Las primeras 174 líneas.
قرن ها پیش کورونا درگیر جنگی
با رقیب پادشاهی خودش ساپوریا که سالها طول کشید بود
پادشاهی بعدی کورونا
"هرز در سون"
تونل های پیچیده ای رو حفر کرد
تا شوالیه ها و لوازم های خودش رو هرجایی میخواد ببره
بعد یک نقشه با جزئیات از این تونل ها
و راه های مخفی اون، داخل
یک دفتر امن و مطمئن کشید
در بهبهه جنگ
دشمن قسم خورده هرز در سون یعنی جنرال شامپانیر
یک حمله کامل به کورونا رو ترتیب دید
شامپانیر تمام راهو جنگید
تا داخل قصر با
پادشاه هرز در سون رو در رو شد
این مبارزه ساعت ها طول کشید و هیچ کدوم بر دیگری غلبه نکردند
همینطور ادامه پیدا کرد تا شامپانیر فهمید در صفحه های آخر کتاب
هرز به عشقش به شامپانیر اعتراف کرده
تا اینکه خودش هم فهمید
احساس مشابهی نسبت به هرز داره
و بعد آنها ازدواج کردند
و این عشق پایدار
به ایالت های مختلفی
برای همیشه به نمایش گذاشته شد
همیشه اشکمو در میاره
این رمانتیک ترین داستانی نیست که شنیدی؟
فک کنم اگه اهل رمانتیک بازی و این چیزا باشی آره
و پادشاهی ما این روز رو به عنوان روز عشق جشن میگیره
هر سال با نمایش دادن این کتاب
و هر کسی که عشقش رو پیدا کرده
میتونه صفحه هاشو امضا کنه
روز عضق مبارک باشه بانوی من
این پادشاهی نمیشه یک روز بدون جشن داشته باشه؟
من یکم نگران کاساندرا هستم
این اواخر یکمی عجیب رفتار میکنه
احتمالا روز عشق رو مردم یا دوستش دارن یا متنفرن ازش
کاساندرا هم میفته تو این طبقه بندی دومی چون اون از همه چی متنفره
ما هیچ کاری نمیتونیم بکنیم
یا شایدم بتونیم
نهار زنونه منم کاپ کیک آوردم
هر کدوم یک سرویس تنهاست چون تنها بودن هیچ مشکلی نداره
فریدبرگ درسته ؟
خیلی خوب راپونزل ولی الان وقت ندارم باشه؟
شما دوتا حال کنید
صب کن ببینم اون چیه؟
چیزی تو موهام گیر کرده؟
چجوری رفته اونجا ؟
راپونزل میشه بس کنی؟
زمان های جدی بودن چیزای جدی میطلبه
کاساندرررا
ببین چی باست آوردم مطمئنم عاشقش میشی
من قیافه یوجینو روی آدمک بوکست نقاشی کردم درست همونطور که میخواستی
میدونم کار خیلی بدیه ولی میدونم اصلا ناراحت نمیشه
میدونی در واقع اگه بهش نگیم لطفا بهش نگو
ممنونم تو مهربونی
بیا کاساندرا قیافه زیبای منو ببین
صورت آدمکیم رو ببین مطمئنی نمیخوای بزنی منو؟
ببین راپونزل میفهمم باسه چی این کارا رو میکنی و خیلی هم قدردانی میکنم
ولی من خوبم مشکلی ندارم نه کاساندرا نیستی-
یک مشکلی هست هیچ وقت نمیخوای با کسی حرف بزنی
تو همش ناپدید میشی حتی نمیخوای یوجینو بزنی
میدونی راستش دارم یک کارایی میکنم
فعلا نمیتونم به کسی بگم ولی اگه وقتش شد
تو اولین نفری هستی که بهش میگم
بهم اعتماد کن
خیلی خب اعتماد میکنم
خیلی خب فقط باید وایسیم تا هر موقع وقتش شد کاساندرا بیاد و
بگه که چه خبره
کاساندراست
میخواد چی کار کنه؟
شاید باید بفهمیم
نه اینکه بگی فضولم فقط مطمئن شم که مشکلی براش پیش نمیاد
اینجایی
نمیتونستم مقاومت کنم تا دعوتم کنی
خب پس اینطوریه
کاساندرا عاشق شده
کاساندرا؟ دوست کاساندرا؟
معرفی نمیکنید؟ باشه اشکالی نداره
ببخشید من اندرو هستم
باید سردت باشه بیا ژاکت منو بگیر
ممنونم خیلی خوب و گرمه
خودم درستش کردم بافته شده از پشم گوسفندای پوکیتو خوان پابلو
یک گوسفند یتیم در تپه ای که
گرگ های گرسنه دورش کرده بودند و من نجاتش دادم
من به اون خونه دادم اون به من گرما داد
بعضی موقعا از خودم میپرسم کی ، کی رو نجات داد؟
عجب آدم جالبی
در واقع راپونزل داشت میرفت
درسته البته
داره دیر میشه و منم باید یک استراحتی به خودم بدم
بعد از یک شنای این شکلی نمیخوام بدن درد بگیرم
راپونززززل- آره آره داشتم میرفتم شب بخیر-
یکی همه اینجا رو از این جعبه ها گذاشته
ببخشید
آدم خوبی به نظر میاد
کاساندرا یک دوست پسر پیدا کرده
....اون خیلی خوش
تناسبی بین بقیه بدنش نیست گنده ست جذاب نیست
تو فکر میکنی خوشقیافه است ؟
ابروهاش خیلی نامتقارن هستن بعد تازه تو به اونا میگی ریش ؟
بیخیال چقدر عالی میشه اگه ما چهار تا-
بهترین دوستای هم بشیم و روابط مشترکمون رو هم داشته باشیم ؟
خب کلمه عالی اولین کلمه ای نیست که برای این کار به ذهنم میاد
بهتره اسمشو بزارم سوختن اجباری
یک مشکلی هست و اونم اینکه کاساندرا یک جورایی خجالتیه
وقتی که تو جمع باشه
کاساندرا شاید خیلی چیزا باشه واقعا میگم خیلی چیزا
ولی خجالتی بودن اصلا یکی از اونا نیست بهتره بیخیال این یکی بشی
من با تو، تو یک نکته موافقم
کدومش؟
یک قرار دوبل ؟؟؟؟- آره-
یک عشق و حال چهار نفره
من اشتیاقتو ستایش میکنم ولی
واقعا قدردانی میکنم که انقدر مشتاقی ولی واقعا دوست ندارم این رابطم رو عمومی کنم
باسه همینم من فعالیت های شخصی 4 نفره رو اینجا نوشتم
ولی ما رابطمون اونقدرام جدی نیست
نگران نباش
خب پس کوتاهترش میکنیم
خب اندرو من نمیتونستم کمکت کنم ولی فهمیدم که تو
با کاساندرا ما رفتی تو یک رابطه جدی نه ما جدی نیستیم-
ولی دوست داری جدی بشه نه ؟
خیلی میخوام رک صحیت کنم چون تو ...همیشه با من طوری بودی که
انگار من همه چی تمومم در واقع تو هم باهوشی
جذابی البته نه جذاب ترین مرد این اتاق
یوجین- چیه ؟ کاساندرا میدونه دارم شوخی میکنم نه؟-
نه جدا اون بهت حق السکوت داده ؟
اگه جواب مثبته 3 بار چشمک بزن
خب اندرو به ما همه چی رو بگو-
چجوری تو و کاساندرا با هم آشنا شدین؟
خب من یکجورایی بیبلیوفیلیک هستم
بیبلیوفیلیک ؟ آه خیلی متاسفم ولی نگران نباش اندرو
کورونا بهترین مهارتهای پزشکی رو تو دنیا داره
بیلیوفیلیک کسی هست که عاشق کتاباس
بیبلیوفیلیک آها البته
قبلا راجبش خونده بودم
من بهت گفتم فکر بدیه
من میخواستم کتاب پادشاه هرز در سون رو ببینم
به عنوان یک انسان شناس ، یک مورخ
و یک خطاط آماتور این آرزوی من بوده
در هر صورت من به کاپیتان نامه های زیادی رو فرستادم که فرصتی رو بهم بده تا
کتاب رو از نزدیک بخونم
ولی پدرم از من خواست تا نامه ای رو مبنی بر رد درخواست باسش بفرستم
بخاطر مسائل امنیتی من هم دعوتش کردم تا خودش بیاد
و تو روز عشق که دیدن کتاب عمومی میشه بیاد و ببینه
و خب نامه های ما ادامه پیدا کرد و من و کاساندرا
تصمیم گرفتیم که هم دیگرو بشناسیم
چقدر زیبا
کاساندرا ما یک کشتی گیر حرفه ای هست
میدونی اون با مهارت ترین مبارز این دور و وره
جدی ؟؟؟
راستی یک چیز دیگه ای که هست
اینه که دیگه شب شده باید بریم بخوابیم
اندرو فردا صبح باید به سمت خونشون پرواز کنه
پرواز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بالون سواری یکی از علایق منه
چی بهتر از اینه که زیبایی های طبیعتو از دید پرنده ها ببینی؟
تازه من از اسلوب انتقال که از حیوانات گرفته شده چشم پوشی نکردم
انگار که توی یک فانوس گنده هستی
این جادوئه
این علم سادست ولی بله علیا حضرت این
میتونه کاملا جادویی باشه
میخوای کارت آسونتر بشه؟ کاساندرا اون طنابا رو باست پایین میکشه
(اون اژدهایی زیر آستینای خودش داره(یعنی خیلی هیکلیه
دبگه قرار دوبل رو باید تمومش کنیم
شما دو تا دارید منو آب میکنید از خجالت
واقعا؟ ببخشید ما نمیخواستیم اینطوری بشه
خیلی خب ولی میشه شما دوتا دست از صحبت کردن درباره هیکل یا
مهارت های جنگی من بردارید ؟ میخوام که اندرو روی دیگری از من رو ببینه
آره آره البته
و همین که بالون بیاد زمین
میخوام که باهاش تنها باشم
....ولی ما هنوز اسب سواری دو نفره و
آها خیلی خب باشه
کاساندرا یکم میخواد تنها باشه
No comments yet. Be the first to leave one.