Las primeras 200 líneas.
این همه . از کجا باید شروع کنم به خوندن؟
من اصلا نمیدونم تعهد نامه و تدارکات قبل از ازدواج و منظورتون از هدایا چیه، من فقط همینو میخوام
فقط همون یکی؟
وکيل ژانگ ، ميخوام با شان شان خصوصي صحبت کنم
باشه. تا شما دو تا در اين مورد صحبت ميکنيد منم ميرم بيرون يه تلفني بزنم
راضي نيستي که ازت ميخوام همه ي اينا رو امضا کني؟
نه ، ناراضي نيستم
پس براي چي امضا نميکني؟
احساس عجيبي دارم
تازه ديروز به تعهد نامه ازدواج اشاره کردي
در مورد بقيه اش حرفي نزدي
پدر بزرگ قبل از ازدواج فنگ يو اين تعهد نامه ي ازدواجُ درست کرد
هدفش اين بود که صرف نظر از هر اتفاقي که بيوفته شرکت
تحت تاثير قرار نگيره
اين اسناد تمام دارايي هاي شخصي منه
من هيچ شناختي در مورد توافقنامه ي بلاعوض بزرگ خاندان ندارم
از اونجايي که توافقنامه ي بلاعوض بزرگ خاندان براي مصالح شرکت نوشته شده
من توافقنامه اي براي محافظت از تو نوشتم اين هدايا بهت اجازه ميده که تحت بدترين شرايط هم بتوني رو پاي خودت بايستي
حداقل اين يکيو داشته باشي
نگراني که شايد در آينده رفتار بدي باهام داشته باشي؟
نه . ميتونم همه ي اينا رو نديده بگيرم
ولي شان شان ، سالهاي زيادي پيش رومونه
نميدونم در آينده ممکنه چه اتفاقي بيوفته
تو بايد حاقل يه پشتوانه داشته باشي
تا يکي از نگراني هاي من کمتر بشه
فنگ تنگ ، ميدوني من چرا اين آپارتمانُ انتخاب کردم؟
چرا؟
چون بين تمام داراييهاي شخصيت
فقط اين آپارتمانه که توش خاطره داريم
براي همينه که فکر ميکنم از همه چيز با ارزش تره
نميخوام اين چيزا خللي در احساسات يا دليل اصلي
رابطه ي بين ما ايجاد کنه
از اون گذشته ، من دارم با تو ازدواج ميکنم نه اين چيزا
تا وقتي که تو رو داشته باشم انگار همه چي دارم
اگه تو رو نداشته باشم همه ي اينا برام بي معنيه
اگه اينا رو امضا نکني
ممکنه در آينده هيچي نداشته باشي
فقط منو داري
مامان، ما داريم ازدواج ميکنيم
زمان چقدر زود ميگرده شان شان براي سال جديد ميخواد بياد خونه
يادش بخير اون زمانها که دستشو ميگرفتم و ميبردمش مهدکودک
انگار همين ديروز بود
اصلا فکرشم نميکردم که بعد از سال نو شان شان بخواد ازدواج کنه
چي گفتي؟
شان شان همين الان زنگ زد بهم گفت
مگه نگفتي که شان شان فقط داره قرار ميذاره؟
چطور شد که بعد چند روز ميگه ميخواد ازدواج کنه ؟
حق داري . خودم قبلا دعواش کردم
بهش گفتم اول بايد از پدربزرگت اجازه ميگرفتي براي اين کارا
فکر کنم که تو خيلي وقته خبر داري
و تا حالا چيزي بهم نگفته بودي
مجبور شدي که گفتي ، مگه نه؟ بگو اين پسره چيکاره ست؟
رئيس بزرگ شرکتشونه ، اسمش فنگ تنگه
رئيس فنگ تنگ !فنگ تنگ؟
رئيس بزرگ شرکتشون؟
آره
شما مادر و دختر دست به يکي کردين منو سرکار بذارين؟
منم دلم ميخواست همينطور باشه ولي پدر شان شان، فکر کنم
همه چي واقعيه - چطور ممکنه ؟ -
نکنه رئيس بزرگ شان شانُ اذيت کرده ؟
از اين فکراي ناجور نکن
مگه اون سري که شان شان بيمارستان بود بهت نگفتم که دوست پسرش تا موقعي که مرخص بشه از کنارش تکون نخورد
همش حقيقت بود ليو ليو شاهده
ولي نميشه که به ميل خودشون ازدواج کنن
نکنه شان شان...؟
نه بابا خودم قبلا ازش پرسيدم
نميخواد فکرشو بکني و بترسي
تازه باشه هم چي ميشه بده که بهش پيشنهاد ازدواج داده؟
براي چي اينو ميگي؟
!چي گفتم ؟ شان شان ديگه 23 سالشه بچه نيست که
خيلي وقته بزرگ شده . بايد ازدواج کنه
منتظر تماس کي هستي؟
نه هيچ کي. وقت داشتم ساعتو نگاه ميکردم
چرا هيچ خبري از مامان نشد؟ دارم از ترس ميميرم
تونگ تونگ
با اين ... ميتونم در مورد گذشته فنگ تنگ تحقيق کنم؟
عمو اين آيپده
هر خبري که تو نت باشه ميتوني باهاش پيدا کني
باشه پس به عمو کمک کن دنبال اخباري از فنگ تنگ بگرده
چي پيدا کردي؟
بازي اي که ميخواستم بخرم توسط تيم طراحي شرکت فنگ تنگ ساخته شده
دفعه ي ديگه از خواهر شان شان ميخوام برام بياره که مجبور نشم پولمو خرج کنم
براي چي دنبال اين چيزاي به درد نخوري؟
بگرد ببين فنگ تنگ قبلا ازدواج کرده
قبلا چند تا دوست دختر داشته ؟ اول دنبال همين بگرد
نه
همه ي خبرها در مورد تجارتشه چطور اين شرکتو خريده ، سهامشون چقدر ارزش داره
عمو . براي چي ميخواد درباره ي شايعات پشت سر شان شان و رئيس بزرگ بدوني؟
اگه ميخواي بدوني بهتر نيست از خود خواهر شان شان بپرسي؟
چرا وقتي ازت ميخوام دنبال 4 تا چيز به درد بخورد بگردي همش حرفاي بيخود ميزني؟
بده خودم - بلدي چيکار کني؟ اگه بشکنيش چي؟ - بلدم بده خودم -
خب خب مگه تونگ تونگ کمکت نکرد دنبال اطلاعاتي که ميخواي بگردي؟ اگه چيزي پيدا نکرده يعني چيزي نيست
مگه خبر خوبي نيست؟ نکنه انتظار داشتي دوست پسر شان شان
پشت سرش پر از شايعه باشه؟
دوست پسر شان شان ، رئيس بزرگ فنگ تنگه ؟ - نه -
من هنوز موافقت نکردم
تونگ تونگ ممنونم
رفتي خونه حرفي از اين قضيه به پدر و مادرت نگو
صبر کن تا خواهر شان شان بياد خونه و بيشتر با هم حرف بزنيد ، باشه؟؟
کجا؟
بيا غذاتو بخور
ژنگ کي و لي شو بالاخره آشتي کردن
امروز اينجا رو رزرو کردم که با خيال راحت بشينيم حرف بزنيم
گوشيم زنگ ميزنه
پدرمه
جواب بده
ما ميريم تو بريم
سلام بابا
شان شان ميخوام ازت بپرسم
واقعا داري با رئيس بزرگ فنگ تنگ قرار ميذاري؟
بله
واقعا دوستش داري؟
منظورم اينه که خودشو دوست داري نه موقعيتشو
بله
اون چي؟
اونم دوستم داره
بابا
فنگ تنگ واقعا خيلي با من خوبه
وقتي ببينيدش متوجه ميشيد
ببينمش؟
حالا که قراره همو ببينيم
يه دست کت شلوار براش ميدوزم
به عنوان هديه ي آشنايي
بابا نياز نيست
فنگ تنگ تا دلت بخواد کت شلوار داره
نيازي نيست براش بدوزيد
ربطي به چند دست کت شلوار داشتنش نداره
فقط اندازه هاشو برام بفرست
بابا نياز نيست به خودتون زحمت بدين
فنگ تنگ کت شلوار لازم نداره
اون لازم نداره ولي من بايد اين کارو انجام بدم
ميدونم خانواده ش خيلي ثروتمنده
شايد اهميتي به کت شلواري که من براش ميدوزم نده
ولي شان شان ، تو که ميدوني
من در تمام عمرم براي کسي کت شلوار هديه ندوختم
ميدونم بابا
احساستو ميدونم
بهش ميگم
من از جانب خودم تشکر ميکنم
پس هر چه زودتر اندازه هاشو برام بفرست ، باشه؟
خب؟
بابام گفت ميخواد ببيندت
وقتمو خالي ميکنم
و براي ديدن پدر مادرت ، همراهت ميام
يکم آب بخور
داري وسايل خونه رو نگاه ميکني؟
اين مبله خيلي قشنگه
خوشت مياد؟
آره
خيلي خوشم مياد
شان شان
بيا تعطيلات سال نو امسالُ تو خونه ي قديمي مون بگذرونيم
نه
من براي سال نو بايد برم خونه
بعد از اينکه ازدواج کنيم
فکر کنم ديگه نشه براي سال نو برم خونه مون
روز سال نو ، من و فنگ يو و يان کينگ باهات ميايم خونه تون
واقعا ميخواد به ديدن پدر و مادرم بياد؟
نميدونم
پدر و مادرم چه عکس العملي نشون ميدن
آقاي فنگ، اين بسته براي خانم فنگه
باشه ممنون
خانم فنگ؟
پس منو اينجوري به نگهبان هاي ساختمون معرفي کرده ؟
بايد از خونه تون باشه
احتمالا
مادرم چيزي بهم نگفت
نکنه
بابا ! اين يعني چي؟
زو شان شان
توضيح بده
بهت نگفته بودم
پدرم خياطه؟
نگفته بودي
خب پس حالا ميدوني
اين کت
هديه ايه از طرف پدرم
منظورش اين بوده که
وقتي براي ديدنش ميري
اين کت شلوارُ بپوشي
اگه فکر ميکني خوب نشده
اشکالي نداره نپوشيش
واقعا؟ چه جالب
هواي حومه ي شهر خيلي خوبه مگه نه ؟
آره من ميبرمتون همه جا رو نشونتون ميدم
آره حتما - عشقم ، بريم-
همه چي حاضره؟
همه چي حاضره
خودتون هستين که ، چيو حاضر کردين؟
يه کارايي هست که بايد انجام ميشد - اومدن خودمون که کفايت نميکنه . بايد کلي هديه - برا نشون دادن حسن نيتمون بياريم
کلي به زحمتت انداختيم
نه اصلا اينجوري فکر نکن
بريم
برادر ، امروز کت شلوارتو عوض کردي
دو رديف دکمه ، دوباره طرح قديم مد شده؟
تايشاني از طرف شان شان
چي چي تايشان؟
مگه تايشان* تو جنگل زندگي نميکنه تارزان*
پس تايشاني که ميگي يعني چي؟
منظورش اينه که دوخت سفارشي پدر زنشه
No comments yet. Be the first to leave one.