Las primeras 200 líneas.
بینالمللی
بری آلن
روز خوش. ممنون
شما هم همینطور
صبح بخیر. چی میل دارید؟
اون خانم مو فرفری کجاست؟ سارا؟
امروز مریضه. یا حداقل اینطوری گفت
یه دوستپسر جدید پیدا کرده
چطور میتونم کمکتون کنم؟
معمولاً یه سفارشی دارم
که منتظرمه، چون دیرم شده
سفارشتون سریه؟
کبز و م-ک-ع-پ روی نون بیگل
خب
کبز یعنی کره بادوم زمینی؟ آره
م - موز، ک - کشمش، ع - عسل و پ - پنیر
معلومه سوختوساز بدنت خیلی بالاست
مسابقه ماراتنی چیزی داری؟
خواهرم ماراتن میدوید. خدا بیامرزتش
نمرده. فقط جنازهست از خستگی
فهمیدیم شارون! دویدی دیگه
ولی الان سر کاریم
منم دیرم شده باید برم سر کار
ببخشید، ولی برای اون ساندویچ عجله دارم
یه ساندویچ خوب زود حاضر نمیشه پسر
آلفرد
آلفرد، دستم بنده
صبح بخیر، آقای آلن
نه، دیرم شده
گشنمه، اون فرفری هم نیست
اسمش ساراست و دوستپسرم داره
یه مشکلی توی بیمارستان عمومی گاتهام پیش اومده
یه سرقت که به جاهای باریک کشیده
آخه اول صبحه
بتمن نباید الان خواب باشه؟
به سوپرمن خبر بده
اولین چیزی بود که به ذهنم رسید
ولی اون سرش شلوغه
آتشفشان تو آمریکای مرکزی. - طبق معمول
دایانا چی؟
اون یکی اولین فکرم هم همین بود
ضایعست، ولی جواب نمیده
قبل اینکه یادت بیفته منم هستم چند تا «اولین فکر» دیگه داشتی؟
اون نیست
همیشه تویی. ساندویچ
درسم رو گرفتم
یه سال پیش توی اون قایق تفریحی
وقتی مست میکنه چرتوپرت زیاد میگه
در مورد دوستای مامانش حرف میزد
که زیاد ازش خوششون نمیاد
وای خدای من
فلش
سلام. ممنون. عاشقتم
تو هم لطف داری. وای خدا
بسه دیگه! الان از خوشحالی میمیرم
دارم وصلتون میکنم به آقای وین
تو رو خدا نه! ای بابا
شاید عجیب به نظر بیاد، ولی اون دسر رو میخوری؟
میشه پرتش کنی برای من؟
به خاطر عدالت. آره
بری، همین الان بهت نیاز دارم
سلام بروس. آره، من
دارم میام
فلش
شهر گاتهام، ۶.۵ کیلومتر تا بیمارستان
نه
نه، نه
آمبولانس
بروس، اینجا اوضاع خیلی خرابه
چرا اینجا نیستی؟
بروس، صدات طوری میاد که انگار داری دور میشی
پسر احمق فالکونی فیلش یاد هندوستان کرده و میخواد با گندهها دربیفته
یه باند راه انداخته و ریخته توی آزمایشگاه بیمارستان
یه ویروس مرگبار رو دزدیده
لوشون دادم، ولی تونستن جیم بشن
تو حواست به بیمارستان باشه
یکی باید دنیا رو نجات بده و اون آدم منم
البته اگه اجازه بدی
منطقی به نظر میاد بروس
بروس
«ممنون که نجاتم دادی، فلش.»
لولههای گاز و آب قطع شدن
توی زیرزمین
حله
رفتم
میتونی بازش کنی؟
قفله. گیر کرده
خدایا، باز نمیشه
تو رو خدا
آلفرد، من دیگه قبول کردم
که نظافتچیِ لیگ عدالتم
که خیلی ضایعست
ولی باهاش کنار اومدم
اما
نمیتونم نادیده بگیرم که
همیشه قرعهی تمیزکاریِ
گندکاریهای بتمن به نام من میخوره
از این طرف. حواستون باشه. آره
از هم جدا نشید. آره، میدونم
یواشتر
اوه! چی شده؟
اگه محاسباتم درست باشه
که تجربه نشون داده معمولاً هم درسته
پیِ ساختمون داره ول میکنه و ضلع شرقی الان فرومیریزه
اون بخش حالش خوبه. من اینجام
که خوبه، چون دارم سرعت کم میارم
هیچی نخوردم
شنیدی؟
صدای شکمم بود
نه، نه
ضلع شرقی داره میریزه
بری، طبقه سیام
بچهها
دارن از آسمون میبارن
سطح بحرانی
اسید
حداکثر انرژی
اسید
سگِ درمانگر
آقای آلن
باعث افتخارم شدی
و کلی از مادرا رو هم خوشحال کردی
بله
باشه
اینجور اتفاقات ضربههای روحی بدی به جا میذارن
حتماً از یه روانشناس حرفهای کمک بگیرید
راستش لیگ عدالت توی اینجور کارها زیاد تعریفی نداره
باور کنید
خدای من
دورش کن
اگه اون کیف بیفته تو آب
تا ظهر نصف گاتهام رو نابود میکنه
لعنتی... تو رو خدا منو بگیر
وای، نه! تو رو خدا نکن
نه
ببخشید دیر کردم
مراقب باش، جدول
سلام. سلام
لباس باحالیه
بهت میاد
مرسی
تو هم همینطور
خواهش میکنم
غرورم اجازه نمیده تشکر کنم
برای خودم یه دیوار
شکستناپذیری ساختم چون توی بچگی آسیب دیدم
منم توی بچگی آسیب دیدم
بتمن دیوونهست
کمند حقیقت... یه میلیارد دلار
هیچوقت برام تکراری نمیشه
شاید بهتر باشه کل پولم رو ببخشم
اگه فقر نباشه، جرم و جنایت هم نیست
میدونم رابطهی جنسی وجود داره
ولی خودم تا حالا تجربهش نکردم
لعنتی
خب
من دیگه باید برم
آره
همیشه باعث افتخاره
اون قضیه سکس یه استعاره بود
درباره ادبیات گوتیک
هیچجوره نمیشد ماسمالیش کرد
اصلاً بیخیال
دلم میخواست بیشتر بمونم و کمکت کنم
ولی ابرقهرمان به صبحانه نیاز داره
خداحافظ، فلش
آره، فعلاً بتمن
بسیار خب، آقای وین
برای صبحانه میاید خونه؟
آره، فکر کنم
به نابودی ختم میشه
بحث اون نیست
تو مهمی
باید دست از زندگی کردن توی گذشته برداری
به اندازه کافی سریع بود؟
صبح بخیر، استاد
ببین کی اینجاست
خفه شو آلبرت
هر روز! نمیدونم چطور این کارو میکنی بری
مگه سینه خیز میای؟
عصبانیه؟ اخراجت میکنه
میکشتت. نه، نه
بذار حدس بزنم
ساعتت زنگ نخورد
سگت ساعتت رو خورد
ساعتت کلیدات رو خورد
کلیدات رفتن مراسم ختم. مادربزرگشون فوت کرده
هیچکدوم. پس چی، بری؟
یه چیز دیگه بود
نه اونقدر چرتوپرت
جلسه رو از دست دادم
ولی این پروندهها نیاز به بازبینی دارن
سرسری ازشون رد شدیم
باید دوباره بازشون کنیم. سرسری؟
ما ۶ ماه عقبیم و تو میخوای بازم لفتش بدی؟
روی نتیجه تمرکز کن
کارتو میکنی، پرونده رو میبندی و میری سراغ بعدی
تو استعدادش رو داری بری
هنوز نباید برای من قهوه بیاری
آره، درسته
No comments yet. Be the first to leave one.