Betting on Zero

Betting on Zero

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

Betting on Zero Blu-ray
Comentario por Ehsan753
i just upload it

Etiquetas

Blu-ray
blu-ray
Blu-Ray
Publicado el: 2019-06-01
Descargas: 40
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

ارائه‌ایی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.us

تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «Cj_Hasdam»

:تمامی فیلم‌ها و سریال‌ها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.us

‫این قراره که یکی از مهمترین کنفرانس هام باشه

‫که توی حرفه خودم تا بحال داشتم

‫خب قراره که ‫با انتظارات مردم که بالا رفته چه کار کنید؟

‫قراره که چه چیزی یاد بگیریم؟

‫شما قراره که یاد بگیرید که چرا شرکت هربالایف داره سقوط میکنه

‫و این ‫یه بیانیه بسیار قویه

‫ولی این یه تقلب بزرگه از نظر مقیاس ‫توی کشورایی که تو این ماجرا هستن

‫به مردم آسیب میزنه

‫و همینک ما به مدیر عامل شرکت هربالایف میپیوندیم

‫الان میان رو سن

‫اول از همه ‫دوستان

‫این در مورد ‫روش کار هربالایف نیست.

‫این در مورد نحوه ی کار بیل آکمن ‫هستش.

‫این دستکاری توی بازار ‫حسابی سرو صدا کرده

‫ما یک شرکت هرمی نیستیم ‫این یک اتهام ساختگیه

‫این شرکت یک شرکت کاملا قانونی و مشروعه

‫سابقه کاری ما ‫به 32 سال میرسه

‫میلیون ها مشتری ‫از سرتاسر جهان

‫آقای آکرمن داره کاری میکنه که مردم میگن

‫ایالت متحده آمریکا جای بهتری خواهد شد اگر شرکت هربالایف منحل بشه

‫بله ایالت متحده جای بهتری میشه اگر ‫آقای اکرمن بره پی کار خودش

‫خوبه. حال شما چطوره؟

‫میخواین شمارش معکوس باشه؟

‫میخواین که ساعت بزاریم براتون یا اینکه ‫براتون شمارش معکوس بزاریم؟

‫منطورتون چیه؟

‫-ما یه زمان برای کسی که صحبت میکنه در نظر میگیریم ‫-زمانی که داره در مورد موضوعش صحبت میکنه

‫نه شمارش معکوس نمیخوام همون ساعت عادی بزارین

‫-میخواین که از صفر شروع بشه؟ ‫-آره

‫انجام میشه. ممنونم آقا.

‫این شرکت ‫بطور واضح شکه شده

‫اونا میدونن که واقعا شکه شدیم

‫اونا میگن که یعنی بیل میگه که ‫شرکت هربالایف در حال روبرو شدن

‫با یک حمله بی سابقست

‫چون داره برای حفاظت از ‫حساب های میلیون دلاریتون

‫توی ذخایر هربالایف دستکاری میکنه ‫که به صفر برسونتشون

‫به نظر میرسه که تمام وال استیریت ‫ضد شما هستن

‫آکمن یه دروغ گویه محضه

‫شما مردمو با پایین آوردن ذخایر شرکت ‫به وحشت انداختین

‫و حالا میگن که ‫چه مرد بزرگی!

‫شما هنوز فکر میکنید که سهام این شرکت ‫هیچی ارزش نداره؟

‫بله

‫این شرکت مثل غازی میمونه که تخم طلا گزاشته

‫و به شما اطمینان میدم ‫تا حالا یه غاز ندیدم که این همه تخم طلا بزاره

‫تو کل زندگیم همچین چیزی ندیدم

‫برای 2 سال مدیر عامل صندوق های تامینی شرکت هربالایف یعنی بیل آکمن

‫داشته یک کلاهبرداری بزرگ رو اداره میکرده

‫به طوری که توی شرط بندی هاش شرط میبسته که ‫شرکتش سقوط خواهد کرد

‫و این در حالی بود که قیمت ذخایر هربالایف ‫داشت به سمت صفر کاهش پیدا میکرد

‫سرمایه گزاران آقای آکرمن هم در میدان پرشینگ ‫برای خودشون پول به جیب میزدن

‫میخوام یه کاری کنی که قابل اعتماد جلوه کنم

‫-میخوای شبیه یه زامبی بشی؟ ‫-آفرین. خودشه

‫ما داریم پایتخت رو رو ‫برای بقیه اداره میکنیم

‫و بیشتر اوقات

‫سهام های شرکتای دیگرو میخریم و روشون کار میکنیم تا ‫ارزش سهاماشون بره بالا

‫ولی چند دفعه ‫توی کل تاریخ شده که

‫با یک سری شرکت روبرو بشیم ‫که فکر میکردیم برامون مشکل ایجاد میکنن

‫با کارای غیر قانونی که انجام میدادن،

‫و ما هم ‫علیه اون شرکتا سر کلی پول شرط میبستیم

‫خب شما چقدر سر هربالایف شرط بنی کردید؟

‫آه خب میشه گفت که ‫بیشتر از یک میلیون دلار

‫من از اون آدمایی هستم که وقتی موقع گریم میرسه میگن هرچی کمتر بهتر

‫-آره ‫-باشه

‫من قبلا هم یک سخنرانی بزرگ ‫برای مردم توی حرفه خودم انجام دادم

‫که توی شرکت ام بایا انجامش دادم

‫ما میگفتیم که یک شرکت درجه یک ‫مثل این کاملا ورشکسته بود

‫مردم هم فکر میکردن ‫که این اصلا با عقل جور در نمیاد

‫اون شرکت هم ما رو متهم کرد

‫متهم به شایعه پراکنی دروغ و اطلاع رسانی غلط ‫در مورد کار شرکتشون

‫هفت سال طول کشید که ‫حرفامون اثبات بشه

‫و در نهایت شرکت از هم پاشید ‫اونم موقعی که توی بحران مالی بود

‫و دلیل این بحران مالی هم زیر ‫کلی قرض و وام های رهنی گیر کردن بود

‫گزارشگری بنام ‫کیریستینا ریچارد

‫در تازه های خبری بلوم برگ ‫توجهش به این موضوع جلب شد

‫و در آخر هم باعث شد که ‫یه کتاب بنویسه

‫در مورد جنگ من با شرکت ام بایا ‫که اسم کتابشم بود ‫بازی اعتماد بنفس

‫بعدشم به یه ‫شرکت تحقیقاتی مستقل ملحق شد

‫تا تمرکزشو بزاره روی

‫پیزایی که شرکت های دیگه روشون شرط بندی میکنن

‫یه روز به من زنگ زد و گفت که بیل ‫فکر کنم که ام بایای بعدیرو پیدا کردم

‫سلام . من مایکل جانسون هستم

‫رییس و مدیر اجرایی ‫شرکت هربالایف

‫و باعث افتخارمه که ‫شمارو در سفرمون به هربالایف راهنمایی کنم

‫در سال 1980 موسس شرکت مارک هیوز ‫با یک رویا شروع کرد

‫که اون رویا ‫یک ایده بود برای تغذیه سالم برای مردم

‫برای مردم تا بتونن ‫سلامتیشون رو بهبود ببخشن

‫و همچنین بتونن ‫سبد اقتصادیشون رو مدیریت کنن

‫از طریق فرصتی که ایجاد شده بود تا ‫بتونن محصولاتمون رو مستقیما به کسان دیگر بفروشند

‫و فکر میکنیم که ‫این یک فرصت ویژه در صنعت ماست

‫هربالایف یک شرکت بازاریابی چند سطحی هستش

‫که این بدین معناست که شما میتونید از طریق فروش محصولات درآمد خودتون رو داشته باشید

‫ اگر شما یک سرپرست فروش یا چیزی بالاتر از اون باشید

‫و کسانی که شما برای فروش محصولات معرفی میکنید

‫چه مستقیم و چه غیر مستقیم

‫محصولات ما ‫مستقیما از طریق شما موجوده

‫و مستقل بودن شرکت ما ‫وابسته به پخش کننده شرکته

‫برای همین ما یه قانون داریم

‫و اونم اینه که ما از طریق خرده فروشی یا رسانه ها و یا ‫توی سایت های حراج محصولاتمون رو نمیفروشیم

‫اگر سطحی به این موضوع نگاه کنید

‫این شرکت یک شرکت ‫خیلی موفقیه

‫چون داره محصولات غذایی خودشو ‫با قیمت بالایی به فروش میرسونه

‫ولی اگر به دهه 80 برگردیم

‫سوالاتی بوجود اومده بود ‫مبنی بر اینکه ما چطور محصولاتو تولید میکنیم

‫وعده هایی که ‫در مورد تولید محصولات داده بودن

‫و البته ‫وعده هایی که در مورد کسب درآمد به مردم داده بودن

‫من واقعا متعهد شده بودم که کاری کنم این شرکت به کار خودش ادامه بده،

‫و مثل این بود که بگم ‫هر کاری میکنم که این شرکت روی پاهای خودش بایسته

‫هرچی بشه من انجامش میدم

‫من همیشه میام اینجا که ماهیگیری کنم

‫و همیشه یه همچین خونه ای با این منطقه سقوالجیشی میخواستم

‫که پله زیادی هم نداشته باشه

‫من توی هربالایف پولدارشدم ‫و در آخر هم چیزی که میخواستم خریدم

‫وقتی که از یه فراری پیاده میشم یا بنتلی یا هر چیز دیگه ای

‫مردم از خودشون بلافاصله سوال میکنن که این یارو شغلش چیه؟

‫و منم میگم که من ‫یه پخش کننده مستقل توی شرکت هربالایف هستم

‫و مردم هم کلی تعجب میکنن که من همچین شغلی دارم

‫این یکی از ایده ال ترین وضعیت های زندگیه

‫اواخر دهه نود شرکت به ما ‫سر هر بازه زمانی مشخص چیزی بالغ بر 15000 دلار یا بیشتر پرداخت میکرد

‫و همین الان هم ‫باورم نمیشه

‫روزی بیش از 8000 دلار

‫و سالی بیشتر از 3 میلیون دلار!

‫باور نکردنیه!

‫اگر بتونم انجامش بدم ‫یه ثروت کیچیک گیرم اومده

‫در واقع یه ثروت بزرگ ‫به همراه شرکت

‫همه میتونن.خیلی سادست

‫فکر میکنم که ‫اینا جعلیه

‫ولی همچنان ادامه داره ‫حتی بعد از چندین دهه هم ادامه داره...پس

‫به نظر میرسه که ‫با یه چیز جدی روبرو هستیم

‫که سرمایه گزاران خیابان استریت ‫میخوان که نگاهی به این موضوع بندازن

‫من مردد بودم

‫در مورد ‫هر کدوم از سرمایه گزاری ها که

‫میخواستیم انجام بدیم ‫چه طولانی مدت و چه کوتاه مدت

‫و اون موقع بود که یه دادگاه توی بلژیک ‫فهمید که هربالایف

‫یه شرکت هرمیه ‫تقریبا در سال 2011 این اتفاق افتاد

‫من فکر میکردم که یجورایی ‫یه توسعه جالب مادیه

‫و این چیزی بو که ‫به تحقیقات انگیزه داد

‫و این همون موقعیه که هر چقدر جلو رفته باشی ‫و بیشتر با موضوع سر و کله زده باشی

‫قضیه به تدریج جالب تر میشه

‫به حرفام کانلا توجه کنید ‫اصلا بنویسید چیزایی که میگم

‫شما امسال حداقل مبلغی بالغ بر ‫پنجاه هزار دلار کاسب میشید

‫این حداقا چیزیه که گیرتون میاد

‫توی سال دوم 125000 دلار میشه این مبلغ

‫و دوباره میگم ‫این حداقل اون چیزی هست که شما کسب میکنید

‫در سال 1986 ‫موسس شرکت هربالایف یعنی مارک هیوز

‫یک دستور از طرف ‫از طرف ایالت کالیفورنیا دریافت کرد

‫که اونا رو از ساخت محصول و ‫درامد زایی غیر مشروع منع میکرد

‫با این اوصاف شرکت به رشد خودش ادامه داد

‫اما 14 سال بعد ‫آقای هوجز رو داخل خونش مرده پیدا کردن

‫دلیل مرگ هم اوردوز ‫با استفاده از الکل و دارو های ضد استرس بود

‫و یه گروه از ‫سرمایه گزارای خصوصی

‫کنترل هربالایف رو بدست گرفتن

‫قبل از اینکه شرکت جزو ‫بورس جدید نیویورک لیست بشه

‫افراد شرکت در تلاش بودن و بالاخره ‫یک رهبر جدید پیدا کردن

‫مایکل او جانسون

‫جانسون توی ‫دیزنی بالا اومده بود

‫و میخواست که سرپرستی و ریاست جمهوری ‫دیزنی رو بگیره

‫نگاه تمام دنیا ‫روی شرکت هربالایفه

‫ما سریعتر . بهتر و ‫قویتر از همیشه خواهیم بود

‫بعنوان یک ورزشکار

‫شور جانسون برای تناسب اندام ‫کاملا مشخص بود و میشد که هدف شرکت رو از توی اون شور دید

‫توی هربالایف

‫رشد درامد ‫شگفت اوری داشت

‫ ارزش سهام شرکت از 1.3 میلیارد دلار به ‫ارزش 4.8 میلیرد دلار رسید توی همون 10 سال اول ورودش

‫اوه ما تازه داریم شروع میکنیم

‫این فقط یه سر سوزن از کارایی هستش که میتونیم انجام بدیم

‫ما هنوز توی بازار ها و جوامع بازاری نفوذ نکردیم

‫در هر نقطه نزدیک ‫به آنچه که ما میخوایم ببینید.

‫کار جانسون توی هربالایف خوب بود

‫توی سال 2011 اون تنها مدیر عاملی توی آمریکا بود ‫که بالاترین حقوقو گرفته

‫کل حقوقش اگر جمع بزنیم ‫میشه چیزی حدود 89.4 میلیون دلار

‫بازار مکزیک بالاتر از 30 درصد ‫آسیا و اقیانوسیه بالای 29 درصد

‫هند 121 درصد! ‫امریکای مرکزی و جنوبی 40 درصد

‫بنظر میرسه که این شرکت ‫محار ناپذیره

‫میدونید که پدر و مادر من ‫بزرگترین تاثیر رو توی زندگیم داشتن

‫و توی خونمون یه بازی بنام کمال و بی عیبی داشتیم

‫میدونید که اگر کار اشتباهی میکردیم ‫پای خودمون بود

‫فقط هیچوقت دروغ نگو

‫چون که اگر دروغ بگی اون اعتماد از بین میره

‫و فکر میکنم ‫کاری که ما اینجا انجام دادیم

‫ساخت یک بی عیبی و درستی توی شرکتمون بود

‫یه اعتماد دو طرفه بین مردم و محصولاتمون

‫و منم کسی باشم که توی خط مقدمه ‫که داره رهبری میکنه

‫خب من این مسئولیت رو قبول میکنم

‫جان دسی مون ‫اینجا پیش من نشسته

‫جان خوشحالم که می بینمت

‫ممنونم اسکات

‫توی این لحظه بیل آکمن و ‫بیش از 500 نفر دیگه

‫توی یه سالن نمایش ‫توی وسط شهر که داخل منهتن واقع شده قرار دارن

‫بیل داره آماده میشه که آخرین سخنرانیشو بده

‫و قراره زنده هم پخش بشه

‫اون طوری که خودش گفته قراره که ‫تقلب های شباور نکردنی که تو شرکت انجام میداده رو امروز افشا کنه

‫خب نظرتون چیه؟

‫خودت که میشناسیش ‫این دفعه اولش نیست

‫در واقع ‫الان 18 ماهه که کارش همینه

‫و همیشه هم پارس کردن از گاز گرفتن بهتره

‫آه خب اون ‫اظهارات ظالمانه زیادی داره

‫توی 18 ماه گذشته نزدیک 435 ‫اتهام داشته

‫هر کدوم هم آخرین و بزرگترینه ‫تا موقعی که معلوم میشه که نه واقعا نیست

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left