Las primeras 150 líneas.
دیگه نمیخوام
دوست پسرت باشم
...بعدش
وقتی ریوجی رو میبینم ، نمیتونم احساساتمو کنترل کنم
سر قسمت اخر
سر برداشت های امروز
دیالوگ هاتو یادت رفت، چیزیت شده؟
چی شده؟
اوه،هایاما، خیلی وقت شده که همو ندیدیم
سلام
هرجایی خواستی بشین
همون همیشگی؟
اون بچه حواس پرت، شیراساکی
حالش خوبه؟
انگار اصلا من و نشناخت
با اینکه تصادفی اومد اینجا
خوش اومدید، چی میخواید؟
چای اولانگ
عه؟ما قبلا همو دیدیم؟
فکر نکنم- اولین باره میای اینجا؟-
بله
یکم ناامید کنندس که نشناختم
ما ۲ سال تو یه کلوب بودیم
ممنون
هی
چی شده؟
ها؟
چی اذیتت کرده؟
اوه
چیزی اذیتم نمیکنه
درسته
من که نمیتونم آرومت کنم
اره
تنها کسی که میتونه آروممون کنه خودمونیم
این چیزیه که من فکر میکنم
انگار خودت نیستی
اه، خفه شو
اگه نمیتونم کمکی بکنم حداقل میتونم گوش بدم
...فقط
بازیگری دیگه برام جالب نیست
عجیبه، چیزیت شده؟
امم
هیچ وقت تو رو اینجوری ندیدم
خیلی وقته برنگشتم خونمون
دلم برای غذاهای محلی خودمون تنگ شده
بفرمایید- خوش اومدید-
دلم برای اون روزاییتنگ شده
که بازیگری رو شروع کردم
به خاطر یه دعوتانمه از کلوب فیلم
من خودمو توی صفحه نمایش بزرگ دیدم
و همون جا شیراساکی کون رو دیدم
چیزی عوض نشده
اون روزا گذشت
" با وجود جذابیتشون، حد خودشونو نگه داشتن"
"تاکومی به ریوجی خواهش می کنه"
سان ریوجی
میخوام برای آخرین بار باهات بخوابم
"تاکومی و ریوجی"
"لب هاشون رو روی هم گذاشتن تا احساساتشون رو تائید کنن"
و اونا""
"برای اولین بار، یکی شدن "
دارم سعی میکنم هایاماسان رو فراموش کنم
اما هنوزم دوسش دارم
و بدترم شده
چی کار کنم؟
یوکی، اونجایی ؟
یاماسه؟
!یوکی
!یوکی
هی- چی شده؟-
امروز روز مرخصیمونه
اره
بیا یه چیزی پیدا کنیم بخوریم
میتونم بیام تو؟
تو که همین الان اومدی
پس دروغ گفتی
جدی بودی؟
متاسفم، تقصیر من بود
بخشودنی نیست
واقعا اینقدر بد بودم؟
چایی آمادست
ممنون
برا چی اومدی؟
کار عجیبی نیست، خب ما یه کاپلیم
فقط برای یه مدت کوتاه
تاکومی و یاماتو داشتن قرار میذاشن
خب، قراره با ریوجی هم بهم بزنه
به هر حال، ساکوما گفت
هایاما برگشته خونشون
ها؟چرا؟
نمیدونم
حتما میخواد با احساساتش سر و کله بزنه
دیروز دیالوگاشو یادش رفت حتما خیلی درگیره
عجیب بود
شاید باید اینو با کسی که دوسش داره انجام بده
ها؟
یکی هست که اون هنوز دوسش داره
واقعا میخوام بدونم کیه شاید همون بازیگریه که شایعه شده باهمن
واقعا چیزی نمیدونم
ها؟
از چی اینقدر عصبی؟
!من عصبی نیستم
مشخصه
برای من،تو
عشق اولمی
حتی اگه من برای تو چیز خاصی نباشم
تو برای من
تکی
توی گریه کردن، سر صحنه گند زدم
...اونموقع
یه سری فیلم و سریال دیدم
و به بازیگری فکر میکردم
اما چرا
اینقدر درگیرش شدم؟
پس دروغ گفتی
جدی بودی؟
متاسفم، تقصیر من بود
!واقعا، قابل بخشش نیست
؛حتی اگه من شخص خیلی خاصی برات نباشم
تو برای من خاص و تکی
بله- کات-
اوکی
واقعا عالی بود
ممنون
خوشحالم که ازت خواستم بیای
بریم سراغ صحنه بعدی
مم- باشه-
بریم برای برداشت سیزدهم- بله-
بله- بله-
صحنه ۱۳
"ببخشید که بهت چیزی نگفتم"- اشکالی نداره-
اولین بازیگریم خیلی باحال بود
یه لطفی بهم بکن
همین الان- خودشه؟-
!خیلی جالبه که کنار هم یا سکانس عالی بسازیم
و خیلی خوب بود که میتونستم تودمو فراموش کنم
و یکی دیگه بشم
،حتی با اینکه من بودم
من نبودم
میتونستم بودم احساساتمو بروز بدم، بخندم
گریه کنم، عصبی بشم
میخوام بهت بگم
که چه حسی دارم
واقعا دوست دارم
درسته
بازیگری باحاله
واقعا عاشقشم
بازیگری
همچین جایی وجود داره؟
اره
No comments yet. Be the first to leave one.