Las primeras 200 líneas.
"تقديم به انسان و انسانيت"
...خب
ميخواي برام چيکار کني؟
شايد بهتره دربارش صادق باشيم من به آخر خط رسيدم
تو چي ميگي؟ که من بايد بميرم؟
دلم برات تنگ ميشه
لعنت بهش
من بهتر نميشم
ميخوام بدونم
ثروت تو اينه، وقتي من ترکت کنم، اينها چيزاييه که
هر کسي داشته باشه دنيا زير پاشه
گيج کنندست، نيست؟
من ميتونم بهتر باشم با علمش ميرم
تو الان مني اگه اينو ميخواي
قمار باز
ده هزار
بازيکن برنده شد
بيست هزار
بازيکن برنده شد
چهل هزار
بازيکن برنده شد
دوباره
دوتا، واسه هشتاد هزار درستش کن
بيا، آقاي لي بيشتر از اين بذار رفيق تو بايد نو باشي، دوتا
هشتاد هزار
اميدوارم کرايت رو پرداخت کني من کرايه پرداخت نميکنم
بعدش چي؟ مشکلي داري؟ يه تعادل بين چند دسته
آره به نظرم کلاهت خيلي زشته
تو ميتوني تعادل داشته باشي خب چون اين چيزي بود که من در موردش فکر ميکردم
بيرون ميبينمت دوست من ما همه گه گاه بيرونيم
اين مکان فقط يه روياست تو قمار بازي؟
نه مثل تو
تو بايد يه احمق باشي يا (بازي بالاترين برنده کارت) رو 500 تا بازي کني
من در مقابل پونصد دلار تو ده هزار دلار ميذارم
من ده هزار دلار ندارم پس اين شرط بندي چرنده
همينطور يه موقعيت چرند
پس اين جهنمه يه دست ورق پيدا کن
اين برا سرگرمي بود
من فکر کردم تو کارت ويزيت منو داري
تبريک ميگم
ميفهممت، به نظرم تو کسي هستي که دوست داره ببازه
زندگي فقط باخته يکي ممکنه بيشتر بهش برسه
ميخواي بدم قرضت؟ قرض به بازنده؟
ميدونم از کي بايد قرض بگيرم
پس تو همه چي رو ميدوني
امشب شانس باهات يار نبود بستگي داره چجوري بهش نگاه کني
ده هزارتاي ديگه توي کارتم ميريزي؟
تو با ده هزار تا نقد اومدي و اونا رو دادي من
شايد اين يه سرمايه گذاري قماري بوده
من هميشه پرداخت نميکنم؟
هر چي ميگذره، بدهيت بيش از حد زياد ميشه
تو به من 240 هزار دلار بدهکاري و من اونو ظرف يه هفته ميخوام
پنجاه هزار دلار بهم قرض بده
بيست درصد سود
پنجاه هزار تا بهش بده
مطمئن شو زنم اونجاست اطلاعات خودت و اونو بگير
فعلا کلاهتو ترجيح ميدم
اين چهل تاست، ده تاش رو برا خودم نگه داشتم
ميتونم همه پنجاه هزارتا رو بدمت، ولي اينجا قمارخونست و اينجوري نميتونم بازي کنم
فقط يه ژتون ده هزار تايي بهم بده
نه، نه، تو نبايد به اونا نگاه کني فقط به من، انجامش بده
يه مشتري راضي
به دو تا اميدوارم 20,000?
تو نبايد به اون نگاه کني فقط يه کارت بده
$ 20000.
منم
بگيرش - بازيکن برنده شد -
تو نبايد به اون نگاه کني - محدوديتي وجود نداره -
اونا فقط دنبال مشکل ميگردن و من نه يه کارت بده
اين براي امنيت خودته
امنيت منو فراموش کن، اين مخالف اينجاست ...پس
يه کارت بده ممنون
$ 80,000.
بازيکن برنده شد
بدون شرطه
حس ميکنم خوش شانسه، همه چي توي سياهه - قرمز، من بارها شبا اينجا بودم -
پولتو الان ميخواي؟ - نه -
چرا نه؟ - شايد ازين نمايش لذت ببرم -
اگه بردم چجوري جٍرَم ميدي؟ - من توي اين کار نيستم دوست من -
بستگي به نوعش - بدون شرط -
قرمز 19
چندتا پول بده من اين همون20 درصده
هفت روز
اولين افشاي عمومي شکسپير، از رابرت گرين بود
که اونو ايستاده ي تازه به عرصه پاگذاشته اي که جزو درخشان هاست خوند
توي کتاب با عنوان روي صفحه نمايش ببينيد
اون درخشان بود چون گرين ميدونست که شکسپير بود Earl Of Oxford داراي
...کاملا
اينطور نيست
حتي نزديکشم نيست
متوني منتشر شده Earl Of Oxford در مورد
که اون خوب نبوده، اگه آکسفورد ميتونست کارها رو بازي کنه همشو انجام ميداد
کسي ميتونه تصور کنه که اسم خودش رو روي هملت قرار نداده باشه؟
چيزاي آکسفوري چيزاي ضد استرافوردي
و چه چرت و پرتاي مردم در مورد شکسپير
چه همه ي چيزايي که پشت سر اين مرد ميگن
از خشمه
خشم از استعداد عجيب و غريب و بيش از حد طبيعيش
خشم از ژنه، جايي که بدون هيچ دليل قابل توجهي اتفاق ميفته
تمايلت براي هر چيزي که شما ندارين
يکي ديگه از دشواري هاي نوشته ها اينه که
امکان داره منم اينجا اين بالا بيام سخنرانيش کنم
هممون اين کار رو زمان به زمان انجام ميديم نوشتن
و بعضي وقتا شروع ميکنيم به کاراي مشابه مثل هذيون گفتن
شايد با کمي وقت، آرامش و پول بتونيد يه اتاق برا خودتون اجاره کنيد و فکر کنيد
من هم شايد بتونم يه نويسنده بشم
منظورم اينه که، ما قبول داريم توي ورزش يا چيزي که خودمون نميتونيم انجامش بديم نابغه وجود داره
شما ممکنه تبديل به يه نويسنده يا يه پرش گر با نيزه توي المپيک باشين
چون چيزي که نياز دارين، قبل از اينه که بخوايد بپريد
سلام، اين يه پرشگره، درسته؟
آره اون هست
يه پرش گر؟ يه رمان نويس
براي اينکه بتونم رمان نويس بشم بايد محتوا رو ياد بگيرم
که به طور متوسط حرفه ايه که يک قرنه مرده اون موقع خوب بود.
مردم انجامش ميدن ولي من يکي از اونا نيستم
چيزي که هست من بايد ياد گيري رو از همينجا شروع کنم، همين جا
اگه شما يه نابغه نيستين پس فراموشش کنين
باشه؟ دنيا نياز به متخصص داره و خيليارو خوشحال ميکنه
من به عنوان نويسنده معمولي که
از اونا تعريف و تمجيد ميگيره، تمومش نميکنم حتي با گل رز
بيايد يه کمي با دکستر صحبت کنيم دکستر؟
يه مرد جوون عادي با سايز ژاکت 40 و ظاهر عمومي و
دنذونهاي مناسب، اون توي بهترين بازيکن هاي تنيس دانشگاه هاي آمريکا نفر دوم شده
چجوري اين اتفاق افتاد دکستر؟ از يه خونواده تنيسي بودي؟
من 5 سال پيش از دبيرستان شروع کردم و براشون بهترين آدم کودن بودم
چقدر طول کشيد از بقيه بهتر بشي؟
قبل از اينکه بهتر بشم يا قبل از اينکه اينو بفهمم؟
وقتي کشف کردي از بقيه بهتري چه اتفاقي افتاد؟
دوست داشتم بازي کنم هست دوست من IK اين دستيابي به موفقيت
درسته، مکياولي رو يادت مياد؟ اون توي سپتامبر يه مدتي بود
من نميتونم سپتامبر رو فراموش کنم خب، اون يه بازي بود؟
يا پول؟
وقتي که همه ميگفتن و انجام شد، شهرت يا پول؟ تو چي ميگي؟ متواضع نباش
چي ميخواستي؟ هر دوش
بلند پروازانه بود درسته؟
...من فهميدم که ميتونم برسم ميتوني به چي دست پيدا کني؟
...ميتوني برسي
به بالاترين سطح؟ آره، بالاترين سطح
بالاترين سطح، ولي هنوز فرصتشو نگرفته
من يه معلم ادبياتم
من نوشتن رو فقط براي کافي بودن يا اينکه خوشحال باشم انتخاب نکردم
در هر صورت هيچ خدا سازي اينجا نميتونه به وجود بياد
هيچ (وائه، خداي ديوانه) اي اينجا وجود نداره
اين چيزي بود که امپراتور وسپاييان در بستر مرگ گفت
من فکر ميکنم موردي هستم براي تبديل شدن به خدا عزيزم
اما آيا من ميدونم کي داره تو بالاترين سطح مينويسه؟
بيشتر ما، حتي من، به سختي در حد کافي مينويسيم
از شما کي اينو ميدونه؟ توي اين کلاس، کيه؟
نظرتون رو بديد من اين کسي نيست که بيشتر از همه صحبت ميکنه
شما بهترين دکتر هستين
مودب ترين فرد اينجا
خانم فيليپسه
...حداقل مخل کلاس نيست. آرامترينه
و فقط اينجاست چون يه سري مطالب رو واقعا براي حرفش داشته باشه
بعضياتون ميتونيد تصورش کنيد
اون تنها کسيه که ميتونه واقعيت ها رو دريافت کنه
اون توي نوشتن، بهتر از دومين بازيکن برتر تنيسه
با اين حال، اون انتخاب کرده بين شما مخفي باشه
چرا؟
چرا اينجوريه خانوم فيليپس
اينجا امن ترين مکان منه اهل کجايي؟
اوهايو پدر و مادرت نابغه يا پولدارن؟
نه بوده؟ Earl Of Oxford پدرت
نه نه؟
چقدر وقت بود که اينارو ميخوندي؟
دو ساله بودم
دو سال؟ خيلي زوده عاليه
مزايايي داشتي؟ کتابخونه ادبي؟
پدرت کي بوذ؟
تو يه کارخونه کار ميکرد و مادرت؟
چجوري بود؟ اون الکلي بود، اون ديوونه بود
...پدرت نبود چه ربطي داره؟
نه پول، نه مزايا، نه خانواده خودب
تو ارل آکسفورد نيستي، هستي؟ نه؟
چرا تو از بقيه ما بهتري؟
به من نگاه کن
تو بهتري، اگر کسي بهت نگفته که نابغه هستي، بذار من اولين نفر باشم
باشه، اگر شما يه ميتونيد يه چيزي مثل اين بگيد من نميفهمم
چون فکر ميکنم اينا يه چيز ذهنيه همه ما برا بعضي چيزا عرضه داريم
مزخرفه، مغز ها متفکر هستند، اساسا سحر و جادويي در کار نيست
اگر شما سحر و جادويي نداريد کمک نميخوايد
خانم فيليپس، اگر تو اومدن به سخنراني منو ادامه بدي
خب توي رديف اول ميشيني، جايي که به تو تعلق داره در غير اينصورت دور ميموني
ميتونيم يه فرمايش رو با هم تغيير بديم؟ فرمايشات بيشتر؟
دانشکده دو ميداني درخواست کرده، چجوري اين با يه نجيب زاده خاص اين کارو ميکنه
منظورت از نجيب زاده کسيه که نميتونه تلفنش رو ترک کنه؟
تو ميدوني که اون نميتونه توي اين سطح بنويسه
مهم نيست، گوش کن
نصفي از کارکناي دانشکده نه ميتونن بخونن نه بنويسن
خب اين مهم نيست چه اشکالي داره اگه تو هم اهميت ندي؟
شايد اين درسته
گه توش
من هيچوقت بيشتر شما نميبرم آقاي دکستر
اما اگه دوباره چند تا امتياز رو عمدا از دست بدي، اخراج ميشي
تو فينال موفق باشي ممنون
چرا تو پول لازم نداري؟
اگه هدفي داري من باهاتم
من معمولا چيزي که انجام ميدم کار کردنه
اين پيچيدست نه تو
من فکر ميکنم تغيير رفتارت امکان پذيره - فکر ميکني؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.