Las primeras 200 líneas.
.: هماهنگ شده برای نسخه بلوری توسط : m450ud :.
.اسم من ويرجينياست .درست کنار يک جنگل زندگي ميکنم
.خب، ميشه گفت شبيه جنگله
پدر من يه دربانه. و شغلش محافظت .از يه آپارتمان ،نزديکيه پارک مرکزيه
شايد فکر کنين از اينکه .هنوز با پدرم زندگي ميکنم ناراحتم
.حق دارين ولي من همه چيزِ پدرم هستم
ولي بهتر از اينه که دائما ...تو فکر زندگي با يکي از دوست پسرهام باشم
من فقط يه پيشخدمتم که .تو رستوران پارک کار ميکنه
ولي بالاخره، يه روزي با يکي .شريک ميشم و رستورانِ خودم و راه ميندازم
فقط به يه مرد خوب نياز دارم .که به غذا هم علاقمند باشه
!اينو ديدي؟ نگاش کن .داغون شده
.اين که وظيفه يِ من نيست، کار ِ برق کاره- و لي کيه که بفهمه؟
کجا ميري؟- .دارم ميرم سرِکار ، پدر- .مثل هميشه
!وقتي برگشتي از پله ها بيا بالا .معلوم نيست اين آسانسور روبراه بشه
زندان يادبود سفيد برفي .قلمرو چهارم، ساعت 6:02 بعد از ظهر
کي اونجاست؟
ايالت مرزي قلمرو چهارم .ساعت 6:03 بعد از ظهر
خب، الان دقيقا داريم کجا ميريم؟- شهر لوبيا، يکي از شهرهايِ جنوب غربيِ- .قلمروِتون، قربان
قراره مراسم تاجگذاري شما .در اونجا برگزار بشه
چقدر ديگه مونده تا برسيم؟ .هواي شکار به سرم زده
.به زودي ميرسيم، قربان ولي قبل از آن بايد در زندانِ يادبودِ .سفيد برفي توقفي داشته باشيم
.از اين ايالت ها متنفرم .مردم اينجا خيلي سطح پايينن
نامادريتون مجددا تقاضايِ آزادي کردن .که البته شما بايد مجددا اين تقاضا رو رد کنين
.فقط يک قرار ملاقات رسميِ ديگه است
!چقدر رقت انگيز شدين اسم خودتونُ غول گذاشتين؟ .شما مايه يِ شرمساريِ مَنين
.ما رو ببخشيدبابايي- .ما رو ببخشيد بابايي- .ديگه تکرار نميشه-
بار آخريه که برايِ نجات شما ابله ها- .خودم و به خطر ميندازم .بيخيال بابايي. اون کفشهايِ جادوييتُ دربيار ديگه-
.ترتيبشونُ ميدم
ميدوني به چي فکر ميکنم، آدمهايي مثلِ .منن که دارن اين کشورُ ميچرخونن
.آدمهايي که کارشون خارق العاده است همزمان 6 تا شغل دارن .و از پس همشون برميان
حداکثر 10 تا 15 سال ديگه .هم کار دموکراسي تمومه
،به عنوانِ به شهروند متعد، بهت ميگم ديگه اون دوراني که مردم به هم کمک .ميکردن گذشته، همه چي تموم شد
جوجه کبابتو گذاشتم .بالايِ مايکروفر
توني، نيم ساعته که معطلِ .اين آسانسور شدم
.فکر مي کردم درستش کردي- درستش کرده بودم، قربان،ولي- .دوباره خراب شد
تمامِ شبُ برايِ درست کردنش وقت نداري وقتي آسانسور خراب ميشه .مردم ديوونه ميشن
بايد سيستم تهويه و فاضلابُ .بشوري و تميز کني
بله قربان، اجازه بدين اينو درست کنم .بعدش همه چيزو روبه راه ميکنم
.توني، فقط همين يه بارُ بهت تذکر ميدم
آدمهاي زيادي اون بيرون- هستن که دلشون ميخواد .شغل تو رو داشته باشن .بله قربان-
...فاضلاب و خالي کن !يکي نيست خودشو تميز کنه
.خداحافظ، پدر- .خداحافظ-
گوش کن، طرفِ پارک نميري، قول بده؟- .باشه- !هوا سرده، کتتُ بپوش-
راستي برايِ شامم چي درست کردي؟
!صبر کنيد
!بياين پيشِ من
"قسمت فوق امنيتي"
خب، انگار رسيديم؟ !چه پذيراييِ شاياني، چه فرش قرمزي پهن کردن
يادتون نرفته که برايِ ملاقاتِ .چه کسي اينجا اومدين، قربان
!اينو ببين- !راست ميگفتي-
.منطقه فوق امنيتي، ما نبايد اينجا باشيم- !بابايي، هيچکس حق ورود به اينجا رو نداره-
.اينجا، جاييه که ملکه رو زنداني کردن
"هرگونه ارتباطي بازنداني ممنوع ميباشد"
"تماس فيزيکي با زنداني ممنوع "
.پدر، اينجا واقعا ترسناکه
از اين نقطه جلوتر حق بردن " "هيچ غذايي را نداريد "غذا را داخل سبد پاييني قرار دهيد"
نرو بابا، داري کجا ميري؟ .اين يه تله است. جلوتر نرو .نه.نه
.درو باز کن
.درو باز کن تا به تمامِ آرزوهات برسي
جايلز؟جايلز؟
.سلام شازده
دردت اومد؟- .ميخوام تو رو با خواهرم آشنا کنم-
!حالا مالِ خودمه- !اول من زدمش-
!من اول بودم - !من هميشه اولم- !کافيه-
.انگار خيلي از قصرت دور شدي، وندل- .بهتر بود همونجا ميموندي-
!پسر خونده يِ احمقِ من- !تقاصِ کارتو پس ميدي-
برعکس! اين تويي که بايد !برايِ يه لقمه غذا به پام بيفتي
ميدوني اين چيه؟ .اين يه سگ خارق العاده است
.يه سگِ جادويي
.اميدوارم از اين سگ خوشت بياد، وندل چون قراره بقيه يِ عمرتُ اين .شکلي بگذروني
خب، بيا، شاهزاده وندل تو که فکر نميکني با اين چهار دست و پات، کسي تو رو بشناسه؟
!بگيرش- !جلوشو بگيرين، من زنده ميخوامش-
.ما شما رو نا اميد نميکنيم، مياريمش- .اون که نميتونه فرار کنه، اينجا يه زندانه-
خب، اعليحضرت؟
ميخواين چيزي بگين؟
دُمم کجا رفته؟
تا حالا شده زماني برسه که فکر کنين .هيچ هيجاني تو زندگيتون وجود نداره
.شايد همه همينجوري باشن مردم معمولا ميخوان که .تو زندگيشون آرامش داشته باشن
.بهمون غذا بده .چند وقته هيچي نخوردم
.بذار بيايم بيرون
.فقط کليدها رو بهمون بده !بذار بيايم بيرون
!تو- !سلام-
تو چه جونوري هستي؟- من؟ يه شهروند محترمم
.که بيگناه زنداني شده- .مجبورم نکن دوباره بپرسم-
.من يه گرگنمام
اگه آزاديتو بهت ببخشم قبول ميکني که بدون هيچ سوالي بهم خدمت کني؟
...فقط اگه صبحانه و ناهار و شامم آماده باشه .من گرگ شما ميشم. به من ميگن گرگِ وفادار
.من شاهزاده ويندلُ به يه سگ تبديل کردم
.فکر خوبي بوده- .بايد قبل از غولها اونو پيدا کني-
!صبر کن
.اونو برام بيار
.تو الان به من خدمت ميکني
.هر جا که بري کارهاتُ زير نظر دارم
فهميدي؟
اونجا چه خبره؟
!لعنت به کوتوله ها ما کجا اومديم؟
.واو.دورو برتو نگاه کن
اينجا جزو نهمين قلمرو نيست .اينجا جادوييه
.ببين اينجا چقدر پرنوره- .انگار هزاران هزار شمع روشن کردن-
بهتر نيست اينجا رو از خودمون کنيم؟- .چه حرف قشنگي-
بريم تسخيرش کنيم قبل از اينکه .دست يکي ديگه بهش برسه
بدين وسيله اين سرزمين و ساکنينش .را به نام غولهاي غار نشين ثبت ميکنم
...و زين پس به نام
چه اسمي براش بذاريم؟
.دهمين قلمرو
.دهمين قلمرو
در عرض اين ماه بايد .خونه يِ سفيد برفي رو خراب کنم
از اين به بعد قصر و قلمرو .تحت سلطه يِ وندل از آنِ من خواهد بود
و به خاطرِ کمکي که برايِ فرارِ من انجام دادي نيمي از قلمرو پادشاهيِ .اونو تحت فرمانِ تو قرار ميدم
نيمي از قلمرو چهارم؟ !ولي وسعت خيلي زيادي رو در برميگيره
چه نقشه اي تو سرته؟ بايد چيکار کنم؟
فقط بذار بچه هات تا زماني که .شاهزاده رو بگيرن در اختيار من باشن
همش همين؟
البته در مورد توافقمون هم نبايد .چيزي بهشون بگي
بايد ميذاشتي نيمي از قلمرويي .که خودم ميخواستمُ انتخاب ميکردم
.اوه، خداي من. انگار کشتمش
.روبه راهي؟ منو ببخش
صاحبت کجاست؟ چرا قلاده نداري؟
.اوه، کيف پولم نيست
.اينو ببين، يه ذره چرم هم براش استفاده نکردن- تو اين کيف ديگه کفشي پيدا نميشه؟- اين ديگه چيه؟
.بازم جادو
.نه. ويرجينيا . چيزي نيست. راهتو برو
!اونجا رو ببينين. يه خبرهايي هست
!نگاه کن
.موي سگ .چرميه. چقدر قشنگه. چقدر تميزه
"از يابنده يِ اين کيف تقاضا ميشود که آن را" "به آدرس : ويرجينيا لوئيس"
"آپارتمان 2006-شماره 2-خيابان 81 شرقي" ."ارسال نمايد"
خيابانِ هشتادو يک؟ .دقيقا همينو نوشته، خيابان هشتادو يک
از اين طرف بريم؟- .زود باش-
.گوشت
.تا حالا کجا بودي؟مجبور شدم به جات وايستم- !ممنون-
.سرِت...از سرت خون مياد
بادوچرخه ام تصادف کردم، کيف .پولمم گم شد، يه دوست پسر جديد هم پيدا کردم
با دوچرخه ام بهش زدم ولي فکر .نکنم چيزيش شده باشه. خونريزي که نداره
اسمش چيه؟- .نميدونم. قلاده نداشت-
اسم نداري؟ بذار ببينم...از نظر من که شبيه شاهزاده هايي، آره ؟ .سلام شاهزاده گوگولي
خوشمزه اس ؟ .نه
.يادت نره برايِ چي اومدي اينجا .تو اومدي شاهزاده رو پيدا کني .شاهزاده رو پيدا کن
ولي يه گرگ بايد غذا بخوره، مگه نه؟
.نميتونم با معده يِ خالي کار کنم
.بويِ سگ مياد
.يادت که نرفته؟ هم کار هم تفريح .بزن بريم
همين جا بمون. سعي ميکنم بيام ازت خبر بگيرم.سر صدا نميکني .خرابکاري هم موقوف
.يواش. وگرنه ميندازنت بيرون
.پس خوراک مخصوص گوشت گوسفند- .گوسفند؟ غذاي مورد علاقه ي منه-
خوشمزن، آبدارن. به خصوص که تو مزرعه .هم چريده باشن
با اون پشمهاي صاف و قشنگشون بالا و پايين .ميپرن و آبِ دهنُ راه ميندازن
موقعِ گرفتشون بايد مواظب باشي .که چوپاني اون اطراف نباشه
.شايد اون پشتها يه جايي با يه خوابيده باشه
منم قصد خوردنشو ندارم .نه تا وقتي که گوسفندهاي خوشمزه اون دور و برها باشن
.بااون دهنِ با حالشون .من حريص نيستم
من که حريصم. اصلا چرا بايد همچين حرفي بزنم؟ .اصلا تو ذاتمه
.اين منم.به دنيا اومدم تا لذت ببرم
.لعنتي ها
.کالسکمون رسيد
براتون چي بيارم؟
.نه .نه. دارم ميگم گوشتش آبدار باشه .هرچي نپخته تر ، بهتر
دارم ميگم تا گذاشتيش تو فر زود .درش بيار ، برام بيارش
.نه تزئين ميخوام، نه سبزيجات .فقط گوشت و بردار بيار
گوشتش قرمز باشه. درست رنگ صورت دختر جووني .که از خجالت سرخ شده
...متاسفم، ميشه دوباره بگيد
يه مارگاريتاي بزرگ ، يه نوشابه يِ رژيمي، و ...دو تا آبجو
...و برايِ همسرم هم- .منو ببخشيد، الان برميگردم-
.باشه. انگار بايد ببرمت بيرون
.خطر
.باشه.کندي، شوخيت خيلي بامزه بود .حالا بيا بيرون
...انگار کار خودت بوده
.يه بار پارس کن
اگه راست ميگي حالا .دو بار پارس کن
بسيار خوب. پس شما خوراک مخصوص گوسفند .و 6 فنجان شير گرم گوسفند ميخواين
.اه،اه، داشت يادم ميرفت من دارم دنبال يه دختر مهربون ميگردم .که سگم و پيدا کرده
.اُه، پس اون سگ شماست
.به ويرجينيا ميگم، دنبالش ميگردين
تو حرفهايِ منو ميفهمي؟
.بس کن ديگه
کي تو خطره؟ هردوتامون؟
.صبر کن، صبر کن
.اُه، شما نميتوني بياي تو
.احتمالا رفته خونه .شايد مشکلي براش پيش اومده باشه
اوه، طفلکي! ميشه آدرس خونشونُ بهم بدي؟
!نميتونم آدرسشُ بهتون بدم .متوجهيد که، من شما رو نميشناسم
.ميتوني بهم بگي
.من اينجا زندگي ميکنم
.حالا ديگه بايد بري
باشه. همن امشبُ ميتوني اينجا بموني .بعدش بايد بري به هونجايي که ازش اومدي فهميدي؟
.دارم ديوونه ميشم آخه چجوري ميشه با يه سگ حرف زد؟
.باشه باشه. باورم شد
.اين همسايمون خانم گريوزه
.همسر و پسرش، اريک هم اينجان
چه بلايي سرشون اومده؟
.همينجا بمون
.صبر کن
.بذار ببينم، حال بابام خوبه يا نه
.بابا، بيدار شو
چي فکر ميکني؟
.اينجا رو ببين
.چرم گاوه، چقدر قشنگه
سلام، دختر کوچولو! از اين کفشها .درست نگهداري نکردن
.پاره و کثيف شدن، بعدم همينجوري دورشون انداختن
.کفشهايِ قشنگ و کوچولويي داري
No comments yet. Be the first to leave one.