Las primeras 200 líneas.
تقديم به تمام پارسيزبانان جهان
فيلمي از ام. نايت. شيامالان
ضربهاي بر درِ کلبه
زيرنويس از حسين غريبي، امير طهماسبي
چيزي نيست
آروم باش
بهت صدمه نميزنم
فقط ميخوام يهمدت راجعبهت يه چيزهايي ياد بگيرم
اشکال نداره؟
"اسمت رو ميذارم "کرولاين
از روي اسم دوستم توي مدرسه
واقعاً دختر خوبيه
ولي بعضي وقتها سرِ کلاس ميگوزه و وانمود ميکنه کارش نبوده
پس لطفاً اين کار رو نکن
چون الان اون ظرف رو با بقيه شريکي
.و بقيه دوست ندارن که بو بدي خب؟
سلام
من اهل اين اطراف نيستم
ولي اميدوار بودم چند تا دوست جديد پيدا کنم
ميتونم چند لحظه باهات صحبت کنم؟
من... من با غريبهها صحبت نميکنم
البته که نميکني
.نبايد هم بکني .باهوشي
ولي من اومدم اينجا که دوستت باشم
پس اميدوارم مدت زيادي غريبه نمونيم
اسمت چيه؟
وِنلينگ
"ولي همه بهم ميگن "وِن
خب، از آشناييت خوشوقتم، وِن
من "لئونارد" هستم
ميبينم که ملخ ميگيري
ميتونم کمکت کنم؟
ام... فکر کنم
وقتي همسن تو بودم عاشق ملخ گرفتن بودم
اوه، واقعاً کارت خوبه - ممنون، وِن -
ميشه لطفاً ظرف رو بدي؟
وايسا
بذار اول اونايي که داخلن آروم بشن
نميخوايم اونا بترسن
بفرما
...ذاتاً استعدادش رو داري
يا کسي يادت داده ملخ بگيري؟
بابا اريک يادم داده
روشون مطالعه ميکنم
وقتي بزرگ شدم ميخوام مراقب حيوونها باشم
بابات رو با اسم کوچيک صدا ميزني؟
اينطوري ميفهمن که دارم با کدومشون حرف ميزنم
"آخه هم بابا "اريک" دارم، هم بابا "اندرو
بقيهي بچهها تو مدرسه همهشون فقط يه بابا دارن
"توي تمام برنامههاي شبکهي "ديزني هم فقط يه بابا هست
خب، اين اذيتت نميکنه؟
نه
...بهجز وقتي که مشاورم هميشه ميگه
خيلي عاليه که دو تا بابا داري
...نميدونم چرا ولي حس ميکنم
داره برعکسش رو ميگه
چي شده؟
هيچي
هيچي نشده
چند سالته، وِن؟
شيش روز ديگه هشت سالم ميشه
خب، پيشاپيش تولدت مبارک
...اتفاقاً
يه چيزي برات دارم
،ديدمش و فکر کردم قشنگه
براي همين تصميم گرفتم نگهش دارم
پس اين رو يه هديهي تولد زودهنگام در نظر بگير
،و اگه ازش خوشت نمياد
ميتونيم به جاش باهاش يه بازي کني
چهجور بازياي؟
نوبتي گلبرگهاش رو ميکنيم و از هم سؤال ميپرسيم
و وقتي سؤالهامون تموم شد همديگه رو بهتر ميشناسيم
دوستهاي بهتري ميشيم - باشه -
فيلم موردعلاقهت چيه؟
"سرويس تحويل کيکي"
نديدمش
بعداً ميبينمش
خب، نوبت توئه
چرا اومدي اينجا؟
لئونارد؟
چرا اومدم اينجام؟
...خب، فکر کنم اومدم تا با تو
و باباهات دوست بشم
شايد چند تا ملخ بگيرم
چطوري لبت اون زخم کوچيک رو برداشته؟
خيلي ببخش، وِن
نبايد اين رو ميپرسيدم
،موضوع خيلي شخصيايه حتي براي اين بازي
اشکالي نداره
موقع تولدم لبم بريد
باباهام ميگن کلي دکتر روش کار کردن تا درست شد
خب، من مثل تو جاي زخم ندارم
،ولي اگه ميتونستي درونم رو ببيني
ميديدي که دلم شکسته
چرا شکسته؟
بهخاطر کاري که امروز بايد بکنم
بايد چيکار کني؟
اونا دوستهاتن؟
تو دوستم هستي، وِن
،هر اتفاقي که افتاد ميخوام اينو به ياد داشته باشي
بقيهي کسايي که ميان بيشتر شبيه همکارانم هستن
ميدوني، ما چهار نفر وظيفهي خيلي مهمي داريم
...حتي ممکنه مهمترين کار
در تاريخ جهان باشه
موضوع تو نيستي، وِن
يا باباهات
خب؟
،تو هيچ کار اشتباهي نکردي ...ولي متأسفانه شما سه تا
بايد تصميمات سختي بگيرين
تصميمات وحشتناک
و از ته دلِ شکستهم ميگم که کاش مجبور نبودين
!وِن
باباهات احتمالاً نميخوان ما رو به خونه راه بدن
بايد بهشون بگي که بايد راهمون بدن
وگرنه مجبوريم راه ديگهاي براي وارد شدن پيدا کنيم
فهميدي؟
!وِن، بگو که فهميدي
بد نيست - پنيرش خوبه -
.ديدي؟ اينم مدرک زنده اومدش
لازم نبود بري ببيني تو چه وضعيه
بايد همين الان بياين داخل
چند تا غريبه اومدن و ميخوان بيان تو
و ترسناکن - هي، هي، آروم -
!عجله کنين! همين الان - باشه، باشه، دارم ميام -
داريم ميايم داخل - خدايا، باشه -
!بجنبين - عزيزم، چي شده؟ -
...بهم بگو چيه که - آروم، آروم. خب، چيزي نيست -
چيزي نيست - وِن، چه خبر شده؟ -
.وِن، وِن، چيزي نيست گوش کن، عزيزم، چي شده؟
چي تو رو ترسونده؟
چهار... چهار نفر بودن
بزرگه اسمش لئونارده
ميگه... بايد کمکشون کنيم
ميگه مهمترين کارِ تاريخ دنيا روي دوششونه
شاهدان يهوه؟
عاليه
يه سري سلاح داشتن
سلام
اسم من لئونارده
و با چند نفر از همکارهام اومدم
ميشه لطفاً در رو باز کنين؟
اون يارو بدجوري گندهست
چيکار کنيم؟
...نميدونم. ام
مؤدبانه بگيم برن پي کارشون؟
سلام... ام... سلام، لئونارد
تو بابا اندرو هستي يا بابا اريک؟
من دختر نازتون، وِن، رو تازه ديدم
،خيلي باملاحظه و مهربونه شما دو تا بايد خيلي به خودتون افتخار کنين
من اريک هستم
کاري هست که از دستمون بربياد؟
هست
چرا در رو باز نميکني؟
اگه رودررو صحبت کنيم سادهتره
بهشون بگو برن
خواهش ميکنم مجبورشون کن برن
وِن، خواهش ميکنم
ما انتظار مهمون نداشتيم
نميخوام بيادبي کنم ولي دوست داريم تنها باشيم
درک ميکنم
معذرت ميخوام که توي تعطيلات مزاحمتون شدم
مخصوصاً توي همچين جاي زيبايي
!مجبورشون کن برن
وِن
بايد بدوني که اين کار براي ما هم ساده نيست
هيچکدوم از ما هم قبلاً به اين درياچه نيومديم
...و ما چهار نفر هيچوقت فکر نميکرديم
که بيايم اينجا و با شما آدمهاي خوب صحبت ميکنيم
ديگه کي اون بيرون با تو هست؟
من با "سابرينا"، "اِيدرين" و "ردموند" هستم
...و ما چهار نفر اومديم
چون ميخوايم جون کلي آدم رو نجات بديم
اريک، بيا اينجا. بيا اينجا
ولي براي انجامش به کمک شما نياز داريم
نميتونيم بدون شما کاري بکنيم
...و صحبت کردن از پشت در
داره اين مکالمهي سخت رو تقريباً غيرممکن ميکنه
چي؟
...يه زن هست که يه چيزي
...مثل کلنگ دستشه که زنجير داره
و يه سرش چکشه
الان به پليس زنگ ميزنم
امکان نداره. بوق آزاد نميزنه
چي؟
وقتي رسيديم اينجا، امتحانش کردم
باتريش تموم شده؟
.باتريش تموم نشده بوق آزاد نميزنه
همونطور که گفتم بايد صحبت کنيم
چارهاي نداريم
،آره، خب !ما هم چارهاي نداريم
!داريم به پليس زنگ ميزنيم
هي، ام... ميدونيم که نميتونين اين کارو بکنين
موبايلهاي ما هم اين بيرون آنتن نميده
،و ببخشيد مجبور بوديم سيم تلفن رو قطع کنيم
،وِن، وِن، وِن گوشي رو بده من
نميخوايم شما رو هول کنيم
ولي يهخرده وقت تنگه
خواهش ميکنم در رو باز کنين تا بتونيم يه مکالمهي واقعي داشته باشيم
...اگه ميخواين صحبت کنين چرا - هيس، وِن، وِن -
اون سلاحهاي وحشتناک رو با خودتون آوردين؟ - هيس، وِن، وِن -
No comments yet. Be the first to leave one.