Las primeras 200 líneas.
هفتاد و ششمین ترجمه گروه پيشگام ترجمهي فيلمها به "انتخاب" و "همیاری" شما
تامی، تامی
تو برادرمو کشتی
اون تنها برادرم بود
من عاشق برادرم بودم، عزیزم
و تو باید تاوان اینکارتو پس بدی، حقهباز احمق
با بد کسی درافتادی، عزیزم
مثل شورت میچسبم به کونت
بدتر از یه چک بیمحل برتمیگردونم
به محض اینکه پاتو از رو صورتم برداری حسابتو میرسم
حسابتو میرسم
اینجا قلمرو منه، عزیزم
من مالک قسمت شرقیام
گوش کن، گوش کن
الان میخوای ادای گردن کلفتا رو برام دربیاری؟ ادای گردن کلفتا رو؟
چون واسه خودت دار و دسته داری؟ چون واسه خودت دار و دسته داری؟
...ولی وقتی دار و دسته من بو ببرن
چرا باید برام چاقو بکشی، مرد؟ چرا باید برام چاقو بکشی؟
خط بعدی چی بود؟ - "من هیچ سلاحی ندارم" -
من هیچ سلاحی ندارم
جا خوردم، جانی. جا خوردم، مرد ...من پشتم رو میکنم بهت و
چی بود؟
من پشتم رو میکنم بهت و چشمامو میبندم و" "وانمود میکنم که هیچ اتفاقی نیفتاده
"من تو اینجور کارا حرف ندارم"
من پشتم رو میکنم بهت و چشمامو میبندم و
و وانمود میکنم که هیچ اتفاقی نیفتاده من تو اینجور کارا حرف ندارم
چرا از پشت بهم خنجر زدی، جانی؟
داره ازم خون میره
لعنتی
تو از پشت بهم خنجر زدی، جانی ولی من هیچیم نیست
آره، آره
واسه تست بازیگریت دیرت میشه، پسرم
مامان، اگه این نقش رو صاحاب شم زندگیم از این رو به اون رو میشه
عزیزم، فقط برو و همه تلاشتو بکن، شنیدی؟ - باشه، مامان -
موفق باشی، بابی
امیدوارم از پسش بربیای - خفهشو -
"موفق باشی، بابی. امیدوارم از پسش بربیای" - ممنون، استیو -
پنجشنبه شبها ساعت 20
نمایش مورد علاقه آمریکاییها "یک خفاش در خانه من است"
:نمایشی که این سوال داغ را از شما میپرسد که یک خفاش سیاه پوست از "دیترویت" میتونه
خوشبختی رو در حومه شهر و در یک خانواده سفیدپوست پیدا کنه؟
با شرکت مرد بامزه و موردعلاقه آمریکاییها
بی. بی. سندرز" بامزه و شیطون" در نقش پسر خفاشی
این همه سر و صدا واسه چیه؟
یعنی یه خفاش نمیتونه تو غارش سر و ته شه و بخوابه؟
...اون یه مرد نیمه خفاش و نیمه سیاهه
چی گفتی؟
ولی همین دو نیمه بودنشه که به خندههاتون اضافه میکنه
"یه خفاش در خانه من است"
پنجشنبهها، ساعت 20:00
بعدا میبینمت، عزیزجون - موفق باشی -
موفق باشی جیمی، رفیق خوبم
دیگه این نقش رو مال خودم میکنم، عزیزجون
"تو برادر من نیستی"
هی، موفق باشی، بابی
ممنون، گرگ - بابی، چه خبرا، مرد؟ -
ما رو که یادت نرفته، مرد؟ - تو رو که یادم رفته، تامی -
ولی خواهرت رو نه
چه خبرا، مرد؟
عمو ری
دارم میرم تست بدم - خوبه، تو میتونی. میتونی -
همه تلاشم رو میکنم
تاینی
سلام رفیق
برو آقای جونز رو بگو بیادش
هی، دانالد، چیکار میکنی؟
کار
آقای جونز، "مارلون براندو" اومده
هی، مرد، برام سواله رفیقمون این بار رو قراره چه دروغی به خوردمون بده؟
هر هفته یه چیزی میگه
یادته اون سری گفتش که میخواد خواهرش رو ببره ختنه کنه؟
برادرمون دروغگوییه که نگو
بابی، من نمیخوام امروز چیزی در مورد مامانبزرگت یا تست بازیگریت بشنوم، باشه؟
نه، نه. باید برم دندونپزشکی، مرد
بابی، ببین، بابی، ببین، این سری باید برام نسخه دندونپزشکت رو بیاری، باشه؟
باشه، یه نسخه برات میارم - بابی، باید اینم بگم که -
اگه تا ظهر برنگردی اونوقته که باید بشینیم و
در مورد کارت جدی حرف بزنیم - برمیگردم، برمیگردم -
بابی، من دارم جدی میگم. شوخی نمیکنم - برمیگردم -
دارم جدی میگم، بابی
میدونم که موفق میشی
پسره اونقدرا هم مالی نیست دختره ریده با این انتخابش
پسر، این تویی که ریدی - خودت ریدی -
تقدیم به بهترین بازیگر سال
برات شانس میاره
میدونی، بعد از اینکه نقش رو گرفتی باید جشن بگیریم
شامپاین؟ نور شمع؟
منم برات دسر میارم - پس باید نقش رو مال خودم کنم -
لعنتی تو روحت
شرمنده
خداحافظ موریس، دخترجون
"خداحافظ، موریس" هیچم خندهدار نبود
آره. موفق باشی، پسرجون
بچه کونیه احمق - قراره حسابی بهت خوش بگذره -
حسابتو میرسم، سادهلوح - چرا باید روم چاقو بکشی؟ -
من هیچ سلاحی ندارم
بیا بریم بیرون تا بتونم پارهت کنم
خب چطور بود، مرد؟ خوب بود؟ - نمیدونم. فکر کنم بتونیم بهتر از اینم باشیم -
من دوست دختر جیمیام. کاریش نداشته باش اون تمام دار و ندارمه
و بعدش بهم گفتن واسه این نقش اونقدرا سیاه نیستم
پسر، گاهی وقتا فکر میکنم که سفیدا فکر میکنن که سیاهای آفریقایی-آمریکایی
بلد نیستن نقش اراذل و اوباش رو بازی کنن - یه همچین اتفاقی برای منم افتاده -
یه دفعه رفته بودم واسه دادن تست
و بعدش مسئول پذیرش بهم گفت واسه چی اومدم اینجا
بعدش ازم پرسید که سیاهم؟
ولی حالا دیگه میدونم چیکار کنم
کرم برنزهکننده میزنم
اینقدر سعی نکن ببوسیم دستت رو از رو پام بردار
پاتو از رو دستم بردار ببینم
کارگردانه برگشت بهم گفتش "که باید ساعت 12 نصف شب بیای خونهم"
دختر، فکر کرده بود من احمقم
منم پا شدم ساعت 11:59 دقیقه رفتم خونهش
باشه، ساعت سه و نیم خوبه، ممنون
اسمتون، لطفا؟ - بابی تیلور -
قرارم واسه ساعت ده و نیمه
بابی تیلور، واسه نقش جیمی
فیلمنامه رو داری دیگه؟ - آره -
عالیه. برو بشین، نوبتت که شد صدات میکنیم ما داریم از همه تست میگیریم
برو بشین - باشه -
این آقا، سیدنی استورات، کارگردان فیلم و این آقا هم، مندریل من وکوم، نویسنده فیلم هستن
و منم ملیسنت راتم
خانم استریکلند، چیزی که ما به دنبالشیم
یه دوست دختر واسه برادر شخصیت اصلیمونه
اون باید یه آدم سرسخت ولی حساس باشه
اون زندگی کردن رو بلده ولی در عین حال شدیدا سادهلوحه
و البته که لهجهش باید کاملا اسپانیایی باشه ما میخوایم نگاهی به فیلم "داستان وست ساید" داشته باشیم
بپرس میتونه با لهجه اسپانیایی حرف بزنه؟ - میتونی با لهجه اسپانیایی حرف بزنی؟ -
بله، میتونم
میشه نقشت رو با اون لهجه برام بگی؟ - حتما -
جیمی، ببین چی میگم
قبل از اینکه سر و کله پلیسا پیدا شه، فرار کن عزیزم
خیلی خوب بود - عالی بود -
آره، خیلی عالی بود
ریچارد، این یه فیلم خیلی مهمه
و فیلمیه که میتونه بازیگر مورد نظر رو حسابی معروف کنه
ما به دنبال یه بازیگر باجذبه هستیم
ما به دنبال یه نفر با جذابیت سکسی و در عین حال صاف و سادهایم
ما دنبال یه چیز خاصیم
میگیری که چی میگم؟ - آره فکر کنم -
با در نظر گرفتن این موضوع، ریچارد
دیالوگت رو بگو
و میخوام اون حس رو بهمون بدی اون حس واقعی رو
بگو خونسرد باشه - خونسرد باش -
ولی در عین حال استرس هم میخوام
حالا نمیخواد خیلی خونسرد باشی یادت باشه اون درخشندگی رو بهم بدی
میتونم شروع کنم؟ - آره، آره، هر وقت آماده بودی برو -
من جیمیام، مرد، جیمیام
و وقتی دار و دستهم اینو بفهمن، کارت تمومه
وقتت تمومه ریچارد
خلاصه که، بعد از اینکه مدرکم رو از آکادمی سلطنتی "هنرهای دراماتیک" گرفتم
گفتم بیام هالیوود و یه چندتایی فیلم بازی کنم
خوبه، حالا چرا با گفتن دیالوگت شروع نمیکنی؟
خیلی جالبه - باشه، حتما -
بذار ببینم
چیه، داداش؟ من از تو نمیترسم
چه بلایی سر گیاه باحالت اومده؟
...ممنون، ممنون، این - تو بدترین بازیگری هستی که تو عمرم دیدم -
شرمندهم، ولی باید اینو رک میگفتم - ...من میتونم با ریتم هم بگمش -
با بد آدمی در افتادی، داداش
ممنون، خیلی خوب بود، ممنون - ...من -
ممنون - خیلی خوب بود -
دوستش داشتین؟ - خیلی -
فیلمنامه رو بده پذیرش - ممنون -
نه، نه، بده به پذیرش - باشه، موقع فیلمبرداری میبینمتون -
این باید انتخابتون کنه، من نمیتونم - ...اون چطور میتونه بگه من بازیگر خوبیام وقتی -
نه، واسه ساعت هفت شب باید برم واسه تحلیل و بررسی فیلم
میشه یهکم بیشتر حس سیاهها رو بگیره؟ - ...نه، بعدش باید برم موهام رو -
شما نظر نهایی رو در مورد بازیگر شدنم میدین؟ - من کارگردان فیلمم -
من کارگردانشم - نه، نمیتونم مامان، نمیتونم -
...باشه، ببین - ادامه بده -
شرمنده، نمیتونم اون حواسم رو پرت میکنه
...من نمیتونم تو این وضعیت - نه، نه، نه -
شاید ساعت 7:00؟ ساعت 8:00؟ ساعت 8:00؟ باشه، ساعت 8:00
ممنون - ...حالا فهمیدم، شما دنبال یه دختر سرسخت -
حالا فهمیدم شما دنبال یه دختر سرسخت میگردین
من میتونم نقش یه دختر سرسخت رو بازی کنم - ممنون -
گفتم من میتونم نقش یه دختر سرسخت رو بازی کنم
ممنون - محشره -
من هیچ سلاحی ندارم چرا باید روم چاقو بکشی؟
جا خوردم
عالی بود
میدونی، من عضو یه باند واقعیام، مرد من هیچ مزخرف هالیوودیای بازی نمیکنم، مرد
میدونین، من یه خلافکار واقعیام و واسه همینم میتونم از پس این نقش بربیام، مرد
خیلیخب، آقای رودریگز، بسه دیگه
اون چاقو رو بذار کنار و گمشو بیرون - ویویان، زنگ بزن حراست -
حالا میبینی، سادهلوح
پسرهی احمق حقهباز
مزخرفه
چی؟
اینا مزخرفه
منظورت چیه؟
اینا یه جور تفکر قالبی از سفیدپوستا
به سیاه پوستاست آره رفیق
جون من؟ - آره، رفیق -
فقط یه چاکر سفیدپوستا یه همچین مزخرفی رو بازی میکنه.کسی که یه خودفروخته باشه
خودفروخته؟
تنها نقشهایی که اونا میذارن ما بازی کنیم نقش برده و پیشخدمت و اراذل و اوباش و از این چیزاست
خودتو نفروش، برادر پیشخدمت و بردهشون نشو
جسی ویلسون جسی ویلسون، شما نفر بعدی هستین
نوبت منه موفق باشی رفیق
No comments yet. Be the first to leave one.