابا، اینجا هم که پیامام نمیره.
نمیتونم با لوییس حرف بزنم. تو ترافیک سنگین گیر افتاده.
- ترافیک سنگین چی؟ - چی؟
ترافیک سنگین دیگه. تو اخبار پُره.
No comments yet. Be the first to leave one.